از میان آثار مولانا، کتاب گران سنگ مثنوی از دیرباز در بسیاری از کشورها بویژه در ایران، ترکیه و شبه قارة هند، مورد توجه گروه های مختلف قرار گرفته و آثاری فراوان در پیوند با آن بوجود آمده است؛ اما دربارة این آثار بوجود آمده، تاکنون گزارشی مدون و بایسته ارائه نشده است.
بدست دادن گزارش هایی علمی و آماری از چگونگی سیر مثنوی پژوهی در کشورهای مختلف، از یکسو پایگاه مولانا و مثنوی را در آن دیار روشن تر میکند و از سویی اهمیت فرهنگ و زبان فارسی را بیش از پیش بیان نشان میدهد و از سویی نیز راه دیگر پژوهش گران حوزة مولانا پژوهی را هموارتر میکند. بر همین اساس، در این مقاله سعی شده است کارنامة مثنویپژوهی در ایران، به دو دورة زمانی تقسیم شود و در حدّ توان همة آثاری که از گذشته تا سال 1383 خورشیدی دربارة مثنوی به صورت های تألیف، تصحیح و ترجمه چاپ گردیده است، بررسی، موضوع بندی و طرح شود.
بنابراین مقالة حاضر محصول پژوهشی است که در آن 114 عنوان کتاب، در 210 جلد و 98210 صفحه نقد و بررسی شده است. از این 114 عنوان کتاب، 86 مورد در 139 جلد و 63732 صفحه بصورت تألیف و 16 مورد در 34 جلد و 17039 صفحه بصورت تصحیح و 12 مورد نیز در 37 جلد و 17439 صفحه بصورت ترجمه بوده است.
فلسفه آفرینشِ انسان، بندگی، عبادت و عبودیت است و شرط اجابت دعا، شناخت نسبی خداوند و توجه نسبی به دعا است؛ هر توجهی به سوی خدا، هرارتباط قلبی بادستگاه الوهیت دعا و عبادت است. قوی ترین نحوه برقراری ارتباط انسان با خالق در دعا نمودار می گردد نیایش به معنای مناجات نزد فردوسی شاید بیش از سایر شاعران کاربرد داشته باشد، اشخاص شاهنامه در تنگنا پس از تطهیر، در خلوت پیشانی بر درگاه باری تعالی سائیده، با تضرع خواهان بازگشایی گره از مشکلات خود می گردند و گاه بدون اندیشیدن به خواسته ای، با خدای خود خلوت گزیده، ابراز بندگی می کنند. در شاهنامه در پایان بعضی دعاها تصریح به استجابت دعا شده است. دعا در شاهنامه از نظر محتوایی دارای تنوع است. این مقاله کنکاشی است در شاهنامه از منظر نیایش های آن که با هدف شناخت خداشناسی در شاهنامه صورت گرفته است.