«دا» یکی از نمونه های نثر معاصر فارسی در دهة 90 - 1380 ه.ش. است. نثری ساده، موجز، صمیمی، روان وگفتارگونه دارد و پرداخت جزئی نگرانه به حوادث به ویژه در بخش های میانی، نمودی آشکار دارد. روایت رخدادها و ساختار منسجم اثر به گونه ای است که خواننده می تواند حوادث را تجسم کند.
همچنین «دا» از اسناد جنگ تحمیلی برای بیان مشکلاتی است که مردم در جنگ تحمیلی متحمل شدند. مهمترین آرایة ادبی متن کتاب، تشبیه است. بسامد افعال به طور معناداری زیادتر از اسم ها و صفات است و این امر، سبب پویایی متن و ایجاز مطلوب آن شده است. واژه های عربی و کردی بسامد قابل توجّهی در متن دارند. «دا» اثری برونگرا و عینی است و راوی بیشتر به ظاهر رویدادها و روایت جزئی نگرانه حوادث می پردازد.
روایت صادقانه و تأثّربرانگیز حوادث به ویژه رویدادهای روزهای نخست جنگ در خرمشهر، اثر را به صورت ترجمان احساسات و عواطف راوی درآورده است.
در این گفتار، نویسندگان با روش تحلیلی- توصیفی با تأکید بر شیوة تحلیل محتوا به بررسی سبک شناسیک خاطره نوشتة «دا» در سه بازة سبک شناسی زبانی، سبک شناسی ادبی و سبک شناسی فکری پرداخته اند.
در این مقاله براساس توصیف لازار (1985 و 2007) از اشعار پارتی و توصیف طبیب زاده (1382 و 1392) از اشعار فارسی عامیانه و فهلویات، چهار فرضیه کلّی را در مورد ویژگی های وزنی در اشعار محلّی شهرضایی بررسی می کنیم. اوّلین فرضیه ما ای ن است که هجای پایانی هر پایه که تکیه وزنی می گیرد، هجایی سنگین است. فرضیه دوّم این است که در صورت سنگین نبودن هجایی که تکیه وزنی می گیرد، این هجا لزوماً در پایان واژه قرار دارد و درنتیجه دارای تکیه واژگانی است. فرضیه سوّم این است که هجاهایی که در پایان هر پایه قرار ندارند و درنتیجه تکیه وزنی نمی گیرند دارای رابطه خاصّی با وزن هجا نیستند، یعنی ممکن است سبک باشند یا سنگین. و فرضیه چهارم هم به محلّ مکثِ شطر و پایه در این اشعار مربوط می شود، به این معنا که محلّ مکث در این اشعار مانند اشعار عامیانه فارسی از نوع قطع است، یعنی لزوماً در پایان واژه قرار نمی گیرد بلکه در وسط هم واژه هم ممکن است ظاهر شود. برای تحلیل آماری این موارد، هجاهای پایانی و غیرپایانی را در پایه های 50 مصراع از اشعار عامیانه شهرضایی در برنامه اکسل مدخل کردیم و با مطالعه ای آماری ب ه ای ن نتیجه رسیدیم که فرضیه های دوّم، سوّم و چهارم ما صحیح بوده اند.
رضایتمندی از زندگی، هیجانی مثبت، کلّی و مرتبط با گذشته و متأثر از نحوه ارزیابی شناختی انسان در طول زندگی است که با ترک اعتراض بر مقدرات الهی و خشنودی از آن آغاز و در تمام زندگی گسترش می یابد و در گلستان سعدی به عنوان یکی از مفاهیم ادبیات تعلیمی با ترویج باورها و مهارت های رضایتمندی و آموزش مهارت های مقابله با تنیدگی ارائه شده است، رضایتمندی در مقامات عرفانی بالاتر از تسلیم و پایین تر از فنا و دارنده آن در مرتبه صدیقین قرار می گیرد و در روان شناسی مثبت گرا یکی از دو بُعد بهزیستی ذهنی محسوب می شود، هدف ما در این پژوهش شناخت و تحلیل مفهوم رضایتمندی از زندگی و مؤلفه های مرتبط با آن از دیدگاه سعدی با استناد به حکایات گلستان است، سعدی ارزیابی شناختی صحیح از دنیا را به وسیله بهره-مندی از تعالیم اخلاقی و تربیتیِ فضیلت گرایی چون رضایت به مقدرات، صبر، قناعت، شکر و قدردانی عامل ایجاد رضایتمندی از زندگی می داند، نتیجه این پژوهش نشان می دهد که سعدی مفهوم رضایت از زندگی را در قالب داستان پردازی و به کمک تمثیل و شگردهای ادبی و بلاغی با تکیه بر نقش ترغیبی زبان به مخاطبان عرضه کرده است تا مخاطب، پیام او را در زیباترین شکل هنری دریافت و ادارک نماید، روش پژوهش در این مقاله، توصیفی تحلیلی و بر مبنای روش اسنادی و برپایه تحلیلِ محتوای حکایات گلستان سعدی است.