ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۴۴۱ تا ۴۴٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۴۴۴۱.

سیر کاربرد انگاره های زنانه زبان در دو کتاب یکشنبه آخر و دختر شینا با نگاهی به رویکرد زبانی سارا میلز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۴۶۹
دوران دفاع مقدس، بخشی از تاریخ کشور ماست و نگاه عادلانه به این برهه تاریخی، زمانی محقق می شود که از نگاه تمام کسانی که درگیر آن بوده اند، مورد بررسی قرار بگیرد.کتاب های خاطرات زنان از جنگ به لحاظ کمّی و کیفی هنوز فاصله بسیاری با کتاب های خاطرات مردان دارند. در این مقاله با تأکید بر وجود سبک زنانه در آثار زنان نویسنده و بررسی دو کتاب برگزیده خاطرات زنان در جشنواره های کشوری که در فاصله زمانی 10 ساله از یکدیگر برگزیده شده اند، یکشنبه آخر و دختر شینا، بسامد کاربرد 20 مؤلفه از جلوه های زنانه زبان که توسط صاحبنظران بیان شده یا به نظر نگارنده رسیده اند با نگاه به رویکرد زبانی سارا میلز در سطوح ساختار زبانی و ساختار اندیشه و محتوا ارزیابی شدند.این مؤلفه ها می توانند به روند رشد نقد نظری آثار زنان به ویژه در حوزه خاطرات جنگ کمک کنند. در سیر کاربرد این مؤلفه ها طی دوره 10 ساله، استفاده از واژگان زنانه در بخش ساختار زبانی (صرفی) در دختر شینا به شکل معناداری نسبت به یکشنبه آخر افزایش و اشاره به آموزه های دینی و ملی (در بخش ساختار اندیشه و محتوا) در آن کاهش معنادار داشته است. اشاره به رنگ و جنس اشیاء در دختر شینا در حد متوسط، کاهش، اما استفاده از لحن ضعیف و حمایت طلبانه درآن افزایش داشته است. بقیه موارد تغییر قابل توجهی نداشته اند. این تغییرات می توانند تحت تأثیر شرایط فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جامعه یا شرایط فردی نویسنده باشند.
۴۴۴۴۲.

خوانش بلاغی- کنشی (بوردیویی) داستان های مرغ انجیر، پیگمالیون و صداخونه غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۳۹۷
از جمله دست افزارهای پژوهشگر حوزه ادبیات در تحلیل یک متن، نقدِ بلاغی و نقدِ جامعه شناسی است. حال، اگر بتوان میان این دو نوع نقد ارتباطی روشمند و هدفمند برقرار کرد، مرز باریک میان جامعه شناسی ادبیات و نقدِ جامعه شناسی مشخص تر، پویایی و سیالیت دست افزارها تقویت و توانمندیِ خالقِ متن و ظرفیت-های اثرش، بیش از پیش، شناخته می شود. پرسش بنیادین این پژوهش را می توان چنین طرح نمود که ارتباط میان نقد بلاغی و نقد جامعه شناسی در انجام پژوهش-های ادبی تا چه میزان قابل اعتنا و بررسی است؟ و اساساً چگونه می توان از این رهگذار به سیالیت و پویایی نقد رسید؟ در این پژوهش کوشیده ایم به روش تلفیقی (بنیادی و کاربردی با محوریت کیفی و کمّی) و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، در سه داستان کم تر خوانده شده غلامحسین ساعدی (داستان های مرغ انجیر، پیگمالیون و صداخونه)، مرز میان جامعه شناسی ادبیات و نقد جامعه شناسی را در مقام عمل، مشخص کنیم و ارتباطی روشمند میان نقد بلاغی (دانش معانی، بیان و بدیع) و نقد جامعه شناسی(کنش پیر بوردیویی) برقرار کنیم. در مجموع، دستاوردهای پژوهش نشان می دهد: 1. به کمک دانش بلاغت می توان به عادت-واره افراد، سرمایه و موقعیت ایشان در میدان فضای اجتماعی پی برد. 2. به محض تغییر در سرمایه و موقعیت افراد در میدان، در بخش بلاغی نیز، تغییراتی هدفمند صورت می گیرد. 3. توجّه به این مسأله، متن داستان را صرفاً در لایه ادبیت متن بررسی نمی کند، بُعد کاربردی بودن و پویاییِ این ادبیت را هم تبیین و تحلیل می-کند. 4. بیش از پیش می توان به توانمندی های نویسنده ای چون غلامحسین ساعدی پی برد که هوشمندانه و جمله به جمله، مترصّد اوضاع است و جملات را به فراخور جریان روایت، رنگ و لعابی بلاغی می بخشد و با این تغییر، ویژگی های جامعه شناسانه متن هم دچار تغییر می شود. می توان گفت که این مقاله، درآمدی بر پژوهش های نوین حوزه ادبی است و پرتوی میان پرتوهای گوناگون.
۴۴۴۴۳.

نگاهی به شگردهای شخصیت پردازی و تفاوت های آن در دو داستان ملکوت و مسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۴۱۸
ملکوت بهرام صادقی و مسخ فرانتس کافکا، با بُعد زمانی نیم قرن، پوچ گرایی و نگرش اگزیستانسیالیستی نویسندگان خود را فریاد می زنند. این دو اثر اگرچه دارای ژرف ساختی بسیار نزدیک به هم هستند، در جهاتی از جمله شخصیت پردازی، از یکدیگر فاصله می گیرند. شخصیت، یکی از عناصر مهم داستان است که نخستین بار، ارسطو آن را مطرح نمود و مورد توجه قرار داد. نظریه پردازان و منتقدین داستان، شخصیت را در پیوندی بی واسطه و عمیق با عناصر دیگر داستان می دانند؛ بر طبق این نظریه، شیوه های شخصیت پردازی در هر داستان نیز، با توجه به چگونگی دیگر عناصر آن داستان انتخاب می شود. با مقایسه شیوه های شخصیت پردازی در دو داستان ملکوت و مسخ، در پی آن هستیم که مصداقی برای این نظریه در دو داستان جاودانه جهان بیابیم و اثبات کنیم که علی رغم نزدیکی مضمون و لایه های زیرین داستان، تفاوت در روساخت و عناصر داستان، باعث تفاوت در شخصیت پردازی می گردد. بدین منظور انواع شیوه های شخصیت پردازی را در هر اثر مورد مطالعه قرار داده و بسامد هریک از این شیوه ها را معلوم داشته ایم.
۴۴۴۴۴.

تکثر معنی و دگردیسی سیمای بیدل در محیط های ادبیِ آسیای مرکزی (1870-1991م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۴۸۸
بیدل 1054-1133ق (1720-1644م) از نیمه دوم سده هجدهم میلادی به یکی از محبوب ترین شاعران فارسی زبان در آسیای مرکزی تبدیل و میراثش دستمایه مخاطبان حرفه ای به شعر فارسی شد. آن ها فارغ از خاستگاه زبانی و فرهنگی، این میراث را براساس زمینه های ذهنی و علایق خود تفسیر می کردند. نگارنده در این نوشتار با استفاده از دستاوردهای هرمنوتیک فلسفی، به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که علاوه بر ویژگی های میراث بیدل، چه زمینه های اجتماعی و فرهنگی در منطقه موجب شده بود تا اشعار وی متناسب با زمینه های ذهنی مخاطبان تفسیر و به تلون سیمای بیدل منجر شود؟ براساس نتایج پژوهش، با عطف توجه به ماوارءالنهری بودن اجداد بیدل و مهاجرت آن ها به هند، دلیل اصلی توجه مخاطبان در این منطقه به بیدل را باید در نوع جهان بینی بیدل، ظرفیتِ خوانش پذیری شعر وی از یک سو و تحولات ایجاد شده در آسیای مرکزی در نیمه دوم سده نوزدهم و آغاز سده بیستم که منجر به پیدایش جریان های فکری جدید در منطقه شد از سوی دیگر، در شکل گیری این نوع خوانش ها دخیل دانست.
۴۴۴۴۶.

چالش های معنایی-ترجمه شناختی ترجمه صنایع ادبی. رویکرد کوچک ساختارگرا در ترجمه پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۶۴۷
امروزه اهمیت تحقیقات در حوزه ترجمه پژوهی بر زبانشناسان و نیز متخصصان ادبیات تطبیقی پوشیده نیست. اهمیت ترجمه پژوهی، حتی در نگاه کوچک ساختار نگر که مبتنی بر تحلیل مسائل زبانی در ترجمه است، از آنجاست که دیگر متن ترجمه ادبی از نظر نقشی که در زبان و فرهنگ مقصد بازی میکند چیزی کم از بار و نقش ادبی و فرهنگی متن اصلی در بستر زبانی-فرهنگی خودش ندارد، بویژه هنگامی که به ترجمه پژوهی شاهکارهای ادبیات جهان میپردازیم. مقاله حاضر به بررسی ترجمه آرایه های استعاره و مجاز در نسخه فرانسوی «دیوان حافظ» به ترجمه شارل-هانری دو فوشه کور [1] می پردازد. این ترجمه به زبان فرانسه بر اساس نسخه گردآوری شده توسط پرویز ناتل خانلری انجام شده است. این مقاله ابعاد معناشناختی ترجمه آرایه های ادبی را مورد مطالعه قرار داده است. پس از بررسی آرایه های استعاره و مجاز موجود در نیمی از اشعار دیوان حافظ، در مجموع 50 مورد آرایه غیر مشابه برای ارائه در این مقاله انتخاب شدند و با اخذ رویکرد معناشناختی-واژگانی از یکسو و بکارگیری نظریه های ترجمه شناختی آنتوان برمن [2] از سوی دیگر، آرایه های منتخب مورد تحلیل و نقد قرار گرفته اند. یافته های به دست آمده نشان میدهد که مترجم تنها در مواردی محدود موفق به ارائه برگردان جامعی از آرایه ها شده است؛ در برخی موارد تنها توانسته معنای صریح آرایه ها را انتقال دهد، در مواردی بدون انتقال دادن معنای صریح آرایه ها معنای ضمنی آنها را در ترجمه منتقل نموده و در برخی دیگر از آرایه ها متوسل به تفسیر آنها گردیده است. [1] Charles-Henri de Fouchécour [2] Antoine Berman
۴۴۴۴۷.

آسیب شناسی درک و کاربست مبحث آشنایی زدایی در مقالات علمی-پژوهشی دانشگاهیان ایران در حوزه زبان فارسی تا بهار 1395(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۶۰۳
مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی، کاستی ها و نقصان های بنیادین پژوهش هایی را، بررسی کند که در حوزه زبان فارسی، مدّعی کاربست یا شرح مبحث آشنایی زدایی اند. نتیجه بررسی 30 مقاله در این حوزه که در بازه زمانی 1375 تا 1395 (ه. ش) در نشریات معتبر دانشگاهی ایران، منتشر گردیده اند، روشن می کند که بسیاری از محققّان دانشگاهی ایران در درک مفهوم آشنایی زدایی دچار بدفهمی هایی جدّی هستند. تساهل و اشتباهات ایشان در فهم و کاربست اصطلاح آشنایی زدایی را می توان چنین طبقه بندی کرد: 1-عدم توجه به اصول روش شناختی فرمالیست های روس 2- ارائه تعاریف خلق السّاعه از مفهوم آشنایی زدایی 3-خلط و همانندپنداری مبحث آشنایی زدایی با دیگر مباحث نسبتاً مشابه و بالاخص تقلیل آن به مباحث ابتدایی بلاغت سنتّی. این کاستی ها از یک سو، به بداهت موضوع پژوهش و ازدیگرسو به تقلیل این مفهوم و تزیینی شدن این اصطلاح در پژوهش های دانشگاهی انجامیده است؛ در نتیجه این موارد، بستری برای محققّان، فراهم آمده تا به تولید انبوه مقالاتی بپردازند که اشتباهات مشابهی را، در این حوزه، بازنشر می کنند.
۴۴۴۴۸.

بررسی مکانیسم های دفاعی اسفندیار در نبرد با رستم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۹۳۶
روان آدمی ابزارهایی را برای کاهش اضطراب و دفاع از خود در اختیار دارد که به آن مکانیسم های دفاعی گفته می شود. عملکرد این سازوکارها به طور نا خودآگاه انجام گرفته و باعث می شود فرد از شناخت حقیقی خود باز بماند. بررسی مکانیسم های دفاعی روان علاوه بر شناخت حقیقت خواست های درون، این فرصت را فراهم می آورد تا دلایل و سرچشمه ی برخی رفتارها و گفتارهای به ظاهر عادی، آشکار گردد. اسفندیار یکی از دو شخصیت های اصلی داستان نبرد با رستم و یکی از یلان نامدار شاهنامه و پهلوان به اصطلاح دین بهی است. فردوسی با ذکر جزئیات وقایع زندگی این پهلوان و نقل مستقیم گفتارهای او،امکان بررسی لایه های زیرین شخصیت وی را ممکن ساخته است. درمقاله پیش رو تلاش شده تا با بهره مندی از نظریات روان کاوانه ی فروید درباره ی مکانیسم های دفاعی روان، حقیقت رفتارها و گفتارهای اسفندیار در رزم با رستم،آشکار و دلایل عملکرد و نحوه رفتار و برخورد او با جهان پهلوان روشن شود و در نهایت مشخص گردد که تمامی رفتارهای اسفندیار، دلیلمند بوده و بر اثر به کار گیری مکانیسم هایی همچون جبران،گریز و توجیه بروز یافته اند و در حقیقت اسفندیار نزاع بین خود و خواسته هایش و دنیای بیرون را از طریق سازوکارهای دفاعی روان کنترل و هدایت کرده است.
۴۴۴۴۹.

La traversée de Montherlant dans l’univers de Khayyâm ou le croisement de deux visions du monde différentes?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۸۲۴
Dans <em>De Sa'di à Aragon</em>, ouvrage consacré à étudier l’influence de la poésie persane sur la littérature française, en insistant sur l’admiration de Henri de Montherlant pour Khayyâm et en mettant en clarté quelques thèmes communs dans l’œuvre de ces deux écrivains, Hadidi parle du cheminement du romancier français sur les traces du poète persan. Lisant cet aperçu, une question nous vient à l’esprit: étant donné que ces écrivains appartiennent à deux contextes sociaux absolument différents, pouvons-nous les intégrer dans une même famille intellectuelle? Dans cet article, après avoir exprimé les <em>Quatrains</em> de Khayyâm et quelques romans de Montherlant, nous cherchons à mener une étude comparative pour voir si ces deux auteurs, abordant les thèmes de l’angoisse existentielle de l’homme et la quête du plaisir, convergent vers les mêmes points. Ensuite, nous nous penchons sur leur situation sociale et les discours contre ou pour lesquels ils prennent position, pour observer que les points de convergence reconnus informent d’une parenté remarquable entre ces deux écrivains.  
۴۴۴۵۱.

سبک روایی، زاویه دید و درون مایه های پایداریِ رمان «ام سعد» (غسّان کنفانی) و خاطرات «دا» (زهرا حسینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۴۹۱
دو رمان «أُمُّ سعد» و خاطرات «دا» بدین سبب که هر دو به نوعی مؤلّفه های مقاومت سرزمین فلسطین و دفاع مقدّس ایران را واگویی می کنند؛ در زمره ادبیّات روایی می گنجند. این جُستار می کوشد تا از منظر سبک و دید راوی، محتوای دو داستان را بر پایه معیارهای پایداری و رویکرد ادبیّات تطبیقی آمریکایی تحلیل کند. خاطرات«دا» با روایت هایی مستند در یک عمل داستانی غیرخطّی و رمان «أُمُّ سعد» با بهره گیری از درون مایه های نمادین و اسطوره ای در یک سیر خطّی روایی در خلق فضا، رنگ، به کارگیری صحنه های فراخ منظر و انواع صور خیال در تحقّق اهداف خود، کامیاب به نظر می رسند.  زهرا حسینی با شگردهای زاویه دید درونی اوّل شخص (تک گویی درونی، حدیث نفس و تک گویی نمایشی) و غسّان کنفانی با ترکیبی از زاویه دید درونی اوّل شخص(دو راوی) و بیرونی سوّم شخص(راوی دانای کل، دانای کل محدود و زاویه دید نمایشی)، حوادث داستان را روایت می کنند. در پژوهش توصیفی و تحلیلی حاضر که به روش کتابخانه ای و با هدف وصول به شخصیّت های قهرمان و درون مایه های پایداری صورت گرفته است، می تواند ضمن تبیین اشتراک و افتراق زاویه دید، مؤلّفه های معنوی، اجتماعی و لایه های معنایی دو اثر روایی، مخاطب را با سبک زندگی و فرهنگ جهادی زنان و مردان ایثارگر ایران و فلسطین آشنا سازد؛ چرا که پیام  اصلی این دو ژانر و قهرمانان آن، مقاومت در برابر رژیم بعثی و صهیونیستی در دفاع از سرزمین بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مضامین پایداری مانند عشق به وطن و دفاع از آن، ایثار و جانفشانی، ایمان و امید و ... در دو روایت، بیشترین نمود داشته است.  
۴۴۴۵۲.

مفصل بندی بینش دووجهی در ساختار اسطوره ای رمان سنجاب ماهی عزیز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۵۵۹
بینش دووجهی/ تفکر دوسویه گی یکی از بنیادی ترین بن مایه های اسطوره ای است که در ادبیات و روایت های داستانی بازآفرینی و بازتولید می شود. در آگاهی اسطوره ای فاصله ی زمانی و مکانی امور، اشیاء و پدیدار ازبین می رود، عناصر ناهمگون و متضاد و همه ی تمایزات و تقابل ها به گونه ای درون فضا- مکان و زمان اسطوره ای و مقدس توزیع، مفصل بندی و معنا می شوند. جستار حاضر با تکیه بر بینش دووجهی/ دوتایی به تحلیل و مفصل بندی مفاهیم، پدیده ها و بن مایه های اسطوره ای در رمان سنجاب ماهی عزیز از فریبا دیندار می پردازد. زیرساخت دووجهی در همه ی مفاهیم و پدیده های داستان، درهم تنیده و موازی پیش می رود. نینا دختر نوجوانی است که با دشواری های سن بلوغ درگیر است: تجربه ی توأمان جهان کودکی و ورود به جهان بزرگسالی، تجربه ی مرگ آیینی/ فرایند آیین گذار و تولد دوباره و پیوستگی معنای زندگی خویش با مرگ پدر؛ همه ی این دوسویه گی ها در لایه لایه ی دو زمان خطی(تقویمی و واقعی) و زمان حلقوی (اسطوره ای و بی کران) و مکان ملموس زندگی نینا و مکان ماندالاگونه ی او پیش می رود. این پژوهش نشان می دهد که چگونه نینا در فرایند نامه نگاری به شخصی ناشناس/ آقای ماهی از تضادها، تناقض ها و درگیری های درونی اش می گذرد و در رسیدن به فردیت و وحدت، هم به بلوغ جسمانی می رسد و هم با پذیرش مرگ پدر، به آرامش و بلوغ روحی و اجتماعی دست می یابد. واژه های کلیدی: آیین گذار، بینش دووجهی، تفکر اسطوره ای، رمان نوجوان، سنجاب ماهی عزیز.
۴۴۴۵۳.

بینامتنیت قرآنی در شعر شاعر مقاومت محمدقیسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۶۹
بینا متنیت در اشعار شعرای مقاومت فلسطین همواره به عنوانبه ابزار مهم در تبیین و تأثیرگذاری روحیه مقاومت وپایداری نمودی بارز داشته است.در این میان محمد قیسی شاعر مقاومت فلسطینی که خود از رنج بردگان آوارگی و اشغال سرزمین فلسطین است از فن بینامتنیت از کتب مقدس قرآن تورات وانجیل بسیار بهره جسته است که سهم قرآن کریم از همه بیشتر است و مهارت خاصی در این مهارت داشته است. در این بررسی مشخص گردید عمدتاً وی با استفاده از فن های تضاد یا تغییر مفهوم از آیات در راستای واقعیت بخشی متناسبباتجربه شعری استفاده کرده وتوانسته موفقیت خوبی در تعبیر شعری کارآمد وتاثیر گذار به دست آورد و همین امر بر غنای حماسی و ملموس پایداری شعر وی افزوده است. در این بررسی مشخص گردید عمدتاً وی با استفاده از فن های تضاد یا تغییر مفهوم از آیات در راستای واقعیت بخشی متناسبباتجربه شعری استفاده کرده وتوانسته موفقیت خوبی در تعبیر شعری کارآمد وتاثیر گذار به دست آورد و همین امر بر غنای حماسی و ملموس پایداری شعر وی افزوده است. این بررسی به روش کتابخانه ایو با رویکرد وصفی-تحلیلی تدوین گردیده است.
۴۴۴۵۴.

تحلیل و بررسی «ساختارهای گفتمان مدار» در روایت ابوالفضل بیهقی از ماجرای «حسنک وزیر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۶۰۸
حکومت دوره غزنویان مهم ترین پدیده ای است که بیهقی ازیک سو به عنوان دبیر درباری و از سوی دیگر در جایگاه منتقد و نویسنده توانا باآن روبه رو بود. نگارندگان باور دارند که <em>تاریخ بیهقی</em> متنی است که با ایجاد رمزهایی درلابه لای سخن، خواننده را به نوعی خودآگاهی عمیق تر رهنمون می شود و خواهان دریافت کلان تر او از متن است. بهره گیری از ساختارهای خاص زبانی در گفتمان روایت که معنا را به ظرافت در زوایای عناصر محتوا و صورت پنهان می کند، راهی است که بیهقی بنا به هنر نویسندگی و خلاقیت ادبی خود برای نمود نگفتنی های حقایق تاریخ معاصر خویش در پیش گرفته است. پس زمینه سازی و نام دهی، پیوسته نمایی وگسسته نمایی، ارزشگذاری، بازنمایی در قالب کنش «نشانه ای نقل قولی»، فعال سازی و غیرفعال سازی، بازنمایی «واکنش کارگزاران» در کلّ پیکره متنی با یک ساختار نمایشی و... از جمله مؤلفه های گفتمان مداری است که در روایت بیهقی از داستان حسنک، دلالت بر نوعی گفتمان پوشیده گویی در بیان حقیقت تاریخ غزنویان دارد.
۴۴۴۵۵.

جستاری در ارتباط بینامتنی قصیده ایوان مدائن خاقانی و سینیه بحتری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۷۲۳
یولیا کریستوا اصطلاح بینامتنیت را نخستین بار در سال 1966 مطرح کرد، امّا از نظر او و رولان بارت که بنیان گذاران اصلی این نظریه بودند، بینامتنیت به عنوان دیدگاهی روشمند برای بررسی و ردیابی تأثیر یک متن در متن دیگر نبود . بنابراین مطالعات آنها هیچ گاه به روشی برای مقایه و تحلیل ارتباط متون نینجامید. نسل دوم نظریه پردازان بینامتنیت مانند لوران ژنی، ژنت و ریفاتر تلاش کردند تا بینامتنیت را کاربردی تر کنند. آنها به دنبال جستجو و کشف تأثیر متون بر یکدیگر بودند. از این منظر، بینامتنیّت اخیر را می توان وجه متکامل ادبیات تطبیقی دانست که در تلاش بررسی تأثیر متون بر یکدیگر است؛ بدون توجّه به اینکه این متون به یک یا چند فرهنگ متعلّق باشند. در واقع، ادبیات تطبیقی نیز به دنیال دریافتن تأثیر و تأثر متون در ارتباط با یکدیگر است. در این مجال با بررسی سخن این دو شاعر پیرامون ایوان کسری در دو سطح فنون ادبی و مضمون ابیات و ترسیم نمودار آرایه های به کار رفته، سطح پرداختن به وصف در دو قصیده سنجیده شده است. بنابراین ضمن مقایسه و تطبیق این دو متن، این نتیجه حاصل شد که بر خلاف نظر پژوهشگران، قصیده ایوان مدائن خاقانی فاقد ارتباط بینامتنی با سینیه بحتری است.
۴۴۴۵۶.

فراهنجاری دستوری فصل و وصل در قرآن کریم با تکیه بر نظریه متنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۸۶
مبحث «فصل و وصل» یکی از ارزشمندترین مباحث علم معانی و یکی از مهارت های مورد نیاز در فهم صحیح متون به ویژه متن قرآن به شمار می آید. این در حالی است که با تأمل در کلام خداوند می توان به مصادیقی دست یافت که برخی از قوانین بلاغی مهم و ثابت این بحث را مخدوش می سازد. از این رو بازخوانی این مبحث مهم امری اجتناب ناپذیر می نماید. بدین تصور نوشتار حاضر بر آن است تا با توجه به نظریه متنیت و تکیه بر اصل فراهنجاری(هنجارگریزی)، به عنوان یکی از مهم ترین ابزار ادبیت متن، ضمن روش توصیفی-تحلیلی، موارد عدول از قواعد حاکم بر مبحث فصل و وصل را در آیات قرآن مورد بررسی قرار دهد و ضمن ارائه یک تحلیل روشنگر برای هر عبارت، به این سوال اصلی پاسخ دهد که: فراهنجاری در مواضع فصل و وصل تا چه اندازه متاثر از بافت است و تأثیر این فراهنجاری بر متنیتِ متنِ قرآن و ظرافت های معنایی ورای آن چیست؟ بررسی داده های قرآنی نشان داد که قواعد موجود در باب فصل و وصل، قطعی و یقینی نیست بلکه مواضع فصل و وصل با توجه به بافت متن و سیاقمندی معنا قابل عدول است. لذا وجود تکه متن هایی گسسته در موضع وصل و یا ذکر کلامی پیوسته در موضع فصل برای قواعد فصل و وصل دو وظیفه معناشناختی و کاربردشناختی را با هم فراهم می سازد. به بیان دیگر کاربست و عدم کاربست حرف عطف «واو» نقش بسزایی در زایش معنا ایفا می کند. همچنین معانی تعلیل، تعدید و شمارش، تصویر مبالغه آمیز فضای ترس و دهشت، تاکید بر تغایر مفهوم دو جمله از جمله معناهایی هستند که حرف «واو» با عدول از اصول فصل و وصل آن ها را آفریده است.      
۴۴۴۵۷.

تحلیل بسامد چشمگیر اسلوب معادله در سبک هندی از چشم انداز نظریه تامس کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۴۱۲
سبک هندی یکی از متمایزترین سبک های شعری کلاسیک فارسی است که با سبک های قبل و بعد از خود تمایزاتی آشکار داشته و اصول و موازین خاص خود را داراست. از جمله ی این عناصر تمایزبخش بسامد فراوان کاربرد اسلوب معادله است. توجه ی ویژه ی شاعران این سبک به اسلوب معادله، موضوعی که همگان به آن اذعان دارند. نگارنده ی این جستار، بر این باور است که این موضوع، یعنی بسامد چشمگیر اسلوب معادله در شعر سبک هندی را می توان از چشم انداز نظریه ی تامس کوهن، فیلسوف برجسته ی علم، تبیین کرد و به چرایی این امر پاسخ داد. این رویکرد به ما می گوید که اساس هر پارادایم، یک یا چند الگو است که هنجارها و گزاره های پذیرفته شده ی هر دوره را شکل می دهند. بر اساس یافته های این پژوهش، تلفیق، زمینی شدن و تناسب سه الگویی هستند که گزاره های معنادار این عصر را می سازند و از آنجا که اسلوب معادله در ساختار خود، تمام الگوهای این دوره را به همراه دارد، برای شاعران این سبک، شگردی جذاب و مورد علاقه بوده، به گسترده ترین شکل مورد استفاده ی آنها قرار گرفته است.
۴۴۴۵۸.

تحلیل و تفسیر تصویرگری و رمزپردازی دوزخ از اسطوره تا عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۲۶
تصویرگری و رمزپردازی، ابزارهایی است که زبان اسطوره همچنین زبان نمادین عرفان برای بیان آموزه های بنیادین خویش برمی گزینند؛ مفهوم دوزخ نیز یکی از موضوع های جهان شمولی است که اسطوره و عرفان به آن پرداخته اند.     تصاویر هولناکی که از این مکان اهریمنی و ظلمانی در اساطیر ارائه شده، بیانگر عمق اندیشه و جهان نگری انسان در اعصار کهن بوده، نمایانگر نیازهای عمیق دینی و اخلاقی بشر است. دوزخ، این وادی آتشین و جایگاه ابدی دگردیسی های هراسناک روان، در اغلب متون با کلماتی مربوط به ماده توصیف شده است. آتش دوزخ، بدکاران را کیفر می دهد و از بعدی دیگر، گذرگاهی است برای عروج نفس و نفس در سیر تکاملی اش با گذری نمادین از دوزخ آتشین، به کمال می رسد. همچنین از دیدگاه عرفانی معنی تمثیلی دوزخ اشاره ای است به مراتب بعد و غفلت از تجلیات حق و محجوب بودن به حجاب های نفسانی. اگر آتش دوزخ درونی خاموش شود در آرامشی بهشت گون مسیر کمال درنوردیده می شود. نگاهی بر سیر بینش انسان به مفهوم دوزخ و آموزه هایش، از جهان اسطوره تا عرصه عرفان، سبب گستردگی دید و درک عمیق تر ابعاد مختلف ماجرا می شود.
۴۴۴۵۹.

Rire et relativité dans Risibles Amours de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۲۲
Le phénomène comique qui se manifeste dans l'œuvre de Milan Kundera, est le résultat de la confrontation du monde subjectif, abstrait et absolu des personnages – influencés par les images stéréotypées des médias de masse – avec le monde réel, instable et relatif. Celui-ci remet en question ces clichés ainsi que les attentes des personnages. Plongé dans un monde teint d'illusion et d'égoïsme, les personnages de ces nouvelles méconnaissent l'insuffisance de leur attitude absolue face à la relativité du réel. Selon les stéréotypes de leur esprit,  ils changent incessamment de masque, mais ils restent toujours hors de la réalité. Ce jeu des masques leur permet d'avoir, même momentanément, une illusion d'identité unique et homogène.  Cependant, comme la réalité ne tolère aucun absolu, leur confiance en leurs clichés ne dure pas. Elle est remplacée par le doute et l'hésitation irréparable. La confrontation de l'absolu de sujet à la relativité de l'objet révèle l'absurde et la vanité de l'absolu. C'est cette confrontation-même qui déclenche le rire du lecteur et de l'écrivain-narrateur. Dans cet article, nous tenterons d'examiner ce phénomène comique dans quelques nouvelles du recueil Risibles Amours.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان