ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۸۸۱ تا ۴۳٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۳۸۸۱.

وجودشناسی پسامدرن در رمان «پیکر فرهاد» بر اساس نظریه مک هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۵۸۸
در این مقاله، وجودشناسی پسامدرن بر اساس نظریه مک هیل در رمان پیکر فرهاد به شیوه توصیفی-تحلیلی بررسی می شود. برایان مک هیل، پست مدرنیسم را ادامه مدرنیسم می داند. به اعتقاد او امر غالب در داستان مدرن، معرفت شناسی و در داستان پسا مدرن، وجود شناسی است. این پژوهش نشان می دهد، رمان پیکر فرهاد بیشتر به نشان دادن جهان های ممکن در داستان می پردازد و مطابق نظریه مک هیل، در بُعد وجود شناسی برجسته تر است. در بررسی این رمان، تعامل میان جهان های تو در توی «واقعیت» و «خیال» نشان داده شده و با استفاده از نظریه مک هیل، ضمن کاویدن تشخیص ناپذیری تخیل از امر واقع، تأثیر پذیری و تبعیت واقعیت از خیال به نمایش گذاشته شده است. بنابراین بر اساس نظریه مک هیل، پیکر فرهاد از جمله رمان هایی است که از جنبه ای مدرن و از جنبه ای دیگر پسامدرن است و نمی توان آن را اثری صرفاَ مدرن یا صرفاَ پسامدرن دانست.
۴۳۸۸۳.

«اطوزنامه» ی ملافوقی، مرام نامه پرپوچ گویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۹۸۵
طرز «تزریق» یکی از سبک های رایج و شناخته شده میانه سده دهم در شعر فارسی است که به اشعار مسلوب المعنی، مضحک، مهمل و هزل آمیز اطلاق می شده و اغلب با عباراتی مطایبه آمیز و الفاظی رکیک و گاه دور از هنجارهای اخلاقی معمول در شعر و نثر فارسی رواج یافته است. در بین شاعران تزریق گوی، فوقی یزدی که تمام آثار خود را در این سبک نوشته، با وضع اصطلاح «پرپوچ»، واژه ای فارسی و به مراتب گویاتر و رساتر از «تزریق» ارائه کرده است. وی در مقدمه «اطوزنامه» و درضمن اشعار خویش به مبانی فکری و مختصات ادبی این سبک اشاره کرده است که می توان آن را مرام نامه شاعران «پرپوچ گو» و به حقیقت نام اعظم معنازدگی دانست. در مقاله حاضر، ابتدا اصطلاح «پرپوچ» و دلالت های معنایی و عوامل سازنده آن معرفی شده؛ سپس با تکیه بر اشعار فوقی یزدی، به مهم ترین عوامل رواج این سبک، همانند واکنش نقیضه آمیز به شاعران طرز خیال دور، مفاسد اخلاقی و نداشتن جهان بینی مرکزی، اشاره شده است؛ آن گاه مختصات ادبی پرپوچ گویی، مانند هنجارشکنی های زبانی، هزل و هجو، طنز، نقیضه گویی و کارناوال گرایی، واکاوی شده است.
۴۳۸۸۴.

گونه شناسی عروسک های روان آسا در فرهنگ های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۴۲۳
این پژوهش در جست وجوی شناخت عروسک های آیینی روان آسا در ایران است. عروسک هایی گاه هراسناک یا نکوهیده که انسان ها از طریق ساخت، به کارگیری، یا تخریب آیینی آن ها، تلاش در فروکاستن بار روانی خود، و برانگیختن حس دلسوزانه دارند. این نوشتار به لحاظ هدف، در زمره پژوهش های توسعه ای قرار داشته و از نظر ماهیت، توصیفی تاریخی به شمار می رود. جمع آوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی انجام شده و داده های گردآوری شده از طریق فیش برداری نظم یافته اند. جامعه آماری پژوهش عروسک های روان آسای ایران است که به صورت هدفمند برگزیده شده اند. موارد موردمطالعه را می توان به دو گروه کلی برگرفته از تاریخ و خیالی تقسیم کرد. عروسک های برگرفته از تاریخ به دو دسته قابل بخش بندی هستند: برگرفته از تاریخ ایران (همچون: احمدشاه، اوزون حسن، سلطان سلیم، و شاه کشان) و برگرفته از تاریخ اسلام (همچون: ابن ملجم، ابودردا، و کوله مرجن). همچنین در میان عروسک های خیالی می توان به سه دسته عروسک های برگرفته از موجودات اساطیری (همچون: خر دجال، زمستان، ملک جهنم، و ارواح طبیعت)، شخصیت های ادبی (همچون: پتروشکا) و پیکرک های مورداستفاده برای رفع نیازهای روزمره (همچون: چشم زخم، موکل، عروسک های رفع خشک سالی، باران شدید، تنگدستی یا نازایی، بلاگردان عروس و همزاد کودک) اشاره کرد. استفاده از عروسک به منزله رونوشتی از دیگری ای نیرومند یا جبار (همچون شاهان ستمگر یا غاصبان حکومت های ملی)، یا نماد نیرویی فراطبیعی، روشی برای بیان سخنانی بوده که طبیعت، قدرت حاکمه، دین مستقر یا باورهای عمومی، امکان آن را از سازنده یا کنشگر می گرفته است. نابودی آیینی این عروسک ها، به گلایه از طبیعت، فرونشانی خشم و آسودن از بار روانی منجر می شده است.
۴۳۸۸۵.

تحلیل محتوای باور به معاد در شعرهای آزاد مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۴۷۶
مهدی اخوان ثالث، شاعر نوگرای معاصر، در بحبوحه نفوذ فرهنگ غربی، کوشید به فرهنگ ایرانی توجه نشان دهد و برای این منظور، آیین التقاطی و مبهم و خیالی مزدشتی را از تلفیق گرایش فردی و خیرخواهانه زردشت و گرایش اجتماعی و عدالت خواهانه مزدک پدید آورد. مقاله حاضر سعی داشته است با کاربرد روش توصیفی- تحلیلی از نوع تحلیل محتوا به این پرسش پاسخ گوید که آیا اخوان در باور به معاد، تا حد معادباوری ایرانیان باستان پیش رفته است؟ بر پایه دیدگاه پژوهشگران، مزدک از جهت اصول دین، پیرو آیین زردشت بوده است و در این آیین، برزخ و داوری فردی و چینودپل یا همان صراط و بهشت و دوزخ و داوری جمعی و کیفر نهایی گناهکاران برای رهایی آنان از کدورت گناه و سرانجام، فرشکرد، طرحی روشن دارد. این مقاله، سرانجام نتیجه می گیرد که ضمن 153 شعر نیمایی و 5 شعر سپید و جمعاً 158 شعر آزاد اخوان، 59 بار در 50 جزء شعر و 4 بار در 4 کل شعر و جمعا 63 بار در 33 شعر به موضوع معاد برمی خوریم و درصد شعرهای دارای موضوع معاد به نسبت شعرهای آزاد این شاعر، 88/20 است. با این حال، نگاه او به معاد، ضمن شعرهای آزاد وی، بیشتر نگاه دنیوی و گاه تشکیک آمیز و حتی تکذیب آمیز است و بنابراین با معادباوری ایرانیان باستان میانه ندارد.
۴۳۸۸۹.

خوانش پسااستعماری خسی در میقات با تکیه بر نظرات فرانتس فانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۶۴۴
ادبیّات معاصر عرصه بازتاب جریان های فکری موجود در جامعه به شمار می آید. با وجود تنوّع شاخه های ادبیّات معاصر در جهان و تأثیر و تأثّر آن بر یکدیگر نمی توان حضور جریان های بومی را در کشورهای شرقی و تحت استعمار نادیده گرفت؛ جوامعی که به نوعی دوران استعمار را از سر گذرانده اند و در مرحله پسااستعماری می باشند. در پژوهش پیش رو دیدگاه منتقدانه پسااستعماری جلال آل احمد - که شامل مجموعه نظریات واکنش به میراث فرهنگی استعمار است- از کتاب «خسی در میقات»، با تکیه به نظریات فرانتس فانون بررسی می گردد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی فراهم آمده است. پس از بررسی و انطباق نظریات این دو نویسنده منتقد می توان گفت جلال آل احمد و فرانتس فانون در یک تفکّر مشترک و هم راستا، مطالعات پسا استعماری خود را محدود به غرب نمی کنند، بلکه نقد تصویر خود در نزد خود نیز بخشی از مطالعات پسااستعماری آنان است.
۴۳۸۹۰.

مقایسه ی تحلیلی دو بازنویسی خلّاق در سروده ها ی مهدی حمیدی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۷۳۲
در میان شاعران معاصر، مهدی حمیدی شیرازی نامی آشنا و آثاری ماندگار به ویژه در عاشقانه سرایی دارد. دو مثنوی «موسی» و «بت شکن بابل» دو سروده ی معروف او هستند که توانایی او را در سرودن اشعار غیرعاشقانه نیز بازمی نمایند. هر دو اثر بر پایه ی سرگذشت دو پیامبر (موسی و ابراهیم) شکل گرفته اند و رویدادهایی از زندگی آنها را بازمی گویند. در این مقاله، دو مثنوی یادشده بازخوانی و با یک دیگر مقایسه می شوند تا ضمن بررسی شیوه ی حمیدی، میزان توفیق او در سرودن این دو اثر ارزیابی شود. یافته های این بررسی نشان می دهد که شیوه ی حمیدی را در آفرینش این دو منظومه می توان بازنویسی خلّاق دانست. او سرگذشت موسی و ابراهیم را در جایگاه اثری کهن در نظر گرفته و روایتی خلّاقانه با محوریت یک رویداد برجسته در زندگی آنها بازنوشته است. با مقایسه ی این دو مثنوی، «بت شکن بابل» اثری خلاق تر و منسجم تر شناخته می شود که رویدادهای زندگی ابراهیم به گونه ای هنری برای پیش برد پیرنگ و تقویت شخصیت پردازی در آن به کارگرفته شده است. واژه های کلیدی: بازنویسی خلاق، بت شکن بابل، موسی، مهدی حمیدی شیرازی
۴۳۸۹۱.

تأثیر هژمونی فرهنگی بر بینامتنیت پسااستعماری در داستان های "الماس ها ابدی اند"، اثر ایان فلمینگ و "بریق الماس"، اثر نبیل فاروق با تکیه بر نظریه هومی بابا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۴۷۸
بینامتنیت پسااستعماری نظریه نوین بینامتنی است که هدف آن تحلیل روابط بینامتنی متون کشورهای استعمارشده با متون غربی و میزان تأثیرپذیری از آن است. هسته مرکزی این مطالعات را هژمونی فرهنگی تشکیل می دهد. نظریه پردازان پسااستعماری معتقدند استعمارگران با القای فرهنگ غرب به عنوان فرهنگ برتر، کشورهای فرودست را رضایت مندانه به اطاعت از خود وامی دارند و متن ها به عنوان یک رسانه مهم نقش اساسی در این زمینه دارند. بریق الماس نبیل فاروق نمونه ای از داستان عربی در ژانر جاسوسی است که شواهد بیانگر برگرفتگی آن از یک داستان انگلیسی به نام الماس ها ابدی اند است. پژوهش حاضر تلاش نموده تا با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه پسااستعماری هومی بابا به چگونگی ایجاد رابطه توسط نویسنده آن به عنوان سوژه استعمارزده با متن غربی بپردازد. نتایج حاصل حاکی از آن است که اولاً در رابطه برگرفتگی این داستان تغییر و جایگشت جدی بر تقلید غلبه دارد؛ ثانیاً اقتباس این مؤلف شرقی از سبک جاسوسی غربی آگاهانه بوده و نه تنها منجر به تقلید کورکورانه نشده، بلکه عاملی گشته برای به رخ کشیدن توان او در تولید متون جدید همراه با حفظ فرهنگ عربی و دعوت دیگر فرهنگ ها به پیوند و احترام به انسانیت فارغ از رنگ و نژاد. 
۴۳۸۹۲.

تحلیلی بر ساده نویسی در عاشقانه های بیژن جلالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۵۷۲
بیژن جلالی از نخستین شاعرانی است که به شعر منثور با زبانی ساده روی آورد. این امر، نه تنها از مسیر تحولات شعر نو در ایران به ویژه از طریق نیما یوشیج، بلکه به واسطه حضور او در فرانسه و تأثیر از ادبیات اروپا شکل گرفت. جلالی از همان آغاز بیانی ساده در اشعارش داشت که از ابتدا تا انتهای شاعری اش با روندی تقریباً ثابت همراه بود. نکته ای که در معرفی و بررسی اشعار بیژن جلالی و در سایه ساده نویسی او مغفول مانده، عاشقانه های اوست. جلالی از نخستین آثار و در لابه لای اشعارش، ابیاتی عاشقانه نوشت و این روند را تا انتهای دوران شاعری ادامه داد. در این نوشتار به روش تحلیلی-توصیفی به سروده های عاشقانه وی پرداخته ایم تا ساده نویسی او را توضیح دهیم. نتیجه اینکه سادگی تعبیر و بیان، تصویربرداری از روزمرگی های زندگی، مستقیم گویی، به کاربردن مضامینِ به ظاهر سطحی و بی اهمیت، آغازهای تأثیرگذار، جذاب و ضربه زننده و هم چنین پایان بندی مناسب و غافل گیرکننده در عاشقانه های جلالی، از مواردی است که منجر به ساده نویسی شده است. با این که بسیاری از اشعار وی فاقد آرایه ها و شگرد های زبانی لازم برای منجر شدن به معنی معهود شعر است، به نظر می رسد همین تفاوت و تمایز درونی شده شاعر که حاصل پیوند بی تکلف او با جهان هستی است، منجر به این زبان ساده، خاص و منحصر به فرد شده است؛ به گونه ای که می توان امضا و اثر انگشت شاعر را در اشعارش دید.
۴۳۸۹۵.

Новелла как жанр в связи с жанровыми модификациями в литературе конца XIX – начала XX века(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۴۱۹
Рассматривается жанр новеллы и ее жанровые модификации в литературе: связь с анекдотом, легендой и сказкой, очерком и рассказом. Показывается, как фривольно-эротическое и анекдотическое содержание ранней итальянской новеллы Боккаччо определяет композиционные особенности жанра. Это лаконичность и динамика развертывания сюжета, отсутствие лирических отступлений, диалогов, описаний и др. Ранняя новелла связана с комическим в литературе и близка к басне, анекдоту, фаблио. Автор прослеживает связь классической новеллы с такими жанрами, как сказка, легенда. Романтическая новелла совершила сдвиг в жанровой структуре новеллы. В новеллу проникает стихия фантастического, волшебное двоемирие, фатализм. Новелла приобретает черты гибридного жанра, объединяющего особенности романтической сказки и новеллы. В послеромантический период структура новеллы тоже меняется, хотя и слабо, и во многом сохраняет свой структурный тип. В статье рассматривается связь новеллы с такими жанрами, как очерк и рассказ, анализируются цирковые новеллы Куприна. Особое внимание уделяется их сюжетно-композиционному своеобразию.
۴۳۸۹۶.

نقش امثال و حکم در تصحیح متون با تکیه بر بیتی از غزلیات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۵۸۵
در تصحیح متون، توجه به منابع جنبی و حتی گاه کتب امثال و حکم امری ضروری است. مصحح با توجه به مضمون و صورت های اصلی ضرب المثل ها می تواند بعضی از ابهامات متون کهن را برطرف کند. دایره کاربرد این مثل ها به مرور زمان محدودتر می شوند و برای کاتبان به صورت عباراتی مبهم درمی آیند و چه بسا دستخوش تغییر و تصرف شوند. برای نمونه، عبارت «شمارِ خانه به بازار راست نیاید» مثلی کهن و معادل است با «حساب و کتابِ آدمی در خانه با آنچه در بازار می بیند مطابقت نمی کند» و به عبارتی دیگر «گمانِ آدمی با واقعیت راست نمی آید». این مثل دست کم از قرن پنجم در نظم و نثر فارسی به کار رفته است و در روزگار ما نیز در آثار فارسی تاجیکی شواهد فراوان دارد، اما برای کاتبانِ دیوان سعدی ظاهراً عبارت آشنایی نبوده است و از این رو در بیشتر نسخه های خطی و در همه چاپ های موجود کلیات و غزلیات او، به صورت محرّف «عرضِ جامه» به جای «عرضِ خانه» آمده است و عموم شارحان غزل های سعدی هم، با اعتماد به متن و بی آنکه به تبدیل و تحریف آن توجه کنند، بیت را به گونه ای شرح کرده اند که هیچ رابطه ای با اندیشه سعدی نیافته است. در این نوشتار با استناد به بعضی از نسخ خطی دیوان سعدی و جست و جو در پیشینه و معنیِ آن، صورت صحیح بیت را پیشنهاد کرده ایم.
۴۳۸۹۷.

بررسی گونه و مضمون داستان های رئالیسم سوسیالیستی در نشریات حزب توده ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۴۶۸
حزب توده ایران برای بیان دیدگاه های مورد نظر خود از گونه های مختلف ادبی نیز بهره گرفته است و ادبیات را به عنوان ابزاری برای بیان اندیشه های سیاسی به کار برده است. در میان گونه های ادبی، داستان ظرفیت قابل توجهی برای بیان اندیشه های حزبی داشت و بستری مناسب به شمار می آمد تا هم نویسندگان حرفه ای طرفدار حزب و هم توده مردم در آن طبع آزمایی کنند. در این پژوهش با بررسی 14 نشریه وابسته به حزب توده، گونه داستان از منظر به کارگیری آموزه های رئالیسم سوسیالیستی بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، مضامین به کار رفته در این داستان ها بیش تر درباره فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، ستم بر فرودستان، دعوت به اتحاد و مبارزه با ستمگران و دیگر موضوعات برخاسته از رویکرد رئالیسم سوسیالیستی است. از نظر سبکی نیز بعضی از این داستان ها بسیار ابتدایی و فاقد شگردهای داستانی هستند و بعضی دیگر از داستان ها بسیار حرفه ای نوشته شده است و نویسندگان با مهارت توانسته اند آموزه های حزبی را در لایه های زیرین متن بگنجانند. بخش دیگر آثار داستانی منتشر شده به ادبیات عامه اختصاص دارد که یکی از راهبردهای حزب توده در حوزه پژوهش های ادبی بوده است.
۴۳۸۹۸.

تضاد و متناقض نما در دیوان شمس با جستاری در تبارشناسی تضاد و متناقض نما در منابع بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۵۷۰
بحث تضاد و تقابل در آثار ادبی از اهمیت زیادی برخوردار است و برخی از شگردهای مؤثر ادبی و بلاغی مثل تضاد، مقابله، متناقض نما (پارادوکس)، ایهام تضاد و ... بر بنیاد تضاد و تقابل بنا نهاده شده است. در این مقاله با شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا، نخست آرایه تضاد و متناقض نما (پارادوکس) در کتاب های بلاغی بررسی شده، سپس کاربرد این فنون در 50 غزل از غزلیات مولوی بررسی و تبیین شده است. نتیجه این است که در کتاب های بلاغی متأخر، تعاریف و تقسیم بندی ها دقیق تری از شگرد ادبی تضاد ارائه شده و گستره آن فراتر از گذشته دانسته شده است و آرایه متناقض نما تنها در برخی از کتاب های بلاغی متأخر بحث شده است. مولوی در استفاده از این شگرد ادبی مقلد صرف نیست، بلکه به اقتضای حال نوآوری کرده است. متناقض نماهای غزلیات مولوی بسیار و از نوع اسنادی است. استفاده نسبتاً زیاد از تقابل آفرینی در غزلیات مولوی ضمن اینکه نشان دهنده فهم عمیق هنری و بلاغی او از قابلیت های هنری فنون بلاغت است، به این واقعیت هم اشاره دارد که تعبیرات پارادوکسیکال با فضاهای عرفانی متناسب است. درمجموع می توان گفت استفاده مولوی از شگرد تضاد و متناقض نما در نبوغ ذاتی و اندیشه خلاق و وجد و حال عرفانی او ریشه دارد.  
۴۳۸۹۹.

رابطه ساختارشکنانه فرهنگ و طبیعت: نقدی بومگرایانه بر چند سروده از سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۶۱۳
نقد بوم گرا بحران های بوم زیستی معاصر را در نگرش اومانیستی (انسان محور) و تقابل میان فرهنگ و طبیعت می بیند. به همین دلیل، طبیعت از منظر این رویکرد ادبی نه صرفاً موضوعی زیباشناسانه، بلکه واقعیتی مهم و حیاتی تلقی شده و تعهد اخلاقی نویسنده نسبت به طبیعت و صیانت از آن را یک اصل می داند. سپهری از تأثیرگذاران شعر معاصر است که در درازنای دهه ها به عنوان شاعری طبیعت گرا و بدون توجه ویژه به گرایشات بوم گرایانه اش به بوته نقد گذاشته شده است. این در حالی است که شاعر با برهم زدن ساختار تقابلی فرهنگ/ طبیعت با رویکردی بوم گرایانه در بسیاری از سروده هایش بر رابطه ای تعاملی میان این دو پدیده تأکید دارد. بر همین اساس، پژوهش پیش رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی ضمن نمایاندن این تقابل ها در چند سروده مشهور شاعر، به واکاوی آن ها در این چارچوب نقدی می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سپهری با مردود دانستن برتری فرهنگ در نگرش اومانیستی و ارائه نگرش خاص خویش به طبیعت از دریچه بوم شناسی ژرف نگر و بازشناساندن جایگاه انسان در آن سعی در اصلاح نگرش و رویکرد مخاطب نسبت به طبیعت و برقراری رابطه ای تعاملی با آن دارد.
۴۳۹۰۰.

بررسی تطبیقی آمیختگی مفهوم هویت با زبان در ابعاد ساختاری و محتوایی دو رمان مادر کوچک و ناپدیدی زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۶۶۳
بحران هویت و دوپارگی وجودی از موضوعات محوری ” ادبیات مهاجرت “ است، در همین حال یکی از شاخصه های ساختاری اصلی ادبیات ” پسااستعماری “ تلاش نویسندگان بر واژگونی جایگاه قدرت ما بین زبان استعمار گر و زبان استعمارزده یا به عبارتی دیگر مقابله نرم با استعمار است. بدین ترتیب بررسی داد و ستد هوشمندانه ای که در آثار ادبی مابین دو زبان استعمارگر و استعمارزده صورت می گیرد مبین موضع، مهارت و خلاقیت نویسنده در بکارگیری ابزار زبان است. هدف از نگارش این جستار برجسته سازی تأثیر تجربیات مشترک و همسان نویسنده ایتالیایی-سومالیایی، کریستینا اوباکس علی فرح و نویسنده الجزایری تبار و فرانسوی زبان، آسیه جبار در نگارش دو رمان ایشان با عناوین مادر کوچک و ناپدیدی زبان فرانسه است. در این جستار ابتدا شیوه و فن نگارش این دو نویسنده را بر اساس نظریات صاحب نظر ادبیات پسااستعماری، شانتال زابوس، بررسی کرده و سپس با تأکید بر رویکرد مکتب امریکایی و به روش تحلیلی – تطبیقی ارتباط تنگاتنگ اصل زبان با مفهوم هویت را برجسته می کنیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان