در خصوص بزرگان تاریخ نظیر شاهان، وزرا، رجال سیاسی، ادبا، فقها، علما و... از دیرباز تا کنون آثار مستقلی تدوین و تصنیف شده و بعضاً نیز در مطاوی آثارتاریخی و کتابشناسی بدان ها پرداخته شده است. از زمرة این قبیل آثار باید از کتبی نام برد که به طبقة دستوران (صدوران یا وزراء) پرداخته اند و می توان آن ها را در یکی از اقسام نثر فارسی مسمّی به دستورنامه ها طبقه بندی کرد. مقصود از این نوع خاص، آثاری اند که یا به مثابة کتب تاریخ عمومی از پیش ازاسلام تا عصر مولّف را از منظر شناخت وزرا بررسیده و یا اینکه اختصاصاً یکی از ادوار تاریخی را مطمح نظر قرار داده اند. پیشینة این گونه آثار به پس از اسلام برمی گردد. در ادبیّات عرب کتبی نظیر الوزراء و الکتّابالجهشیاری و تاریخ فخریابن الطقطقی داعیه دار این قسم ادبی به شمار می روند. در ادبیّات فارسی نیز نگارش دستورنامه ها از قرن ششم متداول شده و تا سده های اخیر ادامه یافته است. برخی از این قبیل آثار عبارت اند از: تاریخ الوزراءنجم الدین قمی، نسائم الاسحارناصرالدین منشی کرمانی، آثارالوزراءعقیلی و... . دستورنامه ها از جهات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و ادبی از اهمیّت بسزایی برخوردارند. تعدادی از آثار این نوع ادبی تصحیح و طبع شده و برخی هنوز در کسوت نسخ خطّی و چاپ سنگی باقی مانده اند. نگارنده در این نوشتار کوشیده ضمن احصاء دستورنامه های فارسی به بررسی و بیان خصایص این دسته آثار از منظر ساختاری، محتوایی بپردازد.
شباهت ساختار اسطوره و قصه به پیدایی نظریه های منجر شده است که بر مبنای آن ها می توان عناصر تکرارشونده میان اساطیر و قصه ها را کشف و تحلیل کرد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری تحلیل روان شناختی کهن الگویی کارول. اس. پیرسون و هیو.کی مار در نظریه «بیداری قهرمان درون» و در بستر نظریه «سفر قهرمان» جوزف کمپبل تلاش کرده است روند سفر «قهرمان درون» در قصه «بهرام و گل اندام» را واکاود. پژوهشگران تلاش می کنند تا ضمن بررسی روند سفر قهرمان درون، چگونگی تجلی کهن الگوها را در مراحل سفر تحلیل کنند تا نشان دهند قهرمان قصه های عامه نیز همچون شخصیت های هشیوار با تجلی این کهن الگوها می توانند در فرایند تفرّد گام نهند و سفر قهرمانی را پیش گیرند. از تحلیل ساختار اسطوره ای این قصه چنین بر می آید که قصه با بهره از سه مرحله «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت»، زمینه را برای ظهور کهن الگوها فراهم می سازد. قهرمان نیز سفر خود را با ترک خانه و کهن الگوی «جست وجوگر»آغاز می کند و در روند سفر بنا بر موقعیت های داستانی، کهن الگوی درون قهرمان با دگردیسی مواجه می شود و سایر کهن الگوها پدیدار می شوند. تغییر کهن الگوی درون قهرمان سبب نمودهایی در کنش های بیرونی شخصیت می شود. بارزترین کهن الگوهای بهرام، «عاشق»، «جست وجوگر» و «جنگجو» است که درنهایت، با تشکیل خانواده که به نوعی «بازگشت» به محیط خانه است کهن الگوی «حاکم» بیدار می شود . نتایج این تحقیق نشان می دهد قصه «بهرام و گل اندام» ساختاری اسطوره ای دارد و به دلیل رویکرد روان شناختی خود بر پایه نظریات کهن الگویی قابل تحلیل و انطباق است.
مهر از دیرینه ترین شخصیّت های اسطوره ای، دینی و فرهنگی اقوام هند و آریایی است. این ایزد نمودی از باورهای مشترک خدایانی است که قبل از مهاجرت اقوام هند و اروپایی و بسیار پیشتر از ظهور زرتشت شکل گرفته اند. متون دینی و سرودهای مقدّس هند و ایران، نمایانگر اندیشه ها و باورهای مذهبی این دو سرزمین در هزاره های پیش از میلاد است. ایزد مهر هم یکی از ایزدان و شخصیّت های مشترک در این دو قوم کهن است که پس از جدایی، جایگاه ویژه خود را نزد هر دو حفظ کرده است. پژوهش حاضر می کوشد ایزد مهر را با تکیه بر کهن ترین جامعه آماری دو قوم هند و ایرانی مطالعه کند و با استناد مستقیم به ریگ ودا و اوستا در پی آن است تا نقش بافت فکری – فرهنگی این اقوام را در تعیین کنش ها و ویژگی های همسان و متفاوت چهره اسطوره-ای مهر بکاود. یافته ها نشان می دهند که کنش ها و ویژگی های مشترک ایزد مهر ریشه در روزگار یگانگی این اقوام دارد و منشأ تفاوت های این چهره اسطوره ای را باید در شاخه ایرانی و پس از جدایی فیزیکی و معنوی از شاخه هندی جست. بنابراین پس از جدایی اقوام، تفاوت های فکری و فرهنگی در شخصیت های اسطوره ای مشترک هم نمایان می شود. این ویژگی ها وکنش های متفاوت، تحت تأثیر بافت فرهنگی و عوامل اجتماعی به وجود آمده و یا متحوّل شدند.
نویسندگان و شاعران گاه به دلیل اشتراک های زبانی، مذهبی، جغرافیایی و... نقاط مشترکی در فکر و عمل دارند و گاه تنها آثار آنهاست که این نقاط مشترک را می نمایاند. حسین منزوی و بدرشاکرالسیاب را شاید بتوان از گروه دوم دانست. اگر چه این دو شاعر را نمی توان به کلی پیرو رمانتیسم دانست، بسیاری از تصاویر شعری آنان در فضای مکتب رمانتیسم تولید شده است. تصاویری که از یک سو حالات روحی، احساسات درونی و ذاتیات روانی شاعر را مهار می کنند و از سوی دیگر در انتقال احساس شاعر نقشی برجسته دارند. سیاب به دلیل اقامتی که در ایران داشته با نیما و شعر نیمایی آشنایی داشته و منزوی نیز در شعر نو بی شک به نیما نظر داشته است. در این مقاله پس از اشاره کوتاهی به زندگی این دو شاعر و بحث پیرامون مفهوم تصویر و ویژگی های تصویر رمانتیک، به روش توصیفی – تحلیلی نمودهایی از تصویرهای شعری این دو شاعر برجسته در سه مقوله ی استحاله در طبیعت و اشیاء، سایه واری و تأثیر فردیت در مبارزه بررسی شده است.
حیوانات، همواره در زندگی انسان، نقش و جایگاه ویژه ای داشته اند به طوری که گاهی اوقات به عنوان موجودی مقدس و اساطیری، مورد ستایش و توجه ویژه قرار گرفته اند. گاو، یکی از حیواناتی است که از آغاز شکل گیری تمدن، در جای جای جهان، مورد توجه بشر قرار گرفته و در ایران باستان نیز یکی از نمودهای خاص حضور ایزدان بوده و سیمای اساطیری ویژه ای داشته است. شاهنامه به عنوان نامه ی نسل های ایرانی و سرو سایه فکن فرهنگ و ادبِ کهن بوم و بر ایران، توجه ویژه ای به اساطیر و باورهای ایرانی داشته است. در این جستار، سیمای تمثیلی و اساطیری گاو، در شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته است که می توان در نتیجه، عنوان کرد که فردوسی در راستای پردازش حماسه ها و داستان های شاهنامه، از نقش اساطیری این حیوان، با چهره ای تمثیلی بهره برده و در واقع اسطوره را با تمثیل درآمیخته است.
عشق از اساسی ترین موضوعات شعر فارسی است و انواع زمینی و آسمانی آن در اشعار شاعران عامی و عالم و عابد و عارف، مضامین عالی و تعابیر زیبایی را به وجود آورده است. کمال الدین وحشی بافقی غزل سرای قرن دهم هجری، از جمله شعرای مهم و تأثیرگذار در مکتب واسوخت، با مهارتی که در به کارگیری الفاظ دارد سیمای عشق را به اشکال گوناگون به تصویر کشیده است. هدف این تحقیق این بوده که بشناسد که عشق مورد نظر وحشی چه ویژگی هایی دارد؟ نتیجه تحقیق حاضر نشان می دهد که ویژگیها و صفات عشق در غزلیات وحشی بافقی غالباً با مضامین راجع به مسأله عشق در آثار شاعران عاشق و عارف پیش از او همسانی های زیادی دارد. مقام "عشق" در شعر او والا بوده، نوع زمینی و مجازی آن نیز سایه یا واسطه عشق ملکوتی است. در این مقاله جلوه های گوناگون عشق در غزل های وحشی بررسی می شود.
بدن به صورت اجتماعی ساخته می شود، یعنی حاصل یک تبیین اجتماعی و فرهنگی به شمار می رود. بنابراین، فنون بدنی انسان واقعیت هایی مرتبط با جامعه و فرهنگ هستند، نه طبیعتی زایشی یا زیستی که خود را به کنش گران تحمیل کنند. افزون بر این که در پیرامون مفهوم بدن، ترکیبی گسترده از وقایع اجتماعی و فرهنگی وجود دارد، ادراک نیز، پدیداری بدنی است نه رویدادی ذهنی و انسان در مقام فاعلی بدن مند در جهان ادراک می کند. بنابراین، ساختار ادراک، درست همان ساختار بدن است و خودِ جهان نیز در مقام میدانی برای آگاهی و عمل برای ما گشوده است. از این دیدگاه، خوانش متون حماسی که تن آدمی را مرکز توجه قرار می دهند و ریشه در آرمان های جمعی و ملی و منطق های فرهنگی دارند اهمیت پیدا می کند و در این میان، بررسی منظومه حماسی کوش نامه با محوریت ضدِّ قهرمانی آشوب گر و زشت روی که دارای ویژگی ها و کنش های بدنی متفاوت از قهرمانان حماسی فارسی است، حائز اهمیت است؛ به این منظور، نگارنده به تبیین و تحلیل کنش های بدنی در منظومه حماسی کوش نامه پرداخته و نتایج حاصل از آن را با داده های نمادشناسی تطبیق داده است.
«هویت» پدیده ای است که در جریان مراودات اجتماعی و با ایجاد مرز میان خودی و بیگانه ساخته می شود. اهمیت این مفهوم در دوران نوجوانی ضرورت بازاندیشی آن را در عرصه ادبیات بیشتر می کند. رمان «چشم اسب» اثر جمیله گوین از جمله رمان هایی است که هویت سازی و هویت پذیری مهاجران را ترسیم می کند و با وام گیری از مفاهیم و ارزش های غربی و ترکیب آن با شاخص های هویتی شرق، فرهنگ بومی شرقی (هندی) را به چالش می کشد. در این مقاله به این پرسش پاسخ داده می شود که چگونه عناصر هویت ساز غرب، هویت فرد مهاجر را به چالش می کشد و تغییر می دهد و مؤلفه هایی چون دیگری بودن، دو زبانه بودن و... به چه میزان در هویت دهی آنان نقش دارد؛ بر همین اساس، روابط شخصیت های رمان چشم اسب به عنوان نماد و نماینده شرق و غرب و نیز تعلیق و تثبیت هویت آنان در فضای سلطه گرایانه غربی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد نویسنده در فرآیند شکل گیری هویت شخصیت های نوجوان داستان با ایجاد فضایی میانی، نگرش مرکززدایانه و مرکزگرایانه شرق و غرب نسبت به یکدیگر را تلفیق کرده و با خلق سوژه های پیوندی، تمایز و برتری غرب را به عنوان اصلی ثابت توجیه کرده و تابعیت و کمرنگ شدن هویت های بومی را راه ورود به سوی دنیای متمدن و جهانی شدن معرفی کرده است.