ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸٬۹۲۱ تا ۳۸٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۳۸۹۲۳.

هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۰۵
ضرب المثل ها گنجینه ا ی هستند که هم در بازنمایی هویت دینی و هم در نهادینه کردن هویت آن، نقش مهمی بر عهده دارند. بنابراین، برای شناخت رویکردهای دینی در فرهنگ مردم، واکاوی آن ها امری ضروری است. در جستار حاضر، مؤلفه های شناختی هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری با روش تحلیل محتوا بررسی شده است تا نشان داده شود که چه شناختی و دریافتی از این مؤلفه ها در ضرب المثل ها بازتاب یافته است و کارکرد این نوع شناخت چیست. مسایل مربوط به خداشناسی، معاداندیشی، نبوت و امامت، احکام عملی دین، قرآن ، مکان های مذهبی و شخصیت های قرآنی به عنوان مؤلفه های شناختی هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری بازتاب یافته اند که در این بین، بیشترین فراوانی مربوط به خداشناسی است. هویت دینی در این ضرب المثل ها، هم کارکردی روان شناختی دارد و هم کارکردی جامعه شناختی. افراد با توکل و امید به خداوند و توسل به پیامبر (ص) و امامان (ع) در زندگی خود روحیه امید دمیده و با یادآوری جهان آخرت و صفات جلالی خداوند، کژروی های اخلاقی و اجتماعی را اصلاح کرده اند.
۳۸۹۲۶.

مقایسه تطبیقی بررسی تاثیر مرگ آگاهی بر شخصیت های صاحب قدرت، در نمایشنامه کالیگولا نوشته آلبر کامو و داستان ضحاک شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۱۲
"مرگ" حادثه گریزناپذیر و ناگزیر غایی تمام انسانهاست. بعضی آن را به دست فراموشی می سپارند و برخی معرفت اندیشانه با پذیرش آن، وقوعش را حتمی و حقیقی می دانند. بررسی و تحلیل روایت دو شخصیت مستبد، قدرتمند و خونریز داستان های فردوسی و آلبر کامو و نحوه مواجهه آن دو با مرگ خود و دیگران، مساله اصلی این پژوهش است. کالیگولا و ضحاک که خود را فرمانده مطلق و صاحب اختیار جان و مال آدمیان می دانستند، بر این باور بودند که می توانند بر مرگ نیز تسلط یابند، آنان می کوشیدند با کشتن دیگران، از هراس مرگ خود رهایی یابند؛ اما ناموس طبیعت و حوادث روزگار آنان را با پدیده مرگ رویاروی ساخت. چگونگی پرداخت حوادث داستان از دیدگاه فردوسی طوسی (به نمایندگی از حکمای اسلامی) و آلبر کامو (از نمایندگان مکتب اگزیستانسیالیزم) فلسفه حیات و مرگ را از نظرگاه دو جهان اندیشگانی در شرق و غرب عالم بر ما روشن می کند. هر دو صاحب منصب پس از کسب قدرت دست به ظلم و ستم و کشتار بی سابقه اطرافیان می زنند. مانند تمام آدمهای دنیا از مرگ خود می هراسند و می خواهند با قتل آدمها، قدرت طبیعت در کشتن انسانها را در دست بگیرند. کشتن برای مبارزه با هراس مرگ، تنها راهکار آنهاست. سرنوشت هر دو شخصیت شبیه هم است و در نهایت به دلیل قتل و خونخواری علیه هر دو شورشی به پا می شود و از صحنه قدرت کنار گذاشته می شوند.
۳۸۹۲۸.

پیوندهای تاریخ نگاری و روایت پردازیِ ادبی در «مقتل»، تحلیل زمان بندیِ روایتِ شهادتِ حضرت قاسم(ع)در مقتل های واقعه عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۴ تعداد دانلود : ۷۶۳
یافتن شباهت ها و تفاوت ها در نگارش تاریخی و ادبی می تواند ذیل مطالعات بین رشته ای تعریف شود. در این پژوهش، جنبه های روایی مقتل های واقعه عاشورا از دیدگاه زمان روایی ژرار ژنت بررسی شده است. مورد مطالعه، ماجرای حضرت قاسم (ع) است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و از نتایج برجسته تحقیق این موارد است: 1. در حوزه آرایش رویدادها، بیشترین زمان پریشی ها به رویدادهای نامعتبر تاریخی اختصاص دارد که در مقتل های نیمه روایی (تاریخی داستانی) آمده است. متفاوت ترین نوع زمان پریشی نیز در محرق القلوب آمده که نشانه های آن در مداحی های امروز به جا مانده است. 2. در حوزه دیرش رویدادها، بیشترین درنگ های روایی به رویدادهای نامعتبر تاریخی مربوط می شود که حاصل پردازش ادبی در سطح لفظ است؛ شیوه دیگر اطاله دادن، روایت درآمیختن نظم و نثر است و پس از آن، توصیف جزئیات برخی رویدادها از شتاب روایت کاسته است. بیشترین صحنه های نمایشی اغلب به رویدادهای نبرد مربوط است. 3. در حوزه بسامد رویدادها، بیشترین تکرار حاصل درآمیختگی نظم و نثر و تکرار مطلب منثور در شعر است.
۳۸۹۳۲.

بررسی تحلیلی و تطبیقی بازگشت ادبی ایران و مکتب نئوکلاسیسیم اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۴ تعداد دانلود : ۵۸۵
بررسی تحلیلی و تطبیقی بازگشت ادبی ایران و مکتب نئوکلاسیسیم اروپا چکیده محور اصلی این پژوهش، بحث بازگشت ادبی ایران و مقایسه آن با مکتب نئوکلاسیسیم (Neoclassicism) اروپاست. تتبع شاعران ایرانی از شیوه شاعران سبک خراسانی و عراقی که از نیمه دوم سده دوازدهم آغاز شد و تا اوائل سده چهاردهم ادامه یافت، بازگشت ادبی نامگذاری شد. نئوکلاسیسیم نیز نوعی رویکرد در تاریخ ادب اروپاست که ادیبان تحت تأثیر آثار فاخر کلاسیک یونان و روم به خلق آثار می پردازند. نخستین نشانه های نئوکلاسیسیم در ایتالیا (14م) دیده شد؛ امّا دوران نضج آن در فرانسه (17م) است و تا سده هجدهم میلادی دوران اوج خود را سپری کرد. ازآنجاکه هر دو جنبش ادبی به نوعی بازگشت به گذشته است، برآنیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا بازگشت ادبی ایران به ایجاد سبکی نو مانند مکتب نئوکلاسیسیم منجر نشد. با بررسی های صورت گرفته در نمونه های شعری بازگشت ادبی و نئوکلاسیک درمی یابیم از عوامل مهم در موفقیت یا عدم موفقیت دو جنبش مذکور در نوزایی و خلق آثار متفاوت نسبت به آثار گذشته، تفاوت در موقعیت فکری، فرهنگی و اجتماعی است. شاعران بازگشت ادبی ایران به دلیل فقدان پشتوانه معرفت شناسانه قوی، زوال اندیشه فلسفی، نبود مراکز ادبی جهتدهنده و رعب و وحشت در برابر هجوم تمدن غرب در نسل پایانی این شاعران در تحول و نوزایی شعر به موفقیت چشمگیری نائل نشدند، امّا نویسندگان دوره نئوکلاسیک با بهره مندی از ساختار نظام اندیشه مند و تغییر در تمام نهادهای مرتبط فرهنگی و اجتماعی به استقلال سبک و نوزایی دستیافتند. واژه های کلیدی: بازگشت ادبی، نئوکلاسیسیسم، انحطاط ادبی، نوزایی
۳۸۹۳۳.

عشق در هفت اورنگ جامی با تکیه بر یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون وی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۴۹۶
عشق و محبت از اساسی ترین مباحث عرفان نظری و عملی است. در واقع، تجلّی عشق است که تمام مراتب خلقت را ایجاد می کند و به ظهور می رساند و در مسیر کمالیّه موجودات به سوی حق نیز همین عشق است که ایجاد حرکت و کمال می کند و مرتبه به مرتبه، آن ها را تا خود حق می رساند. بحث عشق در ادبیات فارسی دامنه ی گسترده ای دارد. داستان عشق لیلی و مجنون از جمله منظومه های غنایی فارسی است که از دیر باز مورد استقبال نویسندگان و شعرای فارسی زبان و غیر آن گرفته است، همچنین داستان «یوسف و زلیخا» نیز از جمله داستان هایی است که در ادبیات فارسی بازنمودی گسترده داشته است. غور و تفکّر نمود در هر یک از این داستان ها یعنی قصه ی عشق «لیلی و مجنون» و «یوسف و زلیخا» هر یک جان و روحی دوباره به کالبد آدمی   می بخشد و آیینه ی زنگار گرفته ی درون را صیقل می دهد. جامی در تعریف عشق به این نتیجه رسیده که دل سراپرده عشق است و آن دلی که از عشق بی بهره است جسمی بی حیات است. وی معتقد است که جه ان و هر چه در اوست از نفخه ی عش ق آفریده شده است او عشق را گوهر و اکسیر حیات می داند که باعث سرزندگی و سازندگی آدمی است و همگان را به عشق ورزی ترغیب می کند.
۳۸۹۴۰.

سیر تحول مفهومی واژه "خود" در منطق الطیر عطار (بر اساس فرایند فردیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۸۴۵
واژه ی "خود"یا "خویشتن" در دو حوزه دستور زبان فارسی و روانشناسی کاربرد فراوانی دارد. خود به همراه خویش و خویشتن در دستور زبان فارسی به عنوان ضمیر مشترک به کار می رود و در روانشناسی یونگ، خود مظهر "تمامیت" است. از آنجا که واژه ی مذکور در نتیجه ی منطقالطیر عطار نقش فراوان دارد و همچنین قابل تاویل بر مبنای نظریات روان شناختی یونگ است، در این مقاله تلاش بر آن است تا با رویکردی توصیفی – تحلیلی سیر تحول مفهومی آن براساس "فرایند فردیت" بررسی و تحلیل گردد. مطابق نتایج، در منطق الطیر دو نوع خود (خود سایه ای و خود کهنالگویی) می توان دریافت نمود که ناظر به دو جنبه ی "جسم و روان" است. خود سایه ای (ضمیر مشترک) در پایان منطق الطیر همانند سی مرغ تحول یافته است؛ زیرا احساس این همانی یا یکی شدن با الگوی اصلی (سیمرغ) را در انسان برمی انگیزاند و بدین وسیله واقعیت ( تمامیت) را تحقق پذیر میسازد. وحدتی که از نظر عطار و روانشناسی نوین نیمه تمام است نه کمال مطلق؛ زیرا کمال مطلق تنها در خداوند تحقق می یابد. هم از نظر یونگ و هم از نظر عطار هدف سیر فردانیت کمال نیست، بلکه کامل شدگی است."خود" حاصل وحدت سی مرغ (خودآگاه یا خود سایه ای) و سیمرغ (ناخودآگاه ) است. عطار این مفاهیم فلسفی – عرفانی را در قالب تصاویر نمادین در منطقالطیر بازآفرینی نموده است. این فرایند (فردیت) سبب میشود تا آشفتگیها و نابسامانیهای ناشی از جدایی دو ساختار روان و جسم از بین برود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان