ادبیات، آیینه ای است که فرهنگ جامعه را بازتاب می دهد و متون داستانی، بستر مناسبی برای بررسی این بازتاب های فرهنگی در زمینه های گوناگون از جمله مباحث مربوط به زنان است. در این پژوهش، برای واکاوی انگاره زن، دو حکایت از سندبادنامه انتخاب شد. متن سندبادنامه هر چند در یک زمینه تاریخی زن ستیز تولید شده، نمونه های فراوانی از قدرت زن در آن دیده می شود. این جستار درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی با تکیه بر نظریه «فرکلاف»، متن را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی نموده، نشانه های قدرت زن و چرایی آن را نشان دهد. در این جستار به این نتیجه رسیدیم که زن در این اثر، حضور فعال و قدرتمند دارد و نقش فاعلی او در شکل گیری روند داستان مشهود است. در این کتاب به رغم دید منفی نسبت به زن، نشانه های قدرت پنهان زنانه را می توان دید. زنان برای رسیدن به اهداف خود از ابزار قدرت پنهان همچون زبان، تدبیر، زیرکی و سیاست استفاده می کنند و اگر راه های رسیدن به اهداف سازنده و والا برای آنها بسته شود، گاهی این قدرت در مسیر نادرست به کار گرفته می شود.
طبیعت از ابتدا تا امروز همواره یکی از خاستگاه ها و سرچشمه های هنر بوده است. از همه بارزتر در هنر شعر، که نمونه ها و نشانه های آن را از قدیم ترین ایّام تاکنون، در آثار منظوم و شاعرانه همه کشورهای جهان می توان دید. برای مثال، از ترانه ها و شعرهای «سافو» در سرزمین سرسبز و سواحل جادویی یونان گرفته تا اشعار شاعران عرب از جمله «امرءالقیس» در بیابان های پر از «ربع و اطلال و دمن» یا تغزّلات آغاز قصاید قصیده سرایان قرون پنجم و ششم مانند: فرّخی، ازرقی، خاقانی و بویژه منوچهری که شاعر طبیعت نام گرفته است. از شاعران معاصر آن که شعرش سرتاسر بوی طبیعت می دهد، شهریار است. در دیوان شهریار، کمتر شعر و سروده ای را می توان یافت که جلوه و عنصری از طبیعت در آن به کار نرفته باشد. از این رو، در این پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده عناصر طبیعت در شعر شهریار بررسی گردیده است. نتیجه به دست آمده این است که از آسمان و ستارگان گرفته تا سبزه زار و بوستان و گل ها و از حیوانات تا دریا و وابسته های آن، همه و همه در ساخت تصاویر شعری شهریار یاری دهنده او در بیان مفاهیم درونی هستند. در بیش از نود درصد از سروده های وی، جلوه ای از مظاهر طبیعت به کار رفته است که این خود نشانگر روح لطیف و طبیعت گرای این شاعر نامدار معاصر است.
بی گمان، هیچ شاعر و نویسنده ای درطول تاریخ از تأثیر نویسندگان، شعرا و اندیشمندان دیگر برکنار نبوده و نخواهد بود. در سرتاسر قرن بیستم ، مفهوم فرانسوی ادبیات تطبیقی با در نظر گرفتن این پدیده انسانی مشترک(تأثیر و تأثر) به مطالعات گسترده و ارزشمندی پرداخته، کوشید تا در وهله ی نخست به روشنداشت سهم ادیبان و متفکران فرانسه در بارور ساختن فرهنگ و ادبیات غربی بپردازد.
مطالعه تاثیرپذیری و اثرگذاری یکی از عرصه های مهم پژوهش در ادبیات تطبیقی است. با در نظر گرفتن این اصل مهم - که اساس ادبیات تطبیقی در مفهوم کلاسیک آن است. می توان به جرأت گفت که کمتر شاعر و ادیب مسلمانی است که مضمونی از سخنان حضرت علی (ع) و یا گفته ای از ایشان را در نوشته ها یا سروده های خود تضمین نکرده، و تحت تاثیر آن قرارنگرفته باشد. سعدی شیرازی از برجسته ترین این ادیبان است. وی با الهام گرفتن از معانی ژرف قرآنی، احادیث نبوی، ادبیات عربی، و نیز مضامین بلند و عمیق علی (ع)، و البته با ذوق سرشار و نبوغ شگرف خود، ادبیاتی رفیع و جهانی آفریده است. نظر به گستردگی این تاثیر در آثار سعدی، در این مقاله کوشش شده است تا به بررسی تاثیر«کلمات قصار نهج البلاغه» بر گلستان سعدی بپردازیم.