متون ادبی به عنوان آینة فرهنگ هر ملت موثق ترین منبعی هستند که ناخودآگاه، آداب و رسوم و باورهای هر قوم را در خود منعکس می کند. تاریخ بیهقییکی از آثار گرانسنگ زبان فارسی است که علاوه بر ویژگی های منحصربه فرد تاریخی خود یکی از منابع فرهنگی زبان فارسی است که بیانگر بعضی از آداب و رسوم زمان خود است. یکی از مواردی که در نگاه اول ذهن خواننده را به خود معطوف می دارد، حوادث و وقایع و مراسم... حکومت مسعود غزنوی است. در همین بخش است که بیهقی در ذکر مراسم سوگواری محمود، برخلاف آیین مرسوم آن روزگار و حتی دوره های پیشین، به استناد متون ادبی معاصر خودش ازجمله دیوانفرخی از سپید پوشی مسعود و درباریانش در سوگواری محمود غزنوی و خلیفه القادربالله سخن می گوید. رسمی که کاملاً با توصیفات سوگواری سایر متون ادب فارسی، حداقل تا روزگار نویسنده در تضاد است. در این پژوهش ابتدا به رنگ های سوگواری در ملل شرق و غرب و ایران قبل و بعد از اسلام پرداخته شده، سپس علت رنگ سپید پوشیدن مأمون در شهادت امام رضا (ع) و سلطان مسعود در مرگ محمود غزنوی و خلیفه بغداد بررسی شده است و به نظر می رسد که عمل مأمون بیشتر جنبه سیاسی و حکومتی و عمل سلطان مسعود تقلیدی از مأمون بوده است.
بررسی ترجمه ی انگلیسی غزلی از حافظ بر پایه ی برداشت درست از متن [i] شیرین رزمجو بختیاری * چکیده مترجمان بسیاری شعر حافظ را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاند. در ترجمه ی شعر حافظ دو نکته ی بسیار مهم وجود دارد؛ نخست ضرورت فهم دقیق شعر حافظ است و دیگر ضرورت آگاهی دقیق و عمیق از واژگان، تعابیر، اصطلاحات و ساختار زبان مقصد. هراندازه که مترجم با زبان مبدأ و مقصد آشنایی داشته باشد، زبان شعر و ادب در هر زمان و در هر فرهنگ به عنوان یک مؤلّفه ی کاملاً مستقل نیازمند تخصّص و مهارت است. در پژوهشِ حاضر یکی از غزل های حافظ با مطلعِ «مزرع سبز فلک دیدم و داسِ مه نو...» در پنج ترجمه ی انگلیسی از مترجمان فارسیزبان، یعنی شهریار شهریاری و عبّاس آریان پور و انگلیسیزبان، یعنی ویلبرفورس کلارک، پل اسمیت، رابرت بلای و لئونارد لویسون به صورت همزمان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتهاست. در این پژوهش از نظریه ی آنتوان برمن برای تحلیل ترجمهها بهرهبرده و با استفاده از نظریه ی تحریف های معمول در ترجمه ی متون ادبی، ترجمهها مورد نقد و تحلیل قرار داده شدهاست. اگر چه تصوّر غالب این است که مترجمان فارسیزبان فهم بهتری از شعر حافظ دارند، امّا پس از بررسی و تحلیل ترجمههای این مترجمان، عیوب ترجمه ی آن ها که ناشی از دانش ناقص ادبی و اطّلاعات ناکافی آنها از زبان هنری حافظ بود، آشکار شد. مترجمانِ انگلیسیزبان اغلب به متنِ مبدأ پایبندتر بودهاند، امّا گاهی تلاش کردهاند با جایگزین کردن برخی مؤلفه ها شعر حافظ را به فرهنگِ زبانِ مقصد نزدیکتر کنند.