«حیاط خلوت» نوشته فرهاد حسن زاده، یکی از رمان های برگزیده جشنواره ادب پایداری است. این رمان از جمله آثار متفاوت در حوزه ادبیّات پایداری به شمار می رود. نگرش انتقادی به تبعات جنگ و حذف ارزش های برآمده از این واقعة سیاسی، اجتماعی، رمان مذکور را به اثری قابل تأمّل از منظر حوزه انسان شناسی و جامعه شناسی ادبیّات بدل می کند. از سوی دیگر، تجربه مبتنی بر زیست جهان نویسنده در زبان و اجتماع پس از جنگ، موجب بازتاب کیفیات زندگی و چگونگی تحوّلات فکری شخصیّت های این رمان شده است. هدف این پژوهش، بازخوانی رمان حیاط خلوت با رویکرد میخائیل باختین است. نتایج این خوانش نشان می دهد که در این رمان، حرکتی کارناوالی از سوی شخصیّت ها برای ویرانگری نظم برساختة حاکمیت جامعة پس از جنگ صورت می گیرد. در این حرکت نشانه های متفاوت گفت وگو، خنده، اعتراض، چند صدایی و نقیضه پدیدار می شود که نشان دهندة جنبه هایی از کیفیت زندگی انسان معاصر است.
در این مقاله موضوع زن در مقام مادر در رمان های «مادر» اثر گورکی، «فولاد چگونه آبدیده شد» نوشته نیکالای آستروفسکی و «همسایه ها» اثر احمد محمود مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته و شباهت و تفاوت دیدگاه های نویسندگان در توصیف شخصیت زن نشان داده شده است. دستاورد این پژوهش نشان می دهد که آستروفسکی و احمد محمود بر نقش زن در خانه تأکید می کنند، ولی گورکی سیمای مادر را در دو بُعد «مادر در خانه» و «زن انقلابی و مبارز» نشان می دهد. عشق شدید مادرانه در هر سه اثر دیده می شود. این عشق در رمان «مادر» به یک احساس عظیم نسبت به همه مبارزان تبدیل می شود. در رمان های «همسایه ها» و «فولاد چگونه آبدیده شد» ملاحظه می کنیم که مادران به صورت غریزی به پسران خود کمک می کنند، اما در رمان «مادر»، نیلوونا قهرمان اثر در آغاز فقط از رویِ عشق، لکن در ادامه با درک بی عدالتی اجتماعی و برای آزادی خلق به پسرش کمک می کند.
بی تردید ژان ژاک روسو از دوستانی که در اطرافش بودند دچار رنجش خاطر بود. دوستانی که تا مدتهای مدیدی گمان می برد دوستش دارند. اما رنجشی که روسو تحمل می کرد برایش تماما ناخوشایند نبود. این رنج به او اجازه داد چهره ی یک روسوی قربانی را به خود بگیرد. قربانی شدن باعث تولد یک روسوی جدید شد.