یکی از موثق ترین منابع مطالعه عهد مغول، «تاریخ جهانگشای جوینی» است که هم از نظر ادبی و هم از نظر تاریخی، اثری سترگ و درخور توجه است. با اینکه تاکنون شرح ها و تعلیقات متعددی درباره این اثر سترگ نوشته و سعی شده که گره از فروبستگی ها و ابهامات آن گشوده شود، اما هنوز به نظر می رسد که برخی از عبارات، آنچنان که بایسته است، شرح و تبیین نشده و برخی از دیدگاه های شارحان محترم با بافتار متن ناسازوار است. از این رو، در این جستار کوشش شده که با روشی توصیفی تحلیلی -با توجه به قراین درون متنی و برون متنی- برخی از عبارات تاریخ جهانگشا بازبینی و معنایی درخورتر ارائه شود؛ چنانکه عبارات «باد بر کسی جستن»، «خیمه به صحرا زدن»، «قواد»، «از راه تهتّک در کشتی نشستن»، «از تمکن رجوم بر هجوم امتناع نمودن»، «اندیشه داشتن»، «لعل ممسوح»، «مستدفئی»، «حشر»، «نفار»، «صادر و وارد»، «ابنه»، «براز»، «فرا آب دادن» و موارد دیگر در این جستار تشریح شده است.
درک ذات خداوند و دریافت کیفیت صفات او، از مسائل پیچیده ای است که انسان با شعور و آگاه در همة دوران ها به آن اندیشیده و در جستجوی فهم آن برآمده است. این نکته در قرن های بسیار، هستة اصلی بحث های عارفان، فیلسوفان و متکلمان شرقی و غربی بوده است. آنان در آثار خود کوشیده اند تا از این راز سربه مهر پرده برگیرند که خدا چگونه وجودی است و از چه راهی با او ارتباط عمیقی می توان برقرار کرد. در میان عارفان شرقی، مولانا جلال الدین بلخی از بزرگ ترین کسانی است که در آثار خود خداوند را توصیف کرده است. او در آثار خود با استفاده از آموزه های قرآنی، دربارة خداوند و کیفیت ذات و صفات او، بسیار سخن گفته است. بخش درخور توجهی از اندیشه های او در غزل ها و در مثنوی، به گونة مستقیم و در قالب شخصیت های دیگر، دربارة تحلیل و توصیف خداوند است؛ درواقع خداوند هستة اصلی در اندیشه های کلیدی مولاناست. رودلف اُتو نیز از دین پژوهان غربی و یکی از بزرگ ترین پدیدارشناسان دین و پیشگامان روان شناسی دین است که در کتاب پرآوازة خود، مفهوم امر قدسی،با نگاهی پدیدارشناسانه به تفسیر «تجربة دینی» می پردازد و جنبه هایی از «پدیده های شهودی» و «تجربه های دینی» را با نام های ویژه ای مانند «نومینوس» یا «امر مینوی» برجسته می کند. اندیشه های رودلف اُتو، به ویژه دربارة امر قدسی، به برخی از اندیشه های مولانا دربارة شهود بسیار نزدیک است.
القاموس الشامل (فرهنگ فارسی – عربی)، محمد حسن بوذرجمهر، نوفل، بیروت 2002، (967 + XXI)988 صفحه . این کتاب، آن چنان که در مقدمه آن اشاره شده، حاوی 60 هزار مدخل فارسی و 160 هزار واژه عربی است. کتاب دو مقدمه دارد. نویسنده مقدمه نخست دکتر فیکتور الکک، استاد ادبیات فارسی و مدیر بخش ادبیات فارسی دانشگاه لبنان، است ...
مثل میراث دیرینه و حاصل فرهنگ، اندیشه و تجربه گذشتگان است. البته شکی نیست که عنصر فرهنگی و ادبی تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی هر سرزمینی ویژگی های خاص خود را یافته است. تمدن فارسی و عربی نیز از این قاعده مستثنا نیست و در حوزه فرهنگی و ادبی و به ویژه در ضرب المثل ها می توان تأثیر اندیشه و باور هر یک از مردمان این دو تمدن و نیز تأثیر جغرافیا و طبیعت را به طور آشکار ملاحظه کرد؛ لذا در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، حیوانات را به عنوان یکی از عناصر طبیعت، در ضرب المثل های کهن عربی و فارسی بررسی می نماییم تا کار کرد آن ها در تبیین مفاهیم مختلف ارزیابی شود. البته از آن جا که بررسی تمام حیوانات در یک مقال نمی گنجد، بر آن شدیم که برخی از پرکاربردترین حیوانات (شتر، سگ، گرگ و کلاغ) را بررسی کنیم تا شباهت ها و تفاوت های این ضرب المثل ها در زبان عربی و فارسی به نوعی روشن شود و مفاهیم مورد نظرشان تبیین گردد و در نهایت نوع نگاه عرب ها و ایرانیان به این حیوانات آشکار گردد. به طور خلاصه می توان گفت که این حیوانات در مثل های کهن عربی و فارسی با فراوانی متفاوت، گاه برای نمایاندن ویژگی های مثبت و منفی انسان به کار می روند، گاه رفتارهای طبیعی و مثبت و منفی انسان ها را مطرح می کنند، گاهی مفاهیم انتزاعی را به صورت ملموس برای ما به تصویر می کشند و گاهی نیز مفاهیم پندآموز را انتقال می دهند.
روایت شناسی رویکردی ست ساختار گرا که به دنبالِ یافتنِ نظامِ حاکم بر انواعِ روایی و ساختارِ بنیادینِ روایت است. یکی از بر جسته تر ین پژوهش ها در زمینه روایت شناسی، پژوهشِ پراپ روی صد قصّه فولکلورِ روس است که به صدورِ حکم هایی در موردِ ساختِ بنیادینِ قصّه های پریان و رده بندیِ آن ها انجامیده است. پژوهشِ حاضر، با نگاه به نظریّه پراپ، به دنبالِ بر رسیِ وجود یا عدمِ ساختارِ رواییِ کلّی در حکایت های عاشقانه بخشِ «مَکرِ زنان» در «هزار و یک شب» و بر رسیِ کار آمدی یا نا کار آمدیِ نظریّه رواییِ پراپ در تبیینِ ساختار های رواییِ این حکایت ها بر آمده است. بدین منظور ابتدا روایت و برخی عناصرِ ساختاریِ آن تعریف شده و پس از مروری بر تاریخچه روایت شناسی و مهمّ تر ین آراءِ روایت شناسان، نظریّه روایتیِ پراپ و برخی نقد های صورت گرفته به آن بیان شده است. سپس تک تکِ قصّه ها تحلیل و به قصدِ مقایسه، جدول بندی شده است. نتایجِ برآمده از جدول بندیِ قصّه ها نشان داده است حکایت های بر رسی شده، از نظرِ نوعِ خویشکاری ها، ساختارِ مشابهی منطبق بر الگوی پراپ دارند، امّا از نظرِ توالیِ خویشکاری ها، از توالیِ موردِ نظرِ پراپ پیروی نمی کنند.