آقای دکتر علی خزاعی فر، در مقاله ای خواندنی با عنوان «نگاهی به فعل مرکب از دیدگاه فرهنگ نویسی»، با دقت نظر و باریک بینی بسیار، به بحث درباره رابطه فرهنگ نگاری و دستورنویسی پرداخته اند و نکات ارزنده ای را مطرح کرده اند. کار ایشان خاصه از آن رو اهمیت دارد که فقط به ذکر کلیات و مسایل انتزاعی در زمینه رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی اکتفا نکرده اند بلکه، ضمن عرضه تذکار جالبی در زمینه رابطه این دو حوزه، کوشیده اند، بر اساس موضوع مشخص و بحث انگیز چون فعل مرکب فارسی، از تتبعات خود به نتایج خاصی نیز برسند. ایشان ابتدا و به اختصار تفاوت دستورنویسی و فرهنگ نگاری را به حیث تفاوت دو امر اساسا نظری و عملی مطرح ساخته اند؛ سپس، با مقایسه دو دیدگاه مهم درباره فعل مرکب فارسی یعنی دیدگاه های خانلری (1355) و دبیر مقدم (1376)، تصریح کرده اند که دیدگاه دوم در تمیز واحدهای واژگانی از زنجیره های غیرواژگانی موفق نبوده است و از این دو استناد بدان برای مدخل کردن یا نکردن افعال مرکب فارسی در فرهنگ های دو زبانه چندان سودمند نیست ...
نقوش قالی های ایرانی، حاوی روایاتی نمادین است که با اللهام از اسطوره های ملی در متن و حاشیه قالی ها به زیبایی به تصویر کشیده شده اند. نزاع سیمرغ و اژدها یکی از این نقوش است که به شکل گرفت وگیر و در هییت تقابل، رخ نموده است. بازتاب های نمادین هر یک از این دو اسطوره شامل شاخصه هایی چون نمادهای اهورایی و اهریمنی، نیکی و شر، زمین و آسمان، مرگ و زندگی و روح و نفس است که با الویت بخشی به اسطوره های بومی و در نظرگرفتن مواردی چون تکرار، بسامد و اصالت در این پژوهش مورد بررسی و واکاوی قرار می گیرند. یافته های پژوهش ناظر بر این است که ریشه اصلی این نزاع، بیانگر مفهوم خیر و شر برخاسته از تقابل اهورایی و اهریمنی این دو اسطوره و تأثیر رویکرد آیینی در شکل گیری این نزاع است. نزاعی که در آن، اهریمن با نماد مار و اژدها در حال ستیز با آیین تازه ای به نام «مهر» با نماد سیمرغ است.
متون کهن فارسی، گنجینه عظیم تفکرات و اندیشه های تعلیمی و اخلاقی است چنانکه تعلیم و تربیت امروز با همه پیشرفت های شگرف خود باید ریز خواره این خوان گسترده و پر برکت باشد.
استاد البشر، خواجه نصیر الدین توسی ( 672- 597 ه.ق ) از جمله کسانی است که علاوه بر سیاست و امور کشور داری، همچون همشری دیگرش خواجه نظام الملک، از تعلیم و نصیحت و پند و اندرز دریغ نورزیده است. او فیلسوف، ریاضی دان، ستاره شناس، معلم، وزیر، ادیب، شاعر، منتقد و از جمله مشاهیر و نوابغ کم نظیری است که در هنگام آبادانی و رونق شهر توس در سال 672 هجری قمری، چشم به جهان گشود. عقاید و نظرات خواجه درباره آموزش و پرورش، تربیت فرزند و اخلاق قابل توجه بسیار است.