ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۸۰۱ تا ۱۵٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۵۸۰۱.

همایون نامه زجاجی و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۱ تعداد دانلود : ۷۱۰
همایون نامه منظومه ای به بحر متقارب و در حدودِ شصت هزار بیت است که سَراینده ای به نام زَجّاجی آن را در سده هفتم سروده. موضوع این اثر با ولادت پیامبر (ص) و رویدادهای صدر اسلام آغاز می شود و با گزارش تاریخ اسلام و ایران تا روزگار ارسلان بن طغرل سلجوقی – البتّه با افتادگی هایی در روندِ روایتِ حوادث- ادامه می یابد. این منظومه دو بخش دارد و تنها نسخه فعلاً شناخته شده از نیمه دوم آن ناقص است و ابیات در پایان ناتمام مانده. همایون نامه به رغم قدمت و حجم آن از منظومه های نسبتاً ناشناخته و کمتر توجّه شده ادب فارسی است و در این مقاله موضوع توجّهاتِ آن به فردوسی و انواعِ تأثّراتش از شاهنامه- که الگوی ادبیِ این اثر و همه منظومه های هم وزنِ آن پس از سده چهارم است- در سه بخشِ: 1.فردوسی و شاهنامه در همایون نامه 2. نامها و داستانهای شاهنامه/ شاهنامه ای در همایون نامه 3. تأثّر و تقلید زَجّاجی از سبک فردوسی، بررسی و با ذکر و تحلیلِ شواهد گوناگون نشان داده شده که زجّاجی آشناییِ دقیقی با زبان و محتوای حماسه ملّی ایران داشته و با وجودِ نقد شخصیّتها و داستانهای پیش از اسلام (مغانه) آن و دعوت مخاطبانش به توجّه به اخبار دینی و مذهبی به جای آنها، به ادبیّت سخن فردوسی معترف و معتقد بوده و بسیار ازآن متأثّر شده است.
۱۵۸۰۲.

الإلهامات والإشارات القرآنیة فی القصیدة الثانیة من دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۲۴
خاقانی (595-520ق) شاعر فارسی اللسان، معروف، وهو صاحب قصائد فخمة وأشعار عمیقة وصعبة ومبهمة، کما یعد أکثر شعراء الأسلوب الأذربیجانی شهرة فی القرن السادس. شعره یزخر بالمواضیع العلمیة والمصطلحات الدینیة، وهو دائرة المعارف فی علوم القرآن والحدیث. إن التسلط على مختلف أنواع العلوم واستخدامها فی شعر هذا الشاعر الکبیر وفکره وإبداعه جعل فهم شعره یبدو معقداً ومبهماً، فقد ضمن شعره الکثیر من مفاهیم الزهد والأخلاق بالاستفادة من الأحادیث النبویة والآیات القرآنیة، ولا شک فی أن الإلمام بالقرآن وتفسیره من مفاتیح حل الکثیر من مشکلات أبیات هذا الشاعر. وسنتناول فی هذه المقالة سبل توظیف القرآن والمضامین الإلهیة فی القصیدة الثانیة – فقط - من دیوان خاقانی. ومن المؤکد أننا سنذکر فی البدایة توضیحات عامة عن الشاعر، وارتباطه بالقرآن ونقدم تعریفا للقصیدة الثانیة التی مطلعها: ای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا لا در چهار بالش وحدت کشد تو را - أیها الطارق باب ملک ""لا"" خمس مرات إن ""لا"" تقودک إلى مسند التوحید.
۱۵۸۰۳.

تأثیر اوضاع عصر فردوسی بر تدوین شاهنامه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۹ تعداد دانلود : ۶۵۸
شاهنامه ی فردوسی را حماسه ی ملّی و گنجینه ی هویّت ایرانیان دانسته اند. هویّتی که پاسداران آن با حفظ روایات شفاهی و سنن باستانی و انتقال این ذخیره به زمانه ای که شرایط برای بازسرودن شاعرانه ی آن فراهم گشت، توانستند در عهد اسلامی نیز آن را تداوم بخشند. اگرچه دهقانان در حفظ و بازگویی این سنن نقش مؤثّری دارند، اما توانمندی فردوسی در سرودن حماسه ی ملّی و آفرینش اثری جاودانه، نامه ی باستان ایران را به زیباترین شیوه ماندگار کرد. در بررسی این اثر حماسی، با این پرسش مواجه می شویم که آیا تنها ذوق سرشار و قریحه ی ناب فردوسی و حسِّ ملّیّتی او به خلق شاهنامه انجامیده است یا این که اوضاع عصر و زمانه ی شاعر نیز بر پدید آمدن این اثر تأثیرگذار بوده است؟ در این مقاله، با تبیین اوضاع سیاسی، اجتماعی، دینی، ادبی و فرهنگی عصر فردوسی و تأثیر آن بر سروده شدن شاهنامه، بر این یافته تأکید می-کند که، پدید آمدن شاهنامه تابع شرایط روزگار فردوسی بوده است.
۱۵۸۰۴.

ماه دیدارِ فرّخ پسر (پژوهشی دیگر پیرامون مادر سیاوش)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۲ تعداد دانلود : ۶۵۹
داستان سیاوش،از داستانهای جذّاب شاهنامه است که فردوسی، سیاوش رااز تولد تا کشته شدن، به عنوان نماد پاکی، صداقت و بزرگ منشی، نمودار ساخته است. نکته قابل تأمّل در این داستان، گمنامی مادر سیاوش است، که باعث شده، حدس و گمان ها در خصوص شخصیت و هویّت وی، متفاوت به نظر بیاید. هر کدام از این نظریه ها، در عین نو بودن، نقص ها و اشکالاتی دارد، و پژوهشگرانی چون: خالقی مطلق، اسلامی ندوشن، و آیدنلو،در پژوهش و نظر خویش، با تردید و شک و احتمال بدان پرداخته و هرکدام به یکی از موارد مربوط به مادر سیاوش اشاره کرده اند. در این مقاله، به طور مختصر به بیان فرضیه های مختلف در خصوص هویّت مادر سیاوش، و نقد نظریات ارائه شده، با جمع بندی و ترکیب دیدگاههای ارائه شده و حذف نکاتی که بیشتر بر پایه حدس وگمان بوده ، نظریه ای ترکیبی و کاملتر(تا حد امکان) ارائه خواهد شد.
۱۵۸۰۵.

بررسی حماسه سرایی درادبیات کهن عربی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۶ تعداد دانلود : ۴۸۲
حماسه یکی از مهم ترین انواع ادبی است که از دورانی که ملتی در راه دست یافتن به شکوه و تمدن گام نهاده است سخن می گوید. ادبیات عربی به دلایلی، از شاهکار برجسته ی حماسی بی بهره است. در این ادبیات، حماسه گونه هایی یافت می شود که در این مقاله، این حماسه گونه ها، در عصرهای مختلف ادب عربی بررسی شده است. در عصر جاهلی نمونه هایی از این حماسه گونه ها را می توان در معلقات هفتگانه، بوی ژه در معلقه وسیره یعنتره بن شدّاد وأُرجوزه ها و جنگ سروده ها مشاهده کرد. در این عصر در اشعار شاعران «صَعالیک» نیز می توان ردپای اشعار حماسی را یافت. أبوفراس حمدانی، بشار بن برد و ابوتماماز برجسته ترین شاعران عصر عباسی می باشند که بایستی اشعار حماسیشان را در لابه لای ابیاتی که در فخر سروده اند، یافت.در این میان، قصیده ی«فتح الفتوحِ» ابوتماماز شاهکارهای ادب عربی بشمار می رود که در آن، حماسه، مدح و فخر رابگونه ای ژرف و زیبا درهم آمیخته است.«صفی الدین حلّی» پیشگام شاعران فخر و حماسه در عصر انحطاط می باشد. عدم گسترش تخیل و ژرف نگری، روی آوردن به شیوه های تقلیدی،وبرخودارنبودن از ملیّت واحد و جامع،از عوامل اصلی فقدان شاهکار حماسی در ادبیات کهن عربی می باشد.
۱۵۸۰۶.

بررسی اجزای کلام در داراب نامه بیغمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۵۷۳
نوشته حاضر داستان داراب نامه را بر پایه نظریه روایت تودوروف درباره اجزای روایت، شامل اسم، صفت و فعل (شخص، ویژگی و کنش)، بررسی می کند. اساس این شیوه بررسی مبتنی است بر روشن کردن سازوکار روایت و به طور خاص قصّه هایی که تودوروف آنها را «روایت اسطوره ای» نامیده و ضمن برشمردن ویژگی های این نوع روایت ها، آنها را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده-است. داراب نامه مولانا محمد بیغمی، یکی از داستان های شفاهی بازمانده از ادبیّات کهن فارسی است که صورت مکتوب یافته است. این اثر، روایت بلندی است از کشورگشایی های فیروزشاه، پسر داراب، و ازجمله آثاری است که مشخصات روایت های مورد بررسی تودوروف را می توان به روشنی در آنها دید. به این جهت، روش بررسی تودوروف در مورد اجزای کلام در روایت های اسطوره ای، در روشن کردن سازوکار روایت و ارتباط متقابل شخصیت ها و نیز چگونگی ارائه معنا در داستان داراب نامه و روایت های مشابه آن در ادب فارسی، روشی کارآمد به نظر می رسد. نتیجه حاصل از این بررسی نشان می دهدکه در داراب نامه، تنها وضعیت شخصیّت ها تغییر می کند و کیفیت و شرایط اشخاص، پیوسته ثابت و بدون تغییر می ماند. همچنین وضعیت های حاکم بر مناسبات شخصیّت های داستان را می توان در دو قانون تبعیت از نیروی برتر جامعه (شاه) و قانون وفاداری که شامل وفاداری عاشق و معشوق نسبت به یکدیگر، وفاداری دوستان و یاران نسبت به هم، وفاداری وزیران و زیردستان به شاه یا ولی نعمت خود و وفاداری عیّاران به سوگند و پیمان خود می شود، خلاصه نمود
۱۵۸۰۷.

مقایسه شخصیت در رمان های سووشون و کریستین و کید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۵۷۰
در دهه چهل، هم زمان با حوادث سیاسی -  اجتماعی و تحولات فرهنگی در ساختار جامعه ایرانی، ادبیات داستانی نیز متناسب با آن تحولات، دستخوش تغییراتی می شود و آثاری متنوع، ماندگار و جدید در عرصه داستان نویسی ایران، پدید می آید. نویسندگان این دهه در مقایسه با دوره های قبل، شیوه های هوشمندانه و شکل یافته تری در نگارش خود به کار می برند. در سال های پایانی این دهه سیمین دانشور با رمان «سووشون» و هوشنگ گلشیری با رمان های «شازده احتجاب» و «کریستین و کید» با سبک و شیوه ای متفاوت، جلوه تازه ای به ادبیات داستانی ایران می بخشند. دانشور در رمان سووشون با سبکی رئالیستی و متناسب با فضای واقعی جامعه ایرانی در بستری ت اریخی، ب ا خل ق شخصیتی انقلابی و مسئله دار، تصویری واقع نمایانه از شخصیتی عمل گرا و معترض را نشان می دهد. هم زمان با دانشور، گلشیری با سبکی متفاوت در فرم و محتوا و به شیوه داستان های مدرن و رمان های نو در فرانسه، گونه ای دیگر از شخصیت پردازی را خلق می کند. شخصیت های گلشیری در این رمان ها انسان هایی درون گرا، منفعل، ناتوان و سرگشته اند که در کنش و عملکرد هیچ سنخیتی با قهرمان رمان سووشون ندارند. در این مقاله برآنیم تا بابهره گیری از روش تحلیلی – استنباطی و با لحاظ برخی تفاوت ها و تشابهات، قهرمان سووشون را منطبق با قهرمان مسئله دار لوکاج و گلدمن معرفی کنیم و همچنین نشان دهیم که شباهت های بسیاری در شیوه پرداختن به شخصیت داستانی بین آثار نویسندگان فرانسوی رمان نو و شخصیت های رمان «کریستین و کید» وجود دارد و همچنین دلایل تفاوت در شیوه شخصیت پردازی این دو نویسنده هم عصر را نمایان سازیم.
۱۵۸۰۸.

بافت درونی کنایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۵۲۵
تاکنون کنایه را دانشمندان بلاغت بیشتر از زاویه ساختار صوری نگریسته اند و نسبت به بافت درونی آن نیندیشیده اند. حال آنکه بررسی از این دیدگاه می تواند نه تنها بافت درونی آن را آشکار سازد، بلکه عوامل و مؤلفه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اعتقادی نقش آفرین در این بافت را نیز روشن کند.اهمیت چنین نگاهی تازه به مبحث کنایه از آن جاست که با چنین ژرفکاوی می توان زبان را نه به عنوان عنصری جامد در مکالمه، بلکه به مثابه ابزاری زنده و پویا تلقی کرد که همگام با دگرگونیهای بنیادی در ژرف ساخت اقتصادی اجتماعی، خود را متحول می کند تا پاسخگوی نیازهای جدید، حسهای نو و اندیشه های نوین گردد.
۱۵۸۰۹.

بازتاب مفاهیم سیاسی و اجتماعی در اشعار ابوالقاسم لاهوتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۴۱۲
از مهم ترین ویژگی های شعر دوره مشروطه، این است که شعر در خدمت اجتماع و سیاست قرار گیرد. مسائل سیاسی چنان صریح و روشن در شعر این دوره نمود پیدا می کند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. ابوالقاسم لاهوتی (1276-1335ﻫ. ش) نیز از جمله شاعران عصر مشروطه است که سروده هایش انعکاس واقعی جامعه و سرشار از مضامین سیاسی و اجتماعی است. از آنجا که تاکنون به صورت مستقل پیرامون مضامین اشعار ابوالقاسم لاهوتی پژوهشی انجام نگرفته است، بنابراین در این مقاله نگارندگان می کوشند مضامین برجسته سیاسی و اجتماعی اشعار او را بررسی نمایند.
۱۵۸۱۰.

پوشش معشوق در غزلیات سعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۴۴۵
ادبیات هر چند نتیجه زبان است اما از شرایط حاکم بر اجتماع نیز رنگ می پذیرد. آثار ادبی بیان کننده شرایط محیطی هستند که در آن خلق شده اند. با مطالعه و بررسی این گونه آثار می توان به فضای حاکم بر زمان و مکان خلق اثر پی برد. معشوق در غزل فارسی مقامی والا دارد. اما شاعر در توصیف معشوق همانند دیگر تصاویر از توصیف های رایج در زبان بهره می برد و همین نوع توصیف باعث می شود که در دیوان هیچ شاعری نتوان به تصویری روشن از خصوصیات ظاهری معشوقِ شاعر دست پیدا کرد. سعدی در بیان پوشش و نوع لباس معشوق از تصاویری استفاده می کند که در شعرهای دیگر شاعران نیز دیده می شود. در این مقاله نوع پوشش معشوق و در نتیجه جنسیت او در دوران سعدی مورد بررسی قرار گرفت. اشارات سعدی اندک و کلی است. با موارد مطرح شده در غزلیات سعدی تنها می توان تصویری کلی از لباس معشوق به دست آورد. سعدی هیچ اشاره ای به جزئیاتی چون رنگ و نوع لباس ندارد.
۱۵۸۱۱.

کارکرد های عناصر روایی در جنگ هفت گردان شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
ساختار داستانی ماهیتی دارد که با تأثیر از عناصر خود، شکلی کُنشی و روایی می پذیرد. نویسنده در پرتو این خصوصیات و عناصر ساختاری مانند: طرح و نقشه، زاویه ی دید، کشمکش، بحران، نقطه ی اوج و گره گشایی، ساختاری داستانی را پی می ریزد. نگریستن به آثار ادبی گذشته از زاویه نظریات معاصر راهی است برای کم کردن فاصله ها با چنین آثاری تا ارزش و راز ماندگاری آن ها بیش از پیش آشکار شود. هم از این رو در این جستار پس از طرح مباحث نظری در باب ادبیات داستانی و هر یک از عناصر سازنده داستان، به تحلیل این عناصر در ماجرای جنگ هفت گردان در شاهنامه پرداخته می شود؛ و پس از تحلیل داده ها به این نتیجه می رسد که، - بدون در نظر گرفتن پاره ای سستی ها- فردوسی در پردازش این داستان توانسته است، به خوبی عناصر داستان را در پیشبرد حوادث به کار بگیرد و طرحی منسجم و استوار مبتی بر روابط عِلّی و معلولی را پی ریزی کند. کنِش-ها و گفت گوهای شخصیت ها در این داستان نتیجه ی طیعی حوادث است و متن داستان، با ساختاری تقریباً پیوسته، مبنی بر شروع از وضعیت پایدار و تغییر وضعیت به سوی موقعیت پایداری متفاوت با وضعیت اول پیروی می کند.
۱۵۸۱۲.

مقایسه هفت وادی عطار و هفت مرحله سلوک در میترائیسم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹۸ تعداد دانلود : ۵۹۵
شاهکار عطار در خلق منطق الطیر توأم با تبیین مراحل هفت گانه طریقت موسوم به هفت وادی عرفان است.به این سیر تکاملی هفت مرحله ای، در آیین هایی همچون میترائیسم که قرن ها قبل از منطق الطیر پیروان زیادی داشته، اشاره شده است. این پژوهش در پی آن است تا جنبه های مشترک میان این دو فرایند هفت گانه را با مقایسه اندیشه های مستتر در اشعار عطار نیشابوری در منطق الطیر و بررسی رسوم و آیین های تشرف به میترائیسم، بازنماید. نتایج این پژوهش نشان می دهد از میان هفت مرحله این دو فرایند عرفانی، شش مرحله طلب در مقام نخست، عشق در مقام نیمف، معرفت در برابر مقام سربازی، استغنا (در پایان مرحله سربازی)در برابر شیرمردی، توحید در برابر پارسی یا پارسا شدن و یکی شدن سالک و میترا و در پایان، مرحله فنا در برابر پیر و مرشد کامل شدن در آیین میترائیسم قلمداد می شود. تنها وادی غیر قابل اطلاق در این فرایند وادی ششم یا حیرت است که در برابر مهرپویا یا پیک خورشید در مقام ششم میترائیسم قرار داشته و نمی توان ارتباط منطقی بین آنها یافت.
۱۵۸۱۵.

حرکت درفاصله در اشعار سهراب سپهری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۷۵۷
     مفهوم "فاصله" در شعرهای سهراب سپهری چیست؟در کند و کاودر پی این مفهوم، بدون نگاه به قصد سهراب، شعرها خود سخن می گویند. در این واکاوی،گوینده درون شعردر یک فرآیند در حرکت به یک فراسو نخست از تقابل ها رها شده و دنیای تاریکی را می بیند:از درون دنیای تاریکی چیزی زایش پیدا می کند. این دنیای زایش از تقابل رسته در درون خود به زایش می رسد و ناشناخته ای از درون آن می روید. این زایش در پی خالی کردن گوینده از خودنیست تا با وصل به معشوق پر شود. سپس خارج از این مفاهیم در "فاصله" حرکت می کند. از هیچستان و ابدیت می گوید که مفهوم فاصله را در خود دارند چرا که ابدیت به هیچ نقطه ای ختم نمی شود. آغاز و مقصد و سفر در اندیشه او راهی ندارند. او خارج از این سه دسته بندی هستی نویی را تجربه می کند. این هستی که در ادبیات رخ می دهد هستی در"فاصله" است.
۱۵۸۱۶.

کارکردهای متناقض واژه «باران» در شعر شفیعی کدکنی و بدرشاکرالسیّاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۸۱۲
شاعران معاصر برای بیان افکار فلسفی و اجتماعی خویش، از ابزارهای مختلفی بهره گرفتند. از مهم ترین و بارزترین آنها استفاده از نمادها است؛ یکی از نمادهای طبیعی، باران است که در شعر معاصر فارسی و عربی جلوه ی ویژه ای یافته است؛ و در شعر شفیعی کدکنی و بدر شاکرالسیاب، کارکرد نماد شناختی پر رنگی دارد. هر دو شاعر با استفاده از این نماد، سروده های سمبولیستی قابل توجهی خلق کرده اند و در قالب آن افکار سیاسی فلسفی خود را به خوبی به تصویر کشیده اند.      نگارندگان در این مقاله با رویکردی تطبیقی، متأثر از مکتب آمریکایی به کارکرد نمادین و متناقضِ باران، در اشعار شفیعی کدکنی و بدرشاکرالسیاب می پردازند و این نتایج حاصل شده است که هر دو شاعر به برداشتی مشترک درباره مفهوم باران رسیده اند؛ یعنی  برای بیان مفاهیم سیاسی و اجتماعی خویش، با بکارگیری  ابعاد متضاد واژه « باران» بر عمق و تأثیر سمبولیک این کلمه افزوده اند و سیلاب هایی از مفاهیم مثبت(شادی، حیات بخشی و باروری، رستاخیز و... ) و منفی (مرگ، ویران گری، یأس و ناامیدی و...) را بر سر خوانندگان فرود آورده اند. البته مفاهیم مثبت و زندگی بخش «باران» در اشعار هر دو شاعر در مقایسه با مفاهیم منفی آن بسامد بالاتری دارد.
۱۵۸۱۷.

ردّ پای واسوخت بر جاده ی شعر فارسی(از سبک خراسانی تا درخشش در قالب یک مکتب مستقل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۶۹۶
     نویسندگان این مقاله نخست سعی دارند به ارائه تعریف دقیقی از واسوخت ، انواع و اهداف آن بپردازند و مشخّص کنند که شاعران از چه زمان و به چه دلیل رو به سرایش اشعار واسوختی آورده اند . نیز تبیین شباهت ها و تفاوت های مضامین واسوختی در سبک خراسانی و عراقی در مقایسه با مکتب واسوخت از جمله دستاوردهای این پژوهش است. واسوخت از مصدر مرکب مرخّم به معنی بیزاری و رویگردانی عاشق از معشوق می باشد. مضامین واسوختی از ابتدا همراستا با جریان سوخت- البته نه به فراگیری آن- بلکه همواره با شدّت و ضعفی متفاوت از جانب شاعران مختلفی به شعر کشیده شده که البته پرداختن به این مضمون با اعمال پاره ای تغییرات امروزه نیز کاربرد دارد. مضمون واسوخت در سبک خراسان از اعتدالی نسبی برخوردار است به طوری که رفتار واسوختی به یک اندازه از محبّ و محبوبِ اشعار سبک خراسانی سر می زند. در سبک عراقی هرچند معشوق بر مسند ناز تکیّه می زند و عاشق بر مفرشِ نیاز نزول می کند؛ امّا  رگه هایی کمرنگ از واسوخت گویی  در سروده های شاعران سبک عراقی نیز به چشم می آید که در نوع خود جالب توجّه است.گفتنی است این شیوه از واسوختگویی که در سبک های خراسانی ، آذربایجانی و عراقی  بیشتر در لابه لای اشعار سوختی قرار می گرفت، با روی کار آمدن مکتب واسوخت تغییر نمود و شکلی مستقل یافت. واسوخت و سوخت هر دو از بطن وقوع گرایی زاده شدند. وقوع نیز تحت الگوی حقیقت سرایی و حقیقت انگاری شکل گرفته است.
۱۵۸۱۸.

بررسی تطبیقی تعلیمی نقش های نمادین پرندگان در خسرو و شیرین و لیلی و مجنون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۷۵
نمادها بخشی از فرهنگ یک ملت هستند که برای درک بهتر اسطوره ها و آثار ادبی آن ملت باید به مفاهیم آن ها پی برد. نماد، علامت، اشاره یا کلمه ای است که پیامی گاه متناسب با ظاهر و گاه ورای معنی ظاهری خود دارد. نمادها در تمامی عرصه های هستی جایی برای خود گشوده اند. جانوران، گیاهان، آدمیان، اشیا و ... مصادیقی هستند که با نمادها در پیوندند. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش ها پاسخ دهد که بسامد نام پرندگان در خسرو و شیرین و لیلی و مجنون چگونه است؟ هر یک از پرندگان در این دو اثر در چه مفاهیم نمادینی به کار رفته اند؟ آیا بین مفهوم نمادین آن ها تطابق وجود دارد یا خیر؟ برای به دست آوردن پاسخی علمی، نخست این دو اثر مورد مطالعه ی دقیق قرار گرفته؛ آن گاه مفاهیم نمادین نهفته در لابه لای پیام ها و صورخیال موجود در این دو اثر برجسته شده؛ نیز مفاهیمی که دارای مایه های غنایی هستند مشخص گردیده؛ سرانجام به مقایسه ی این مفاهیم با زبان نمودار پرداخته شده است.
۱۵۸۱۹.

عشق در هفت اورنگ جامی با تکیه بر یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون وی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۵ تعداد دانلود : ۵۰۰
عشق و محبت از اساسی ترین مباحث عرفان نظری و عملی است. در واقع، تجلّی عشق است که تمام مراتب خلقت را ایجاد می کند و به ظهور می رساند و در مسیر کمالیّه موجودات به سوی حق نیز همین عشق است که ایجاد حرکت و کمال می کند و مرتبه به مرتبه، آن ها را تا خود حق می رساند. بحث عشق در ادبیات فارسی دامنه ی گسترده ای دارد. داستان عشق لیلی و مجنون از جمله منظومه های غنایی فارسی است که از دیر باز مورد استقبال نویسندگان و شعرای فارسی زبان و غیر آن گرفته است، همچنین داستان «یوسف و زلیخا» نیز از جمله داستان هایی است که در ادبیات فارسی بازنمودی گسترده داشته است. غور و تفکّر نمود در هر یک از این داستان ها یعنی قصه ی عشق «لیلی و مجنون» و «یوسف و زلیخا» هر یک جان و روحی دوباره به کالبد آدمی   می بخشد و آیینه ی زنگار گرفته ی درون را صیقل می دهد. جامی در تعریف عشق به این نتیجه رسیده که دل سراپرده عشق است و آن دلی که از عشق بی بهره است جسمی بی حیات است. وی معتقد است که جه ان و هر چه در اوست از نفخه ی عش ق آفریده شده است او عشق را گوهر و اکسیر حیات می داند که باعث سرزندگی و سازندگی آدمی است و همگان را به عشق ورزی ترغیب می کند.
۱۵۸۲۰.

یکسانی های محتوایی غزلیات و مثنوی «دستورنامه» نزاری قهستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۷
ادب تعلیمی همواره یکی از گسترده ترین عرصه های هنرنمایی بسیاری از سخنوران و پدیدآورندگان آثار ادبی بوده است، که به واسطه ی خلاقیت و جاذبه ی سخن، به آموزه ها و تعالیم خویش اثربخشی و توان نفوذ ده چندان در دل مخاطبان بخشیده اند. منظومه ی «دستورنامه» نزاری قهستانی، مثنوی کوتاهی است که به ظاهر در شرح آداب و رسوم باده نوشی و به انگیزه ی تعلیم و اندرز فرزندانش سروده است. اما آشنایی با ویژگی های سبکی و محتوایی دیگر سروده های نزاری به ویژه در قالب غزل و دقت و بررسی دگرباره در دستورنامه نشان دهنده ی مشترکات محتوایی فراوانی در میان مضامین غزلیات وی و دستورنامه می باشد؛ که عمدتاً بازتابی از انگیزه ها و خواست های ملامتی نزاری است. پی بردن به این مشترکات، زمینه ی دریافت معانی تازه ای را از این منظومه فراهم می سازد، به گونه ای که می توان گفت: محتوای دستورنامه در واقع بازآفرینی مضامین رایج ملامتی غزل فارسی در قالب مثنوی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان