محمد ابراهیم بن محمدعلی سبزواری خراسانی ملقب به ((وثوق الحکماء)) متوفای حدود1358 ه یکی از شاگردان حاج ملا هادی سبزواری و آقا میرزا محمد امجد سبزواری است و از صاحب جواهر و شیخ نوح نجفی اجازه اجتهاد گرفته است. آثار((وثوق الحکماء)) عبارتند از شرح صحیفه سجادیه‘شرح دعای کمیل‘شرح دعای عدیله و شرح گلشن راز شیخ محمد شبستری. شارح‘شرح گلشن راز را به درخواست یکی از دوستان خود نوشته و در آن از مطالب مورد اعتقاد حکما‘به ویژه استاد خود حاج ملا هادی سبزواری بهره برده است . وی ابیات گلشن راز را با استناد به آیات و احادیث و اقوال عرفا و اشعار مناسب شرح و توضیح داده است .
از مطالعه آثار جاودانه سعدی برمیآید که این جهانگرد دانشمند و قافله سالار کاروان حکمت و معنی در بوستان بیش از هر شاعر دیگری نام تاجیکان را برده است. این مقاله به این ویژگی در اشعار سعدی توجه کرده و واژه ترک و تاجیک در اشعار سعدی را بررسی نموده است.
ویلیام وردزورث(1850-1770)یکی از پربارترین شعرای رمانتیک انگلستان است که شعر رمانتیک توسط او و دوست شاعرش کالریج به اوج شکوفایی وکمال رسیده است . وردزورث در دوران کودکی و جوانی با زادگاهش‘دریاچه ها‘کوه ها‘تپه هایش انس و الفتی یافت و براین باور شد که طبیعت مونس و یار بزرگ آدمی است ‘ آن گونه که می توان حضور شکوهمندانه خدا را درآن جلوه گر دید. دوروتی ‘ خواهر وردزورث ‘ همدم زندگانی او بود و در تدوین سروده هایش او را یاری داد. او از 1830 به بعد آنچنان شهره شده بود که همگان او را گرامی می داشتند. دانشگاه های درام و آکسفورد با اعطای درجه افتخاری او را ستودند. وردزورث در 7 ساله پایان عمر خود ملک الشعرای دنیای ادب انگلستان بود. یکی از اشعار مشهور او دروگر تنها است که در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.
هدف از تحریر مقاله حاضر، باور نگارنده نسبت به گویای واقعیت زیر است. به نظر می رسد ،آنچه را تاکنون در منابع دستور زبان فارسی تحت عناوین اصطلاحاتی چون(( بند وابسته قیدی )) و یا (( حرف ربط مرکب )) مورد بررسی قرار گرفته است ‘ براساس تحلیل زبان شناختی استوار نیست . در سطور نوشته حاضر‘ سعی می شود تا از یک طرف آن دسته از بندهای وابسته قیدی که دارای عنصر ((که )) هستند به صورت بند وابسته موصولی تحلیل شود‘ و از طرف دیگر هر حرف ربط مرکب ‘ به صورت مجموعه ای متشکل از گروه اسمی و حرف ربط استدلال گردد. بدین منظور در وهله اول تجزیه جملات مرکب مورد بحث قرار میگیرد و سپس نشان داده می شود که تا چه حد رویارویی تحلیل سنتی از این پدیده با ملاک های ارائه شده در مقاله حاضر تعارض دارد .
بهاءالدین محمد بن حسین خطیبی بلخی مشهور به بهاءولد(628-545 ق )نویسنده کتاب معارف و پدر مولانا جلال الدین محمد بلخی است. محورهای عمده فکری بهاءولد را می توان در سه رکن ((خداشناسی‘جهانشناسی‘انسانشناسی))متمرکز ساخت. این مقاله پس از اشارای گذرا به گزیده افکار بهاءولدپیرامون خداشناسی و جهانشناسی ‘یکی از مسائل انسانشناسی او تحت عنوان ((ادراک ژرف لذات و تحصیل کمال مزه ها)) می پردازد. او علیرغم اینکه عارفی وارسته و متقی بود‘به فقه حنفی باور داشته و طریقه اشعری را الگو قرار داده است . میل وافری به ادراک تمامی صور حیات و چشیدن ژرف لذات دنیوی دارد (که آنها را صوری از جمال الهی میداند) این ویژگی به بنده این اجازه را داد که افکار او را با آندره ژید(1869-1951)مقایسه کنم و مشابهتهای این دو روح تشنه و وجوه تمایز آندو را بیرون کشم.بهاءولد سرچشمه لذات ‘ عشق و شهوات را کوهسار عرش الهی می داند و آنرا وسیله ای برای شناخت بیشتر پروردگار تلقی می کند.