عارفان به عنوان یکی از شاخص ترین طبقات فکری و فرهنگی در تبیین موضوعات عرفان و تصوف و در بیان تجارب درونی – ذوقی خود از شیوه بیان رمزی – در سطحی بسیار گسترده – بهره جسته اند . در این میان سلطان العاشقین ابن الفارض مصری در دیوان پرآوازه خود – که یکی از تأثیر گذارترین آثار عرفانی در شرق و غرب عالم است – این شیوه فاخر را به گونه ای ممتاز و عمیق به کا رگرفته است . هدف نویسنده در این مقاله آن است که ضمن نمودن گوشه هایی از اسلوب رمزی – ذوقی این دیوان – با اختصار – بر موضوعاتی چون : سیر تحول رمز ‘ چگونگی پیوستن آن به سمبولیسم ‘ تراسل حواس و گونه های مختلف رمز در دیوان او پرتوی بیفکند .
ما در این مقاله ضمن بیان شگردها و ترفندهای نوین استعمار چون شبیخون فرهنگی و انعکاس آن در آثار نویسندگان و شاعران متعهد مصر به بررسی موضع این اندیشمندان و فرهیختگان پرداختیم . پس از بررسی آثار ادبی نویسندگانی که در مقابل جامعه و تحولات اجتماعی خود را مسؤول می دانستند ‘ معلوم شد که این قشر از نویسندگان و شاعران را میتوان به سه گروه تقسیم کرد: گروه اول : چون قاسم امین و سعد زغلول که به استقلال این تهاجم فرهنگی به عنوان یک تحول اجتماعی می شتابند و گروه دوم چون المنفلوطی ‘ الرافعی ‘ محمد عبده و احمد محرم که با تمام قدرت و توان خویش در مقابل این شبیخون فرهنگی ایستادگی می کنند ‘ و گروه سوم چون احمد شوقی و حافظ ابراهیم راه میانه را در پیش می گیرند .