افسوس که، با امر تقدیر و سرنوشت ازلی، امروز ما در باره شاعر تاجیک، لائق شیرعلی، چون شخصی فقید و به راه آخرت سفر کرده سخن می گوییم. آخر او هنوز همگی پنجاه و نه سال داشت و پیر نبود. در این وضع پیش آمده، در باره شعر شاعر سخن گفتن ناگزیر اندیشه را به سوی نتیجه گیری عمومی و خلاصه ها می کشاند. شعر شاعر میدان فعالیت و افاده هنر و ذوق و اندیشه او، و نمودار برخورد او با حوادث و وقایع و آرمان و کیفیت های خیال پروریده اوست. آفرینش هنری شاعر نتیجه فعالیت های معنوی و هنری و زحمات ذوقی و فکری اوست و با چند ملاحظه کوتاه نمی تواند جمع بست شود. شعر لائق، علاوه بر آن که یک جهان تازه و نامکرر ادبی است، در ادبیات فارسی تاجیکی چهل سال آخر عهد شوروی و ده سال بعد سقوط آن جایگیر است و شناخت آن به آگاهی از این محیط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی نیاز دارد. از جانب دیگر، ادبیات تاجیکی از روند زیاده از هزار ساله شعر زبان فارسی گسسته نیست. لائق شیرعلی نیز گلی از این گلستان شاداب است و قیمت سخنش با میزان تجربه های آن سنجیده می شود. نهایت [آن که] شعر زمان شوروی تاجیک من جمله سخن لائق سبک و سلیقه به خود خاصی گرفت که از شعر هم زبانان افغانستانی و ایرانی ما آن را فرق کنانید [= متمایز ساخت]. این تفاوت در سبک سخن جهات چشم گیری کسب کرد؛ لیکن پهلو [= جنبه]های فکری و نظرهای اجتماعی و جز آن نیز، در میان، گوناگونی هایی آورده است که تحقیق و شناختشان، علی الخصوص برای پژوهش های منبعده ادبیات تاجیکی زمان شوروی، به نظر بسیار مهم می نماید.....
در ادبیات فارسی کمتر متنی را می توان یافت که همچون مثنوی نسبت به موضوع ارتباط و مسائل آن این همه حساس باشد . در واقع بخشهایی از مثنوی نقش فرا ارتباطی دارد . عوامل تشکیل دهنده هر کنش ارتباطی زبانی عبارتند از : فرستنده ، پیام ، گیرنده ، زمینه ، تماس ، و رمز . هر کدام ازاین عناصر شش گانه کارکرد متفاوتی دارد که به ترتیب از این قرارند : عاطفی ، ادبی ، انگیزشی ، ارجاعی ، همدلانه و فرازبانی . در هر کنش ارتباط زبانی یکی از این کارکردها بر بقیه برتری و چیرگی دارد . در مثنوی مولوی ، که متنی از نوع ادبیات تعلیمی است ، بیش از همه کارکرد ارجاعی و انگیزشی برجستگی دارد .
فرهنگ نگاری ریشه در تمدن بشری دارد . ایرانیان ، آشوریان و چینیها دارای سنت فرهنگ نویسی بوده اند . خاستگاه این سنت به حفظ زبان از بیم زوال باز می گردد . اما در میان ملت عرب علاوه بر این ، رویکردی دینی یافته است . پیشینه فرهنگ نگاری در میان این ملت به نگارش رساله های کوچکی باز می گردد که بیشتر از باب آفرینش انسان ، گیاهان و درختان بوده است . روش بنیانگذاران این سنت بیشتر شفاهی و به بادیه رفتن بود و به تدریج روشمند و به جهتی دو مکتب معناگرا و لفظ گرا و حتی بنا به شیوه و شخصیت صاحبان آن به مکتب خلیل ، مکتب ابوعبید ، مکتب جوهری و مکتب برمکی تقسیم شد .