در کتابهای مربوط به سبک شناسی شعر در خصوص شعر خراسانی چنین آمده است که این اشعار گاه، ابیاتی خارج از وزن عروضی دارندو علاوه بر آن نیز در بسیاری موارد، هجاهای کوتاه و بلند را باید به هم تبدیل کرد یا مخففها را مشدد نمود تاوزن، قوام خودرا بازیابد و این امررا از نقاط ضعف شعرای سبک خراسانی دانسته اند.همچنین در کتابهای عروضی برای تقطیع این لغات مشکلاتی وجوددارد. هدف این مقاله نشان دادن این نکته است که موارد مذکور هرگز نقطه ضعف نبوده بلکه کاملا منطبق و همخوان با نحوه تلفظ لغات درخراسان قدیم است و در تقطیع کلمات نیز باید تجدید نظرکرد؛مثلا ، برای تقطیع لغت «داشت»لازم نیست آن را «داش»خواند و «ت »آن را از تقطیع ساقط نمود بلکه اصلا تلفظ درست این لغت ، «دشت»است.
"مدح و معراج پیامبر (ص) از جمله موضوعاتی است که اکثر شاعران و نویسندگان بدان توجه نموده اند؛ به گونه ای که در سنت ادبی ما این دو مبحث از درونمایه های اصلی آثار کلاسیک به شمار می آید. عطار نیشابوری نیز به پیروی از چنین سنتی در ابتدای چهار منظومه الهی نامه، اسرار نامه، منطق الطیر و مصیبت نامه به تفصیل به این دو موضوع پرداخته است. بررسی و تحقیق نشان می دهد مدح و معراج در مثنوی های مذکور دو ساخت متفاوت دارد: در الهی نامه و منطق الطیر، این دو بخش در هم آمیخته و در اسرارنامه و مصیبت نامه از هم مجزاست؛ مدح پیامبر اکرم (ص) در همه آنها ساختار یکسانی دارد، لکن داستان معراج در مصیبت نامه مستند تر است. این دو بخش ویژگی های شاعرانه چندانی ندارند و تنها می توان داستان معراج را در الهی نامه شاعرانه ترین قسمت محسوب نمود. ایهام، برجسته ترین صنعت بدیعی این آثاراست. در حیطه مختصات زبانی نیز تکرار واژگانی و تکرار یک صورت زبانی کامل در آغاز، برجسته ترین ویژگی زبانی این دو بخش است.
"