فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۶۶۱ تا ۲۳٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
هنجارگریزی های خاقانی در ردیف قصاید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ردیف یکی از عوامل مهم و نقش آفرین در افزایش موسیقی کناری شعر است. قرار گرفتن آن بعد از قافیه و داشتن وحدت لفظی و معنایی وجه مشترک همة تعاریف این مقوله از آغاز تاکنون بوده است. خاقانی شروانی (595-515 ه . ق) با هنجارگریزی در این زمینه و استفاده از ظرفیت های زبانی چون ایجاد معانی مجازی، کنایی و استعاری جدید در بافت کلام، همة تعاریف موجود در زمینة وحدت معنایی را زیر سؤال برده است؛ به گونه ای که تنها در یک چامة بلند 145 بیتی 116 معنی گوناگون از ردیف های به کار رفته ارائه کرده است. در پژوهش حاضر ضمن نشان دادن توان هنری خاقانی در این زمینه، کوشش شده تا در تعریف ردیف نیز تجدیدنظر شود. در این راستا انواع ردیف های اسمی، فعلی، قیدی و امثال آن در قصاید خاقانی بررسی شده است.
الادب المقارن وبدایاته الاولی فی الادب العربی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال اول پاییز ۱۳۸۸ شماره ۳
183 - 199
حوزههای تخصصی:
إن الأدب المقارن بحث أدبی ظهر فی عالم الأدب فی القرن التاسع عشر، و یعد فرنسا المهد الأول للدراسات المقارنه، فجعل الأدباء الفرنسیون له حدودا، کاقتصاره بالأدب دون الفنون الأخری، و اختلاف اللغه، و وجود الصله بین الأدبین أو الأدیبین. و لنشأه هذا الفرع الأدبی الجدید عوامل کثیره منها: ظهور النزعه العالمیه، الدراسات العلمیه، واتساع الأفق الأدبی إثر تطورات ثقافیه کنشاط حرکه الترجمه، وظهور الطباعه، واختراع وسائل المواصلات. فسرعان ما تسرب إلی الآداب الأخری، ومنها إلی الأدب العربی، فمن الأدباء العرب الذین حاولوا أن یفوزوا بالسباق فی هذا المجال، هم سلیمان البستانی فی مقدمته علی الإلیاذه، وأحمدشوقی فی مسرحیته کیلوباترا، وإلیاس أبوشبکه فی کتابه روابط الفکروالروح بین العرب والفرنجه ، و روحی الخالدی فی کتابه تاریخ علم الأدب عندالإفرنج والعرب وفیکتورهوغو.
خاستگاه اطوار و سرشت انسان در مثنوی
حوزههای تخصصی:
انسان از موضوعات کلیدی در آثار مولوی به ویژه مثنوی است. مولوی انسان را عبارت از دیده ای می داند که آفریده شده تا به خدا نظر کند و از آن حظ وافر ببرد. گوهر وجودی او در اندیشه خلاصه می شود؛ اندیشه ای که تنها موضوع آن خداوند است. بی شک درباره انسان این سوال را می توان طرح کرد که خاستگاه اولیه او چه بوده است؟ منظور از خاستگاه اولین، منشا انسان است. در ادیان وحیانی و مکاتب عرفانی متاثر از آنها خاستگاه چنین انسانی از گل و نخستین مصداق او آدم است. پس از طی این مرحله این سوال طرح می شود که انسان برای رسیدن به وضعیت کنونی چه مراحلی را طی کرده است؟ جواب این سوال با عنوان تبار مورد بررسی قرار گرفته است. مولوی در میان تبار انسان مراحل گوناگونی طرح می کند. طی این مراحل انسان را وارد دوره جدید زندگی اش کرده و او را با این سوال مواجه کرده است که وضع کنونی انسان چگونه است؟ پاسخ این سوال را در سرشت آدمی باید جست که مولوی سرشت آدمی را دوگانه می داند. خلاصه آن که تمام این مسائل در مثنوی منعکس شده است.
آفریده شدن انسان از خاک های مختلف نماد وجود استعدادها و خوهای مختلف در اوست. اما در عین حال در وجود این انسان کاخی نهاده شده که نشیمنگاه خدا و روح دمیده شده در او نشانه حضور خدا در این کاخ است. این روح مراتبی دارد که نباتی، حیوانی و قدسی از جمله آنها است.
از نظر مولوی انسان علت غایی هستی است هر چند که در ظاهر پس از همه موجودات آفریده شده است. اگر او بتواند به خودشکوفایی برسد استعداد تعالی پیدا خواهد کرد و این تعالی او را در کنار خدا خواهد نهاد و خدا نمایی و خداگونه شدن نتیجه محتوم چنین سیری خواهد شد. در سایه چنین دگردیسی است که انسان از گیاه، حیوان و فرشته فراتر رفته، جایگاه بالاتری پیدا می کند؛ زیرا سه مرتبه وجودی یاد شده را طی کرده است در حالی که آنها هر کدام در وضعیت ثابتی باقی مانده اند.
جامعه شناسی غزل سنائی
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۲
101 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله ی حاضر به کار گرفتن روش جامعه شناسی ادبی در تحلیل جامعه شناختی غزل سنائی، شاعر بزرگ و تأثیرگذار بر روند کلی غزل فارسی در قرن ششم است.
پس از توضیحات کوتاهی پیرامون «جامعه شناسی ادبیات» و «جامعه شناسی ادبی» و «جامعه شناسی غزل» کوشش شده است جهان نگری سنائی که متأثر از جهان نگری انسان عام در عصر اوست، با تکیه بر متن غزل هایش نشان داده شود، سپس به تحلیل روابط متقابل زندگی فرهنگی انسان ایرانی و بازتاب زیبایی شناسانه ی آن در غزل سنائی پرداخته شود، در مسیر پژوهش، مسائل اقتصادی، روان شناسی اجتماعی، عشق، معشوق، عاشق، تصاویر شعری و مسائل ادبی به عنوان متغیرهای پژوهش، بررسی و تحلیل شده است؛
وابسته های وابسته
حوزههای تخصصی:
به هر قیمتی شده باید بروم جبهه!
حوزههای تخصصی:
مروری بر کتاب «و اکنون تنها یک وعده باقی مانده است» تاریخ مهدویت با مشارکت مخاطب
حوزههای تخصصی:
نگاهی به کتاب «زرد مشکی» اثر فریدون عموزاده خلیلی / ماجراهای سمندر صاحب
حوزههای تخصصی:
قصه های شیرین مثل حلوا
حوزههای تخصصی:
شهر از پنجره شعر
حوزههای تخصصی:
پایان افسانه 1300 و تنهایی بچه آدم، برای رفتن مهدی آذریزدی
حوزههای تخصصی:
کودک، طاهره، بیم؛ نگاهی به کودکی و نوجوانی در شعرهای طاهره صفارزاده
حوزههای تخصصی:
بازمانده ای از دوران کودکی؛ نگاهی به مجموعه داستانی «جونی بی جونز» نوشته باربارا پارک
حوزههای تخصصی:
بررسی ضرب المثل های فارسی در دو سطح واژگانی و نحوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی ۱۳۸۸ شماره۱
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها، در کنار کنایات، اصطلاحات، زبانزدها و واژگان، از جمله مواد و مصالح زبانی به شمار می روند که غنای هر زبان به کمیت و کیفیت همین مواد بستگی دارد. در این مقاله مولف می کوشد پس از طرح موضوع و تعریف مثل، این گونه زبانی را در دو سطح واژگانی و نحوی بررسی نماید. در سطح واژگانی، واژگان امثال از چند زاویه بررسی می شوند: 1 میزان کاربرد واژگان بیگانه، عامیانه و شکسته با تکیه بر نمونه گیری از کتاب های امثال معروف که معلوم می گردد 4/14 درصد واژگان عربی، 2 درصد عامیانه و کمتر از یک درصد شکسته است. این بررسی ها به صورت مقایسه ای انجام می گیرد تا میزان واژگان یاد شده را در مقایسه با نثر معیار و مواد دیگر ادب شفاهی چون افسانه ها، لالایی ها، ترانه ها و مثل ها نشان دهد، 2 واژگان ممنوع (حرام) و تابو 75/2درصد از کل واژگان امثال را تشکیل می دهد، 3 در بخش فواید زبانی واژگان مثل نیز به نقش واژگان امثال در ماندگاری واژگان زبان فارسی و مطالعات زبانی اشاره می شود، 4 تغییر و جابه جایی واژگان در محور جانشینی از ویژگی های مثل هاست که علل آن به تفصیل و با نمونه بررسی و تحلیل می شود 5 در سطح نحوی مباحثی مانندنوع جمله های مثلی، اجزای جمله های مثلی و ترتیب و انواع آن ها از نظر فعل، ساختمان و وجه بررسی می شود. در ادامه، حذف اجزای جمله های مثلی در هشت نوع دستوری با ارایه شواهد کافی و دلایل و چگونگی و نوع حذف ها (لفظی و معنوی) می آید ودر پایان گونه های نوشتاری و گفتاری در مثل ها بیان می شود. 6 روش تحقیق توصیفی تحلیلی و به صورت نمونه گیری و مطالعه موردی است. تعداد نمونه ها، پنجاه مثل از پنج منبع مثل مکتوب و به زبان معیار است، بنابراین، ضرب المثل های گویشی در این پژوهش مورد نظر نیست. همچنین برای مقایسه و یا هدف های خاص، نمونه گیری های دیگری نیز انجام داده ایم.
تأثیرپذیری شاعران معاصر از شعر کهن از دید تصویرسازی
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی و تخیل از بن مایه های بنیادین شعر بشمار می آید؛ به گونه ای که می توان آن ها را عامل جداکنندة شعر از نثر انگاشت. به سخن دیگر، تخیّل، جان مایة شعر است. در این مقاله نگارنده کوشیده است تا پیوندهای آشکار شعر کهن فارسی و شعر معاصر را از دیدگاه های شاعرانه بررسی کند. شاید کسانی باشند که این دو شیوة شاعری را یک سره از هم گسسته معرفی کنند، اما به یاری سنجش هایی از این دست می توان داوری کرد که آیا پیوندی میان این دو سبک وجود دارد یا یک سره از هم بیگانه است. یکی از زمینه هایی که در بررسی سنجش بکار می آید، همانندی هایی است که در تصویرسازی دیده می شود یا کارکرد عناصری است که در تخیل دخالت دارد. این عناصر یا از طبیعت گرفته شده است که در همة زمان ها و مکان ها وجود دارد و پای دار است، اما از دید اقلیمی و جغرافیایی متفاوت است، یا پدیده های پیرامونی و محیطی است که با گذر زمان و دگرگونی در شیوة زندگی تحول می یابد. از این رو بیش ترین پیوند در میان این دو سبک می تواند برپایة عناصر طبیعت و کارکرد آن ها در تصویرسازی پدید آمده باشد.