ان المتنبى شاعر مشهور فى الدرجه الاولى من الاشتهار فى الادب العربى، و شعره فى المرتبه الاولى من المتانه و البلاغه و مشهور بفخامه المعانى و متانه المبانى، و انه لم یَدَع باباً من أبواب الشعر الاّ طرقه و أجدافیه، خاصّه المدیح و الفخر و الحِکم و الحماسه و العتاب؛ و کان المدیح و الفخر یغلبان على کل فن من فنونه. فعندما نتصفح دیوان الشاعر نجد فى تضاعیف مدائحه لسیف الدوله الحَمدَ انیّ ابیاتاً جمیله عن المعارک الحربیه التى شارکها الشاعر مع أمیرالعرب انه وَصَف المعرکه أدق وَصفٍ فقد وَصفَ جیوش الاعداء و سلاحهم و خیلهم، کما وصَفَ جیوش العرب و سیوفهم و رماحهم و خیولهم، وکما وصَفَ أرض المعرکه.هذه المقاله تعالج وصف هذه المعارک فى شعر المتنبى، فلذلک استخرجَت الابیات المتناثره خلال القصائد فى وصف الحروب، و وصف مافیها من السیوف و الرماح والغبار، و ما الى ذلک.کما تقوم بدراسه اربع قصائد مختاره فى الدیوان وصف فیها الشاعر المعارک الحربیه، و فى الحقیقه أن هذه القصائد مدح لسیف الدوله، والمتنبى فى خلال مدحه یصوّر القتال تصویراً باهراً.
از نخستین تذکره مستقل زنان شاعر یعنی جواهر العجایب تالیف فخری هروی، تا جدیدترین آنها... همانند اولین تذکره موجود در زبان فارسی یعنی لباب الالباب که نام زنان شاعر در آنها درج گشته است؛ تعداد اندکی از آنان همچون ستارگان آسمان شعر و ادب و عرفان زنان می درخشند و بحق می توان آنان را مشاهیر زنان پارسی گوی اقلیم سخن قلمداد کرد. یکی از این زنان بنام، مستوره کردستانی، شاعر، عارف و خوشنویس مشهور سده سیزدهم، دخترابوالحسن بیگ است. او شاعری درد آشنا و آگاه به مسایل شعر و شاعری، سخنوری صاحب فضل و کمال، خوش ذوق و فهیم و خطاطی زبردست است که از ویژگیهای بارز شعر او، مدح ائمه اطهار (ع) و رویکرد او به مضامین عرفانی است، که بیشتر در قالب غزل، قصیده، قطعه و رباعی عرضه گردیده است.
نزهت الاخبار (تاریخ و جغرافیای فارس)، میرزا جعفرخان حقایق نگار خورموجی، تصحیح و تحقیق سیدعلی آل داود، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تابستان 1380، 851 صفحه، فهرست.
خطه فارس بخشی از ایران زمین است که سرنوشت عمده تاریخ این کشور در آن جا رقم خورده است. این اقلیم، پیش از آن که مثله شود و به صورت تکه پاره های امروزی درآید، پهنه ای وسیع، میان کرمان و اصفهان و خوزستان و دریای فارس، را در برمی گرفته است. پس بی دلیل نیست که تاریخ و جغرافیای کامل آن، در قرن سیزدهم هجری، به دست کسی نوشته شده باشد که زاده خورموج از توابع استان بوشهر امروزه بوده است.
حاجی میرزامحمدجعفرخان حسینی خورموجی دشتستانی، ملقب به حقایق نگار، در سال 1225 در خورموج دیده به جهان گشود. پدر و اجدادش از خوانین محل و دارای مناصب ضابطی و کلانتری بودند و جد چهارمش ریاست تمام دشتی و دشتستان را داشته است. خود میرزاجعفر هم، پس از مرگ پدر، عهده دار ضابطی و کلانتری خورموج شد؛ اما، بر اثر تاخت و تازهای محلی، ناگزیر به فرار و ترک آن جا گردید و در سال 1260 به شیراز رفت و، در پرتو سوادی که داشت، به مشاغل حکومتی گمارده شد و مناصبی یافت. وی، در این دوران، هم چنان به تحصیل و مطالعه ادامه داد و کتابی به نام آثار جعفری تالیف کرد که در سال 1276 به چاپ رسید. او، در همان سال، به تهران رفت و نسخه ای از این اثر را به نظر ناصرالدین شاه رساند که پسند افتاد و ناصرالدین شاه او را مامور نگارش تاریخ قاجار و وقایع آن عصر به دور از تکلف و تملق کرد. میرزاجعفر این تاریخ را با نام حقایق الاخبار تالیف کرد و، چون اثر او مورد توجه قرار گرفت، به لقب حقایق نگار ملقب شد. متاسفانه، بر اثر خرده گیری حسودان در مورد قتل امیرکبیر، شاه دستور توقیف و نابودی کتاب را داد. اما نسخه هایی از آن جان به در برد که، چند سال پیش، چاپ و منتشر شد...
از مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی، یکصد و پنجاه نامه به جای مانده که بارها با نام مکتوبات به چاپ رسیده است. مولانا بسیاری از این نامه ها را به خواهش مردم یا آشنایان و نزدیکان خود به بزرگان و امیران و صاحب قدرت و شوکت نوشته و از آنان برای رفع گرفتاری ها و حل مشکلات کمک خواسته است. شماری از نامه ها نیز دوستانه و در حکم اخوانیات است. چند نامه را نیز خطاب به فرزندان و عروس خود نوشته و کوشیده است آنان را نصیحت کند تا مهربان باشند و دست از بعضی کارها که می کنند بردارند. تحلیل محتوای نامه های مولانا نه تنها می تواند ما را با گوشه های ناشناخته ای از زندگانی شخصی او آشنا سازد که، علاوه بر آن، می تواند تا اندازه ای ما را از اوضاع و احوال اجتماعی قونیه و بلاد روم در قرن هفتم و خصوصا زوایایی از عوالم درویشان و صوفیان در قرن هفتم آگاه کند. اما نامه ها، در عین حال که به عنوان سندی به جا مانده از زندگی و معیشت خود مولانا و مردم زمانه وی درخور تحقیق اند، ارزش ادبی دارند. مکتوبات مجموعه نامه های یک فرد عادی یا یک عالم صاحب نفوذ در دستگاه دیوانی و دولتی نیست بلکه نامه های مولانای شاعر و عارف و شوریده حال و عاشقی است که در همان روزهایی که این نامه ها را می نوشته مثنوی را می سروده و زبانش به غزلیات آتشین و دلنشین دیوان کبیر مترنم بوده است. غرض از این مقاله آن است که مکتوبات را از لحاظ ادبی، در حد توان، به خوانندگان بشناساند. اشارات و ارجاعات مقاله همه جا به مکتوبات مولانا جلال الدین رومی، به تصحیح توفیق ھ. سبحانی، (ویراستار: احمد سمیعی)، مرکز نشر دانشگاهی، تهران 1371 است...