امام على (ع) شهسوار بى شکست و نام آور بى همتایى است که مناقب و فضائل بسیارش زینت بخش دفتر صاحبدلان وکلام عارفان است. جلال الدین محمد مولوى که سرمست از محبت و ولایت علوى است با استناد به داستان رویارویى آن حضرت (ع) با عمروبن عبدود در جنگ خندق به بیان مناقب آن امام بزرگ پرداخته و به جهت اثر بخشى هر چه بیشتر و نتیجه گیرى بهترر با تصرفى اندک در بیان حادثه مذکور برخى از مناقب آن حضرت را از زبان خصم بیان میدارد . در این مقاله تلاش گردیده مناقب مذکور در آن داستان استخراج و در حد امکان با آیات و روایاتى که در شأن آن احوال است مستند گردد. مناقبى مانند: على (ع) آموزگار اخلاص، شیر خدا، منزه از هر بدى، پیشتاز میدان نبرد، فخر پیامبران و اولیاى الهى، مسجود آفرینش و....
اگر براى نمونه یکصد نفر از مردم جامعه را با خاستگاهها، شغلها، تحصیلات و تعلقات مختلف فرهنگى و اجتماعى انتخاب کنیم و از آنها درباره تقدیر پرسش نماییم، هرکدام پاسخى متفاوت خواهد داد. اما نتیجه همه پاسخهااین است که کارهاى خارج از اراده یا برخلاف میل آنها تقدیر خوانده مى شود. آیا بیشتر امورى را که به تقدیر نسبت مى دهیم، نوعى بهانه تراشى و مسوولیت گریزى نیست؟ نویسنده مقاله، در آغاز تبرکا آمار واژه هاى گوناگون ماده "قدر" را، در قرآن کریم ارائه نموده و ضمن بیان نمونه آیاتى که حاکى از سلطه تقدیر بر جهان است، متقابلا به بیان آیاتى که بر تلاش و کوشش انسان ارج مى نهد، پرداخته است و پس از تعریف لغوى و اصطلاحى تقدیر، به نقش اسباب در انجام امور پرداخته و نشان داده است که بسیارى از امور منتسب به تقدیر، قضا و قدر، روزگار و فلک، به خاطر نداشتن تعریف صحیح از تقدیر، نشناختن روابط حاکم بر جهان و نشناختن یا استفاده ناصحیح از اسباب است. سپس دلایل تداوم تقدیرگرایى و نقش ادبیات در این زمینه مورد بحث قرارگرفته، و در پایان زیانها یا احیانا فواید اعتقاد جزمى به تقدیر را متذکر شده است.