ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۴۰۱ تا ۲۶٬۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۶۴۰۱.

سیر نظریّه‌های ادبیِ معطوف به خواننده در قرن بیستم

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان منتقدان و نظریه پردازان
تعداد بازدید : ۳۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۱۶۵
سه گرایش اصلی در نقد آثار ادبی با سه محوریّت نویسنده، متن و خواننده که در طول زمان هر یک جایگاه خود را داشته‌اند، مطرح است. در گرایش اول، منتقد با مطالعة بیوگرافی نویسنده برای رسیدن به معنی و مفهوم موجود در متن ادبی اقدام می‌کند. در گرایش دوم که اساس نقد ساختارگرایان است، منتقد با مطالعه بر روی متن و ساختار آن درصدد درک نیّات نویسنده است. در گرایش سوم با محوریت خواننده، منتقد او را عامل تعیین‌کننده، هم در آفرینش اثر و هم در دریافت معنی آن، می‌داند و با تکیه بر خواننده‌محوری، نقد خود را بر پایة تمایلات هویّتی و زمانی او بنا می‌کند. این مقاله با هدف نشان دادن سیر تحوّل نظریه‌های ادبیِ معطوف به خواننده، به توضیح دربارة نظریّات منتقدین گرایش سوم می‌پردازد که تئوریهای خود را بر پایة فلسفة پدیدارشناسی بنا نهاده و با تکیه بر آزادی انسان و به تبعِ آن آزادی خواننده، برداشت فردی و تفسیر معنایی وی را اساس نقد خود قرار می‌دهند.
۲۶۴۰۵.

نگرش ساختار شکنانه مولانا در مفهوم دعا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۶
امروزه اهمیت و تاثیر نظریه ها و اندیشه های ادبی و فلسفی، روان شناختی، جامعه شناختی در بازنگری و بازخوانی و نقد متون ادبی مشخص و آشکار است. پژوهشگران و منتقدان ادبی، با توجه به این دیدگاه ها و نظریه ها، در تحلیل، تفسیر، خوانش و واکاوی متون عرصه های تازه ای را در حوزه پژوهش و نقد می گشایند. با این رویکردها می توان خصایصی را که در قرایت های سنتی و تکراری متون از دید خواننده و منتقد پنهان مانده برجسته و نمایان کرد. در این مقاله سعی شده است مفهوم دعا و ملحقات و وابسته های مفهومی - تصویری آن از جنبه ساختار شکنی در مثنوی مولوی بازنگری شود. هر گفتار و نوشتاری به منظور انتقال پیام به مخاطب و برقراری ارتباط با اوست. اما مولوی پیامش را به صورت طبیعی و آشنای گفتار و بر پایه ساختاری مبتنی بر عادت های زبانی و ذهنی خواننده بیان نمی کند. او شالوده انتظارات و تصورات خواننده را با تداعی معانی و تصاویر و نقل از داستانی به داستانی و از اندیشه ای به اندیشه ای دیگر فرو می ریزد (? پورنامداریان، ص 86). در نگرش سیال و قاعده گریز مولوی، توالی منطقی داستان و ترتیب زمانی وقایع رنگ می بازد. هر داستان و هر مجموعه ای از معانی خواننده را به دنبال خود به داستان و مجموعه معانی دیگر می برد. دعا در ذهن مولانا، با نگرش چند وجهی و درهم تنیده او هر لحظه نمودی دیگر می یابد. در بافت کلامی مولانا، دعا، همچون دیگر مفاهیم، در بازی بی نهایت دال و مدلول و در نسبیت و تعلیق معنا و تفسیرپذیری شکل می گیرد. در این مقاله مفهوم دعا در نگاه نظام ستیز مولانا و در مثلث قضا و بدا و دعا بازنگری و واکاوی می شود، و در این بازنگری، از جمله در سلسله سبیت؛ رابطه سلبی دعا و رضا، دعا و شفاعت گری؛ ضرورت بر لب آوردن دعا، آداب و شرایط دعا کردن، رضا به نداده ها، که جلوه هایی به ظاهر متفاوت و متباین دارند - در مد نظر قرار می گیرد.
۲۶۴۰۶.

سالهای ابری در نگاهی نو ( اتوبیوگرافی - رمان )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۰۵
ادبیات، چه به عنوان یک علم و چه به عنوان هنر، شعب و گونه های گوناگونی را شامل می شود که این انواع در تقابل و ارتباط با یکدیگر نظامهای نوینی را تشکیل می دهند و با محتوا و فرمهای گوناگون به صورت انواعی تازه و مستقل شکل گرفته و عرضه می شوند. رمان یکی از گونه های ادبیات است که انواع گوناگونی را شامل می شود و محدوده و انواع آن تا حدی مشخص و تعریف شده است. اتوبیوگرافی نیزگونه ای دیگر از دانشهای ادبیات است که آن نیز ویژگیها و مختصات تعریف شده مختص به خود را دارد. قابلیتهای بسیاری در انواع ادبی و ارتباط آنان با یکدیگر وجود دارد که یکی از این تواناییها ترکیب انواع با یکدیگر و آفرینش نوعی مستقل از این ترکیب است. یکی از مصداقهای این تلفیق (ترکیب انواع) «اتوبیوگرافی ـ رمان» است که از ترکیب دو نوع رمان و اتوبیوگرافی پدید آمده است. سالهای ابری اثر علی اشرف درویشیان از سویی، تا حدودی دارای ویژگیهای نوع رمان است که بیشتر در فرم اثر نمود یافته است و از سوی دیگر، از شاخصه های نوع اتوبیوگرافی بی بهره نمانده است که آن هم بیشتر در محتوای اثر جلوه پیدا کرده است. این مقاله بر آن است که اثر مذکور را نه به عنوان رمان، بلکه در قالب اتوبیوگرافی- رمان معرفی نماید.
۲۶۴۱۳.

نگاهی خرد ورزانه به خیام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۵۶
نویسنده، در این جستار کوشیده است تاحکیم عمرخیام را با نگاهی عقلانی بنگردو قضاوت نهایی را نیز به عهده دانشمندان فرهیخته گذارد.بدین جهت، این حکیم فرزانه از سه منظر، مورد بحث وکاوش قرار گرفته است؛یکی از زاویه دید معاصران فرهیخته وی تاسده نهم؛دو دیگر، از نگاه محققان جهان معاصر ؛سه دیگر، بررسی مضامین رباعیات آن شاعر وارسته.
۲۶۴۱۴.

شرح حال و آثار ژوزف فن هامر پورگشتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۹۷
در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، موجی از گرایش های علمانی (لائیک) در مطالعات شرقی اروپا پدید آمد و رویکرد کشیش های خاورشناس رفته رفته جای خود را به خاورشناسی علمی داد. به زعم ژول مول (یولیوس فون مول)، خاورشناس آلمانی (1800-1876)، سه تن از خاورشناسان در این تحول سهم عمده داشتند: ویلیام جونز انگلیسی، سیلوستر دوساسی فرانسوی و ژوزف فن هامرپورگشتال اتریشی.
۲۶۴۱۵.

نگاهی انتقادی به مبانی نظری و روشهای بلاغت سنّتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲۷ تعداد دانلود : ۱۸۶۰
این مقاله مبانی نظری و مسائل روش‌شناختی بلاغت سنتی را بررسی می‌کند، و بر آن است تا نقاط ضعف و قوت این نظام بلاغی را در تحلیل زیبایی سخن ادبی و قدرت تأثیر بررسی کند. برای این منظور در بخش نخست مبانی نظری این بلاغت را به بحث می‌گذارد: قائل شدن به دو قطب حقیقی و مجازی برای جهان و زبان، تفکیک نقش لفظ و معنی، جستجوی معانی قطعی، ترجیح وضوح بر ابهام، محدودیت تخیل در قلمرو ادراک حسّی، بنیاد ایدئولوژیک، غفلت از بافت و جزئی‌نگری در سطح کلمه و جمله، و نوشتارمحوری از اصول تئوریک بلاغت سنتی است. در بخش دوم مسائل ناشی از روش کار بلاغیون را به بحث می‌گذارد. این روشها که منجر به محدود شدن این دانش شده‌اند عبارت‌اند از: ترجیح شعر بر دیگر شکلهای سخن، بی‌اعتنایی به تحول زبان و ذوق زمان، عدم تحقیق در متون ادبی، مدرسی شدن علم بلاغت، رونویسی و عدم نقد آراءِ پیشینیان. در پایان نتیجه می‌گیرد که بلاغت مبتنی بر این مبانی از همسویی با تحول ذوق ادبی و دگردیسی تخیل و خلاقیت ادبی درمی‌ماند و باید برای تدوین نظام بلاغی کارآمد، روشها و انتظارات بلاغت را تغییر داد.
۲۶۴۱۹.

نگاهی نو به داستان فرانکن اشتاین اثری از مری شلی (ادبیات گوتیک زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴۸
«گوتیک» اصطلاح چندان دقیقی نیست ولی از قرن هجدهم که برای نامگذاری محصولات فرهنگی اروپا به کار رفت، درباره آن بحث بیشتری صورت گرفته است. آن دسته از آثار ادبی که «گوتیک» نام گرفته اند، اغلب باعث ایجاد نگرشهای متناقضی در دنیای در حال تغییر ادبیات گردیده اند. الن مورز (1976) (Ellen Moers) اولین کسی بود که اصطلاح «گوتیک» زنان را در کتاب خود «زنان ادیب» به کار برد. این کتاب به آن دسته از آثار گوتیک اشاره دارد که توسط زنان به وجود آمده است. تجزیه و تحلیل مورز از این گونه متون ادبی گوتیک فوق العاده تاثیرگذار بوده است. نگرش او در واقع، بیان ضمنی ترس زنان از گرفتار شدن در درون خانه و استثمار جنسی آنان است؛ ترسی که موقع زایمان نیز به طور موحشی تجربه شده است. در ادبیات زنانه، منتقدان بر این باورند که گوتیک به عنوان یک سبک ادبی به کمک نویسندگان مونث آمده است تا آنان بتوانند با سیری در ژرفای خویشتن، راه حلی برای تضادهای دامنگیر نویسندگان و قهرمانان زن پیدا کنند. این تضادها ریشه در موقعیت زنان در جوامع مرد سالار داشته و باعث محرومیت آنها از «قدرت و اعمال نفوذ» شده است. رمان فرانک اشتاین (Frankenstein) نمونه کاملا جدیدی از گوتیک زنان عرضه می کند. در این رمان، ماری شلی (Mary Shelley) بدون استفاده از یک قهرمان زن و یا یک قربانی قابل توجه از رویکرد جدیدی در بیان وحشت در ادبیات استفاده کرده است. می توان گفت که در چارچوب گوتیک هر عنصری به نوعی به جسم زن اشاره می کند و این اشارات در واقع ذکری از درماندگی و ترسی است که هسته نظریه گوتیک را تشکیل می دهد. این مقاله استفاده از مفهوم هیولا به عنوان نماد مسخ شدگی را، که در رمان فرانک اشتاین به طور مجازی ترس گوتیکی از ناشناخته ها و پیامدهای ناشی از رویارویی با این غریبه ترسناک است، مورد بحث قرار می دهد. همچنین کنکاشی از اثر ماری شلی از طریق ارزیابی آن با معیارهای ادبیات گوتیک ارایه خواهد شد. در طی این بررسی، هیولا نه تنها نماد مسخ شدگی است بلکه تجاوز از مرز پنداشته های درونی و برونی رمان را نیز نمایان می سازد. با این حال، تعریف ماهیت هیولا به عهده خواننده گذاشته شده است. این مقاله باخودداری از بررسی روانکاوانه متن رمان به نقش ویژه آن در ایجاد یک نوع ادبی و اهمیت تاریخی- اجتماعی آن می پردازد.
۲۶۴۲۰.

اگزیستانسیالیسم و نقد ادبی (بررسی رابطه اگزیستانسیالیسم با نقد ادبی، جایگاه فیلسوفان این روش فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۷۰۹
اندیشه وجودی )اگزیستانسیالیسم( یکی از چندین اندیشه فلسفی بود که در قرن اخیر بر مباحث نقد ادبی تاثیر گذاشت و شالوده شکل گیری نظریه های ادبی شد. سارتر مهمترین مانیفست ادبیات متعهد قرن، «ادبیات چیست؟» را نوشت و تفکر فلسفی هایدگر، جریان هرمنوتیک را در مسیری جدید هدایت کرد که در آن، متن برخلاف هرمنوتیک سنتی، معنای قطعی خود را از دست می داد. نکته قابل توجه، دیدگاه های کاملا متفاوت و گاه متضادی بود که این دو فیلسوف هم مسلک وجودی داشتند. ریشه این تفاوت در دیدگاه را گذشته از علاقه سارتر به مارکسیسم، باید در اندیشه دکارتی وی و فلسفه ضد دکارتی هایدگر جستجو کرد. در این مقاله پس از اشاره به زمینه هایی که سبب شد از درون یک اندیشه فلسفی دو نظریه ادبی متفاوت به وجود آید، ابتدا به بررسی جایگاه دو فیلسوف و نظریه پرداز اصلی این مکتب، یعنی هایدگر و سارتر در جریانهای ادبی معاصر پرداخته می شود. در ادامه نیز از چگونگی تاثیرگذاری و بازتاب این نظریه ها بر آرای نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان ایرانی کسانی چون آل احمد، شریعتی، خانلری و داریوش آشوری سخن به میان خواهد آمد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان