فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۸۰۱ تا ۱۵٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
یکی ژرف دریاست بن ناپدید
شیوه خاص حافظ
دین مانی (2)
منبع:
وحید آبان ۱۳۴۴ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
ساخت آغازگری پایان بخشی در بندهای مرکب متون علمی فارسی بر پایه دستور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جستار حاضر، ساخت آغازگری پایان بخشی در بندهای مرکب متون تخصصی بیوشیمی، فیزیک، و آناتومی بر پایه نظریه نظام مند به شرح ذیل بررسی شده است. ابتدا طبقه بندی انواع بندهای مرکب در ساخت آغازگری پایان بخشی متون علمی به دست داده می شود و با توصیف و تحلیل بندهای مرکب همپایه، ناهمپایه (پایه پیرو)، ناهمپایه (پیرو پایه)، و همپایه ناهمپایه مشخص می گردد که این بندها درمجموع بیش از بندهای ساده در کل پیکره کاربرد داشته اند. آن گاه از تحلیل ساخت آغازگری پایان بخشی این نتیجه به دست می آید که سطوح تحلیل بندهای مرکب، بسته به نوع بند، به طور هم زمان در یک، دو یا سه لایه امکان پذیر می شود. بر این اساس، می توان لایه هایی از آغازگر را در این بندها بازکاوید و مقوله ای به نام آغازگر لایه ای را شناساند. از بررسی آغازگرهای ساده/ مرکب مشخص می شود که، در نوع علمی، فراوانی آغازگرهای متنی از مجموع آغازگرهای مرکب، افزون گشته است. چرا که توالی آغازگرهای متنی در بندهای مرکب متون علمی رایج است. کاربرد بندهای مرکب، آغازگرهای مرکب و لایه های چندگانه آغازگر مؤید حضور افزوده های کلامی در متون علمی یادشده اند. ملحوظ کردن این ابزارهای صوریْ در سازماندهی گفتمان، گسترش متن و، در نهایت، امر خوانش و فرایند درک مؤثر است. این امر در اولویت بندی متون از نظر میزان کارایی آن ها مفید است و می تواند معیار و محکی برای تعیین میزان موفقیت متن در انتقال اطلاعات به مخاطبان آن باشد. چنان که این اولویت بندی به ترتیب در کتاب های فیزیک، بیوشیمی، و آناتومی دیده می شود.
صراحت و شجاعت در شمار سجایای هدایت بود (در شرح نامه منتشر نشده ای از صادق هدایت)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۴
حوزههای تخصصی:
چریکه کردی
جایگاه زبان فارسی در افغانستان پس از تاسیس حکومت مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی در مناطق گوناگون قلمرو خود، قبل از مرگ نادر افشار، سرنوشت و سرگذشت یکسان داشته است. دورشدن از روزگار وصل و جدا افتادن این زبان در سراندیبی به نام افغانستان سرنوشتی بود که زبان فارسی از سال 1747 با تشکیل حکومت مستقل به دست احمدشاه ابدالی با آن مواجه شد. تشکیل حکومت مستقل در افغانستان، چنان که این کشور را از لحاظ سیاسی و اجتماعی وارد مرحله تازه ای کرد، زبان فارسی را نیز در یک مسیر پر از فراز و فرود و ورطه پر از ماجرا قرار داد. از آن تاریخ تاکنون حدود 258 سال سپری شده؛ در تمام این مدت فرمانروایی بر مقدرات این مرز و بوم به سلاطین و شاهانی سپرده شد که زبان مادریشان پشتو بوده؛ و نیز، در این 258 سال، هویت زبانی در تصاحب حکومت و سپس برخورداری از سهمیه قدرت زیر چتر شاه و سلطان وامیر نقش اصلی و تعیین کننده داشته است. حاکمانی که در این برهه از تاریخ برمقدرات کشور فرمان رانده اند ،نسبت به زبان فارسی ، شیوه های رفتار متفاوتی داشته اند: و برخی از آنان رفتار عاری از تعصب و برخی دیگر برخورد خصمانه و ستیزه جویانه نشان داده اند. درمجموع، این 258 سال، از لحاظ برخورد حکومت ها با زبان فارسی، به سه دوره تقسیم می شود. دوره اول، از آغاز تشکیل حکومت به دست احمدشاه ابدالی در سال 1125 ش/ 1747 م تا به حکومت رسیدن نادرخان از خاندان محمدزایی (1308 ش)؛ دوره دوم، از سال 1308 ش تا روی کارآمدن کمونیست ها و کودتای نورمحمد ترکی (1357 ش)؛ دوره سوم، از 1357 ش تاکنون. این سه دوره وجه مشترکی نیز داشته که همان عدم حمایت حاکمیت ها از زبان فارسی بوده، هرچند در سراسر مدت این دوره ها، زبان فارسی زبان رسمی و زبان دربار بوده است. حتی در دوره دوم، که به آن خواهم پرداخت، تضعیف زبان فارسی از اهداف راهبردی حکومت ها بوده است. عواملی که، به رغم کم لطفی ها و بی مهری ها و چه بسا خصومت های دویست و پنجاه ساله حاکمان و حکومت، سیطره زبان فارسی را بر حداقل نود درصد مردم افغانستان مقتدرانه نگه داشته چیست؟ تشخیص این عوامل به کاوش و پژوهش جداگانه نیاز دارد. ...
گفت و گو: از رنج تا گنج ماندگار
حوزههای تخصصی:
چنین نوشتن و دیگر هیچ
منبع:
گلستانه ۱۳۷۸ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
کلک نقد کتاب: درباره ترجمه اوستا
حوزههای تخصصی:
نقد کاغذ زر
حوزههای تخصصی:
نامه هایی به اقای امرسون
حل دو بیت از یک قصیده حافظ
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان عربی: بررسی جایگاه خلیفه در شعر الأخطل (صورة الخلیفة فی شعر الأخطل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی جایگاه خلیفه اموی در شعر الأخطل التغلبی – شاعر امویان – می پردازد و نقش این جایگاه را با تمامی مظاهر آن بررسی خواهد کرد. الأخطل در شعر خود بطور قابل توجهی به خلیفه اموی توجه داشته و از او مکرر در شعر خود یاد کرده است، این جایگاه از سه منظر قابل تأمل است:
جایگاه دینی
جایگاه سیاسی
جایگاه سنتی
بطور کلی الأخطل، خلیفه اموی را دارای جایگاهی دینی معرفی می کند که با سیاست نیز پیوند دارد و این پیوند را می توان از رهگذر دلایل باطلی که درباره اثبات حق امویان در خلافت اقامه می کند، دریافت. پژوهشگر با تکیه بر توصیف و تحلیل و در برخی موارد با کمک از تاریخ، به توضیح و تبیین رویدادهایی که متن در آن خلق شده، پرداخته است.