فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۶۱ تا ۷٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تمثیل افلاطون درباره غار معروف به «مثل افلاطون»
منبع:
گوهر مهر ۱۳۵۲ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
تحلیل وجوه نمادین در داستان یوسف و زلیخای جامی با تأکید بر ترنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان یوسف و زلیخا در قرآن و پیشتر از آن، در تورات ریشه دارد و مملو از اسرار و نکته هاست. ترنج، یکی از کلمات کلیدی و پر رمز و راز این داستان است که تاکنون دقت و توجه لازم بدان مبذول نشده است. این مقاله در پی آن است که پس از اثبات حضور ترنج در این داستان، با عنایت به تفاسیر قرآن و تورات، به دنبال منشأ راه یابی و نقش ترنج در شکل گیری آن باشد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که در باور یهود، ترنج نمادی از قلب انسان است و از آن رو که در فرهنگ اسلامی نیز قلب سلیم جایگاه عشق الهی است، می توان چنین نتیجه گرفت که حضور ترنج در داستان یوسف و زلیخا، نمادی از عشق است. از این رو بعید نمی نماید آنچه عشق زلیخا را در دیدة متشرعان، زمینی و ناپاک جلوه می دهد، در نگاه متفاوت و عرفانی جامی، به عشقی آسمانی، ماورایی و پاک مبدل شود.
خیام و آثار او
کتاب: سنت و نوآوری در شعر معاصر
حوزههای تخصصی:
ملکوت نقطه عطف رئالیسم جادویی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملکوت بهرام صادقی (1315-1363) تاکنون فقط یک داستان بلند در حوزه داستان های اسطوره ای و جریان سیال ذهن به شمار می رفت. این نظر در جای خود درست و تأییدشده است؛ اما از منظر «رئالیسم جادویی» هیچ گاه به طور جدی به این اثر پرداخته نشده است. حال آن که رگه های قوی این جریان چنان در آن بازتاب یافته است که می توان آن را سرآغاز و نقطه عطف رئالیسم جادویی در ایران دانست. این مقاله ویژگی های مهم سبک رئالیسم جادویی عناصر خیالی، رﺅیایی، جادویی، اسطوره، دهشت و توجیه ناپذیری وقایع، روایت پیچیده، و توصیف های اکسپرسیونیستی و سوررئالیستی را در شخصیت ها، حوادث و اعمال شگفت انگیز، اشیا، و فضای ملکوت صادقی بررسی و آن را سرآغاز این سبک در ادبیات داستانی معاصر ایران معرفی می کند.
واژه نامه انگلیسی - فارسی برای علوم انسانی (نوشته داریوش آشوری)
حوزههای تخصصی:
حروف اضافه در فارسی معاصر
حوزههای تخصصی:
بینامتنی قرآنی و روایی در شعر ابن یمین فریومدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای جدید نقد ادبی که در نتیجهی تحول بنیادین در ساختار نقد قدیم در غرب رواج پیدا کرد، نظریهی بینامتنی است. این نظریه که در اواخر دههی شصت میلادی از سوی ژولیا کریستوا مطرح گردید، حاکی از جذبههای هر متن، با بسیاری از متون دورههای مختلف معاصر یا پیش از خود است و یا به عبارتی دیگر، هر متنی، بینامتنی است. این نظریه اکنون با عنوان «تناص» در نقد عربی معروف شده است و با توجه به تعامل تنگاتنگ متون فارسی و عربی، این پدیده در ادبیات فارسی نیز میتواند معیار بررسی و نقد قرار گیرد. تأثیرپذیری لفظی و معنوی ابن یمین از مضامینِ آیاتِ قرآنی و احادیثِ اهل بیت(ع) بهویژه امام علی(ع)، در اشعار وی به فراوانی دیده میشود. این اثرپذیری، باعث شکل گیری انواع و اشکال بینامتنی در اشعار وی گشته است که در اغلب موارد، به شکل آگاهانه و مستقیم صورت پذیرفته است. پربسامدترین نوع بینامتنی در اشعار ابن یمین از نوع نفی متوازی یا امتصاص است که در این نوشتار، برخی از آنها تبیین و تحلیل شده است تا تاکیدی باشد بر پیوند عمیق و ناگسستنی فرهنگ و ادب پارسی با مناهل قرآن و اهل بیت(ع).
روابط متقابل فرهنگ و تمدن ایران وهند- و سهم اندیشه های عرفانی
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله سعی براین شده است که روابط همه جانبه ایران و هند و خصوصأ روابط متقابل فرهنگی این دو کشور را مورد بررسی قرار دهیم. هرچند که مردم ایران وهند چه در زمینه تاریخی وادبی و چه در زمینه معماری و هنر و موسیقی روابط تنگاتنگی داشته اند اما در این مورد سهم اندیشه های عرفانی بسیار در خور توجه است . از این نظر در این مقاله بیشتر به تأثیرات متقابل تفکرات عرفانی هند وایران اسلامی پرداخته شده است . لیکن متأسفانه این رابطه بسیار نزدیک‘ پس از عصر بابریان رو به ضعف نهاد و امیدواریم که بار دیگر در اثر کوشش فرهنگ دوستان هردوکشور‘این روابط فرهنگی از نو احیاء گردد.
قیصر امین پور، شاعر منتقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختار روایت در داستان های بیژن نجدی از منظر بوطیقای مدرنیسم (با تأکید بر آرای چارلز می و سوزان فرگوسن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیژن نجدی از داستان نویسان پرآوازة معاصر است که حاصل تراوش های قلم او شگفتی و تحسین مخاطبان عام و خاصّ ادبیّات داستانی را برانگیخته است. به کار بستن خلاّقانة تمهیدهای شکل گرایانه ای همچون تلفیق امکانات نثر و نظم در نحوة به کارگیری زبان، پیچیده سازی ساختار روایی به واسطة کاربست روایات ذهنی و نیز بهره جویی از شگردهای گسست در روایت، در هم آمیختن عین و ذهن و گذشته و حال در سطحی گسترده، بهره گیری از پیرنگ های حذفی و استعاری و بسیاری از تکنیک های روایی دیگر که در این نوشتار به تفصیل بدان ها پرداخته ایم، افزون بر آنکه سیاق داستان نگاری وی را به عنوان سبکی مستقل، منحصر به فرد و با قابلیّت پیروی و تداوم در حافظة تاریخ داستان نویسی ادب فارسی به ثبت می رساند، مشابهت ها و مطابقت های گسترده ای را در ساختار روایی تکنیکی داستان های او با آنچه نظریّه پردازان مدرنیستی همچون چارلز می و سوزان فرگوسن در آرای خود به شرح و تبیین آن پرداخته اند، رقم می زند. بر همین اساس، در این جستار بر آن بوده ایم که داستان های او را از منظر نظریّات این دو منتقد صاحب نام بازخوانی کنیم تا ضمن شناسایی و ارزیابی وجوه کمّی و کیفی این تطابق ها، ابداعات و خلاّقیت های سبک آفرین نجدی در این زمینه را نیز با نگاهی تحلیل گرانه بکاویم.
سنجش خاقانی و حافظ در رفتار های هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه ی تفکر هنرمند و نوع نگرش او به جهانِ هستی، بسته به این که تا چه اندازه بتواند دربردارنده ی دیدگاهی باشد که ضمن خلق جهانی نو، شمولیت بیش تری نسبت به مسایل اساسی زندگی بشر داشته باشد، ضامن بقای اثر او خواهد بود. در این مقاله، سعی بر این است که با مقایسه ی طرز کاربرد و استخدام چند واژه که حافظ و خاقانی به تکرار، در اشعار خود به کار برده اند و هم چنین نوع رفتار هنری آنها با مظاهر طبیعت در جایگاه یکی از مهم ترین عوامل زیبایی، چگونگی نگرش آن ها به هستی و هنر، واکاوی شود تا از این طریق بتوان پاسخی برای این سؤال یافت که: دلیل استقبال از شعر حافظ و مهجور ماندن شعر خاقانی چه عواملی بوده است؟