فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۰۴۱ تا ۷٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نظری اجمالی بر تاویلِ بن مایه «گناه آغازین» در ادیان توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت گناه آغازین آدم و حوا ، پاره ای از پی رنگ اسطوره ای « تازش اهریمن بر هستی » و نمایانگر سرمنشاء و چگونگی پدید آمدن « رنج و مرگ » در سرنوشت انسانی است . تاویل پذیری داستان آفرینش انسان ، بویژه نافرمانی و گناه آغازین موجب می شود که از دیدگاه فلسفی و مکاشفه ای ، داستانی بارها از زبان عارفان و بزرگان ادیان ، بازآفرینی شود . در پژوهش حاضر ، کوشیده ایم با بررسی آرا و عقاید دینی و عرفانی در موضوع مورد بحث و تاویل نمادهای روایت ، مجموعه ای فراگیر از جهان بینی ها و رویکردهای هستی شناسانه و شهودی ، به دست دهیم . در نتیجه باید گفت که این مجموعه فرهنگ بشری به ظاهر گونه گون ، تنها تحول صوری به خود دیده است ، همه روایتها ، در زوایای پنهان ناخودآگاه جمعی بشر ، با ساخت همسان کهن الگویی ذهن ، با یکدیگر پیوند خورده اند . وجوه تمایز ، در شیوه روایت برگرفته از نگاه غایت شناختی به انسان ، نهفته است ، که جنبه و حیانی یا کارکرد زمینی شان را تعیین می کند .
در زبان فارسی جمله ساخت ثابتی ندارد
حوزههای تخصصی:
عنوان مقاله پیام مقاله را باصراحت تمام بیان می کند.مساله این است که ما امروز همگی به طور ضمنی این اصل را پذیرفته ایم که درفارسی فعل باید درپایان جمله بیاید و ساختارهای استاندارد همان : فاعل+مفعول+فعل و مسندالیه+ مسند+ و رابطه می باشند. ما در این مقاله روشن کرده ایم که باتوجه به اوستا، فارسی باستان، فارسی میانه، فارسی دری تا فارسی امروز و زبان گفتار و آثاری چون مقدمه ابومنصوری،تاریخ سیستان، بلعمی، ناصرخسرو، تذکره الاولیاء، فیه مافیه، گلستان سعدی، تا آل احمد و دولت آبادی، زبان فارسی ساختاری آزاد داشته و روشن کرده ایم که ساختار متحجر کنونی چگونه بر زبان تحمیل شده و به تدریج به صورت قاعده درآمده است. با توجه به این نکته حرف ما این است که با یک ساختار متحجر بی انعطاف همه حرفها به راحتی گفتنی نیستند، و اگر می خواهیم زبان فارسی توانمندتری داشته باشیم، باید با الهام از ساختار آزاد زبان در دوره هایی مورد بحث، دوباره در زبان وحی تازه بدمیم و تفصیل این نکته راباید در اصل مقاله دید. در ضمن این جانب این مساله را در کار ناصر خسرو و بیهقی نیز با جدیت پی گرفته ام و امیدوارم که این کارها و این پیشنهاد در نهایت به نتیجه دلخواه بینجامد.
مضامین غزل های حسین منزوی
منبع:
حافظ اسفند ۱۳۸۶ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
بررسی تحلیل ساختاری رمان سووشون بر اساس نظریّة برمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب بررسی عناصر درون متنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینه های دریافت شایسته تر از ماهیّت ادبیات را فراهم می آورد و با ارائة شگردهای خلق آثار برتر ادبی می تواند به ساختارگرا به بررسی عناصر داستان، فرم های روایی و قوانین ترکیب آنها پرداخته اند. که در این میان"کلود برمون" با ابداع یک نظام مبتنی بر نمایش شکل واره ای، طرحی را پیشنهاد می کند که بر پایة چگونگی روابط بین کوچک ترین واحدها استوار است. رمان مشهور«سووشون»، اثری تو در تو و گسترده است که محورها و جریان های چندگانه، آن را شکل داده اند. برای بررسی ساختارهای متن این رمان، ناچار باید طرح کلی آن را استخراج کرد و سپس به تحلیل آن پرداخت. در تجزیة رمان به طرح اولیة، شخصیت ها، به میزان شرکت در زنجیرة حوادث و نقششان در ساختن نقاط اوج در درجة اهمیت قرار می گیرند. قدرت یک رمان واقع گرا چون سووشون در تعداد پی رفت های کامل و چگونگی چینش و روابط علّی و معلولی برقرار شده در میان آنهاست. تعداد پی رفت های اصلی معمولاً به تعداد نقاط اوج داستانی وابسته اند. هر شخصیّت در طول رمان با پی رفت های متعدد ایفای نقش می کند ولی همة آنها در ایجاد ساختمان اصلی داستان نقش محوری ندارند. بنابراین رمان سووشون، ترکیبی منطقی از پی رفت های محوری است که در ارتباطی معنادار با پی رفت های فرعی و ثانوی هستند و تعداد شخصیت های آن تحت تأثیر عواملی چون تعداد روایت های اصلی ساختمان قدرتمند روایت ها، ارتباط هدفدار آنها با یکدیگر، فضای کلی و موضوع قرار دارد.
دریای جان
بررسی پدیده ی نوستالژی (غم غربت)در اشعار ابن خفاجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناخرسندی از زمان حاضر ویژگی مستمر افراد جامعه بشری است. این امر موجب ظهور پدیده ی روی گردانی و گریز از زمان حاضر می شود. همواره انسان در تلاش است تا برای رهایی از وضع نامطلوب کنونی خود، جایگزینی پیدا نماید. او مطلوبش را گاه با پناه بردن به گذشته و گاه با رویای آینده جستجو می کند. حسرت گذشته و دلتنگی برای همه ی آنچه از دست رفته – که یکی از حوزه های معنایی پدیده ی نوستالژی است- هماره ذهن بشر را درگیر خود کرده است. شاعران و هنرمندان در آثار خود به نحوی حسرت گذشته و دلتنگی حاصل از آن را با ابزارها ی زبانی و تصویرهای شعری گوناگون بیان کرده اند. این موضوع به عنوان یکی از رفتارهای ناخود آگاه فرد در شعر ابن خفاجه نمود دارد. غم دوری از وطن و معشوق، سوگ عزیزان و یاد اسطوره ها، از مولفه های نوستالژیک اشعار ابن خفاجه به شمار می رود. وی با صدق عاطفه و فوران احساس این معانی را در شعــر خود به تصویر می کشد.
مقاله ی حاضر با روش تحلیلی – توصیفی ظهور و بروز این پدیده ی روانشناختی- اجتماعی را در سروده های یکی از سر آمدان شعر اندلس مورد مطالعه قرار داده است.
سبکباری و وصال
تقابل فرهنگ و طبیعت در آیین تعزیه•(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های رویکرد ساختارگرایی در تحلیل متن توجه به تقابل های دوگانه است. درحقیقت تقابل بین فرهنگ و طبیعت نوعی ساختار محسوب می شود، بر این اساس دو سوی این تقابل اغلب در حین اجرا در رابطه سیال، تنشی و دیالکتیک قرار دارند که رابطه ای سلبی و هم ایجابی است. بنابراین، از این منظر می توان گفت که در آیین تعزیه، فرهنگ و طبیعت درهم آمیخته اند و پیوسته همدیگر را تعریف می کنند.
تعزیه فی نفسه پدیده ای فرهنگی است، اما در بطن آن (به مثابه متن) طبیعت قرار دارد. حال اگر طبیعت را در تحلیل تعزیه در نظر نگیریم، تعزیه هویت متنی خود را از دست می دهد، زیرا عناصر طبیعت از جمله لایه های درون متنی آن محسوب می شوند. از این رو، طبیعت و فرهنگ در چارچوب تعزیه به شکلی پویا در حال تعریف و بازتعریف یکدیگر هستند. بدین منظور در این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده، تعامل و دیالوگ بین فرهنگ و طبیعت، تطبیق آنها و نوع رابطه و جایگاه آنها با رویکردی ساختارگرایانه بررسی و تحلیل شده است. بنابراین نشان دادن چگونگی کُنش متقابل بین فرهنگ و طبیعت در فرایندی تعاملی و دیالکتیک، هدف این مقاله محسوب می شود.