ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۸۸۱ تا ۴۲٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۲۸۸۱.

بازنمایی عنصر شخصیت در رمان چشمهایش و دل کور با کاربست نظریه «خود» در رویکرد جامعه شناختی«کنش متقابل نمادین»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۴۵۷
روایت شناسی، عنصر شخصیت را پیش برنده نقش ها و کنش ها در روایت داستانی به شمار می آورد. نظریه جامعه شناختی «کنش متقابل نمادین» نیز بر چگونگی بروز و ظهور کنش دقت نظر دارد. با بهره گیری از این رویکرد جامعه شناختی می توان روش نقد را در روایت شناسی گسترش داد و جنبه های تازه ای را در نقد متون روایی معرفی نمود. این مقاله ساختار «خود»، گونه های شخصیت، جهت گیری کنش و فرجام شخصیت های رمان چشمهایش و دل کور را با کاربست نظریه «خود» در رویکرد جامعه شناختی «کنش متقابل نمادین» بازنمایی می کند. «من اجتماعی» به مثابه واقعیت های ساختی و فرهنگی بر یک دسته از «خودِ» شخصیت های رمان چشمهایش سلطه دارد و دسته دیگر برمبنای «من» با اندیشندگی کنشگری می کنند. در رمان چشمهایش شخصیت ها با دو نوع «خود جمعی» منفعل و کنشگر ترسیم می شوند. «خود جمعیِ» کنشگر با یک هم کنشی، روایت داستان را در تقابل با ساختار سیاسی پیش می برد. نتیجه کنش آنان حاشیه رانی از مناسبات سیاسی جهان رمان است. شخصیت ها در رمان دل کور تحت تعیّن «من اجتماعی» هستند و «خود جمعیِ» خشن و منفعت طلبی را در جامعه رمان تشکیل می دهند. فرجام ضدیت «خود»های فردیِ کنشگر با «خود جمعی»، حاشیه رانی از مناسبات اجتماعی است.
۴۲۸۸۲.

A Comparative Analysis of Simin Behbahani and Souad al-Sabah's Poetry from the Perspective of Feminist Criticism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۳۱۴
In the early twentieth century, with the rise of women's issues in the continuation of the world's feminist movements, women's literature was formed in Iran and the Arab world. Women's issues in Persian and Arabic poetry first appeared in the poems of Forough Farrokhzad and Ghada al-Samman. Later, Simin Behbahani in Persian literature and Souad al-Sabah in Arabic became famous poets in the framework of liberal feminism and gave a new interpretation of women's desires and problems. Challenging gender discrimination, they have raised the issue of human equality in a reformist and principled manner. This article has analyzed and compared the components of feminist criticism in the poetry of two poets with a descriptive-analytical method and a comparative approach. Discrimination due to misconceptions about love, marriage, and the emphasis on awareness, freedom, individual and identity independence, and changing attitudes are among the most important themes of two poets. Because of their social commonalities, beliefs, lived experiences, traditions, and similar circumstances, they have described the status and position of women with highly realistic conceptions of common themes. The critical point of view and the style of expression of both poets are non-iconoclastic and in accordance with liberal feminism.
۴۲۸۸۹.

تئاتر برنارد ماری کلتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۳۹۶
تئاتر آینه ی جامعه است . با مرور زمان و با بالا رفتن آگاهی های عمومی و اجتماعی ، تئاتر صحنه ی حضور سیاست شد و از سالهای 1960، با پیدایش نقد نوین، تحولی تدریجی در شاکله ی تئاتر سیاسی به وجود آمد و به نقد جامعه و حتی مبارزه با آن پرداخت. نمایشنامه نویسان، آزادانه قادر به بیان مسائل اجتماعی نبوده اند ازین رو روشی مشخص و منحصر به فرد یافتند تا بتوانند به دور از سانسور، به نقد جامعه، در خلال نمایش نامه ها بپردازند. برنارد ماری کلتس، یکی از مهمترین نمایش نامه نویسان دهه 80 فرانسه است تئاتر وی، از ویژگی خاصی برخوردار بود زیرا که اتفاق های اجتماعی را به صورت مصور به ما نشان می داد و سعی داشت اتفاقات را بازسازی کرده یا واقعی بنمایاند. شرایط سیاسی و اجتماعی موجود برای بیان تمام واقعیات مساعد نبود از این رو ترفندی بکار برد تا بتواند به دور از سانسور شدن، عقیده ی خود را بازگو کند.
۴۲۸۹۱.

التواصل الادبی الایرانی – الکویتی المعاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۶۹۵
إن التواصل الادبی رغم تأثره بالمؤشرات التأریخیه و الثقافیه و الاجتماعیه و السیاسیه بین البلاد، لکن یفوق العوائق فی تقریب الافکار و الشعوب. یتمیز تواصل إیران الاسلامیه و الکویت بقدم العلاقات و حسن الجوار و تواجد الایرانیین فی الکویت؛ کما لا تخلو من الانتباه تنمیه حرکه التنویر الفکری و الاهتمام بالقضایا الثقافیه و الاجتماعیه فی البلدین خلال العصر الحاضر؛ و بما أن الأدب جسر بین الشعبین للتواصل، فدراسه ما بذل من الجهود العلمیه الأدبیه فی البلدین تجاه الأدب المقابل تکشف عن أنماط التواصل الادبی و قدره رسوخ جذوره. إن هذه الدراسه تحاول العثور علی معرفه الجوانب الملفته للإهتمام بین الأدباء و الباحثین فی الأدب الکویتی و الفارسی و تحلیل النشاطات فی ظلّ العوامل المؤثره علی التواصل ایجابیاً و سلبیاً، کما تعرض إحصائیات عن وسائط التواصل الادبی بین البلدین فی حقل البحوث العلمیه المتمثله فی التألیف و الترجمه، المقاله العلمیه و الرساله و الاطروحه الجامعیه و المساعی المبذوله فی النشاطات الثقافبه مثل المنتدیات و الندوات و اللقاءات و البعثات. کل هذا فی محاوله معتمده علی المنهج الوصفی التحلیلی مستعیناً بالکتب و الدراسات فی جمع المعلومات و تقدیم الاحصائیات. لعل من أهم ما توصل إلیه البحث هو أن إیران بذلت جهوداً مثمره فی معرفه الأدب العربی الکویتی ودراسته و ترجمته فی العصر الحدیث و لا سیما بعد العقد الثانی من انتصار الثوره الاسلامیه حیث ازدادت البحوث العلمیه و المقالات و الدراسات فیها، کما أولت الکویت بالمقابل اهتماماً کبیراً بالأدب الفارسی و نشر الکتب المترجمه من الفارسیه فی العالم العربی. فمثل هذا التواصل الذی جری بین البلدین خلال عشرین سنه من عمره، یستدعی انتباهاً أکثر من جانب المهتمین بالامر لعرض صوره واضحه فی الآتی.  
۴۲۸۹۵.

زیبایی شناسی شگرد ادبی التفات و نقش تفسیری آن در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۵۵۶
تفسیر هر متن، بسته به عناصر متن سازی چون زبان، بلاغت، ساختار ادبی، درون مایه و گونه شناسی، با دیگری متفاوت است و روش تفسیری منحصربه فردی می طلبد. موضع تفسیری هر متن در جایگاهی اتفاق می افتد که گره های تفسیری آن متن ظاهر می شود. گاه گره های تفسیری یک متن در نتیجه ابهام ساختاری آن واقع می شود. یکی از عواملی که موجب ابهام و گره افکنی در ساختار ادبی متن می شود، شگرد ادبی التفات است؛ ویژگی ابهام آفرینی التفات ناظر به رویکرد و نگاهی جدید به این شگرد ادبی است که با توسع بخشیدن به این مفهوم، از نگاه سنتی در باب التفات فراتر می رود. اصلی ترین پرسش این پژوهش این است که چگونه التفات که در نگاه جدید شامل هر نوع تغییری در متن می شود، می تواند هم موجب ابهام ساختاری معنایی در متن شود و هم در راستای رفع این ابهام و تفسیر آن عمل کند؟ این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی به بیان انواع و کارکردهای شگرد ادبی التفات در مثنوی معنوی می پردازد و نشان می دهد که مثنوی یکی از متونی است که بارزترین گره تفسیری آن، متعلق به وجوه التفاتی آن است، به گونه ای که با شناخت نقش زیبایی شناختی این شگرد و تبیین نقش نشانه معناشناختی آن در ساختار این متن، می توان به تفسیر بهتر و علمی تری از آن رسید. با مطالعه و بررسی بسیاری از داستان های مثنوی در دفترهای مختلف، روشن شد که یکی از مهم ترین کارکرد التفات در مثنوی در کنار نقش زیبایی شناختی آن، کارکرد تفسیری و معرفت شناختی آن است که در خدمت تبیین نظام اندیشه مولوی قرار دارد و نشان دارترین ویژگی ساختاری و معنایی مکتب فکری اوست. از دیگر یافته های این پژوهش، معرفی و تبیین دیگر انواع التفات از قبیل التفات زبان شناختی، تفسیری، روایت شناختی، پدیدارشناختی، روش شناختی و گفتمانی است که در تفسیر و شرح مثنوی به این وجوه التفاتی و نقش آن ها در تفسیر چندان توجه نشده است.
۴۲۸۹۶.

تحلیل ظرفیت های چندوزنی و شیوه های ایجاد آن در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۵۸۹
چندوزنی آن است که شعری بیش از یک وزن داشته باشد. نویسنده، این موضوع را از خاموشی در کتاب های بلاغت و فرهنگ خارج ساخته، با نمونه هایی نشان داده است که این مسئله از آغازِ شعرِ فارسی تاکنون حضوری پررنگ دارد. تبدیلِ وزنِ مصراعی به وزنِ دیگر به هشت شیوه انجام می گیرد: اشباع و اشباع-زداییِ مصوتِ کوتاه و بلند، ابقا و حذفِ همزه، تشدید و تخفیفِ صامت، تسکین و متحرک ساختنِ صامت. 26 وزن در 22 شکل، چندوزنی پدید می آورد. پرکاربردترینِ آنها تبدیلِ دو وزنِ «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» و «مفتعلن مفتعلن فاعلن» به هم است. پرکاربردترین روشِ تبدیل نیز چهار روشِ «اشباع و اشباع زدایی مصوت» و «ابقا و حذفِ همزه» است. حاصل دیگر مقاله که برای نخستین بار مطرح شده، این است که آنچه در ادبیاتِ غرب بدان Asynartete گفته می شود، هرچند در کتاب های فارسی به عنوانِ چندوزنی شناخته نیست، در شعر فارسی از زمانِ وطواط تاکنون پیشینه دارد.
۴۲۸۹۷.

بررسی تصرفات مولانا در حکایت های غنایی مثنوی با سه رویکرد متفاوت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۶۱۸
تردیدی نیست که مولانا در سرایش مثنوی، وام دار متون عرفانی و حکمی پیش از خود است. با وجود این، پاسخ به این پرسش که چرا مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای بی بدیل ادب پارسی است، پرسشی است که سالها ذهن پژوهشگران این حوزه را متوجه خود کرده است. نبوغ داستان پردازی مولانا نسبت به اخلاف خود، یکی از دلایل برتری این اثر است. شاید هیچ شاعری مانند مولانا به این حد در دقایق داستانی تصرّف نکرده است. او گاه داستانی را قبض می دهد و در نهایتِ ایجاز و اختصار، بیان می کند و گاه حکایتی را بسط می دهد و آن را در چند صد بیت بیان می کند. در این مقاله، نگارندگان با احصای داستان های گسترش پذیرنده در مقایسه با مآخذ آن، به تحلیل چهار داستان مثنوی پرداخته اند و میزان تصرّفات مولانا را در ساختار حکایت، با رویکرد ایجاز و اطناب مشخص کرده اند تا تفوّق حکایات بسیط مثنوی در مقایسه با مآخذ آن، آشکار گردد. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که قبض و بسط (ایجاز و اطناب) کاملاً آگاهانه و با اهداف مشخصی بوده است. مولانا در داستان پردازی فکر کرده و اندیشیده داستان را می سراید.ساختار داستان ها دقیق است ، به طوری که هیچ عنصری از آن را نمی توان حذف کرد.و در نهایت همه حکایات اصلی و فرعی با پیوندی جدا نشدنی در رابطه با حکایات قبل و بعد از خود می آیند.
۴۲۸۹۸.

مفهوم تابو در فرهنگ عامه مردم سرکویر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۵۸۶
فرهنگ شفاهی اقوام ایرانی دنیایی رمزآلود و دست ناسوده است که بررسی محتوایی ظرایف آن می تواند چشم اندازهای تازه ای به دنیای مردم شناسی و جامعه شناسی انسانی بگشاید. پژوهش پیش رو می کوشد با بیان و بهره گیری از عناصر فرهنگی و اعتقادات عامه مرسوم در میان مردمان منطقه سرکویر جنوب استان سمنان و در مجاورت دشت کویر، به تبیین و تحلیل جایگاه مفهوم تابو در میان مردم این دیار بپردازد. این جستار با بهره گیری از شیوه مشاهده مستقیم و مبتنی بر مصاحبه، مشاهده و تحلیل داده ها به معرفی و شناسایی بخشی از فرهنگ عامه اقوام ایرانی و تحلیل ریشه های کهن افکار تابوآفرین پرداخته است. در این راستا، مضامین تابو در ادب شفاهی مردم منطقه مورد پژوهش در دو دسته کلی تحلیل شده است: پاره نخست در حوزه واژه های تابو و مفردات زبانی و پاره دوم شامل تابوهای ممنوعیت آداب و سنن رفتاری و مادی است. در نوشتار حاضر، تابوهای رفتاری درپیوسته با ازدواج، مردگان و آداب سوگواری، تابوهای نام افراد، پیشه ها و دیگر تابوهای اجتماعی بر بنیاد روایت راویان بومی و محلی تحلیل محتوایی شده است.
۴۲۸۹۹.

روایت شناسی جمله معترضه در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۴۷
در دستور سنتی جمله به عنوان بزرگ ترین واحد زبان، متشکل از کلمات و گروه هایی است که به صورت متوالی به هم پیوسته اند و معنای مورد نظر گوینده را منتقل می کنند. جمله معترضه بند وابسته ای است که در میانه جمله یا جملات می آید و موضوع و معنایی دیگر را علاوه بر غرض اصلی گوینده، به جمله می افزاید. بر همین اساس نیز قابل حذف از جمله اصلی است و ذکر آن ضروری به نظر نمی رسد. روایت نیز از منظری ساختاری، دستوری دارد و متشکل از نهاد و گزاره های فعلی و وصفی و امثالهم است، با این تفاوت که معنای آن مانند جمله، حاصل جمع ساده گزاره ها نیست بلکه این گزاره ها از طریق ترکیب در سطحی بالاتر از جمله، معنا پیدا می کند. هر عنصر زبانی در سطح روایت می تواند از طریق این ترکیب ها، دلالت های گوناگونی ایجاد کند. جمله معترضه نیز اگرچه در سطح جمله، فرعی و قابل حذف به نظر می رسد، وقتی در ساختار ترکیبی روایت بررسی شود، با دیگر سطوح روایت ارتباط برقرار می کند و رکنی ساختاری محسوب می شود، تا جایی که حذف آن، اخلال های زبانی و معنایی در روایت ایجاد می کند. با توجه به بسامد بالای جملات معترضه در تاریخ بیهقی، در این پژوهش تلاش شده تا با رویکرد روایت شناختی، کارکردهای روایی این ویژگی سبکی بررسی شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که این ساختار نحوی کارکردهای روایی و معنایی مهمی در این متن دارد که مهم ترین آنها شخصیت پردازی، ایجاد زمان پریشی، بازنمایی ایدئولوژی های مؤلف پنهان و تقویت بنیان علّی حوادث است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان