فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۵۶۱ تا ۴۲٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
با شعر خویش زنده کن ایران را
منبع:
حافظ آذر ۱۳۸۵ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
نشانگرهای جنسیتی در رمان أعشَقُنی و پرنده من بر مبنای الگوی رابین لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش می کند با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و براساس الگوی لیکاف، نشانگرهای جنسیتی را در دو رمان أعشَقُنی از سناء شعلان (بهترین رمان زنانه اردن در سال 2013م) و پرنده من از فریبا وفی ( بهترین رمان زنانه فارسی در سال 2002م ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در رمان أعشَقُنی نزدیک به یک چهارم از واژه های رمان از ویژگی زبانی زنانه برخوردار است و زبان زنان در بیش از یک چهارم از واژه های رمان پرنده من نشا ندهنده گوینده مؤنّث است. از آنجا که در هر دو رمان نویسنده، زنی است که درباره زنان می نویسد، بسامد استفاده از واژگان مخصوص زنان در نوشته آنها زیاد است. از دیگر ویژگیهای زبان زنان در این رمانها استفاده از تصویرگری دقیق و جزئی نگر و بهره گیری از رنگ واژه های متعدد است. زنهای هر دو رمان به دلیل اعتماد به نفس کمی که حاصل زیستن در جامعه هایی مردسالار است از تردیدنماها، تشدیدکننده ها و تقریب نماهای بیشتری استفاده می کنند و از طریق پرهیز از به کارگیری دُشواژه ها و استفاده از درخواستهای غیرمستقیم، زبانی مؤدبانه را برای گفتگوهای خویش برمی گزینند که نشانگر ساختارهای زبانی گویندگانی محتاط و فرودست است.
پیرنامه های ماوراءالنهر و سیر مقامات نویسی طریقت خواجگان در قرون ششم تا هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۵(پیاپی ۹۰)
۱۱۸-۹۷
حوزههای تخصصی:
در قرون ششم تا هشتم هجری قمری در خطّه ماوراءالنهر پنج پیرنامه به زبان فارسی تألیف شده است و هر پنج پیری که درباره احوال آنها کتاب نوشته اند در گروه خواجگان قرار دارند. این آثار عبارت اند از رساله صاحبیه، مقامات عبدالخالق غجدوانی، مقامات عارف ریوگری، انیس الطالبین و عده السالکین و مقامات حضرت خواجه نقشبند. در این مقاله کوشش شده تا ویژگی ها، تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های مؤلفین و سیر تحوّل این آثار بررسی شود. پس از بررسی شیوه پیرنامه نویسی مؤلفین و بیان ویژگی های آثار، مشخّص شد پیرنامه های ماوراءالنهر وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. تمام پیرنامه های ماوراءالنهر به زبان فارسی نگاشته شده اند در حالی که در میان پیرنامه خطه فارس و خراسان به ویژه آثار فارس پیرنامه های بسیاری به زبان عربی دیده می شود. با توجه به وجود شباهت های فراوان مقامات غجدوانی و مقامات خواجه یوسف همدانی به رساله صاحبیه این احتمال وجود دارد که پیرنامه نویسان متأخر از نگاشته عبدالخالق غجدوانی درباره ابویوسف همدانی تأثیر پذیرفته باشند. برخلاف پیرنامه های سرزمین هایی مانند فارس و خراسان که نویسندگان آن از اشعار به دو زبان فارسی و عربی استفاده کرده اند، تمام ابیاتی که در پیرنامه های بخارا آمده به زبان فارسی است. در بیشتر پیرنامه های این سرزمین از زنان یاد شده و در آنها زن از جایگاهی والا برخوردار است.
بررسی کاربردشناسی کنش های گفتاری در بابِ شیر و گاوِ کلیله و دمنه بر اساس نظریه پلاچیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی و تحلیل کاربردشناسیِ کنش های گفتاری باب شیر و گاوِ کلیله و دمنه و رابطه آنها با احساسات و عواطف بر اساس نظریه پلاچیک (غم و شادی، خشم و ترس، اعتماد و تنفر، تعجب و پیش بینی) پرداخته شده است که برای رسیدن به اهداف منظورشناسانه این اثر، بسیار مفید است. نویسندگان ضمن بیان مقدماتی درباره کاربردشناسی، کنش های گفتاریِ دیالوگ های چهار شخصیت اصلی را با رویکرد پلاچیک (Plutchick) مورد بررسی قرار داده اند. یافته ها حاکی از آن است که علی رغم بسامد بالای کنش های اظهاری و ترغیبی، هیجانات و احساسات متنوع دیگری به خواننده انتقال پیدا می کند. در این بین، اکثر پاره گفتارهای دمنه در قالب کنش گفتاری ترغیبی بیان شده است که با هیجان امید آغاز می شود و با ریا ادامه پیدا می کند و با انزجار پایان می یابد. پاره گفتارهای کلیله بیشتر در قالب کنش های ترغیبی مطرح شده است که با احساسِ احتیاط آغاز می شود و با هیجان غم پایان می یابد. همچنین پاره گفتارهای شیر در قالب کنش های اظهاری بیان شده است که با احساسِ هراس آغاز می شود و با هیجان احساسِ گناه پایان می یابد و در نهایت پاره گفتارهای گاو است که در قالب کنش های اظهاری مطرح شده و در قالب هیجان ترس آغاز می شود و با تقدیرگرایی پایان می یابد.
کدام آفتها؟
حوزههای تخصصی:
A Review of the Textual Structure of a Story of Attar and Rumi Focused on Bayazid(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
31 - 42
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to find out how the two patterns of textual structure act in stylistics, and which one is a more suitable choice for this type of research. The textual structure is a pattern for analysis of the story structure, which is presented as a component of narrative stylistics in the book Stylistics (Simpson, 2004). This research is conducted on an anecdote from Manteq ot-Tayr and an anecdote from Masnavi with Bayazid Bastami as the main character. The research methodology includes reviewing 6 stages of Labov's model and reviewing 31 functions and 7 characters of Prop's model on different parts of both anecdotes. The results of the study show that although both mentioned patterns are introduced for reviewing the textual structure of a story, though Labov's pattern for the textual structure is more suitable for analysis of mystical poems, and through its review, various aspects of the context of narrative discourse in an anecdote can be understood, Prop's model is more suitable for analysis of folk tales, and matches more with the structure of those tales. In folk tales, as prop believes, the story starts with wickedness (A), shortcoming or a need (a), and through some actions of the intermediary, it leads to marriage (w) or some other actions that are considered as the ending to the story, which we are not encountered in mystical poems. Hence, the application of the above models, which demonstrates the structure of the story, could be useful in narrative stylistics and Labov’s model is more efficient for mystical poetic anecdotes.
بازتولید مناسبات سلطه در رمان شوهرآهوخانم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان شوهر آهوخانم به عنوان یکی از نخستین آثار فمینیستی در گفتمان ادبیات داستانی معاصر مقبولیت یافته است. در مقاله حاضر با توجه به مفهوم «ایدئولوژی» نزدیک به خوانش های مارکسیستی، رمان پیش گفته مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این اثر بیانگر این مسأله است که داستان صرفنظر از لایه بیرونی که سعی در نمایش و القای نوعی فمینیسم پیشرو دارد، در لایه های زیرین متأثر از مردسالاری به عنوان یک ساختار کلان اجتماعی و در تحلیل نهایی ابزاری است ایدئولوژیک در دست این نهاد مسلط برای تکرار و بازتولید منطق سلطه. کنش های آهوخانم به عنوان قهرمان داستان و شکل دهنده بن مایه فمینیسم در داستان، به گونه ای پیش رفته است که کمترین تنش و اصطکاک با ارزش های نظام مردسالار ایجاد کند؛ در حقیقت مردسالاری به عنوان نیروی پیش برنده متن در یک سناریوی هوشمندانه و دقیق، ضمن کتمان روابط سلطه، این متن را به گونه ای هدایت کرده است که پشتیبانی از قهرمان اصلی داستان که در واقع امر، قهرمانی پوشالین بیش نیست در تحلیل و جمع بندی منتقدین، با نوعی سوءبرداشت، به قرائت های فمینیستی منجر شده است. اما در این نوشتار با برملا شدن کارکرد ایدئولوژی سویه پنهان متن آشکار شده است که ناظر بر استمرار سلطه مردسالاری است.
حدیث دردزایی تبار پابرهنه «موره شین»
حوزههای تخصصی:
Subjectivité Néotène du Locuteur et son Evolution Perceptible du Monde en Langue in fieri(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Si nous admettons avec W. von Humboldt que toute langue confère au sujet une vision du monde qui lui est propre, il semble évident que s’approprier une nouvelle langue influe sur la perception, c’est-à-dire la manière d’organiser et de dire les choses. S’approprier une nouvelle langue permettrait donc d’élargir ou d’approfondir d’une certaine manière la subjectivité du locuteur i.e. au sens d’unicité subjective – tout en augmentant les signes dans le discours de subjectivité discursive. Mais en quel sens cette subjectivité se trouve-t-elle modifiée par l’apprentissage d’une autre langue ? Si cette déduction semble tomber sous les sens, ses manifestations dans l’acte de langage, perceptibles uniquement dans les énoncés, paraissent difficilement identifiables. Nous analysons donc, le lien entre la langue et la cognition qui nous permet de situer le sujet non plus dans l’immanence de la langue, mais en-deçà de la langue ; dans la cognition. Cette approche nous permettra également de jeter un nouveau regard sur la subjectivité d’un locuteur lorsqu’il s’approprie une autre langue, et de déterminer les différents stades de son appropriation de la langue in fieri.
تحلیل ابعاد معناشناختی رنگها در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است که مولانا جلال الدین بلخی آن را به نظم کشیده است. یکی از عناصری که باعث افزایش زیبایی و جذّابیت اشعار این اثر نفیس گشته؛ استفاده از عنصر رنگ است که آمدن آن در لابلای ابیات مثنوی دارای دلالات معین و اغراض خاصی است. مولانا 2275 بار از رنگها در مثنوی به صورت مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرده است که آن رنگ ها عبارتند از: سیاه، سفید، سبز، قرمز، زرد و مشتقات اینها. پرکاربرد ترین رنگ در اشعار مولوی، رنگ زرد و کم کاربرد ترین آن رنگ سفید است. مولوی مرادش علاوه بر وصف طبیعت رنگها، تعبیر از حالات مختلف انسان و طبیعت پیرامون در موقعیت های مختلف است. و در این راه، گاه از تشبیه، استعاره، کنایه، و یا رمز بهره برده است.
کودکان سوررئالیست اند
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش های زبانی داستان «اردشیر و هفتواد» از شاهنامه فردوسی (با رویکرد تمثیلی و بر پایه نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زبان مجموعه ای از نشانه ها، دال ها و مدلول هاست که در انسجامی خاص، زمینه ساز آفرینش ادبی و ارائه دهنده افکار بدیع می شود. فردوسی در پهنه حماسه در برخی از داستان های شاهنامه از جمله داستان «اردشیر و کرم هفتواد» با زبان اسطوره، رمز و تمثیل سخن می راند که این، ویژگی خوانشی متفاوت و چندلایه از آن پدید آورده است. این پژوهش، ضمن تحلیل نقش های زبانی و عناصر ارتباطی بر پایه الگوی ارتباط کلامی یاکوبسن، به بررسی رمزها و نمادهای نهفته در داستان می پردازد. به جهت وجود تمثیل های رمزی در داستان مذکور، اساس کار، بر نقش فرازبانی است. از اهداف مهم این پژوهش، درک و دریافت پیام های انتزاعی و شناخت معانی ثانویه تاریخی، اجتماعی و سیاسی است که به صورت تمثیل و رمز آورده شده است. همچنین، شناخت و دسته بندی جدید آثار تمثیلی، نمادین و نوع ادب تعلیمی که در بستر حماسه در ضمن داستان های تاریخی گنجانده شده است. در پایان درمی یابیم که نقش های زبانی یاکوبسن شیوه ای تحلیلی و توصیفی مناسب برای انتقال مفاهیم ارزشمند تعلیمی، رمزی و بازتاب پیام های ارجاعی، عاطفی و هم دلی به شمار می رود.
تصحیح و تحریفات ذوقی، خوانشی فعال (بررسی تحریفات بلاغی نساخان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همبستگی ادبیات ایران و ترک
در جستجوی حافظ صحیح
حوزههای تخصصی:
مته به خشخاش پارسیان
معرفی و بررسی نسخه خطی دیوان درکی قمی با تکیه بر قالب های شعری
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۲
109 - 140
حوزههای تخصصی:
یکی از شاعران سبک هندی و از مسافران کاروان هند در قرن یازدهم هجری، «ملامحمد امین درکی قمی» است. تذکره نویسان وی را شاعری کثیرالشعر معرفی کرده و اشعارش را بین بیست تا سی هزار بیت تخمین زده اند. نسخه ای خطی از دیوان این شاعر به شماره 5146 در کتابخانه ی ملی ملک نگهداری می شود. این پژوهش که به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و پس از تصحیح دیوان شاعر انجام شده است به معرفی و بررسی نسخه ی مذکور اختصاص دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که این نسخه از دیوان درکی قمی، حدود 6300 بیت از اشعار شاعر مشتمل بر قصیده، قطعه، غزل، مثنوی، ترجیع بند و ترکیب بند را در بر دارد. درکی، مدح بزرگان و مناقب دینی را در قالب قصیده، ماده تاریخ ها را در قالب قطعه، مضامین عاشقانه را در قالب غزل و ساقی نامه ی خود را در قالب ترجیع بند سروده است. وی شاعری نازک خیال و مضمون آفرین با زبانی روان و معتدل است. تکرار قافیه و التزام در آوردن ردیف، از ویژگی های بارز اشعار ملا درکی قمی است.
گریز از جهان هنجارها
حوزههای تخصصی:
سه رویکرد به مسأله جنگ در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
51 - 82
حوزههای تخصصی:
هنرمند به عنوان ناظری آگاه و حساس، در شرایط و بافت های گوناگون، واکنش هایی متفاوت نسبت به مسأله جنگ نشان می دهد. این واکنش ها در زمان جنگ و پس از آن تفاوت هایی آشکار و بنیادین دارد. شناخت بافت های گوناگون و تأثیرات آنها در شرایط مختلف از مسائل مهم و قابل تأمل در مطالعه هنر مرتبط با جنگ است. اشعار قیصر امین پور به عنوان یکی از شاخص ترین چهره های ادبیات دفاع مقدس، از بهترین نمونه ها برای مطالعه درباره ادبیات پایداری در زبان فارسی است. در هنر به عنوان نمونه شعر، سه رویکرد به مسأله جنگ دیده می شود؛ این رویکردها در این مقاله «قطب تشویقی»، «قطب تحلیلی» و مرحله گذار میان آن دو نامگذاری شده اند. در این مقاله بر اساس الگوی طرح شده، اشعار قیصر امین پور با روش کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفته است. دستاورد مقاله ناظر بر آن است که قیصر امین پور از دفاع مقدس همواره دل مشغول جنگ بود و هر سه رویکرد تعریف شده نسبت به جنگ در شعر او وجود دارد؛ قطب های تشویقی و تحلیلی در شعر قیصر پررنگ اند و نمونه درخشانی از مرحله میانی نیز در آن مشاهده می شود. قیصر امین پور در تمام عمر، بسته به بافت و شرایط، وظیفه خود را نسبت به جنگ ایفا کرده است.