ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۵۰۱ تا ۴۱٬۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۱۵۰۱.

بی دستار شدن، اشکال و دلایل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۷۳۷
کارکردهایی نظیر حفظ تن از آسیب های محیطی، الزامات عرفی و ظرفیت های نمادین، سبب شده است که لباس در زندگی آدمی، اهمیتی چشمگیر و اجتناب ناپذیر داشته باشد. براساس چنین اهمیتی، تهیه پوشاک متناسب با هریک از اعضای بدن و ظهور ملبس در انظار عمومی، بسیار مورد توجه بوده است. در این راستا، «سر» نیز که بالاترین و یکی از مهم ترین اعضای بدن است، همواره با سرپوش هایی همچون «دستار» و کلاه پوشانده می شد. در پوشیدن چنین پوشاکی نیز، الزامات عرفی نافذ بوده و هر نوع سربرهنگی در حالات عادی ناهنجاری فاحش محسوب می شده است. با وجود چنین اهمیتی، توجه به منابع نشان می دهد که گاه دستار از سر برداشته می شده است. این نوشتار مشخصاً در پی آن است که با توجه به منابع گوناگون، اشکال و علل بی دستار شدن را ذکر و بررسی کند. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که درمجموع، بی دستارشدن یا به دست شخص دستاربند و به خواست وی روی می داده یا عاملی بیرونی، علی رغم میل دستاردار، به این کار دست می زده است. عللی چون بروز هیجانات، فروش (در تنگدستی)، بخشش، استغفار و انتقال قدرت به شکل گیری نوع اول دستاربرداری منجر شده و سرقت دستار و مجازات دستاربند نیز، علل برداشتن دستار در شکل دوم آن است.
۴۱۵۰۲.

آموزه هایی منفی در ضرب المثل های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۷۰۷
مَثَل های فارسی از کهن ترین نمونه های ادبی ایران هستند که از روزگار باستان تا به امروز الهام بخش گفتار و رفتار مردم این سرزمین بوده اند و با توجه به اینکه در پیدایش آن ها، ذوق، قریحه، دانش و تجربه لایه های گوناگون اجتماع نقش داشته، پذیرش و رواج عمومی آن ها نیز زیاد بوده است. پژوهش در مَثَل های هر جامعه، به شناختی بهتر درباره جنبه های مختلف زندگی و فرهنگ آن جامعه کمک می کند و از این طریق لایه های مغفول مانده فرهنگ عمومی، به صورت دقیق تر بررسی خواهد شد. برخی از عادت های ناپسند یا آموزه های ناصواب فرهنگی از طریق مثل ها، در زبان، ساری و جاری می شوند. این کارکرد ضرب المثل ها را می توان آموزه های منفی آن ها دانست. این مقاله، چنین جنبه ای را در مثل های فارسی بررسی کرده و ضمن تأکید بر آموزه های نیک موجود در بیشتر ضرب المثل های فارسی به نمودهای بدآموزی یا آموزه های منفی برخی دیگر از آن ها پرداخته است. شوخی ریشخندگونه با سرزمین ها و اهالی هر سرزمین یا اقوام و قبایل، برخورد با دیگریِ دینی و اعتقادی، تحقیر برخی از وضعیت های جسمانی، ریشخند برخی از نقش های خانوادگی و به ویژه نقش های زنانه، تقدیرگرایی های کاملاً منفعلانه، توجیه خوی های ناپسندی چون خودرأیی و شوخی تمسخرگونه با برخی از نام های خاص و نظایر این آموزه های منفی را در مثل ها فارسی می توان دید.
۴۱۵۰۹.

نقد فرهنگی ادبیّات تطبیقی از دیدگاه عزّالدین مناصره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۷۰۹
عزالدین مناصره (1946- اکنون)، شاعر و ناقد فلسطینی تبار از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی به شمار می آید که موضع گیری متفاوتی نسبت به ادبیّات تطبیقی و ماهیّت فرهنگی آن دارد. وی در این حوزه، با نگاهی نقدی به بررسی امپریالیسم فرهنگی غرب در جریان جهانی شدن ادبیّات به طور عام و پژوهش های ادبیّات تطبیقی به طور خاص پرداخته است. رویکرد فرهنگی-سیاسی، با اتکا بر گفتمان ساختارشکنانه ژاک دریدا، چارچوبی است که ناقد از آنها سود جسته و به یاری آن، ضمن بررسی مکاتب نقد ادبی، به بررسی آرای نظریه پردازان و پژوهشگران عرصه ادبیّات تطبیقی و زوایای پنهان و هدفمند آن پرداخته است. یافته های پژوهش، بیانگر آن است که مناصره با وام گیری نگرش دریدایی به پروژه «دیگری سازی»، به دگرگونه فهمیدن و اندیشیدن در پژوهش های ادبیّات تطبیقی، نحوه بازنمایی غرب از شرق و برتربینی سلطه گر بر سلطه پذیر و واسازی این نوع نگرش و سپس ردیابی تداوم آن در مطالعات تطبیقی پرداخته است. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، به معرّفی و تحلیل دیدگاه های عزالدین مناصره در نقد فرهنگی تطبیقی پرداخته می شود.
۴۱۵۱۰.

تحلیلِ الگوی گفتمانیِ عناصرزبان شناختی و فرایندهای گفتمانِ رمانِ «چراغ ها را من خاموش می کنم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۷۲۳
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی میان رشته ای در حوزه های زبان شناسی، نقدادبی و جامعه شناسی است که بر کارکرد اجتماعی زبان در جامعه و سیاست و نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی تاکید می کند. بر اساسِ نظریه نورمن فرکلاف ، برای کشف لایه های زیرین و تحلیل الگوی گفتمانی، باید سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و«تبیین» را بررسی کرد. برای دست یافتن به الگوی گفتمانی درسطح «تبیین» که سطح اصلی و بنیادین در بررسی جامعه شناسی زبان است، باید سطح «توصیف» (شاخص های زبان شناختی، عناصر صوری زبان و دستور زبان متن) و سطح «تفسیر» (فرایندهای گفتمان، بافت موقعیتی متن و عوامل بینامتنی) مورد توجّه قرار گیرد. در این مقاله که به روش تحلیلی- توصیفی به گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، روش تحلیل داده ها به روش کیفی وروش استدلال استقرایی(ازجز به کل) انجام شده می کوشیم برپایه نظریه گفتمانی نورمن فرکلاف، به بررسی رابطه دیالکتیک زبان و قدرت و زبان و گفتمان در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم صرفاً در دو سطح توصیف وتفسیر بپردازیم. دستاورد تحلیل گفتمانی این رمان این است که زویا پیرزاد با تسلط بر گونه های آوایی، واژگانی، ساختارجمله و انواع آن و شخصیت پردازی متن در این اثر، زیر ساختی مناسب برای ورود به سطوح دیگر تحلیل گفتمان انتقادی ایجادکرده است. کاربرد الگوی گفتمانی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم، ازنظرفرکلاف، درسطح توصیف، یعنی توصیف عناصر زبان شناختی و ساخت های زبانی و در سطح تفسیر، یعنی تفسیر فرایند های گفتمان، گامی است در شناختِ لایه های زیرین این رمان و شناختِ ساختارها و کنش اجتماعی و جهان نگری انتقادی و جامعه شناختی.
۴۱۵۱۱.

اسطوره آماتراسو، پیشروی اندیشه ایرانی و هندوایرانی در فرهنگ ژاپنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۴۵۳
روشنایی بی هیچ گفت وگویی، مهم ترین ایزد در اساطیر هندواروپاییان است و چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی، مهم ترین مضمون در اساطیر این مردمان است. مردمان هندوایرانی نیز به سان دیگر هندواروپاییان، سرگذشت روشنایی را بنیاد اساطیر خویش نهادند. آفرینش، باروری، آب فزایی، پیروزی و دیگر اجزای هستی در باورهای آنان، اجراهای دیگرگون اسطوره روشنایی است. ایزد روشنایی در اساطیر ژاپنی نیز جای گاهی بنیادین دارد. آماتِراسو، ایزدبانوی روشنایی در ژاپن، به سان ایزدان روشنایی آریایی، ایزد باروری و مایه خرّمی کشت زارهاست و خاندان پادشاهی از نژاد اویند. داستان زندگانی او نیز توسعه یافته چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی است و مشترکات سرگذشت او با اسطوره ایزدان روشنایی هندوایرانی، بیش از آن است که اتفاقی انگاشته شود. پیش از این، جوانبی از ورود و تأثیر اساطیر آریایی به فرهنگ ژاپن، کاویده و معرفی شده است و در این مقاله نیز با روش توصیفی تحلیلی، مشترکات اساطیر ایرانی و هندوایرانی با اساطیر ژاپنی در حوزه ایزدان روشنایی بازنموده می شود. نتایج این بررسی، گویای آن است که با توجّه به پیشینه تأثیر فرهنگ ایرانی بر فرهنگ ژاپنی، اسطوره آماتِراسو در باورهای ژاپنی، ریشه هندوایرانی دارد. نیز قرن ها پس از ورود این اسطوره به فرهنگ ژاپن، هم زمان با موج تازه ورود عناصر ایرانی به ژاپن در نیمه قرن هفتم میلادی، امپراتوران ژاپن با الگوگیری از نظریه تبار ایزدی شاهان ایرانی، اسطوره آماتِراسو را برای تبیین تبار ایزدی خویش به کار گرفتند.
۴۱۵۱۲.

بررسی مؤلفه های پست مدرنیسم در مجموعه داستان های «دوباره از همان خیابان ها»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۵۰۲
پست مدرنیسم جریانی با حوزه معنایی گسترده است که در ابتدا بیشتر برای توصیف داستان ها و رمان هایی استفاده می شد که در آن، سبک های مختلف نگارش تلفیق می گشت. در این جستار، نگارندگان برآن هستند تا با بهره گیری از شگردهای پُست مدرنیستی، مانند تغییر زاویه دید، به هم ریختگی زمان و مکان، ابهام، پارودی، بینامتنیت و ارتباط فرامتنی، تناقض، صنعت های ادبی و زبان شاعرانه، سلب اقتدار، سیلان روایت، کولاژ، تغییر کانون روایت و اسطوره زایی و...  این رمان را بررسی و تحلیل کنند. در بحث زبان شاعرانه باید گفت که نجدی به سبک ویژه خود دست یافته است که این امر در نویسندگان دیگر این سبک در ایران کمتر دیده می شود. هنجارگریزی های زبانی، واژگانی، معنایی و آشنایی زدایی های او، نشان از جهان بینی خاص نویسنده دارد و تلاش و تقلای او را برای ایجاد تغییرات هم در فرم و هم در محتوا، آشکار می کند. همچنین هدف این مقاله پاسخ به این سؤال است که «مهم ترین مؤلفه های پسامدرن آثار بیژن نجدی کدام اند؟» روش پژوهش در این مقاله نیز از نظر هدف با توجه به ماهیت آن، از نوع تحقیق نظری است که بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده و از دیدگاه روش تحقیق، پژوهشی- توصیفی- تحلیلی است. 
۴۱۵۱۳.

بازخوانی انتقادی شروح آثار خاقانی و نظامی با تکیه بر برخی از اصطلاحات بازی های نرد و شطرنج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۴۹۹
متون برجسته نظم و نثر کهن فارسیْ بخشی از میراث فرهنگی ایران را تشکیل می دهد. آشنایی با جنبه های مختلف این بخش از میراث فرهنگی، در گرو دسترسی به اَشکال و شرح های معتبر و بدون تحریف و یا کم تحریف آن متون است؛ در مقابل، مراجعه به نسخه ها و شرح های نامعتبری از این آثار، به فاصله گیری از شکل اصیل آنها و بیگانگی با مظاهری از میراث فرهنگی خواهد انجامید. آثار خاقانی و نظامی ازجمله این متون است که پژوهشگران مختلفی کوشیده اند گامی برای گشودن گره های لفظی و معنایی و... آنها بردارند که گاهی موفق بوده و گاهی به خطا رفته اند. در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر استقراء، به خوانش انتقادی برخی از شروح اشعار خاقانی و نظامی با محوریّت اصطلاحات بازی های شطرنج و نرد و متعلّقات آن پرداخته می شود؛ همچنین از مطالب بحث شده، شرح مقرون به صواب ارائه خواهد شد. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که برخی از شارحان در رویارویی با ترکیبات و اصطلاحات این دو بازی، یا چشم بسته گذشته اند و یا متوجه اصل مسئله نشده و درنهایت برداشت های غیرموجّهی داشته اند. نگرش نویسندگان، بازخوانی انتقادی این شروح است؛ به همین سبب از نشان دادن وجوه نامتناسب و توجیه ناپذیرِ برداشت های صورت گرفته در این شرح ها ناگزیر بوده ایم.
۴۱۵۱۶.

ضرورت تصحیح دیوان فلکی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۶۰۸
یکی از فعالیت های ارزشمند ادبی در دوران معاصر، تصحیح متون به جامانده از پیشینیان است. دیوان فلکی شروانی، شاعر قرن ششم (م551) از جمله متونی است که به دلیل در دسترس نبودن نسخه های خطی قابل اعتماد و نزدیک به عصر شاعر و نیز بی توجهی مصححان به روش های انتقادی تصحیح، تاکنون نسخه ی منقّح و پیراسته ای از آن در دست نبوده است و تصحیح موجود که طاهری شهاب در سال 1345 ه.ش انجام داده، کاستی هایی از نظر روش و نواقص چاپی فراوانی دارد. در این پژوهش، ضمن نشان دادن عمده ترین نقص های تصحیح موجود، از جمله: «ضبط های ناروا»، «جابه جایی ابیات»، «به هم ریختگی مصراع ها و اجزای ابیات» و «غلط های چاپی متن»، به معرفی نسخه های نویافته و تبیین نقش آن ها در اصلاح متن اشعار این شاعر پرداخته می شود تا از رهگذر این امر، ضرورت تصحیح مجدد دیوان فلکی شروانی (علاوه بر عرضه ی متنی منقّح از اشعار او که بدون شک تأثیر بسزایی در شناخت خصایص سبکی شعر آذربایجان و حل برخی از مشکل ها اشعار شاعران این سبک دارد) بیش ازپیش آشکار گردد.    
۴۱۵۱۷.

مقاومت زیردستان در برابر قدرت با سازوکار ایدئولوژیک در بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۶۳۷
در این پژوهش، با اساس قرار دادن آثار سعدی، به طرح پرسشی پرداختیم مبنی بر این که طبقه رعیت چگونه به کسب قدرت در ساختار اجتماعی می پرداختند. مطابق با رویکرد هژمونی و قدرت که صاحب نظران آن آنتونیو گرامشی و میشل فوکو هستند، با کاربستِ روش تحلیل انتقادی گفتمان و نیز به پیروی از بینامتنیت و کنش بلاغی، به بررسی قدرت و مقاومت پرداختیم که حلقه های تعامل میان مشارکان اجتماع هستند. نظر به کارکرد چندجانبه گفتمان ها در متون قرن هفتم، یافته های پژوهش از این قرار است که در کنار صوفیان و زاهدان و دسته های گوناگون اجتماعی که برای کسب قدرت، سازوکارهای ویژه خود را به کار می گیرند، از دیگر سو، گروه زیردست و رعیت نیز با تصرف و تغییراتی در آن ابزارها، به برساخت های جدید قدرت دست می یازند ؛ آنان با تلفیق پندارها با باور های دینی و عرفانی و عرفی موجود در جامعه که در عین حال، باعث فرمانبری و انقیاد خود ایشان شده است، به بسط سازوکاری می اندیشند که با بازپخش و اِعمال آن، بتوان به گونه ای بهره برد تا برترین مقامات را به اطاعت و تسلیم وا داشت. بدین ترتیب، با نگرشی ساختارشکنانه به متون، کنش و تعامل پیچیده میان کنشگران، جایگزین تصور فروکاهنده مبنی بر تعامل یک جانبهٔ میان گروه های فاعل اجتماعی می شود.
۴۱۵۱۸.

مفهوم «اراده»: جایگاه و کارکرد آن در فرایندهای بدیعی با تکیه بر مفهوم قصدگرایی در کاربردشناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۹۴۹
اراده گرایشی درونی است که آدمی را به انجام کاری برمی انگیزد . مراد از این مفهوم در دانش های زبانی، تحقق اراده متکلم هنگام ایراد کلام است؛ بدین معنا که متکلم کلام خود را آگاهانه ایراد کند و در حالت هایی همچون خواب، مستی و جنون نباشد . ظاهر برخی سخنان بلاغیون محتمل معنای غیرارادی بودن فنون بدیعی است . پژوهش حاضر برآن است تا با رویکردی کاربردشناختی و تکیه بر روشی توصیفی تحلیلی، به تبیین جایگاه و کارکرد مفهوم اراده در برخی فنون بدیعی بپردازد و اهمیت آن را در فرایند پیدایش این فنون روشن کند . از این رهگذر، سعی شده هم سخنان بزرگان بلاغت به طور صحیح تبیین شود و هم با تفکیک و تجزیه فنون بدیعی برمبنای مفهوم اراده، تصویر کامل تر و روشن تری از روند آفرینش این فنون، از مرحله پیدایش در نزد متکلم تا مرحله دریافت و خوانش توسط مخاطب، فراهم آید . نتایج بررسی نمونه ای شش فن بدیعی مشاکله، مدح شبیه به ذم و ذم شبیه به مدح، اسلوب حکیم، توجیه، مذهب کلامی و مبالغه حاکی از آن است که مفهوم اراده در آفرینش فنون مذکور نقشی اساسی داشته؛ چنان که عدم نظرداشت این مفهوم در فنون مذکور، ارزش و ماهیتشان را ازاساس مخدوش می کند . همچنین حمل سخنان بلاغیون بر غیرارادی بودن فنون بدیعی امری غیرموجه بوده و « قصد » در این گونه سخنان نه هم سنگ با مفهوم « اراده » ، بلکه ذیل مفهوم « تصنع و تکلف » و دربرابر « طبع » به کار رفته است .
۴۱۵۱۹.

مقایسه اسامی خاص باب «بومان و زاغان» در پنچاتنترا، کلیله ودمنه، داستان های بیدپای، انوارسهیلی و عیاردانش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۵۸۱
کلیله ودمنه از جمله متون تعلیمی است که از زمان ترجمه شدن آن به زبان فارسی مورد توجّه بسیاری از پژوهشگران و محقّقان قرار گرفته است. ترجمه ها و تحریر هایی که در طول زمان های متفاوت و به زبان های مختلف بر روی آن صورت گرفته است، باعث شده که مترجمان آن ها بر حسب ذوق و سلیقه خود تصرف هایی در آن به وجود آورند؛ بنابراین چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختار تفاوت هایی باهم پیدا کرده اند. یکی از وجوه این تفاوت ها، اسامی خاص به کار رفته در حکایت های این کتاب است. در این پژوهش اسامی خاص به کار رفته در باب «بومان و زاغان» در کتاب های پنچاتنترا، کلیله ودمنه، داستان های بیدپای، انوارسهیلی و عیاردانش بررسی شده است. در این میان کتاب پنچاتنترا که منشأ اصلی هندی کتاب های دیگر به شمار می رود، مبنا قرار گرفته، اسامی خاص به کار رفته در دیگر کتاب ها با آن مقایسه شده است. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که در این کتاب ها هفده مورد اسم خاص به کار رفته است که بیش ترین کاربرد آن در کتاب پنچاتنترا و بیش ترین تغییرات مربوط به کتاب های انوارسهیلی و عیاردانش است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان