فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۲۴۱ تا ۴۰٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
پلی از جنس تردید
حوزههای تخصصی:
به من بگو چرا؟
حوزههای تخصصی:
إطلالة فینومنولوجیة علی القصة القصیرة جدا فی نماذج من قصص مرزبان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
التقلیلیة (Minimalism) أو التبسیطیة أو الحد الأدنى عبارة عن حرکة فنیة تسعى إلى إبداع عمل فنی عبر الاستعانة بالحد الأدنى من العناصر. ولکون هذه المدرسة تحذف جمیع العناصر الإضافیة لبلوغ الحد الأقصى من الإیجاز، فإن تحدیدها قد یواجه بعض الخلل من حیث الجوهر. ومن جهة أخرى فإن علم الظواهر (Phenomenology) أو الظاهراتیة أو الفینومینولوجیا عبارة عن منهج للمعرفة العلمیة ظهر فی أوائل القرن العشرین. ویسعى هذا المنهج لمعرفة جمیع الظواهر المادیة أو غیر المادیة وتحلیلها وتفسیرها بطریقة تعامل الذهن مع طبیعة هذه الظواهر. ستحاول هذه المقالة تفسیر بعض الأمثلة من القصص القصیرة جداً من کتاب مرزبان نامه من تألیف سعد الدین وراوینی، والذی یتسم بسمات من نوع القصص القصیرة جداً، لتسلیط الضوء على بنیة هذه القصص بناءً على المنهج الفینومنولوجی. تشیر النتائج إلى أن مراجعة الکثیر من الأعمال الکلاسیکیة فی الأدب الفارسی، من شأنها أن تقترن باستنتاجات جدیدة ومتنوعة. سیعتمد هذا البحث الدراسة المکتبیة ویتأسس علی تحلیل المحتوى.
تفکرات پسااستعماری در اشعار محمد فیتوری و لنگستون هیوز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۵ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
317 - 342
حوزههای تخصصی:
در قرن های نوزدهم و بیستم، مسأله تبعیض نژادی و قومیتی از مهمترین جریاناتی بود که بر اثر آن سیاه پوستان آفریقا و آمریکا از متن جامعه رانده شدند. به دنبال آن، جنبشی ضد استعماری تحت لوای تفکرات پسا استعماری ظاهر شد که به شدت علیه تبعیض نژادی به مبارزه برخاست. در این میان ادبا و شعرا نیز علیه تفکرات نژادپرستانه و استعمارگرایانه به پاخاستند که از آن جمله می توان به «محمد فیتوری» و «لنگستون هیوز» اشاره نمود. تحقیق حاضر به جهت تقارب فکری این دو شاعر در حوزه پسااستعماری بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. از خلال بررسی های انجام شده می توان گفت: این دو شاعر اگر چه در اصول اصلی و کلّی خود علیه تبعیض نژادی مشترک بوده و یک موضع دارند، امّا با این حال در بسیاری از جهات نیز با یکدیگر تفاوت دارند؛ به عنوان نمونه فیتوری با لحنی خشن تر از هیوز، علیه استعمار می تازد؛ در حالی که هیوز با لحنی آرام تر علیه استعمار، شعر می سراید
هیجان، لذت، بازی
دراسه «الکرونوتوب» التحلیلیه من منظار میخاییل باختین فی روایه «دو دنیا» و«ذاکره الجسد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درست هذه الورقه العلمیه معتمده على المنهج الوصفی التحلیلی، مصطلح الکرونوتوب (الزمکانیه) الأدبی خلال الإشاره إلى المصطلح نفسه فی حقل علم الفیزیاء لدى العالم الکبیر ألبرت أینشتاین؛کما درست کیفیه انتقال هذا المصطلح إلى الأدب على وجه العام والروایه على وجه الخاص بید الناقد و اللغوی الروسی الشهیر میخاییل باختین؛ هذا وإن مصطلح "الزمکانیه" أو "الکرونوتوب" یطلق على فضاء ناتج عن حرکه الزمن (الاسترجاعیه أم الاستشرافیه) داخل المکان فی الإطار الروایی بحیث لیس بإمکاننا أن نفککهما عن البعض. ثم بما أن المحور الرییسی فی الروایتین الفارسیه والعربیه یدور حول امتزاج الزمان والمکان فهی قامت بدراسه الکرونوتوب التحلیلیه فی إطار الروایتین من منظار الناقد الروسی میخاییل باختین. فاستنتجنا من خلال هذه الدراسه أن البنیه الکرونوتوبیه/الزمکانیه فی روایه « ذاکره الجسد » للکاتبه الجزایریه أحلام مستغانمی تتمتع بإطار واسع بالنسبه لروایه « دو دنیا » للکاتبه الإیرانیه گلی ترقی لأن البطل (السارد) فیها قد اعتمد على قوه خیاله وعواطفه أکثر مما نتوقعه، وتقنیه التداعیات بما فیها من الحرکات الاسترجاعیه بشکل کبیر لبیان أسباب الحوادث الماضیه، فهما تکونان نطاق الکرونوتوب الروایی؛ فی حین أن إطار الروایه الفارسیه الزمکانی یکون أقل سعه إذ هی قد کتبت لبیان الحوادث فقط.
Trauma and Treatment in Gillian Flynn’s Sharp Objects through Judith Herman’s Theories(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As an important event in the life of a person, childhood trauma demonstrates its aftermath through post-traumatic stress disorder symptoms, besides shaping a person’s self-perception and identity. The three main characters in Sharp Objects by Gillian Flynn suffer from multiple categories of trauma, including generational emotional abuse by female abusers. Therefore, it enables the possibility of having a psychoanalytical study of the novel concentrated on childhood trauma in three generations, with the help of trauma studies as elaborated by Judith Herman. This study aims at applying her trauma theory to Flynn’s work in order to unfold the traumatic childhood of its protagonist, Camille Preaker, and two other characters. The study illustrates that Preaker's relationship with her family is affected by memories of emotional neglect and self-harm, and how her identity and relationships have been influenced by trauma. Examining the initial traumatic events can aid in comprehending the characters' conduct, as it is the trauma that influences their social interactions and reactions to circumstances. The research indicates that childhood trauma, particularly emotional abuse from female abusers across generations, has enduring effects on mental health, such as changes in personality and loss of identity.
دلهره جزئی از من است
تبیین و تحلیل بن مایه های اساطیری در قصه «درخت زندگی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دقیق و سنجیده قصه ها می تواند درک درستی از باورها، اندیشه ها، شیوه زندگی، توتم ها، اسطوره ها و کهن الگوهای یک قوم در اختیار پژوهشگر بگذارد. یکی از این قصه ها که تاکنون در هیچ منبع مکتوبی ثبت نشده قصه «درخت زندگی» است که در منطقه کوهمره سرخی فارس رایج است. این قصه به گونه ای با بن مایه های اساطیری درآمیخته است که تعیین مرز دقیق میان قصه و اسطوره در آن بسیار دشوار است. هدف نگارنده، بررسی این بن مایه ها در قصه «درخت زندگی» است. برای انجام این کار، نخست به شیوه میدانی، قصه از راویان متعدد ثبت و ضبط شده و سپس به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی بن مایه های اساطیری پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که چند بن مایه اصلی، محورهای اساسی قصه را تشکیل می دهند: 1. قهرمان قصه، عوامل زایش گاو، دختر، ابرهای باران زا را از چنگ نیروهای شر دیوان نجات می دهد و طراوت و سرسبزی را به جهان بازمی گرداند. 2. قهرمان و همراهانش از شش خان برای بازگشت به خانه می گذرند. 3. قهرمان قصه به سوی درخت زندگی درخت انار که در مرکز و محور عالم قرار دارد حرکت می کند و پس از زندانی کردن نگهبان درخت، از میوه درخت می چیند. 4. درخت انار و درخت انجیر به منزله نمادهای باروری در قصه مطرح می شوند. اسطوره باروری و تلاش قهرمان برای رسیدن به میوه بارورکننده، یکی از محورهای اصلی داستان است. 5. ایزد سروش با عنوان «سروشی غیبی» در نقش هدایتگر و راهنمای قهرمان قصه ظاهر می شود.
نظری بتاریخ ایران
الفری دوونی
حوزههای تخصصی:
نویسندگی
حوزههای تخصصی:
شرح ششم رباعی محتشم
آسیب شناسی کاربرد استعاره در فرایند نظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارمغان نظریه های ادبی تحلیل نظام مند ماهیّت ادبیات است. نخستین مرحله از تکامل فرمالیسم روسی «فرمالیسم مکانیکی» یا «فرمالیسم تقلیل گرایی» نام دارد. این نظریه در ژرف ساخت اندیشگانی خود برای تبیین ماهیت ادبیات از اسم انگاشت «ادبیات ماشین است» بهره می برد. هر چندتبیین ماهیّت ادبیات از طریق استعارهماشین زمینه بروز خلاقیت و تسهیل در توضیح و تبیین نظریه را برای نظریه پرداز فراهم می کند ولی پژوهش های معاصر نشان می دهد که استعاره ها فرایند ادارکی نظریه پرداز و در نتیجه فرایند مطالعه موضوع و فرمول بندی نهایی نظریه را نیز تحت تأثیر قرار می دهند و به نوبه خود در بحث انتقال نظریه ادبی به سایر فرهنگ ها، کژکارکردهایی نیز خواهند داشت. چرا که ادراک هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی همه فرهنگ ها از حوزه مفهومی استعاره «ماشین» یکسان نیست. ازین رو، شاهد ظهور نوعی مطالعات فرمالیستی در زبان های مقصد، مانندزبان فارسی هستیم که تلقی خاصی از روش شناسی فرمالیستی دارند. بنابراین این نوشتار در صدد است با رویکرد توصیفی تحلیلی کارکردها و کژکارکردهای استعاره ماشین را در تبیین ماهیت اثر ادبی در فرایندنظریه پردازی فرمالیسم مکانیکی و نیز انتقال آن بررسی کند. برای این منظور ضمن بررسی ریشه های فکری و اندیشگانی اندیشه جهان ماشینی به نقش تقلیل گرایی دکارتی در شکل گیری سطوح مختلف نظریه فرمالیستی می پردازیم و سپس بر پایه علل اربعه ارستویی به مقایسه ماشین و ادبیات می پردازیم و تفاوت های ادراکی «ماشین» را در زبان های روسی، انگلیسی و فارسی به شکل مختصر بررسی می کنیم. بررسی ها نشان می دهد که تبیین ماهیت ادبیات بر مبنای استعاره مکانیکی، در مرحله نظریه پردازی موجب شده است نظریه پرداز در فرمول بندی نظریه برای رسیدن به یک روش شناسی خلاق و سازگار با اثر ادبی ناکام بماند، و در مرحله انتقال نیز تفسیر و کاربست آن با نوعی بدفهمی مواجه شود.
لطفاً این نقد را نخوانید!
حوزههای تخصصی:
کارکردهای بلاغی و انسجام آفرینی جانشین های اشاره ای در سوره مبارکه «حج» و ترجمه های آن از فولادوند، خرمشاهی و محدّث دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بنابر نظریه زبانی هلیدی و رقیه حسن (1976م)، انسجام متنی یکی از مهم ترین مؤلفه های متن وارگی است که با عناصر گوناگونی همچون دستوری، واژگانی و پیوندی نشانه گذاری می شود. «جانشینی» گونه ای انسجام دستوری بوده که به معنای قرار گرفتن عنصری در متن به جای عنصری دیگر است و در اشکال مختلف اسمی، فعلی، جمله ای و بندی در کلام نمود می یابد. اسم های اشاره در قرآن کریم، به دلیل ظرفیت بالای معنایی و بلاغی شان، در صورت های مختلف جانشینی به کار رفته اند و از این رو نقش بسزایی در انسجام و پیوستگی متنی آیات ایفا کرده اند؛ همچنین با درهم شکستن ساختار دستوری متن، علاوه بر برجستگی، پویایی، اختصار و ایجاد ابهام هنری، با گستره معنایی خود باعث ایجاد نظم خطی و شبکه ای شده اند. این پژوهش در صدد است تا با بهره گیری از نظریه هلیدی و حسن، مسأله جانشینی اسم های اشاره را در سوره «حج» و کیفیت برگردان آن ها را در سه ترجمه منتخب بررسی کرده تا از این رهگذر میزان موفقیّت مترجمان در تصریح معنا و مفهوم بلاغی این عنصر انسجامی آشکار گردد؛ بدین منظور، دو ترجمه معنایی از فولادوند و خرمشاهی و یک ترجمه تحت اللفظی از محدث دهلوی انتخاب شد. بررسی های پژوهش نشان می دهد که از میان این ترجمه ها، فولادوند تا حدودی، با تصریح معنا و رعایت نکات بلاغی، تعادل انسجامی را برقرار نموده و محدث دهلوی نیز به فراخور ترجمه تحت اللفظی خویش تا اندازه ای با تصریح و روشنگری در متن مقصد، انسجام برقرار نموده است؛ اما خرمشاهی با وجود ادبی بودن ترجمه اش، از تصریح معنا و ظرافت های بلاغی اسم های اشاره غافل مانده که همین امر باعث شده تا ترجمه او از صراحت انسجامی لازم برخوردار نباشد.
رواج بازار شعر و شاعری 28
منبع:
ارمغان ۱۳۵۵ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
تشنه درک حضوری
حوزههای تخصصی: