ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۱۲۱ تا ۳۵٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۵۱۲۳.

رخ به خون شستن کاسه گردانان (شرحی نو از یک بیت حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۵۳۹
دیوان حافظ سرشار از ابیات بحث انگیز است در این سیاهه نیز نگارنده به نقد شروح یکی از این ابیات بحث انگیز پرداخته است. در بادی نقص شروح قبلی نمودار گردیده است که شامل: توجه نکردن به فضای کلی غزل، شرح ناقص، توجه نکردن به فضای فکری حافظ و نکات دستوری و یک نسخه سازی است. کلید شرح بیت ترکیب «کاسه گردانان» و «این جفا» است که در شروح، اولی یا در معنای گدایی آمده است یا ساقی گری و دومی به عهد ذهنی جفای دوران امیرمبارزی است که متناسب با فضای غزل و فلسفه فکری حافظ نیست. کاسه گردانی در معنای برگرداندن کاسه شراب و کاسه گردان در حقیقت محتسب و عوامل اوست که کاسه های شراب را به زمین می ریزند. جفا نیز یعنی همین ظلم (کاسه شراب را تهی کردن) که با ایهامی چند پهلو زیبایی بیت را دو چندان می کند که از نظر حافظ عامل آن (کاسه گردانی) شایسته نفرین است. این شرح متناسب با واقعیت های تاریخی- اجتماعی فضای عصر امیرمبارزالدین است.
۳۵۱۳۰.

تحلیل و بررسی کنایه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۴۲۳
موضوع این پژوهش «بررسی و تحلیل کنایه در شاهنامه فردوسی» است. هدف نویسنده از آن پاسخ به این سؤال بوده که: «کنایه و ابعاد هنری و بلاغی آن در ذهن و زبان فردوسی کدام است؟» روش جستار در این نوشته، تحلیل محتوا با ابزار کتابخانه ای بوده است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که سخنوری چون فردوسی در خلق و ابداع کنایه های عام و خاص تبحّر بسیار داشته زیرا او از ابعاد کلامی و بلاغی و ویژگی تصویر آفرینی کنایه، هوشمندانه با خبر بوده است و از این رو در شاهنامه به آفرینش کنایه های عام یا استعاره های مرکّب جذّاب پرداخته و انواع کنایه های خاص از قبیل: تلویح، ایما، رمز و کنایه فعلی را در بخش حماسی برای فارسی زبانان به یادگار گذاشته است. کنایه های بی بدیلی چون: «نهالی به دوزخ فرستادن»، «گاو کسی در چرم بودن» ، «سَرِ تیغِ کسی نیام را ندیدن». همچنین نقد و تحلیل آثار بَلاغی و تصویر آفرین کنایه در شاهنامه در 16 عنوانِ مستند به کتب بَلاغی دستِ اَوَّل و ذکر تمام شواهد از متن شاهنامه، خود از یافته های علمی و پژوهشی این مقاله است و شرح مبانی کنایه با استناد به نظریه «تَرکِ تصریح» خود از دست آورد های بدیع و دست اوّل است که برای نخستین بار در آن بیان شده است.
۳۵۱۳۳.

تحلیل دو شعر از شفیعی کدکنی با رویکرد شعرشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۵۴۴
نظریه شعرشناسی شناختی بر شگردهای زبان شناسی شناختی ازجمله استدلال قیاسی و نوع چینش واحدهای زبانی استوار است. براساس الگوی پیشنهادی مارگریت فریمن (2000) هر متن ادبی دارای سه سطح نگاشت ویژگی، رابطه ای و نظام است. در سطح اول شباهت میان اشیاء، در سطح دوم روابط میان اشیاء و در سطح سوم الگویی که در روابط مفهومی و ساختاری اثر وجود دارد به عنوان یک کل دلالتمند واکاوی می شود. در این پژوهش، با هدف آشنایی با سبکِ شناختی شفیعی کدکنی دو شعر ایشان در چارچوب این نظریه مورد بررسی قرار گرفت. پرسش های پژوهش عبارتند از: 1- آیا در شعر شفیعی کدکنی بین ساختار و محتوا ارتباط معناداری وجود دارد؟ 2- آیا با تکیه بر نگاشت های قیاسی می توان به ناگفته های متن و الگوهای فکری مؤلف نزدیک شد؟ نتایج این بررسی نشان داد در شعر نخست تصویری که در ذهن مخاطب از انعکاس دو فضای مفهومی متفاوت در متن ساخته می شود؛ در بعد ساختاری و زبانی شعر نیز انعکاس یافته است، چرا که در سطور 5 تا 9 -به مثابه قلب اثر- برخورد با زبان و استفاده از ضمیر، با سایر بخش های متن تفاوت دارد. در شعر دوم نیز همین مسئله تکرار می شود و چرخش ملال آور زندگی مطرح در شعر، در ساختار اثر بازنمایی می شود. نگاشت های قیاسی نشان دادند که در هر دو شعر؛ برای وصول به جهان آرمانی مانعی وجود دارد که خود راوی ست. براساس این نتایج؛ انطباق معنادار ساختار و محتوای شعرها و همینطور کارآمدی راهکارهای نظریه شعرشناسی شناختی برای نزدیک شدن به ناگفته های متن و الگوهای فکری مؤلف به اثبات رسید.
۳۵۱۳۹.

مقایسه مکتب ها و جریان های ادبیات داستانی معاصر در ایران و کشورهای عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۴ تعداد دانلود : ۸۸۲
قرن هجدهم میلادی شاهد آگاهی توده های مردم در جوامع گوناگون و اوجگیری فریادهای اعتراض نسبت به رژیم های حاکم بود. ​در بررسی سیر تحول جریان ها و مکتب های داستانی در ادبیات معاصر فارسی و عربی پژوهش هایی مختلف صورت گرفته اما دراین عرصه جای پژوهش های مقایسه ای خالی است. در این مقاله به بررسی این سیر در ادبیات داستانی معاصر فارسی و عربی پرداخته می شود؛ پس از تعریف مکتب، جریان و سبک در فارسی وعربی به تاثیرگذارترین جریان ها و مکتب های ادبی و نویسندگان مشهور آن در کشورهای عربی و ایران اشاره شده است. بررسی ها نشان می دهد که در ادبیات داستانی معاصر فارسی و عربی همسانی ها بیشتر از تفاوت ها بوده است و از نظر ادبی در مجموع چیرگی مکتب رئالیسم بیش از مکتب های دیگر در داستان نویسی این دو اجتماع بوده است. جریان های سیاسی، اقلیمی نویسی، زنانه نویسی و دو گرایش عمده رمان های تاریخی و اجتماعی از جریان ها و گرایش های نو ظهور در این دوره بوده است. همچنین باید گفت از جریان ادبیات مهاجرت که در داستان نویسی عربی رشدی چشمگیر دارد در ادبیات داستانی فارسی خبری نیست و ادبیات ملتزم یا متعهد در فارسی بسیار محدودتر از عربی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان