تاکنون کوشش ها و پژوهش های ارزشمندی درباره تصحیح دیوان، گزارش ابیات و شرح لغات و تعبیرات دیوان خاقانی انجام شده است اما مهجور شدن برخی واژه ها و تعبیرها در گذر زمان سبب شده است صورت صحیح برخی کلمه ها و اصطلاحات از چشم کاتبان و نقادان و مصححان متون پوشیده بماند. بی گمان یکی از مهم ترین عوامل در بروز چنین لغزش هایی، تغییرات رسم الخط زبان فارسی در طی قرون است. در این پژوهش به بازخوانی بیتی از خاقانی پرداخته شده است و پس از بررسی ضبط های مختلف آن در تصحیح های مختلف و نیز تأمل در شرح های متفاوتی که از آن بیت ارائه شده است، صحت و اصالت قرائت های موجود ارزیابی شده است و در پایان با توجه به ضعف تألیف و نارسایی معنایی بیت، خوانش و معنی دیگری از آن بیان شده است.
حافظ از معدود شاعرانی است که نوشتن شرح و تفسیر بر شعرش، تنها چند سال پس از درگذشت وی آغاز شده است. آذری طوسی در جواهرالاسرار، و فاروقی، و عبیدالله احرار و دوانی کازرونی در سده نهم، تفسیرهایی بر چند بیت و غزل حافظ نوشته اند. (رک.نک: فتوحی، ۱۳۸۸: 103۱۰۳). این روند تا امروز با افت و خیزها و رویکردهای گوناگون ادامه یافته است و شاید بتوان گفت که بیشترین شرح و تفسیر شعر در میان شاعران ایرانی، به غزل های بکر و بدیع حافظ اختصاص دارد. این جانب پیش از این در کتاب فرهنگ شرح های حافظ و مقاله «شرح های حافظ» در جلد نوزدهم دائرة المعارف بزرگ اسلامی، به تفصیل، تاریخچه و چند و چون شرح شعر حافظ از سده نهم هجری تا پایان سال 1380 ۱۳۸۰ را نشان داده است. (نک:رک. باقری، 1387۱۳۸۷).
چفری چاسر(Geoffrey Chaucer) پدر شعر انگلیس است که در سال 1343 میلادی در لندن به دنیا آمد و در سال 1400 وفات یافت. این مقاله ضمن معرفی و شناساندن «جفری چاسر» به محضر ادب دوستان و ادب پژوهان، به مقایسه دو منظومه عاشقانه لیلی و مجنون نظامی و ترویلس و کرسیده(Troilus and Criseyde) پرداخته است. این دو سروده شاعرانه و عاشقانه فارسی و انگلیسی دو فرهنگ را نشان می دهند و می توان با مطالعه این دو منظومه عاشقانه تشابهات و اشتراکاتِ قابل ملاحظه نظامی و چاسر را نشان داد. در هر دو اثر روابط و مناسبات شخصیت ها مشابه است؛ خویشان و اطرافیان تلاش می کنند. دو عاشق به هم برسند و کنشگر بازدارنده در لیلی و مجنون پدر لیلی و در ترویلس و کرسیده پدر کرسیده هستند که باعث جدایی عشاق می گردند. وجه افتراق این دو اثر در این است که لیلی و کرسیده از نظر وفاداری با هم فرق دارند. لیلی به مجنون وفادار است اما کرسیده ترویلس را رها می کند. روش تحلیل تطبیقی دو منظومه بر اساس مکتب تطبیقی امریکایی است که به مقایسه شباهت ها و افتراقات آثار ادبی می پردازد.
راوی غیرقابل اعتماد، از مباحث جدید در علم روایتشناسی است. راوی اگر سادهاندیش، کودک، دروغگو، ناآگاه، مداخلهگرِ یکجانبه یا متعصّب باشد، میتواند داستان را به گونهای مغایر با واقعیّت آن به مخاطب نشان داده و او را به اشتباه بیاندازد. در داستان شاه و کنیزک که یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین داستانهای مثنوی است، راوی به دلیل داشتن تعصّب نسبت به شخصیتهای شاه و حکیم و نداشتن آگاهی کافی از روابط علّی و معلولی داستان و نیز دخالتگری بسیار، غیرقابل اعتماد است و با تفسیرها و مداخلهگریهای یک جانبه و فراوان خود در داستان ابهاماتی ایجاد کرده است. اعتقاد به ظلّ اللهی سلطان و تعصّب بر بری بودن او از خطا، باعث شده که راوی این داستان تفسیرهایی نادرست ارائه دهد و عمل غیراخلاقی شاه و حکیم را که منجر به فریب دادن و قتل زرگر سمرقندی میشود، توجیه نماید؛ درحالیکه بررسی دقیق داستان نشان میدهد که شاه، شخصیتی فریبکار و نیرنگباز دارد. همچنین راوی، دلیل سرد شدن کنیزک را زشترو شدن زرگر میداند. این در حالی است که بر اساس شواهد درون متنی، میتوان دلیل آن را وصال جنسی دانست. این مطلب که وصال، پایان و مرگ عشق است؛ امروزه در نظریات روانشناسان بزرگی چون رولو می مطرح شده است.