بیان انتقادهای تلخ به گونهای شیرین، عفیف و منصفانه، زمانی رشد مییابد که اعتقادی به اصلاح جامعه از درون به صورت دوجانبه (فرهیختگان و مدیریت کلان جامعه) وجودداشته باشد.
یکی از نظریه های مطرح در حوزه روایت، نظریه گریماس است که بر اساس تقابل های دوگانه متن طراحی شده است. اگرچه نظریه گریماس تا حدود بسیار زیادی قابل انطباق با قصه های متون ادب فارسی است، در پاره ای از موارد شاهد ناهم خوانی هایی در این زمینه هستیم. پژوهش حاضر به بررسی حکایت های باب اول کتاب کلیله و دمنه از منظر نظریه روایی گریماس پرداخته است. با بررسی صورت گرفته مشخص گردید که الگوی روایی گریماس را نمی توان به صورت کامل بر تمامی حکایت های کلیله و دمنه منطبق دانست. در بعضی از حکایت ها اجزایی از طرح روایی گریماس با همدیگر تلفیق می شوند. این موضوع با الگوی روایی گریماس در تضاد است؛ البته می توان این امر را برخاسته از تعلیمی بودن کتاب کلیله و دمنه دانست که راویان حکایت ها بیشتر به مفهومی که می خواهند بیان کنند، توجه دارند، نه به ساختار حکایت. اگرچه بهره گیری از نظریات گوناگون در حوزه روایت می تواند موجب شناخت بهتر متون ادبی شود، با توجه به ویژگی های خاص قصه های ایرانی، لازم است طرحی بومی برای بررسی ساختار روایی این قصه ها ارائه گردد و یا به تناسب حکایات، تغییراتی در این الگوها ایجاد شود.
مع اتساع حدود الإسلام ودخول الناس فی دین الله أفواجا اشتدّت میول المسلمین غیر العرب إلی ترجمه القرآن الکریم وفهم معارفه؛ فکانت الفارسیه فی مقدمه اللغات التی ترجم إلیها القرآن وذلک فی القرن الرابع الهجری. ولکن رغم الاهتمام المتزاید بالبحوث القرآنیه وخاصه ترجمه القرآن إلی اللغه الفارسیه فإن ظروف دراسه منهجیه هذه الترجمات وتحلیلها تبقی غیر مؤاتیه. فانطلاقا من ذلک ینصبّ اهتمام هذا المقال علی تعریف منهجیه الترجمات الفارسیه للقرآن الکریم فی العصر الراهن حیث یقسمها إلی ثلاثه مناهج:
1- الترجمات التی محورها النص: یعوّل أصحاب هذا المنهج علی «النص القرآنی» فی عملیه ترجمه القرآن الکریم إلی اللغه الفارسیه.
2- الترجمات التی محورها المترجم: إن الفئه الثانیه تجعل «المترجم» هو المحور فی عملیه ترجمه القرآن الکریم إلی اللغه الفارسیه.
3- الترجمات التی محورها المخاطب: یعتبر أصحاب هذا المنهج «المخاطب» هو المحور فی ترجمه القرآن الکریم.
فیعکف هذا المقال علی تعریف هذه المناهج وتحلیلها کما یعدّد خصائص کل منهج علی حده.
شکل گیری احزاب سیاسی یکی از نتایج ورود نیروهای متفقین و سقوط رضاشاه بود. حزب توده فعال ترین حزب سال های دوره اشغال به شمار می رفت که پیوستگی های بسیاری به اردوگاه چپ داشت. این علقه ها در میان اعضای اصلی کمیته ایالتی حزب توده در خراسان که بسیاری از آنان در شمار مردان فرهنگ و ادب بودند نیز وجود داشت. علاوه بر رسوب تفکرات حزبی که نقش محوری داشت، حضور موثر ارتش سرخ در مشهد و نیز عضویت بسیاری از آنان در انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی سبب شد نگاه به تحولات شوروی و ستایش آن به اشعار این شاعران راه یابد. انقلاب شوروی و تغییرات پس از آن، رهبران شوروی و ارتش سرخ مضامین عمده این اشعار بودند که در قالب های مختلف شعری بیان شده اند. در این پژوهش تلاش خواهد شد به بررسی چرایی و چگونگی این نگاه در اشعار شاعران چپ گرا بر اساس روش تاریخی تحلیلی پرداخته شود.
احمد شاملو در ادبیّات فارسی و بدر شاکر السّیاب در ادبیّات عربی، از شاعرانی هستند که مضمون های گوناگونی را در قالب شعر روایی، ارائه نموده اند؛ تا به وسیلة آن، مفاهیم ژرف تر و گسترده تری را به مخاطب خود عرضه نمایند. این پژوهش، کوششی در بررسی تطبیقی عناصر مشابه روایت، بر اساس رویکرد نقدی ادبیّات تطبیقی (مکتب آمریکایی)، در قصیده «مرد مصلوب» اثر احمد شاملو و قصیده «المسیح بعد الصّلب» سرودة سیاب، به هدف دستیابی به زیباشناختی عناصر روایی دو شاعر و استفادة آن ها از ابزارها و فضاهای تکنیکی و هنری روایت در این دو سروده است. پژوهش حاضر، نشان می دهد که هر دو شاعر در روایت خود، از عناصر روایی مانند پیرنگ، صحنه پردازی، کشمکش، گفتگو، وصف، زاویة دید و بن مایه، به شکل هنرمندانه ای بهره گرفته و با آفرینش تصاویر و فضاسازی های مناسب،تأثیر چشمگیری بر ذهن و روان مخاطب بر جای