ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۶۴۱ تا ۲۴٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۴۶۴۳.

اقبال و گفت و گوی تمدنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۳ تعداد دانلود : ۹۲۵
اقبال لاهوری در کتاب ضرب کلیم خود بر این باور ایستاده است که: اگر روزی تهران به عنوان ژنو عالم مشرق مرکز گفت و گوی تمدنها قرار گیرد سرنوشت جهانیان تغییر خواهد کرد.در این مقاله با بهره گیری از اشعار فارسی و اردو و دیگر آثار این دانشمند دیدگاه وی در زمینه برخورد با فرهنگ غرب و شیوه های بهره یابی از آن و روش گفت و گوی تمدنها باز نموده شده است و ضمن اشاره به تاثیرپذیری اقبال از اندیشه های سنایی، ناصرخسرو، مولوی، صائب، بیدل و غالب دهلوی به بررسی فلسفه فرهنگی اجتماعی وی در اسرار و رموز پرداخته شده و جایگاه شاعری و پایگاه تفکر وی مورد بحث قرار گرفته است و با اشاره به روش سخنوری پارسی گویان شبه قاره، به شیوه ای استدلالی، اقبال به عنوان عصاره تفکر ادبی و فلسفی و عرفانی ایران و نتیجه سیر طبیعی تحلیل در جهان ادب فارسی معرفی شده است.
۲۴۶۴۹.

تحلیل داستان های قرآنی براساس نظریه کنشی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۳ تعداد دانلود : ۹۲۳
تحلیل و بازخوانی روایت های قرآنی بر اساس نظریه های جدید، می تواند در شناخت بیش تر و عمیق تر این کتاب کریم مؤثر واقع شود. این جستار به روش توصیفی-تحلیلی درپی تحلیل برخی حکایت های قرآنی مثل داستان حضرت یوسف(ع)، حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یونس(ع) و حضرت ایوب(ع)، براساس نظریه الگوی کنشی گریماس است؛ براین اساس روایت های نامبرده با توجه به موقعیت روایی آن ها دسته بندی شده، سپس شخصیت های هر موقعیت روایی بررسی و تحلیل شده است. شش نقش اصلی یا به تعبیر گریماس «کنش گر» در این روایت ها، بازیابی شده است که عبارتند از:کنش گزار یا فرستنده، کنش گراصلی یا فاعل، هدف، کنش یار، کنش پذیر یا دریافت کننده و ضدکنش گر. بررسی های این تحقیق نشان می دهد، ساختار بسیاری از داستان های قرآن به روش نظریه الگویی کنشی گریماس قابل نقد و بررسی است و اصول و مبانی کلی الگوی کنشی گریماس درباره حکایت های قرآنی کاملاً قابلیت انطباق دارد و نتایج آن با دستاوردهای گریماس در بحث بررسی شخصیت به عنوان یکی از عناصر اصلی داستان قابل تطبیق است
۲۴۶۵۹.

بررسی و تحلیل عاشقانه های حماسه های ملّی ایران با روی کرد نظریّه بینامتنی نگری (با تأکید بر شاهنامه، سام نامه، برزونامه، گرشاسپ نامه، بانوگشسب نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۲۶۳
عاشقانه ها بخشی جدایی ناپذیر از حماسه های ملّی ایران بشمار می روند. با توجّه به این که حماسه هایِ پس از شاهنامهمتأثّر از آن بوده اند، بسیاری از ویژگی های غنایی شاهنامهدر آن ها یافت می شود. در این مقاله کوشش می شود با روی کرد نظریّه بینامتنی نگری این ویژگی ها بررسی شود. بینامتنی ها به لفظی، موضوعی و محتوایی تقسیم می شود. این مقاله با روش توصیف و تحلیل محتوایی و کتاب خانه ای، حماسه ها را از منظر بینامتنی محتوایی بررسی می کند. نتایج این بررسی ها بیان کننده آن است که موضوع هایی همانندِ عاشقی از راه شنیدن، نقش میانجی ها در عشق، پیش گامی زنان در ابراز عشق، نقش موبدان و منجّمان و ... به صورت بینامتنی در اغلب عاشقانه ها بکار رفته است.
۲۴۶۶۰.

معشوق ایده آل، معشوق- مادر (بررسی لکانی عشق در شعر «بر سرمای درونِ» احمد شاملو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۲ تعداد دانلود : ۸۷۴
مقالة حاضر، مفهوم عشق را مطابق با مدل نظری لکان در شعر «بر سرمایِ درون» سرودة احمد شاملو بررسی می کند. لکان، علاوه بر دو ساحت «نمادین» و «خیالی» که پیش از او فروید بدان پرداخته بود، ساحت جدیدی می افزاید که همان امر«واقع» است. ازنظر او عشق، متعلق به امر واقع است و ما تنها قادریم عشق را در ساحت نمادین تجربه کنیم؛ بنابراین تجربه ما از عشق، تجربه ای ناقص است؛ چراکه ما در امر نمادین دچار فقدان هستیم. لکان از دیگر سو «دیگری بزرگ» را نیز وارد این نظریه می کند؛ بدین معنا که ما در عشق به یک معشوق واقعی، هم زمان در ورای او به چیزی بزرگ تر عشق می ورزیم. چیزی که غیرممکن می نماید و همواره از دالی به دال دیگر درحرکت است، بدون آنکه به مدلول مشخصی برسد. در این شعر، شاملو میل به مادر را که میل به محارم است به خاطر ترس از «اختگی»، سرکوب می کند و به ناخودآگاه می فرستد؛ اما این میل هیچ گاه او را رها نمی سازد. بنابراین از فرایند «جابجایی» استفاده می کند. میل به مادر را متعالی و تلطیف (تصعید) می کند و ابژة دیگری کوچک «معشوق» را جایگزین معشوق-مادر در امر خیالی می کند. سوژه/ شاعر می خواهد در این رابطة عاشقانه، نقش و جایگاه معشوق را داشته باشد و آزاد و بی قید و رها باشد. عشقی از نوع «اکیپ» که محبتی یک سویه، مراقبت گونه، نارسیسی و به سود خویش است؛ ترکیبی از «اِروس» و «اِستورگ». سوژه/ شاعر، دسترس ناپذیری معشوق گمشده را نمی پذیرد تا به ساحت نمادین و سمبولیک لکانی وارد شود. پناه بردن سوژه به عشق به نوعی پشت پا زدن به «قانون پدر»، اجتماع و جهان سمبولیک لکانی است. او دنیای پر از تنهایی و انزوا را برمی گزیند و در این راه خواننده را با خود همراه می کند و اشتیاق و آرزو را در او نیز برمی انگیزد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان