فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۶۲۱ تا ۲۴٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
سیر حکمت و عرفان در ایران باستان (5)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب مدارس الأدب المقارن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش کتاب در موضوع ادبیّات تطبیقی از سال 1948 در ادبیّات عربی آغاز شد. بررسی جریان شناسانة این آثار نشان می دهد که این نگارش ها فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. کتاب مدارس الأدب المقارن، دراسة منهجیة نوشتة سعید علّوش از کتاب های تأثیرگذار در تاریخ نگارش های ادبیّات تطبیقی است. نویسنده پس از نگارش کتاب مکوّنات الأدب المقارن فی العالم العربی (1986) به دلیل اهمّیّت مطالب گفته شده در آن کتاب، مطالب آن را در کتاب دوّم خود قرار داد و در سال 1987 به چاپ رساند. این نوشتار با هدف تبیین مؤلّفه های جامعیّت صوری و ابعاد محتوایی و با تکیه بر روش تحلیل محتوای کیفی به نقد و تحلیل کتاب پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این اثر، در زمان خود، کتاب تأثیرگذار و موفّقی بوده و افق تاز ه ای به روی ادبیّات تطبیقی گشود. کتاب، پژوهشگران ادبیّات تطبیقی را با مبانی و چهارچوب های نظری هر مکتب آشنا کرد و زمینة پژوهش جدید در ادبیّات تطبیقی را فراهم آورد. روش علّوش در این کتاب، تحلیلی - نقدی است و در پژوهش خود، پیرو مکتبی خاص نیست؛ امّا دو اشکال در کتاب بسیار روشن و واضح است: اوّل اینکه تمام کتاب، تکرار مطالب کتاب دیگر نویسنده است که یک سال پیش از این به چاپ رسیده است و دیگر اینکه، نویسنده بیشتر به بررسی نظریّة صاحب نظران هر مکتب می پردازد و به روش و چگونگی پژوهش هر مکتب و مؤلّفه های آن در پژوهش تطبیقی اشاره نکرده است.
مولانا جلال الدین و تأثیرپذیری او از دیوان متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد کتاب: توفان سرشک (نقد سیاسنبو)
منبع:
کلک مهر ۱۳۶۹ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
نسخه ی خطی مناقب علوی میر حسین علی تالپور و ویژگی های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آخرین دوره ی رشد و شکوفایی زبان فارسی در سند به امرای تالپور ختم می شود که در قرن سیزدهم هجری قمری در حیدر آباد سند فرمانروایی داشتند و علاوه بر اینکه زبان فارسی زبان رسمی و درباری آنان بود، تالیفات عدیده ای به این زبان از خود بر جای گذاشتند؛ تالیفاتی که در شمار آخرین آثار بازمانده ی فارسی در پاکستان محسوب می شود.
یکی از این آثار مناقب علوی است که در مناقب و فضایل امیر مؤمنان حضرت علی (ع) در حیدرآباد سند نگاشته شده است. این کتاب از چند جهت حائز اهمیت است: اول اینکه به زبان فارسی است و از نظر ادبی درخور توجه است، ارزش معنوی و دینی دارد و از همه مهم تر شنیدن مناقب آن حضرت از زبان حاکم پاکستانی به زبان فارسی ، تازگی دارد و قابل ملاحظه است. این نسخه به قلم توانای میر حسین علی خان تالپور نوشته شده است و در زمره ی جامع ترین و کامل ترین آثاری است که بطور یکدست و یکنواخت به فضیلت مقام و شان مولای متقیان پرداخته است.
به لحاظ زبانی، نویسنده با تلفیق خصوصیات زبانی سبک خراسانی، فنی، واژگان رایج در بین فارسی زبانان در سند، استفاده از واژگان هندی و سندی به ایجاد سبک خاصی دست یافته است که در قرن سیزدهم قمری آن هم در شبه قاره، قابل توجه است.
از جهت ادبی نثر، این کتاب به خصوص در دیباچه و توصیفات مربوط به حضرت علی(ع) مزین به انواع آرایه های ادبی از تشبیه، استعاره، کنایه، تلمیح ، سجع ، ترصیع و... است. هر چند کاربرد آرایه ها، کلیشه ای و تکراری است؛ اما در مجموع به ایجاد نثری تقریباً هنری و زیبا منجر شده است.
مناقب علوی به صورت نسخه ی خطی منحصر به فرد در گنجینه ی شخصی تالپوران نگهداری می شود و هنوز به زیور طبع آراسته نگردیده است. این اثر مجموعاً دارای 1760 صفحه می باشد که به نثر فارسی و خط نستعلیق تحریری نوشته شده است. معرفی و بررسی این اثر به لحاظ زبانی و ادبی، موضوع این مقاله است.
نقش دولت در کتاب های درسی
بلخ در مرحله آخر قرون وسطی
حوزههای تخصصی:
کوست است نه پادگوس
ابیات بحث انگیز حافظ
حوزههای تخصصی:
بررسی یک نامه تاریخی
آیتی آیتی بود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نه به اشتر بر سوارم (درباره ی وزن شعری در گلستان سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
231 - 242
حوزههای تخصصی:
در یکی از حکایات گلستان سعدی، دو بیت وجود دارد که از نظر عروضی مبهم بوده و نظرات متعددی درباره آن مطرح شده است.: نه به اشتر بر سوارم نه چو اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم غم موجود و پریشانی معدوم ندارم نفسی می زنم آسوده و عمری می گذارم (سعدی، 1392: 92) مصاریع این دوبیت از نظر وزنی شبیه نیست. این امر سبب شده است تا دو بیت فوق از حیث وزن، وضعیت بسیار پیچیده ای به خود بگیرند و همواره مورد بحث و اختلاف نظر باشند. به نظر نگارنده، سعدی دو بیت فوق را بر اساس قواعد عروض عرب سروده است، و غفلت از همین نکته باعث بروز اختلاف نظر در بین محققان درمورد وزن دو بیت شده است. در این مقاله ابتدا ضبط-های مختلف و سپس آراءِ شارحان را درباره این دو بیت معرفی و نقد کرده ایم، و سپس نظر خود را شرح داده ایم دال بر اینکه دو بیت فوق براساس عروض عرب سروده شده است، همچنین صورت پیشنهادی خود را که در آن چینش مصاریع مطابق با عروض عرب است، ارائه می کنیم.
تحلیل تطبیقی تصاویر بلاغی عشق، غم و مرگ در اشعار سهراب سپهری و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان شاعران صاحب سبک معاصر، سهراب سپهری شاعری است که شعرهایی با رنگ و بو و نگرش عرفانی دارد. با توجّه به عرفانی بودن برخی از این اشعار و نیز سرآمد بودن سپهری در میان شاعران عصر خود، بررسی مقایسه ای میان عناصری چون عشق، غم و مرگ در اشعار سپهری و مولوی می تواند نشان دهد چه شباهت ها و تفاوتهایی در نگاه این دو شاعر وجود دارد. این سه عنصر از عناصر اصلی و مفاهیم مشترک انسانی است که نوع نگاه شاعران به این مفاهیم می تواند بیانگر تفاوت ها و تشابه های اندیشگانی آن ها باشد به خصوص که هر دو شاعر نیز گرایش و تمایلات عرفانی دارند. این پژوهش به دلیل تفاوت در حجم آثار دو شاعر کیفی است و استفاده از جدول، تنها به دلیل سامان دادن و ایجاد نظم در بررسی و تحلیل داده هاست. در این پژوهش، از تمام اشعار سپهری و سه دفتر اول مثنوی استفاده شده است. همچنین، برای رسیدن به این هدف از ابزار «تشبیه» استفاده شده است؛ زیرا تصاویر بلاغی و به ویژه تشبیه، نشان دهنده تصوّرات هنرمند از خود و هستی است و نسبت به بیان مستقیم این مزیّت را دارد که با ناخودآگاه شاعر نیز در ارتباط است. بررسی ها در این پژوهش نشان می دهد که سپهری نسبت به مولوی، از طبیعت، به عنوان مشبه به بیشتر استفاده کرده و عالی ترین پدیده ها و عناصر را به طبیعت و عناصر آن تشبیه کرده است. این نکته، نشان می دهد که خداوند و طبیعت در تصوّرات سپهری و عرفان طبیعت گرای او همدوش و برابرند. درحالی که مولوی در تشبیهات خود از مشبّه به های مربوط به طبیعت به گونه ای استفاده کرده است، که نشان می دهد طبیعت، بالاترین پدیده نیست و در تصوّرات او امری متعالی که فراتر از طبیعت و نیروهای آن است، وجود دارد. همچنین، این پژوهش نشان می دهد که نگرش مولوی و سپهری به سه بن مایه «عشق»، «غم» و «مرگ»، به هم شبیه و نزدیک است. هر دو شاعر، به غم و مرگ، نگاهی مثبت دارند.
خارج از طنزیم
تحلیل جامعه شناختی اشعار جمال الدّین محمّد بن عبدالرّزّاق اصفهانی براساس نظریه عمل پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان فرانسه: ادبیات منطقه ای در جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی و کُلین اثر ژان ژیونو (La littérature régionale dans La Place vide de Solouch de Mahmoud Dowlatâbâdi et Colline de Jean Giono)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک نگارشی نویسنده نه تنها بر پایه انگیزه های شخصی و درونی وی بوده بلکه با بسیاری از عوامل مرتبط با محیط اجتماعی و جغرافیائی پیوندی ناگسستنی دارد. به عبارت دیگر، هیچ نویسنده ای نمی تواند خود را از تأثیر طبیعت، محیط اجتماعی و فرهنگی مکانی که در آن زندگی می کند به دور دارد. به همین خاطر ادبیات منطقه ای در کشورهای مختلف شروع به نشو و نما می کند. بر همین اساس بسیاری از نویسندگان سعی در پرداختن به اطلاعاتی در باب آب و هوا، گیاهان، آداب و رسوم، سنتها و ویژگیهای خاص روحی و اجتماعی محل تولدشان داشته اند.محمود دولت آبادی و ژان ژیونو از نویسندگانی هستند که به این امر اهتمام فراوان داشته اند. در این مقاله سعی بر آن است تا با ارائه توضیحاتی در باب ادبیات منطقه ای، تاریخ و مختصات آن در ایران و در فرانسه به تجزیه و تحلیل در باب اطلاعات داده شده در دو کتاب جای خالی سلوچ و کُلین پرداخته شود.