تفسیر قرآن مبتنی بر کلام پیامبر است و نخستین مفسر قرآن که همه مفسران به کلام مبارکش استناد جسته اند، رسول خداست (ص).(ناصری، دانش پژوه، 1369، ده).در این راستا ابوالفتوح رازی مفسر برزگ شیعی مذهب قرن ششم برجسته ترین اثر خود را، تفسیر گران سنگ و ارجمند قرآن، در صفحاتی به فراخنای حیات جاودان بشری نگاشته است، صرف نظر از تفسیر قرآن، این مجموعه مشحون از کلمات و تعبیرات اصیل پارسی است، هم چنین متن، سرشار از ذوقی حکیمانه و ادیبانه است.در این کوتاه سخن، هدف آشنایی با تفسیر چند سویه این مفسر هنرمند- و معرفی فرهنگی ارزشمند بر اساس این تفسیر شگرف است، از طریق این فرهنگ سه جلدی- دو جلد عربی به فارسی، یک جلد فارسی به عربی- به ارزش کارِ مولف و ظرافت او در فن تفسیر ادب، زبان شناسی، وجه تسمیه و پیشینه برخی الفاظ و ... آشنا می شویم.
زبان به عنوان نهادی اجتماعی که مهم ترین نقش آن ایجاد ارتباط است،به منظور برآوردنِ نیازهای ارتباطیِ سخن گویانِ خود متحول می شود. با توجه به ویژگی های خاصِ مطبوعات ورزشی، نوآوری های زبانیِ بیشتری در این نوع مطبوعات رخ می دهد. در این تحقیق سعی شده است،ضمن جمع آوری و دسته بندیِ نوآوری های دستوری در متون مطبوعات ورزشی فارسی معاصر (فارسی نوشتاریِ گونه مطبوعاتی)، این نوآوری ها،در چارچوب اصول مربوط به دگرگونی دستوری،مورد بررسی و تحلیل قرارگیرند. این مطالعه، تحقیقی داده بنیاد است که در آن متون مورد نظر بررسی و جمله هایی که حاوی نوعی دگرگونی دستوری بوده اند، استخراج شده اند. ساخت هایی به عنوان نمونه تغییر گردآوری شده اند، که در جامعه آماری به صورت متعدد ظاهر شده اند، و ساخت هایی، که بسامد معدودی داشته اند، نادیده گرفته شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهدکه مطبوعات ورزشی، به علت اینکه کمتر در قید زبان معیارند،دگرگونی های دستوری را آسان تر درخود بازتاب می دهند و این گونه تغییر زبان به طور وسیعی در این نوع مطبوعات روی می دهد.مهم ترین نتیجه این پژوهش این است که دگرگونی های موجود در مطبوعات ورزشیِ فارسی معاصر را نمی توان صرفاً محصول عدم پایبندیِ نویسندگان به قواعد دستوریِ زبان و عدول از هنجارهای زبان دانست، بلکه این نوآوری ها نشان از تغییراتی دارد که در دستور زبان در حال رخ دادن است، اما با توجه به ویژگی های خاصِ زبان مطبوعات،در این گونه متون مجال ظهور بیشتری پیدا می کنند.
این پژوهش در بررسی و نقد دیدگاه شفیعی کدکنی درباره عرفان و زبان آن به نگارش درآمده است. در این دیدگاه، عرفان نگاه هنری به دین و زبان آن، زبان شعر و مطابق تقسیم بندی آ.آر ریچاردز، ناقد ادبی، زبانی عاطفی و فاقد صدق و کذب منطقی در مقابل زبان ارجاعی، و قابل صدق وکذب در علوم تجربی تلقی شده است. طبق بررسی انجام شده در این پژوهش که با تحلیل محتوای ابیات مثنوی و شیوه بیان مولانا در بیان عناصر اصلی عرفان اسلامی صورت گرفته، تصوف جز در چهارچوب مقوله معرفت شناسی تبیین پذیر نیست. در دیدگاه مولانا، تصوف نگاه و ماهیت معرفتی دارد که معیار در آن، برخلاف نگاه هنری، حقیقت است نه زیبایی، و زبان گزاره های آن معرفتی و بعضاً معرفتی عاطفی می باشد و نیز ملاک صدق درآن ها، برخلاف دیدگاه مذکور، نه درونی و از سنخ «صدق هنری»، بلکه بیرونی و منطقی است. به علاوه، تصوف برخلاف هنر که به علت منش ارتباطی، وابسته به زبان است، به زبان وابسته نیست. ازاین رو، عارف سرانجام، خاموشی را ترجیح می دهد.