جوزف الهاشم، یکی از شاعران برجسته مسیحی لبنان در روزگار ما می باشد که در ژرفای شعر متعهد و مقاومش، پیوندی از اندیشه های مسیحی و ارزش های دین اسلام ارائه می دهد. این شاعر توانمند توانسته است، دوستی و ستایش اهل بیت (ع) را با روح پایداری و پایمردی مردم فلسطین و لبنان، پیوند دهد. وی در اندیشه اساسی شعرش، بر آن است تا با فراخوانی شخصیت های دینی-تاریخی تشیع و نکوهش تسلیم و سازش در برابر رژیم صهیونیستی، اراده ملت های اسلامی را علیه اشغالگران برانگیزاند و روح امید و میهن دوستی را در میان ایشان بدمد. بیشتر اندیشه هایی که شاعر در چکامه هایش، مطرح می کند، برگرفته از سیره اهل بیت (ع) است. چنین مضمون هایی از سوی یک شاعر مسیحی، ارزشمند و ستودنی است.
محورهای اساسی این پژوهش، عبارتند از:
1) پیشگفتاری درباره کلیات پژوهش و معرفی جایگاه شاعر و اشاره ای گذرا به برخی از شاعران مسیحی معاصر که توانسته اند ادبیات متعهد شیعی را با ادبیات پایداری پیوند دهند.
2) پردازش و تحلیل موضوع از دو زاویه: الف) بررسی و تحلیل پیوندهای ادبیات شیعه و پایداری در شعر شاعر. ب) تحلیل تعهد ملی و وطن دوستی شاعر که همراه با بیان افتخارهای تاریخی گذشته لبنان و فلسطین و نکوهش و محکوم نمودن سکوت و سازش در برابر اشغالگران می باشد. واقعیت چهره این اشغالگران در شعر جوزف الهاشم، چیزی جز دروغ، تجاوز، فساد و نیرنگ نیست.
در این مقاله با تکیه بر این نکته که سخن با گوینده اش شباهت دارد و به اعتباری عین گوینده آن است؛ نویسنده زیبایی پاره ای از سخنان را به پیرایه های آن هم چون صنایع بدیعی و لفظی آن نسبت داده و پاره ای دیگر را بی هیچ پیرایه ای زیبا دانسته و زیبایی آن ها را ذاتی می داند. و براساس رابطه لفظ و معنا در کلام سعدی؛ به اثبات این امر می پردازد و معتقد است که موج سخن سعدی در برگیرنده دو مسیر محوری: نخست سیر باطنی در جغرافیای ملکوتی وجود و دوم آینه داری در پیشگاه ذوق و لذت های روحانی است.
یکی از شعرای برجسته ی عرب که دیوان وی، بویژه به دلیل اشتمال آن بر مسائل و مفاهیم فلسفی و حکمی و تمثیل های متنوع، همیشه مورد توجه شاعران زبان فارسی و همچنین در حوزه ی آموزش های ادبی، همواره مدار بحث و فحص اهل ادب بوده، متنبی شاعر مشهور قرن چهارم هجری است. فرضیه ی این پژوهش آن بوده که ناصر خسرو، هم بنابر سنت های آموزشی رایج در عصر خویش و هم به دلیل تعلقش به طبقه ی دیوانیان که چنین شغل و منصبی در آن عهد، توغل و تبحر در ادب عربی را اقتضا می نموده، بی شک با شعر متنبی آشنایی داشته است.
این تحقیق نشان می دهد که تعدادی از مضامین شعر ناصر خسرو را می توان مقتبس از دیوان متنبی و حاصل آشنایی وی با شعر این شاعر عرب دانست.
نظر به اهمیّت این واقعه ی مهم دینی و تاریخی غدیر و اهتمام شاعران پارسی و عرب به این قضیه، و نیز با توجه به کثرت آثار شاعران در این موضوع، این مقاله به بررسی تطبیقی غدیریه های دو شاعر معروف ایرانی و عرب، یعنی محمد حسین شهریار و بولس سلامه، و استخراج نقاط تشابه و تفاوت موجود در غدیریه های آنان می پردازد. شباهت این دو شعر از نظرنحوه پردازش موضوع و رویکرد ایشان به این قضیه تاریخی و نگاه ریزبینانه و توصیفات دقیق، و به کار گیری صنایع بیانی و بدیعی، در کنار تفاوتهای منحصر به فرد، از عمده نتایج این تحقیق می باشد. با توجه به اهمیّت این مسأله در تاریخ و ادبیات، شیوه های مختلف پرداختن دو شاعر به این موضوع و مقایسه غدیریه های فارسی و عربی، نیز مورد تحلیل قرار گرفته است.
همان گونه که هر هنری ماده ی خام خود را دارد، آثار مکتوب نیز از ماده ی خام زبان بهره می برند. زبان، بستر مشترک همه ی آثار ادبی و غیر ادبی است و به دو دسته ی علمی( حقیقی) و ادبی( مجازی) تقسیم می شود که وجه تمایز آن ها شکل و ساختار کلام است. در زبان علمی، بافت کلام به گونه ای است که فاصله ی زبان و معنا بسیار نزدیک باشد؛ اما در زبان ادبی، ساختار زبان به گونه ای است که مخاطب با درنگ به معنا پی می برد. از این روی می توان پدیده های زبانی را با توجه به هدف گوینده از به کار بردن عناصر زبانی، تقسیم بندی کرد. تودوروف در این باره می گوید: «اگر نویسنده عناصر زبانی را با هدفی کاملاً کاربردی جهت ارتباط به کار برد، با نظام زبان کاربردی رو به رو هستیم که در آن ها، نماهای زبانی ارزش مستقل ندارند و چیزی نیستند جز وسیله ی ارتباطی. اما می شود نظام های زبانی دیگری را تصور کرد که در آن ها هدف کاربردی در مرتبه ی دوم است و نماهای زبانی ارزشی مستقل به دست می آورد.» ( تودوروف، 1385: 39)
برخی از کرامت های موجود در کتاب های صوفیه در ظاهر بسیار غیرعقلانی و غیرطبیعی به نظر می رسند که هم باورکردن آن ها دشوار است و هم موجودیت آن ها با پاره هایی از تعلیمات اساسی در شریعت و طریقت تعارض دارد. در پدیدآمدن این گونه کرامت ها بیش از هرچیز عامل های خارج از اندیشه های عرفانی و حتّی مغایر با قاعده های محو و فنای فردیت دخالت داشته است، یعنی خلوت ها و استغراق های صوفیان گاه به جای تمرکز مطلق بر یاد حق، به عرصه ای برای خیال بافی های فردی و حضور ساکنان ملکوت و محوریت مشایخ تبدیل شده است. امّا برای صوفیانی که همواره قسمت های عمده ای از اوقات خود را با درون نگری به اندیشیدن در لاهوت و ملکوت صرف می کردند، شکل گیری این گونه کرامت های ذهنی و خیالی طبیعی است. اگر افسانه ها و اسطوره ها نتیجة خیال بافی مقطعی انسان ها در طول تاریخ باشد، کرامت های تخیلی نیز محصول جانبی خلوت گزینی ها و درون گرایی های مستمرّ اهل تصوف بوده است.
در باب نشانه های زیبایی شناختی پیکرین خوبرویان به طور کلی در ادب پارسی و به ویژه شعر دری بسیار می توان گفت. مایه شگفتی است که با همة گستردگی مطلب در ادبیات و تاریخ ما، تاکنون نوشتة مستقلی در این باب فراهم نیامده است. حال آنکه سراسر تاریخ ادب پارسی سخن از حسن و جمال و ستایش زیبایی است. آنچه که گویی آغاز نداشته و البته نپذیرد انجام. نیاکان ما این موضوع را تحت عنوان علم الجمال پی گرفته اند.
در این مقاله ابتدا مطالعات زیبایی شناسی در میان قدما و سپس معاصرین بررسی می شود. آنگاه تلاش خواهد شد که حلقه های مفقودة زیبایی در فرهنگ ایرانیان پیش از اسلام و ادب عرب بازیافته شود. سپس نشانه های زیبایی اساساً «پیکرین» معشوق ادب پارسی و سیر تغییر و تحول این نشانه ها را بررسی خواهد شد. در این مقاله نگارنده تنها با ذکر نمونه هایی چند از زیبایی پیکرین معشوق، درپی یافتن نشانه های محسوس بوده است. تحلیل گسترده، نقد تحلیلی وروابط بینامتنی (intertextuality relationships) نمونه ها، نیز بررسی نشانه های غیرپیکرین زیبایی که در ادب پارسی از آن به «آن» تعبیر رفته است، مجالی دیگر می طلبد.
مولوی در کنار مطالعه دقیق و پیوسته قرآن مجید، تفسیرها و صحاح حدیث و تأمل در آنها، به معارف، احوال و آداب خاص صوفیان نیز توجّه کامل داشته و کتاب ها و مقالات آنان را مشتاقانه و با دقت می خوانده است. از این رو مبادی تصوّف و افکار و کلام مشایخ صوفی را باید بتوان در مثنوی معنوی جست وجو کرد و میزان و چگونگی اقتباس مولانا جلال الدین بلخی را از متصوّفه بازشناخت. مقاله حاضر
ـ که در آن ارتباط اندیشه و کلام مولانا در مثنوی معنوی با آموزه ها و معارف اهل تصوّف نشان داده می شود ـ موردِ تحقیق در این زمینه است و از آن، فایده و اعتبار پژوهش های تازه و دقیق تر دراین باره به اجمال اشاره می شود