ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۰۲۱ تا ۱۹٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۹۰۲۱.

نگاهی انتقادی به سرنوشت ترجمة منطق الحمار اعتمادالسلطنه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۹ تعداد دانلود : ۸۷۱
در دوران قاجار، در پی آشنایی ایرانیان با ادب و فرهنگ سایر ملل، ترجمة آثار ادبی رونق گرفت و به غنای زبان و ادب فارسی افزود. منطق الحمار (خرنامه)، از ترجمه های ادبی این عهد، در اصل به زبان فرانسوی نوشته شده و ترجمة آن، در اغلب منابع، به اعتمادالسلطنه (1259 - 1313 ق) نسبت داده شده است که بر زبان فرانسوی تسلط داشت و آثاری از آن زبان به فارسی ترجمه کرده بود. در دوران قاجار، ترجمة آثار ادبی اروپایی از زبان ترکی متداول بود و در اغلب این ترجمه ها، برای حفظ اصالت اثر، به زبان واسطه اشاره ای نمی شده است. از آن جا که آثار ترجمه ای معمولاً رگه ها و تأثیراتی از زبان مبدأ با خود دارند، در این مقاله با بررسی سبک نوشتاری خرنامه (ساختار و کاربرد واژگان و تعبیرها و جمله ها) نشان داده شده که اثر از زبان ترکی به فارسی ترجمه شده است نه از اصل فرانسوی آن. رگه هایی از سبک های گوناگون نثر که پس از ترجمه، برای آرایش و تزیین و افزودن مطالب انتقادی به آن راه یافته نیز نشان داده شده است. این موارد خط مشی دارالترجمة ناصری را در ترجمة آثار ادبی نشان می دهد. ترجمه های ادبی گروهی انجام می گرفته و اثر را چندین بار نویسندگان و ویراستاران بررسی و ویرایش کرده اند.
۱۹۰۲۲.

سیمین قلم و تیغ درم در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نعابیر و اصطلاحات
تعداد بازدید : ۲۶۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۶۶
در شاهنامه فردوسی، بیت زیر در توصیفِ زیبایی های رودابه، دختر مهراب آمده است: دو نرگس دژم و دو ابرو به خم ستون دو ابرو چو سیمین قلم تعدادی از دستنویس های شاهنامه به جایِ «سیمین قلم» در این بیت «تیغِ دُژم» یا «تیغِ درم» آورده اند. برخی از محققان ضبط «تیغِ درم» را بر گونه هایِ «تیغِ دُژَم» و «سیمین قلم» (ضبط مختار خالقی مطلق) ترجیح می دهند و معتقد هستند که «تیغ درم» ابتدا به «تیغ قلم» (قلمتراش؟) گشتگی یافته و بعدها گروهی از کُتاب «تیغ قلم» را به کلی مسخ و ساده کرده، به «سیمین قلم» گردانده اند؛ گذشته از این، احتمال داده شده است که لفظ «درم» در این ترکیب ربطی به واژه معروف درم (مسکوک سیمین) ندارد، بلکه در این مورد واژه را باید به فتح اول و دوم، یعنی «دَرَم» خواند و «کارد، چاقو» و یا ابزاری از این دست معنی کرد. از یک سو، قراین زبانی نشان می دهد که وجود واژه ای به صورت «دَرَم» در زبان فارسی غیرمحتمل است و واژه «درم» در ترکیبِ «تیغِ درم» در همان معنی معروف خود، یعنی «مسکوک سیمین» استعمال شده است و استبعادی ندارد که فردوسی به علاقه جنسیت از «درم» معنیِ «نقره» اراده کرده و «تیغ درم» را در معنیِ «تیغی از نقره» به کار برده باشد؛ از سوی دیگر شواهد موجود در خود شاهنامه و متن های دیگر فارسی به خوبی حاکی از آن است که ترکیب «سیمین قلم» در بیت مورد بحث و همچنین در بیتِ دو یاقوت خندان دو نرگس دژم ستون دو ابرو چو سیمین قلم که در شاهنامه در توصیف سودابه آمده است، همانند ترکیبِ «تیغ درم» ترکیبی اصیل و یقیناً از خود فردوسی است.
۱۹۰۲۳.

نقد روایتی از چهارمقاله دربارة زندگانی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای تاریخ بازتاب رویدادها و شخصیتهای تاریخی
تعداد بازدید : ۲۰۱۸ تعداد دانلود : ۱۹۱۲
نظامی عروضی نخستین نویسنده ای است که شرح حال بالنسبه مفصّلی از فردوسی در چهارمقاله به دست داده است. وی پس از آن که شنیده ها و یافته های خود را از زندگانی فردوسی بیان می کند، به نقل روایتی می پردازد که در سال 514 در نیشابور از امیر معزّی و او سابقاً از شخصی به نام امیر عبدالرزاق شنیده بوده است. این روایت بسیار مهم که متضمّن حوادثی از آخرین سال های زندگی فردوسی است، هرچند در پژوهش های جدید بسیار مورد توجه و استناد قرارگرفته، اما هیچ گاه جزئیات آن به نحو شایسته نقد نشده است. موضوع این مقاله بررسی این روایت است و بدین منظور گزارش مزبور به قطعاتی تقسیم و مطالب هر قطعه با مآخذ معتبر تاریخی سنجیده و نتیجه گیری شده است.
۱۹۰۲۴.

بررسی تقابل حقیقت و واقعیت در تاریخ بیهقی بر مبنای تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای تاریخ وجوه ادبی کتب تاریخی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی تحلیل گفتمان
تعداد بازدید : ۲۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۳۰
گفتمان یا گفتمان های جامعة عصر ابوالفضل بیهقی با امکانات گستردة زبانی (گفتار و نوشتار) و غیرزبانی (زمینه ها و عوامل اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و...) تأثیر همه جانبه ای بر افکار، اعمال و سخنان شخصیت های حاضر در تاریخ بیهقی داشته اند. ابوالفضل بیهقی با وجود آن که راوی رویدادهای آن دوره است، یکی از افراد حاضر در گفتمان تاریخ بیهقی است و افکار و سخنانش تحت تأثیر گفتمان های آن دوره بوده است. دقت در افکار و سخنان بیهقی در نگرش به حاکمیت غزنویان و شخص سلطان، نشان می دهد در کلام او دوگانگی وجود دارد. در این مقاله، برای تبیین نقش بیهقی در گفتمان تاریخ بیهقی، با محوریت وجود دوگانگی در سخنان بیهقی، تقابل حقیقت و واقعیت در کلام بیهقی و وجود این تقابل در نگرش او به حکومت و شاه بررسی می شود. در این بررسی، نحوة استفادة بیهقی از ایدئولوژی در مشروعیت بخشی به حاکمیت غزنوی و نقش ذهن خودآگاه و ناخودآگاه او در نگرش به شاه و منصب او تحلیل می شود. نتایج این بررسی نشان می دهد دوگانگی در کلام بیهقی ناشی از «فراخوانی» و تأثیرپذیریِ او از جانب دو گفتمان متضاد است.
۱۹۰۲۵.

فعل در رمان جای خالی سلوچ و منشأ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی دستور زبان سنتی
  3. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۲۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۰۶
این جستار، به بررسی، توصیف و تحلیل ماهیت و کیفیت افعال در رمان جای خالی سلوچ و خاستگاه های زبانی آنها پرداخته است. از آن جا که در سبک نوشتار داستانی محمود دولت آبادی، یکی از دغدغه هایش به کارگیری زبانی غنی و سالم است، در جستجوی چنین زبانی، او از سرچشمه های زبان فارسی (معیار، محاوره، ادبی و کهن) و گویش (سبزواری و غیر آن) بهرة بسیار برده است. این رویکرد به عنوان نمونه در یکی از معروف ترین رمان های وی، جای خالی سلوچ، به ویژه در پیدایش افعالی متنوع و متفاوت، آشکار می شود. این تنوع و تفاوت از این نظر برجستگی می یابد که در جنبه های معنایی و واژگانی و ساختار (صرفی و نحوی) افعال توجه خواننده را به خود جلب می کنند؛ چنان که برای خواننده مسألة منشأ این افعال پیش می آید. در این که پاره ای از این افعال منشأ گویشی (سبزواری) و فارسی (معیار و ... ) دارند، شکی نیست؛ اما بخش عظیمی را باید از مشترکات گونه های زبان و گویش دانست.
۱۹۰۲۶.

چو آدینه هرمزدِ بهمن بود ...(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۶ تعداد دانلود : ۹۰۲
فردوسی در پایان پادشاهی شاپور ذوالاکتاف چند بیتی دربارة احوال شخصی خویش آورده است که با این بیت آغاز می شود : چو آدینه هرمزد بهمن بود بر این کار فرّخ نشیمن بود پژوهشگران دربارة این چند بیت نظریات گوناگونی اظهار کرده و آنها را ناظر بر آرزوی دیدار فردوسی با پیامبر اسلام (ص) پس از مرگ، شادمانی از اتمام نظم این بخش از شاهنامه و جشن شصت و ســومین زاد سال فردوسی دانسته اند، اما با دقت در ساختار، ترتیب و نوع بیان این بیت ها آشکار می شود که تأکید فردوسی بر تقارن جمعه با روز نخست بهمن ماه است و او به این مناسبت در پی بزم آرایی و شادخواری برآمده است. علت فرخندگی و سرورانگیزیِ هم زمانیِ آدینه با روز هرمزد بهمن برای فردوسی این بوده که جمعه در معتقدات اسلامی گرامی و عیدگونه است و در عین حال در پنـدارهای نجـومی کهن روز ویژة سیارة خنیا و طرب، زهره، شمرده می شود، از همین روی هنگام تن آسانی و فرحناکی است. از سوی دیگر روز نخــست(هرمزد/ اورمزد) هر ماه در فرهنگ ایرانی و محتملاً به تأثیر از آن، در سنت اسلامی روزی است مبارک و مخصوصِ بزم و رامش. برخی شواهد نیز نشـان می دهد که ظاهراً روز نخست مـاه بهمن هم خجسته و جشن مانند تلقی می شده است و با این وصف طبیعی است که انطباق دو یا سه روزِ این چنین (آدینه، هرمزد و هرمزد بهمن) فرخ دانسـته شــود. از میان سال های مرتبط با ادوار زندگانی فردوسی فقط در سال 387 ه.ق. جمعه مطابق با یکم بهمن بوده و چون فردوسی در دنبالة این بیت ها خود را شصت و سه ساله نامیده است، سال تولد او 324 ه.ق. خواهد بود و این با اشارات و قراینِ دیگرِ متن شاهنامه که بر پایة آنها زادسـال شاعر سال 329 یا 330 ه.ق. و در میان شاهنامه شناسان پذیرفته تر است، در تناقض قرار می گیرد
۱۹۰۲۷.

همه تا درِ آز رفته فراز (یک معنی ناشناخته آز در داستان رستم و سهراب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵۲ تعداد دانلود : ۲۴۶۸
بیت: «همه تا در آز رفته فراز/ به کس بر نشد این در راز باز» در مقدّمه داستان رستم و سهراب یکی از ابیات دشوار و بحث انگیز شاهنامه است. درباره معنای این بیت و ترکیب «درِ آز» در آن تاکنون چند پیشنهاد مختلف مطرح شده است؛ از جمله: آز به معنای مرگ، آز در معنی افزون خواهی، درِ آز به معنی بالاترین حدّ زیاده جوییِ انسان برای آگاهی از راز مرگ و چیرگی بر آن. نگارنده به استناد قراینی، معنای «نیاز، احتیاج، آرزو و به طور کلّی خواست طبیعی آدمی» را برای «آز» پیشنهاد و بیت مورد بحث را این گونه معنا کرده است: همه آدمیان نیازهای طبیعی چون خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی و آرزوهای مختلف دارند که لازمه زندگیِ این جهانی است. چون زندگی طبیعی آدمی با ویژگی های خاصّ خود با مرگ- که آن نیز قواعد ویژه خود را دارد- در تضاد است، درِ رازِ مرگ بر انسان گشوده نخواهد شد.
۱۹۰۲۸.

وطن دوستی در سروده های اخوان ثالث و ایلیا ابوماضی(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۹۰۲۹.

مقایسة شعر و زندگی امیلی دیکنسون و ژاله قائم مقامی(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۹۰۳۰.

بررسی تطبیقی غم و شادی در شعر اخوان ثالث و ایلیا ابو ماضی(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۹۰۳۳.

گلوسماتیک از نوشتار کوبیست (Une conception glossématique de l’écriture cubiste)(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۹۰۳۴.

خاصیت آیینگی در حادثه شعری (حالة الشعر المرآتیة فی الحدث الشعری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۲ تعداد دانلود : ۷۱۵
یحوّل کثیر من الشعراء الحدث الشعری إلی روایة شعریة أو تقریر شعری سهوا ، لأنهم لایمیّزون الاختلاف بین التقریر والتعبیر فی الشعر، ویظلّ شعرهم قولا خطابیا، یعدلون به عن الشعر إلی الخطابة. ویقلّ عدد الشعراء الذین استوعبوا الحادثة الشعریة. إذا وصف الشاعر الحیاة، فهو لایقدر علی إلقاء إحساسه، إلی المخاطب، لأنه فی الحقیقة لایمکن للمخاطب أن یمشی فی طیف عاطفته الشعریة. فالمخاطب یدرک بعض إدراکات الشاعر بصورة تقاریر ناقصة، وهو یعرف أن الشاعر مصرّ علی الدخول فی روحه بواسطة أوصاف تتمیز بالإغراق والغلو. لاشک فی أن التوصیف والتقریر، یهدمان حالة الشعر المرآتیة وهی حالة یعتبرها عین القضاة الهمذانی والناقد الفرنسی المعاصر رولان بارت من میزات الفن وخاصة الشعر.أما التعبیر فی الشعر وفی کل فن، فهو تلک الحالة المرآتیة التی یسمح للشعر مجالا للوصول إلی الغموض الفنی، وفی هذه الحال یمکن إدراک الشعر لکل مخاطب، مثل ما وجدناه فی غزلیات حافظ الشیرازی وقصائد امرئ القیس وشعر بعض الشعراء الصوفیة.
۱۹۰۳۵.

تأثیر فرهنگ فارسی بر شعر ابن هانی اندلسی (أثر الثقافة الفارسیة فی شعر ابن هانی الأندلسی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۱۳
تعنی هذه الدراسة برصد الملامح والمفردات الفارسیة الواردة فی شعر ابن هانی الأندلسی، کی تقدم دلیلا آخر علی العلاقات المتبادلة العریقة بین اللغتین الفارسیة والعربیة منذ أقدم الزمان إلی یومنا هذا وهی تعرض أیضا دلیلا آخر علی التفاعل الحضاری والثقافی بین العرب والفرس، وتعطی فکرة واضحة عن مدی تأثیر کل من اللغتین فی الأخری، مع أن هذا الشاعر الأندلسی یبعد کل البعد عن مستقر اللغتین الرئیس. وقد تطرق البحث أیضا إلی معالم (الحضورالإیرانی فی شعر ابن هانی الأندلسی) وتقسیمها موضوعیا وشرحها شرحا وافیا، وقد تناولنا محاور عدّة فیما درسناه لنعرض بحثا من بحوث الأدب المقارن ولنکشف الغموض المسدل علی بعض المصطلحات الواردة فی شعر ابن هانی الأندلسی.
۱۹۰۳۶.

تراژدی سیاوش و پندهای تاریخی (تراجیدیة سیاوش والعبر التاریخیة )

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۷ تعداد دانلود : ۹۷۶
یحظی متلقّو الآداب أثناء تطلعهم علی الأدب بقِیَم أخلاقیة سامیة وعِبَر تاریخیة یحتاج الإنسان لنیلها إلی سنوات بل عصور من التجارب وقد تکون حیاة الشخص ثمنا لما یناله من الخبرات التی تساعده علی سعادته بل علی إسعاد الآخرین أیضا.إن التراجیدیا أو المأساة بالرغم من إثارة الحزن العمیق لدی المشاهد، تأخذه إلی قاعات التفکیر لیتجنب المهالک التی أودت بالبطل التراجیدی إلی الموت أو الهلاک. فمتلقی المسرحیة بعد رجوعه من المسرح یسرّه ما توصل إلیه من قیم کانت روح البطل ثمنا لها. یلقی هذا المقال نظرة عابرة إلی التراجیدیا ومدلولاتها فی الأدب الدرامی، ثم یتطرق إلی تراجیدیة سیاوش عند الشاعر الإیرانی العملاق الحکیم فردوسی فی ملحمته الشهیرة المعروفة بالشاهنامه، مشیرا إلی شخصیاتها البارزة وما تترکه من أثر علی نفس القارئ. هذا ویقدم المقال غایات فردوسی الأخلاقیة التی تترتب علی هذا الجزء من الشاهنامة.
۱۹۰۳۷.

جلوه های رمانتیسم در شعر ابوالقاسم شابی (مظاهر رومانسیّة فی شعر أبی القاسم الشابی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۷۶
یعتبر المذهب الرومانسی الذی یعتمد علی أسس فلسفیة خاصة یعتبر فی أوّل ظهوره تجدیدا فی طریق الإحساس والتفکیر والتعبیر، إنّه ثورة ضدّ القیود التی فرضتها الکلاسیکیّة، إنّه تغییر فی مجال الأدب والفن أثمر عن ظهور نتاج ذاتی متحرّر. والرومانسیّة عندما وصلت إلی العالم العربی کان عهد ازدهارها قد انقضی فی البلاد الأوروبیة، لکنّ العالم العربی کان یمرّ بمرحلةٍ من تاریخه تماثل فی ظروفها المأساویّة المتدهورة العصر الرومانسیّ فی أوروبّا. و«الشابّی» - کشاعرٍ تأثّر بالتیّار الرومانسی استطاع - رغم قصر عمره - أن یمثِّل المذهب الرومانسی فی تونس أحسن تمثیل، وأن یسهم فی نشره إلی حدٍّ بعیدٍ. فجاء هذا المقال وعلی أساس من المنهج التفسیری لیکشف عن أهمّ المضامین الرومانسیة التی تجلت فی شعر الشابی.
۱۹۰۳۸.

عامل ترجمه در ادبیات تطبیقی فارسی (رافد الترجمة فی الأدب الفارسی المقارن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۱ تعداد دانلود : ۹۴۶
الترجمة هی الخطوة الأولی لانتشار أدب أجنبی فی بلد ما، ولذلک تشغل دراستها مساحة واسعة من اهتمامات الأدب المقارن، والنتائج التی ننتهی إلیها من جراء الترجمة مفیدة جدا فی أی عصر وأی مکان. ومن الصعب جدا - إن لم یکن مستحیلا- الإلمام بکثیر من اللغات العالمیة؛ فلهذا یضطر الباحثون المقارنون إلی اعتماد الترجمات. والمتابع لحرکة الترجمة الأدبیة فی إیران یلحظ بوضوح أن رافد الترجمة قد أتی دوره متأخرا ومتواضعا جدا فی نقل نظریة المقارنة؛ الأمر الذی أدی بالفعل إلی جهل کثیر من الدارسین والجامعیین الإیرانیین لتطورات الأدب العالمی المقارن، وإلی قیام بعضهم بدراسات لاتدخل فی صمیم الأدب العلمی المقارن فی أغلب الأحیان. وهذا المقال یلقی أضواء علی رافد الترجمة فی الأدب الفارسی المقارن، ویعرض لأهم الکتب والدراسات التطبیقیة المقارنة التی تم نقلها إلی الفارسیة.
۱۹۰۳۹.

درآمدی بر طنز عرفانی با نگاهی انتقادی به پژوهش های حوزة طنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۲۲
تعاریف و تلقی هایِ مرسوم از طنز و مطایبه در ادبیات فارسی بر تقابلی بنیادین میان «سخن جد» و «سخن غیرجد» بنا شده اند. این پیشفرض، پی آمدهایی را در حوزة طنزپژوهی به دنبال داشته است که از آن جمله به مواردی چون رجحان «سخن جد» بر «غیرِجد» و همچنین تقلیلِ طنز و شوخ طبعی به پیامی اجتماعی، اخلاقی، دینی و ... می توان اشاره کرد. مقالة حاضر با نشان دادنِ کاستی هایِ این شیوة نگاه، به ویژه در مورد طنزهای عرفانی در پی آن بوده است تا با بهره گیری از اندیشه های میخاییل باختین، چشم اندازی از طنز عرفانی ترسیم کند که بنیان هایِ آن بر ویژگی های کارناوالیِ زبان و طنز عرفانی و میزانِ مرزبندی میان «خود» و «دیگری» بنا نهاده شده است. در این چشم انداز، اگر میزانِ مرزبندی میان «خود» و «دیگری» را به صورت یک پیوستار در نظر بگیریم، طنز عرفانی در سویی قرار دارد که در آنجا کمترین میزانِ مرزبندی به چشم می خورد. این مرزبندی با گذر از طنزهای اجتماعی و سیاسی به بیشترین مقدار خود در سوی دیگرِ پیوستار، یعنی دشنام ها و هجوهای شخصی می رسد.
۱۹۰۴۰.

نام گزینی زنان در داستان های هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۳۱
هزار و یک شب کتابی چند ملیتی است که در طی سالیان متوالی نگارش یافته و چندین زبان و فرهنگ را تجربه کرده و از جایگاه ویژه ای در میان سرزمین های زادگاهش و چه بسا کشورهای غربی برخوردار است. راویان و نقالان این اثر آگاهانه یا ناآگاهانه نام های شخصیت های داستان را به گونه ای گزینش نموده اند که با کنش و شخصیت آنان بسیار همانندی دارد. در این اثنا نام گزینی زنان در کتابی که با کنش و حضور پررنگ زنان نقش گرفته است و با دنیایی رمزی و سمبولیک پیوندی ناگسستنی دارد بسیار مهم و ارزشمند تلقی می شود. مطالعة نام ها در این کتاب به شناخت بیشتر این اثر و افشای هویت زنان در تاریخ گمشده شان یاری می رساند. در این مقاله کوشش شده است تا با رویکردی زن مدارانه و با توجه به طبقة اجتماعی زنان نام های زنان و ارزش توصیفی آنان در هزار و یک شب نشان داده شود. جامعة آماری مورد بررسی، حکایت های جلد اول هزار و یک شب ترجمة عبداللطیف تسوجی (نشر هرمس) است. نتایج نشان می دهد نام گزینی زنان در این کتاب از جایگاهی ویژه برخوردار است و از نظر آوایی، معنایی و رمزی با شخصیت و کنش آنان پیوندهای ناگسستنی و معناداری دارد. مثال های مختلف در بهره گیری راویان از شیوه های مختلف، این نظر را تأیید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان