مثنوی سرایی عرفانی که با سنایی آغاز شد و با عطار و مولانا به اوج تکامل خود رسید، به عنوان نوع ادبی مهمّی تلقی می شود که ترسیم کننده زوایای فراوانی از احساس و اندیشه عرفانی شاعران است. در بین مثنویهای عرفانی و حکمی، مخزن الاسرار نظامی از چنان جایگاه و اهمّیّتی بهره مند است که پس از نظامی بیش از یکصد و پنجاه شاعر به پیروی از آن طبع آزمایی کرده اند. نوشتار حاضر به معرفی اجمالی یکی از این مثنویها-که به مظهرالآثار نامبردار است- و تحلیل لطائف و ظرائف عرفانی آن اختصاص دارد. شاعر مثنوی مذکور، سید محمد هاشم کرمانی، معروف به شاه جهانگیر کرمانی، میراث دار تفکرات عرفانی شاه قاسم انوار و شاه نعمت الله ولی (اجداد وی)، و از عارفان پارسی گوی سده نهم و دهم است که در اثر خویش نکات متعددی از اندیشه های عرفانی را ارائه کرده است.
کان أبوالعلاء المعری أدیبا ذا مسلک فلسفیّ.وهو الذی أنشأ أساساً جدیداً فی الأدب. کما کان طه حسین من أدباء الفلاسفه، الذی أسّس أسساً جدیده فی مجال علم الاجتماع حول الأدب وعلم النّفس؛ وقام هذان الأدیبان بخلق إنتاجات أدبیه کثیره فی امتزاج الأدب بالفلسفه وعلم الاجتماع وتعمیق الأدب من مجال الإحساس المجرّد إلی مجال الفکر، وأخذ الأدباء والعلماء أفکارهمها دارسین إیاها منذ أعوام مدیده. أکّد طه حسین أکثر من مرّه وفی مناسبات عدیده أن أب ا العلاء أح بّ شخصی ه أدبی ه إل یه ویجد عنده دائما نواحی جدیده جدیره بالدّرس.یهدف هذا البحث إلی بیان تأثّر طه حسین من أبی العلاء وذکر وجوه التشابه والافتراق فی مجالات الأدب، والفکر، والأسلوب بین هذین الأدیبین.
الملخص
یستهدف هذا المقال الکشف عن تساؤلات نعیمه بالنسبه إلی الإنسان، من هو الإنسان وأین کان قبل أن یبصر النور علی هذه الارض؟ وکیف خلق؟ وکیف نشأ؟ وما عله حیاته ومماته وعودته للتجسد غیر مره؟ وتساءل أیضا عن علاقه الإنسان بخالقه وحاول أن یجد الحلول لتلک التساؤلات الغامضه فی هذا الوجود. لکنه أدرک أن سر الحیاه أعمق من أن یفهمه البشر العادیون.
فتطرقنا فی هذه المقاله إلی فکره وحده الوجود فی کل من "مرداد"، "مذکرات الأرقش"، "همس الجفون"، "زاد المعاد"، و... وهکذا تحدثنا عن ظاهره التقمص وکیفیه تکوینه عند نعیمه وعن أثر هذه الظاهره فی "مرداد"، وفی قصه "لقاء"، وفی دیوان "همس الجفون" و... وهکذا تطرقنا إلی مسئله الحیاه، والممات، والثواب، والعقاب، و... إلخ.
کلیله و منه از با ارزش ترین کتب تاریخ بشریت است که از دیر باز تا کنون توجه مردم با فرهنگ های گوناگون را به خود جلب کرده است . اصل آن هندی و به ربان سانسکریت بوده است. این کتاب از آن دست آثاری است که محتص ومحدود به ملتی خاص نیست و متناسب با فرهنگ و زبان هر قوم تزجمه شده است. و مترجمان در آ> دخل و تصرف هایی انجام داده اند. محمد جعفر محجوب کتاب کلیله و دمنه را یر منشا پیدایش ادبیات تطبیقی می داند. ترجمه ابوالمعالی نیز که از روی نرجمه ابن مقفع صورت کرفته است محور پژوهش های محققان و دانشجویان رشته های گوناگون شده است . پژوهش حاضر نیز در این زمینه به بررسی فنون بلاغی در این دو کتاب ارزشمند می پردازد. و شگردهای علم بیان را در آن دو مورد ارزیابی قرار می دهد.
قصه های عامیانه همچون اسطوره ها و داستان های رمزی قابلیت زیادی برای رمزگشایی دارند. حاتم نامه ها که در حدود قرن دهم و یازدهم در ایران رواج داشته اند نیز از قصه های عامیانه اند و بخشی از آنها، روایت «حمام بادگرد» است که گذر قهرمان را از دهلیز حمام و ورود وی به دنیای ناخودآگاهی، در بر می گیرد. در این جستار این روایت با رویکردی روان شناختی- اسطوره شناختی و از نظرگاه جوزف کمپبل و کارل گوستاو یونگ تحلیل شده است. حاتم در این داستان برای درک خویشتن، تمامی مراحل سلوک آیینی را با شناخت آنیما، قبول دعوت او برای سفر به ناخودآگاه، دریافت راهنمایی های پیر خرد و مبارزه با جنبه های متعدد سایة خود طی می کند و با خروج نمادین از حمام بادگرد، مراحل تشرف را می گذراند و با گذر از آب به تولد دوباره می رسد. وی پس از رسیدن به بیابان ناخودآگاهی، با نابودی طوطی سخنگوی درون (عقل منفعت طلب)، الماس درون خویش را می رهاند.
رابطه جامعه و ادبیات، یکی از موضوعاتی است که در تحقیقات ادبی به آن پرداخته می شود. رابطه سنّت و مدرنیته به عنوان یک مسئله اجتماعی، در آثار ادبی نیز بازتاب یافته است. نمایش عناصر این دو (با تکیه بر نظریات «آنتونی گیدنز») در رمان «همسایه ها»، تبیین رابطه عناصر سنّت و مدرنیته و انعکاس نظر نویسندگان درباره این دو، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنّت ها در مدرن ترین جوامع نیز به حضور خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش، بیانگر این نکته است که شاخص های سنّتی فرهنگی و اجتماعی بیشتر از عناصر مدرن در این زمینه ها در داستان دیده می شود؛ به همین دلیل هر چند عناصر اقتصادی و سیاسی بیشتر مدرن هستند، در مجموع مغلوب سنّت ها می شوند و موفّق نمی شوند خود را تثبیت کنند. محمود به بیشتر سنّت ها به ویژه سنن فرهنگی نگاهی منفی دارد؛ امّا از نقد عناصر مدرن نیز غافل نمی شود.
اگر دیوانهای شاعران زبان فارسی را از نظر توجه به مفاهیم و اصطلاحات ادبی، بررسی کنیم؛ در مییابیم آنان در خلال اشعارشان درباره بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم ادبی نظر داده اند؛ جالب اینکه دیدگاه آنان، یا با نظر منتقدان و صاحبنظران ادبی یکی است یا به آن بسیار نزدیک است؛ امّا متأسفانه کمتر بدان توجّه شده و گویا روش بر این بوده و هست که مسائل ادبی تنها از منظر ناقدان نگریسته شود نه از دیدگاه خالقان آن. در حالی که به نظر می رسد، یکی از راههای درست درک مفاهیم و مسائل ادبی، بررسی و تحلیل آنها از دید شاعران و نویسندگان به عنوان خالقان و مؤلفان آثار ادبی، است. پژوهش حاضر مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با سبک را در آثار شاعران پارسی زبان- تقریباً به صورت کامل- تا اوایل قرن نهم بررسی کرده است؛ دراین تحقیق ضمن تبیین اهمیت مفهوم سبک، اصطلاحاتی را که ناظر بر این مفهوم است، تحلیل کرده ایم؛ این اصطلاحات، که می توان گفت قدیمترین آنها طرز، در اشعار بازمانده از صایغ هروی است، عبارتند از: طرز، طریق، نمط، طور، شیوه و راه. نکته درخور تأمّل اینکه خود اصطلاح سبک در این دوران رایج نبوده است، شاعران هنگام کاربرد اصطلاحات مذکور، ابتدا از شاعران پیشین که به نظر سبکشان در خور تقلید است یاد کرده سپس سبک (طرز، طریق و شیوه) خویش را برتر از آنان دانسته اند؛ در بیان ویژگیهای سبک خود تنها به صفاتی مانند: غریب، عجیب، نادر و نظایر آن اکتفا نموده و مختصّه دیگری که به صورت عینی نمودار سبک آنان باشد، یاد نکرده اند؛ گاهی نیز بررسی سبک ناظر بر محتوا و درونمایه آثار است که می توان در این حیطه از خاقانی و سعدی یاد کرد
با رواج داستان نویسی نوین و تغییر زبان و سبک نوشتار و ورود درونمایههای جدید به عرصة ادبیات داستانی، داستان و رمان نیز پذیرای فرهنگ عامه شد. این مسائل در کنار یکدیگر باعث توجه پژوهشگران و نویسندگان به فرهنگ تودة مردم گشت. یکی از این رویکردها بررسی تأثیر فرهنگ بومی و عامه شامل گویش، آداب و رسوم محلی، اصطلاحات و ضرب المثلهای بومی و.... است. ادبیات داستانی امروز به دلیل الهام گرفتن از زندگی مردم عادی و پرداختن به مشکلات، دغدغهها و گرفتاریهای این قشر از جامعه، تا حد زیادی تحت تأثیر و نفوذ فرهنگ عامیانه قرار گرفته است. جلال آل احمد با به کارگیری این عناصر گامی در جهت زنده کردن و زدودن غبار از چهرة این عناصر برداشت. وی با تیزبینی خاص یک نویسنده در برخی از داستانهای خود و با توجه به شخصیت ها و فضای داستان از عناصر فرهنگ عامه استفاده کرد. داستانهای مجموعة «نفرین زمین»، «زیارت»، «تابوت»، «نون والقلم»، «سمنوپزان»، «ای لامس سبا»، «مدیر مدرسه»، «سنگی بر گوری» و «الگمارک و المکوس» دارای بیشترین بسامد کاربرد عناصر فرهنگ عامیانه (فولکلور) هستند. آل احمد در داستان های تمثیلی و واقع گرایانة خود به طرح مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران و مردم پرداخت. توجه به این نوع مسائل موجب شد تا بیشتر شخصیت های داستان های او را مردم عادی تشکیل بدهد. با توجه به مطالب فوق و همچنین گستردگی و اهمیت ادبیات داستانی ایران، این پژوهش بر آن است که بازتاب فرهنگ عامه را در آثار داستانی جلال آل احمد بررسی و ارزیابی کند.
تمثیل عرفانی چون حماسه ای است روحانی که از عشق ورزی به معشوق ازلی حکایت می کند و حکایات صوفیه در قالب حکایات و تمثیل ها، بخش مهمی از ادبیات عرفانی را تشکیل می دهند. این حکایات با اهداف گوناگونی در کتب صوفیه به کار گرفته می شوند که عمده ترین آنها تعلیم و ترغیب صوفیه در سیر و سلوک است. مجموعه ای از این حکایات تمثیلی به ادبیات مانوی، به ویژه تمثیل های عرفانی این متون، بازمی گردد. با وجود اینکه هیچ متن کاملی از این گنجینه ادبیِ بسیار غنی، باقی نمانده است، حکایت «دو مار سنگین بار و سبک بار» یکی از حکایات تمثیلی عرفانی به جا مانده از مجموعه دست نوشته های سغدی مانوی است. از سوی دیگر ادبیات کلاسیک ایرانی، به ویژه سبک عرفانی آن با ظهور گویندگان عارفی همچون مولانا، عطار، حافظ و ده ها شاعر و عارف دیگر، رنگ جدیدتری به خود گرفت. این مقاله کوشیده است به ارتباط و مقایسه میان این تمثیل عرفانی در ادبیات مانوی و ادبیات کلاسیک ایرانی بپردازد.
بررسی و تحلیل جهان اسطوره، پیوسته در میان محققان جایگاهی ویژه داشته و گذشت زمان هرگز از اهمیت و جذابیت آن نکاسته است. یکی از اجزای تشکیل دهنده جذابیت اسطوره، نوع نگاه و باور به خدایان در اقوام و ملت ها است. این پژوهش تنها به بررسی و مقایسة خدایان آب و ویژگی های آن در اساطیر ایران و ویتنام می پردازد. در اساطیر ایرانی ـ در مقایسه با اساطیر ویتنام- ایزدان آب بسیار قدرتمند و آرمانی تر و کاملاً مطلق هستند و صفت فرشته گو نگی در وجودشان انکارناپذیر است. در اساطیر ویتنامی، صفت خدایی یا بهتر بگوییم فرشته گونگی در وجود خدایان کمتر است؛ خدایان ویتنامی هرچند همچون خدایان ایرانی فراطبیعی اند، صفات آنها مطلق و یک سویه نیست. خدایان آب ویتنامی گاه مظهر لطف و مهربانی و گاه مظهر خشونت و خشم و تباهی اند.
توالی و نظم منطقی بین اشیا و رویدادها در عرصه های مختلف و به خصوص حوزه ی خیال، زیبایی و گیرایی خاصی را به دنبال دارد. وجود تکرار در ساخت و فرم شعر، ارزش زیباشناختی شعر را دو چندان می سازد به ویژه اگر تکرار در شعر شاعری خلاق و نو آفرین همچون سعدی رخ داده باشد. این مقاله با روش تحلیل بسامدی به بررسی تکرار در معانی عاطفی، تصاویر، کنایات و همچنین موسیقی غزلیات سعدی می پردازد. هدف از نگارش این مقاله نشان دادن موارد تکرار در غزلیات شاعر و همچنین بیان این مطلب است که تکرار در اشعار وی نه تنها باعث ایستایی و رکود شعری نشده است بلکه این تکرار نمایش معنایی و عینیت عاطفی کلام او را بالا برده است.