فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۶۴۱ تا ۱۳٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل ریخت شناختی قصّة سلیمان(ع) در ترجمة تفسیر طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر قصّة سلیمان(ع) که از شناخته شده ترین قصّه های دینی در جهان است و در ترجمة تفسیر کهن طبری هم روایت شده، بر پایة نظریّة ریخت شناسی «پراپ» ارزیابی شده است. در این قصّه، شمارگان شخصیت ها و خویش کاری های آنها با چارچوب نظریّة پراپ و تبصره های نظریّة او، همخوانی بسیار نزدیکی داشته و هر سه حرکت قصّه، حرکت هایی از گونة نخست الگوهای حرکتی شش گانة پراپ را نمایش داده اند. از آنجا که نظریّة پراپ بر پایة مقایسة ساختار قصّه های پریان روسی سامان پذیرفته و به شاخ و برگ های کمّیت زای قصّه ها چندان توجّهی نداشته، در مطالعة قصّه ای از ردة قصّه های قرآنی نیز سودمند واقع شده است. حوادثی که در قصّة سلیمان(ع) اتّفاق افتاده، بسیار مشابه حوادث قصّه های پریان است و نویسنده را بر آن داشته تا دادوستد های تاریخی میان این دو قصه را نتیجه گیری کند.
انواع بومی سرودهای خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان مهد ترانه و آواز بیشترین گونه های شعر عامه است و بیشترین گونه را در قالب دوبیتی دارد. بنا بر تحقیق نگارنده، از حدود ۳۷۰ بومی سرود، خراسان با ۴۱ گونه، حدود ۱۴درصد از تمام گونه های بومی سرودهای ایران را به خود اختصاص می دهد. کله فریاد، ساربانی، حقانه/حقیقی، انارکی، سرحدی، فراقی، کوچه باغی، باخزری، لالوخوانی، چل-بیتو، چاربیتی، سرورزنی، جمشیدی، سیامو و جلالی، اشترخجو، سه خشتی، هورایی، نوایی، ساربانی، منظومه خوانی، نصرو، الله مزار، آفتاوه خوانی، لو، تالو متالو، تاله خونی، نازبانوچه، خرکشونی، صبح روسیاه، نظاره خونی، ختمیو، خالگرده، غزل بیرجندی، هلوکه خوانی، هدیه ددو، سرصوت، رشیدخان نام اشعار محلی خراسان است. در این مقاله این گونه ها را ذیل هفت نوع سرور، سوگ، سرگرمی، تغزلی، کار، خواب و نوازش و نیایش بررسی و معرفی می کنیم. این مقاله ضمن معرفی گستره شعر عامه خراسان به طبقه بندی و تحلیل نیز می پردازد تا زمینه تحقیقات وسیع بعدی فراهم آید
بینامتنیّت و فزون متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی در اقتباس از شاهنامه فردوسی در آثار میرزا آقاخان کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با شکل گیری اندیشه های تجدّدگرایانه و مشروطه خواهانه در جوامع آسیایی در اواخر قرن ۱۳هجری قمری/ ۱۹میلادی، سبک ادبی جدیدی که با نقد شیوه های ادبی گذشته همراه بود، شکل گرفت. در این دوره روشنفکران ایرانی در پی تبیین مسأله هویّت ملّی و احیای روایات اساطیری برآمدند. برای تحقّق این نگرش، بسیاری از متفکّران به فردوسی توجّه خاصّی نشان دادند و در میان آثار ادبی، بیشتر از شاهنامه تقلید و اقتباس کردند. میرزا آقاخان کرمانی نیز به دلیل داشتن گرایش های ایران گرایانه به فردوسی و شاهنامه او توجّه کرد و در آثار متعدّد خود به شیوه های متفاوت به اقتباس از شاهنامه پرداخت. در این پژوهش به صورت اسنادی و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی و تحلیل چگونگی اقتباس و برقرار کردن ارتباط میان متن شاهنامه فردوسی و آثار میرزا آقاخان کرمانی پرداخته و بنا بر نظریّه ژرار ژنت که مجموعه روابط میان متون را دگرمتنیّت می نامد و آن را به پنج بخش بینامتنیّت، پیرامتنیّت، فرامتنیّت، سرمتنیّت و فزون متنیّت تقسیم می کند، نشان داده ایم که اقتباس میرزا آقاخان کرمانی از شاهنامه فردوسی بیشتر بر اساس بینامتنیّت (استفاده از مواد متن) و فزون متنیّت تقلیدی و دیگرگونگی (بازبینی، دگرگون سازی متن، تقلید ادبی) بوده است که در سه مکتوب، آیینه سکندری و نامه باستان دیده می شود. آشنایی کرمانی با متون دساتیری نیز در اقتباس از این متن مؤثّر بوده است. همچنین میرزا آقاخان کرمانی از شاهنامه ای استفاده کرده که در آن نسخه های متعدّد شاهنامه با یکدیگر مقابله شده اند. به نظر می رسد نسخه چاپ سنگی منتشر شده در سال ۱۲۷۵ قمری در تبریز، نسخه ای بوده که کرمانی از آن استفاده کرده است.
تحلیل روانشناختی اجتماعی جوامعالحکایات و لوامعالروایات عوفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی دگردیسی فکری عاطفی فروغ فرخزاد در بستر گزاره های پرسشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقابل های دو گانه در بهارستان جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار برون متنی و درون متنیِ اشعار متعهد نیما یوشیج در دهه های بیست و سی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدود و ثغور رئالیسم جادویی در رمان بیوه کشی اثر یوسف علیخانی
حوزههای تخصصی:
منتقدان از وجود عناصر رئالیسم جادویی در رمان بیوه کشی اثر یوسف علیخانی نوشته اند، ولی تلاش آنها در واکاوی عناصر رئالیسم جادویی و یافتن آنها در این رمان کافی و نظام مند نبوده است. نویسندگان این مقاله سعی می کنند تا پس از معرفی مؤلفه های برجسته رئالیسم جادویی، به بررسی رمان علیخانی بپردازند. درونمایه بیوه کشی که تأکید بر تعقل در سنن و آیین گذشتگان دارد، تا حدودی قابل مقایسه با دیگر آثار رئالیسم جادویی در دنیاست. رئالیسم جادویی برخلاف داستان های فولکلوریک در پی ایجاد تغییر در ادراکات خواننده مبتنی بر تعقل و تقویت قوه تجزیه و تحلیل حوادث اجتماعی است. در پایان رمان، علیخانی به قهرمان داستانش اجازه می دهد که خود را از بند سنت های غلط و تفکر مرید و مرادی خلاص کند و سرنوشتش را خودش بنویسد. در سطح ساختار داستانی نیز بسیاری از عناصر رئالیسم جادویی در این رمان یافت می شوند، همچون بی طرفی راوی در روایت رویدادهای شگرف، اقتباس های کوچک و بزرگ از قصه ها و سنت های رایج در فرهنگ عامه و توجه بسیار به قدرت حواس پنجگانه انسان در طرح فضای جادویی. اما بر خلاف اکثر رمان های رئالیسم جادویی، بیوه کشی فاقد پیرنگی پیچیده و فنی است. روایت اثر تک خطی است و در بخش گره گشایی این رمان تمامی تاریکی های موجود در روایت بالاخره برای خواننده روشن می شود و جایی برای تردید و تفکر مخاطب باقی نمی گذارد و این برخلاف روح حاکم بر آثار بزرگ رئالیسم جادویی در جهان است.
سبک زبان داستان نویسی کامل الکیلانی در داستان کودک (بررسی موردی: داستان های اصدقاء الربیع و الافیل الابیض)
حوزههای تخصصی:
هر اثر ادبی که خلق می شود، ویژگی های خاص خود را دارد و سبک و روش ارائه افکار و خلاقیت های نویسندگان، با توجه به تفاوت فکری و روانی شان، متفاوت است. زبان روایت داستان مقوله ای است که باید متناسب با مخاطب و نوع داستان باشد. این ویژگی در داستان کودک با حساسیت و ظرافت ملموسی همراه است که نویسندگان کودک باید بسیار نکته سنج و آگاه باشند و از واژگان و عباراتی استفاده کنند تا زبان داستان برای کودک ساده و قابل فهم باشد و کودک بتواند حوادث و مفهوم داستان لمس کند. هدف نوشتار حاضر این است که با شیوه توصیفی تحلیلی، شگرد و سبک نویسندگی کامل الکیلانی را در نمونه داستان های مذکور مورد بررسی قرار دهد. بررسی ها و مطالعات انجام شده در داستان های مورد پژوهش، حاکی از آن است که کامل الکیلانی با استفاده از تکرار واژه ها و عباراتی کوتاه و ساده، زبان داستان هایش را با سطح درک و فهم کودکان متناسب نموده است. او همچنین بیشتر افعال این عبارات را از زمان ماضی گرفته تا بتواند به داستان رنگ واقعی داده و حوادثش را برای مخاطب خردسالش ملموس و عینی نماید.
تشبیه تاریک: گونه ای از تصویر در شعر منثور معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسندگان این مقاله مدعی ظهور گونه ی جدیدی از تشبیه به نام «تشبیه تاریک» در شعر منثور معاصر فارسی هستند که متأثر از ترجمه به وجود آمده است. در تشبیه تاریک تصور وجه شباهت برای دو سوی تشبیه یا یکی از طرفین، با توجه به اجزای کلام، قابل توجیه و درک نیست، از این رو فهم روشنی از تشبیه حاصل نمی شود. ابتدا، موضوع تأثیرپذیری و جریان ترجمه ی شعر به اختصار توضیح داده شده است. در بخش بحث و بررسی، پس از ارائه ی تعاریفی از تشبیه، «تشبیه تاریک» معرفی و نمونه های شعری مرتبط نیز بررسی شده است. سپس نسبت تشبیه تاریک با ابهام و مسأله ی معنا، بلاغت و زیبایی شناسی بحث شده است. وجه مشترک تمام این بخش ها، عدم توجه به معنا و اولویت ندادن به آن است که در تشبیه تاریک نمود دارد. این سه بخش، به منظور روشن شدن ابعاد تشبیه تاریک و نیز تقویت فرض تأثیرپذیری است. به زعم نویسندگان مقاله، دریافت و فهم نادرست شاعران از این بخش ها، فرایند تأثیرپذیری را تقویت و تسهیل کرده است. شخصی نویسی، ترجمه ی نامناسب و توجه نکردن مترجم به ارجاعات برون متنی در ترجمه از جمله عوامل زمینه ساز شکل گیری تشبیه تاریک بیان شده است.
تحلیل تقابل های دوگانه در مجموعه «جایی دیگر» گلی ترقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل زبان داستان، بررسی معانی ثانوی آن اعم از معنای ثانوی اصلی و معانی ثانوی جانبی داستان و کشف ارتباط پیچیده آن ها با یکدیگر است. از منظر این پژوهش، معنای ثانوی اصلی در داستان، همان درونمایه آن است که معانی برآمده از عناصر و شگردهای داستان بدان دلالت دارند و در ارتباط با هم، شبکه پیچیده ای از معانی ثانوی داستان را تشکیل می دهند. این جستار، در خوانش مجموعه داستان «جایی دیگر»، اثر گلی ترقی، شگردهایی را بررسی کرده که به معانی ثانوی یا درونمایه مشترک این داستان ها دلالت داشته باشند. این شگردها ذیل عناصر داستانی مانند شخصیت، مکان، زمان، عناصر طبیعی، آب و هوا و عناصر واژگانی متن قرار می گیرند و در ارتباط با هم، درونمایه مشترک این مجموعه را القا می کنند. این درونمایه مشترک، در یک چارچوب تقابلی، «از خود بیگانگی و آشنایی» است که بر محوریت سفر قرار دارد؛ این تقابل یکی از مفاهیم مهم در عصر مدرن است که در این مجموعه، از طریق به کارگیری ساختار تقابلی برای هریک از عناصر داستان، القا می شود. این جستار با بررسی ساختارهای تقابلی هریک از این عناصر، به شبکه معنایی متقابلی دست می یابد که درونمایه یا معنای ثانوی مشترک مجموعه داستان ها است.
بررسی تطبیقی نقش اسطوره ای «آب» در داستان کوراوغلو با شاهنامة فردوسی و روایات شفاهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اساطیر و حماسه ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند، از این رو برای شناخت آثار حماسی باید عناصر اسطوره ای را نیک شناخت. یکی از این عناصر اسطوره ای که رمز هستی است و با اساطیر آفرینش، پیوندی ناگسستنی دارد، اسطورة «آب» است. این عنصر که به عنوان یکی از عناصر متضاد چهارگانة جهان مادی در نزد اکثر ملل، مظهر جاودانگی و تداوم حیات است، دارای نقش اسطوره ای گشته است. در داستان کوراوغلو نقش اسطوره ای آب در کنار کوه وآتش برجسته است. اسبان اسطورهای برآمده از آب، گذر از آب، قوشابولاغ که قهرمان داستان را فره مند می کند و او را قدرت بازو، نعرة پهلوانی و هنر خنیاگری می بخشد با آب حیات ارتباط دارد، اگرچه نمود دیگر آب حیات را در آخر داستان می بینیم که کوراوغلو با خوردن آن به چهل تنان می پیوندد. نقش مشترک آب در داستان کوراوغلو و شاهنامه فردوسی و روایت های شفاهی آن حماسی ملی ملت های ترک زبان، نشان از ارتباط تنگاتنگ و ظریف فرهنگ ها با یکدیگر دارند. این مقاله به مقایسة اسطورة آب در داستان حماسی کوراوغلو و شاهنامه فردوسی و روایت های شفاهی می پردازد.
تحلیل سبکی روضة الکتّاب با تکیه بر مقایسه تحیّات و دعوت نامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روضة الکتّاب مجموعه ای از اخوانیات به جای مانده از قرن هفتم به قلم صدر قونیوی است. نثر این کتاب از خصوصیات کلّی نثر مکاتیب قرن هفتم پیروی می کند. اخوانیات این کتاب موضوعات متفاوتی دارند، ولی در آن میان دو دسته تحیّات (نامه هایی که صرفاً به قصد احوال پرسی و بیان دوستی نوشته شده اند) و دعوت نامه ها (خواندن دوستی به مهمانی) قابل توجّه هستند. در این مقاله، به بررسی خصوصیات سبکی این دو پرداخته ایم و نشان داده ایم که دعوت نامه ها به رغم کمی تعداد، خصوصیاتی در لایه های واژگانی و نحوی و بلاغی دارند؛ از جمله استفاده از صورخیال، جمله های کوتاه تر و ساده تر، و بسامد بالای واژگان حسّی که بیشتر با طبیعت و عشرت مرتبط هستند. این خصوصیات آنها را برجسته می کند و در خواننده تأثیر می گذارد
بازشناسی سفرنامه ای نویافته از اواخر عصر ناصری(سفرنامة تبریز تا کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سفرنامه های ناشناختة اواخر دورة ناصری سفرنامه ای موسوم به سفرنامة کرمان است که در سال 1309 ه.ق. نوشته شده است. این سفرنامه حاصل سفری مأموریتی است که نویسندة آن شرح سفرش را از تبریز تا کرمان به رشتة تحریر درآورده است. نویسندة سفرنامه که تاکنون ناشناخته مانده بود، در مقالة حاضر شناسایی شده است. این مقاله در پیِ معرفی این نسخة یکتا، شناساییِ نویسندة آن و مقوله بندی داده های آن جهت شناسایی اطلاعات موجود در آن، برای تاریخ اجتماعی و اقتصادی اواخر عصر ناصری دربارة برخی از شهرهای مهم این مسیر است. یافته های پژوهش نشان می دهد نسخة سفرنامه، نسخه ای منحصر به فرد است که نویسندة آن میرزا اسماعیل خان بنان السلطنه از کارکنان دستگاه عبدالحسین میرزا فرمانفرما بوده است؛ همچنین به نظر می رسد که کاتب هم بنان السلطنه بوده است. داده های سفرنامه برای شناخت تاریخ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اواخر دورة ناصری واجد اهمیت است و نیمی از این سفرنامه مربوط به ایالت اصفهان و مخصوصاً شهر اصفهان است.
تحلیل بازتاب مراسم آیینی نوروز عام و خاص در هفت گنبد نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر تحلیل علمی-تاریخی آیین نوروز در هفت پیکر نظامی متمرکز است. مردمان فلات ایران از دیرباز هرساله با بیداری طبیعت در فصل به ار، به پیشواز رویش گل ها و سرسبزی درختان کهن سال می رفتند و با جشنی نمادین همراه با نیایش ه ایی آیینی به قدردانی از ایزدان می پرداختند ت ا با جلب رضایت خدایان، به باززایی گیاهان و برکت بخشی زمین کمک کنند. این جشن ملی با گذر زمان با نام نوروز از زم ان کورش بزرگ تاکنون از فراز و نشیب های بسیاری گذر کرده، اما هر بار پیروزمندتر از پیش خود را نشان داده است. نویسندگان و شاعران بسیاری تحت تأثیر این جشن ملی- مردمی آثاری گرانقدر برجای گذاشته اند؛ در این میان، هفت پیکر نظامی گنجوی مجموعه ای بزرگ و بی نظیر از فرهنگ ایرانی است که با زبان رمز به بیان اسطوره ها و آیین های نوروزی و سنن مرتبط با آن پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش تطبیقی- اسنادی است که با رویکردی برون اسطوره ای و از منظر جامعه شناسی، مردم شناسی، فرهنگ و تاریخ به نقد و بررسی پرداخته شده است. بر اساس نتایج تحقیق، نظامی با بازآفرینی هنرمندانه باورها، اسطوره ها و طرح ازدواج بهرام گور با هفت شاهدخت به مسئله ازدواج مقدس و نوروز نظر داشته است. وی در گنبد اول، اسطوره کاووس را با زبانی رمزی و تمثیلی به تصویر کشیده است تا یادآور سیاوش و جشن فروردینگان شود و سپس با آوردن نمادها و نشانه هایی از نوروز عام و خاص در گنبد دوم و هفتم یادی از مراسم و سنن نوروز ایرانی کرده است.
کارکردهای روایی در شعر طاهره صفّارزاده بر اساس نظریّه روایت شناسی بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتباربخشی به واقعیّت و استغراق در عینیّت، با همه خصوصیّات فیزیکی و باطنی آن – که با نیما آغاز شده بود – در ادامه حرکت شعر نو، تأثیر به سزایی بر جای گذاشت و شاعر امروز دریافت که روایت می تواند اجزای ناهمساز را در کلّیتی معنادار گردآورد و امکان نظام بخشی به عناصر پراکنده را به دست دهد و زمان تقویمی را به زمان هستی شناسانه بدل کند. در این مقاله، بر اساس روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا و مقایسه، اشعار طاهره صفّارزاده، با توجّه به نظریّه رولان بارت، از دیدگاه ساختارگرایی بررسی می شود و کارکردهای روایی، در این اشعار مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. مسائلی که در این پژوهش مطرح می شوند عبارت اند از: میزان گرایش این شاعر به بیان روایی، بروز اندیشه و ارتباط منطقی و حرکت سیاّل شاعر، میان روایت و جامعه، ایجاد ارتباط میان اندیشه و روایت و ایجاد حرکت در ذهن مخاطب با تکیه بر اصل دینامیک بودن روایت، تجانس و ارتباط نگرش و زبان شاعر با نوع زندگی زنانه، و جهت خاصّ روایت در اشعار.
کتاب شناسی حافظ در سال 1394 خورشیدی
حوزههای تخصصی: