ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۶۱ تا ۱۰٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۰۱۶۱.

La Traduction des Noms Propres dans Le Dictionnaire des Termes Techniques Islamiques(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۳ تعداد دانلود : ۵۳۴
La conception classique qui préconise la non-traduction des noms propres est aujourd’hui fortement mise en question. Les études récentes réalisées par les grands traductologues et linguistes démontrent les paradoxes dans les différentes pratiques en ce qui concerne le transfert des noms propres. Dans l’étude présente, nous essayons d’identifier les choix traductifs des noms propres du persan en français dans le Dictionnaire des notions et expressions des sciences islamiques, rédigé en 1996, par le feu Ebrahim Shakourzadeh. L’analyse des traductions de trois grandes sous-catégories des noms propres à savoir les anthroponymes, les toponymes et les pragmonymes du domaine islamique, nous permet, dans un premier temps, de dégager les caractéristiques propres aux stratégies du traducteur partant de la préservation de l’étrangeté et la couleur locale de la langue et culture d’origine pour aller vers les normes de la langue et culture réceptrice. Nous montrons ensuite comment dans le cas des noms propres qui se rattache simplement à un référent extralinguistique, le transfert ne pose pas de problème. Mais là où ils déclenchent en même temps une signification, les problèmes de traduction commencent : certains noms propres déclencheurs de sens doivent être traduits, forcément pris en compte dans le contexte, dans le cas de certains d’autres, généralement à caractère métaphorique, une traduction littérale ne va engendrer que la confusion chez le lecteur français. Il vaudrait mieux que dans ce cas, le traducteur recoure à une combinaison de procédés
۱۰۱۶۲.

آداب مکالمه انسان با خدا بر اساس مدل ارتباطی دیوید برلو و نظریه یاکوبسن (با تکیه بر آثار منثور عرفانی تا قرن هفتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۰۱۸
در تفکر دینی و عرفانی، ارتباط گفتاری بین انسان و خالق جایگاه ویژه ای دارد. خداوند در ایجاد این ارتباط پیش قدم است. هر دو سوی رابطه، گاهی نقش فرستنده و گاهی نقش گیرنده را دارند. در این تحقیق به بررسی راه های ارتباط گفتاری انسان با خدا در قالب نماز، دعا، مناجات و آداب مرتبط با آن پرداختیم. ابزارهای لازم برای برقراری ارتباط کلامی همچون شنیدن و نقش حرکات بدن در تکمیل و تقویت ارتباط گفتاری؛ شیوه های ارتباط گفتاری خدا با بندگان در قالب وحی و اللهام و جز آنها در عرفان و تصوف از موضوعات این مقالله است. در ارتباط گفتاری انسان با خدا در نماز خواندن، شیوه گفت وگو و نوع حرکات از سوی خدا برای انسان تعیین شده است، اما در دعا و مناجات، انسان شیوه گفت وگو را با تکیه به آیات و احادیث و حال درونی خود انتخاب می کند. در این پژوهش، برای تحلیل ارتباط کلامی انسان با خدا از نظریه های جدید درباره ارتباط گفتاری مانند نظریه یاکوبسن و مدل ارتباطی دیوید برلو استفاده کردیم.
۱۰۱۶۳.

بررسی اهمیت و کارکرد قصه گویی و قصه خوانی در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۹ تعداد دانلود : ۵۶۰
یکی از قدیمی ترین روش های ارتباط زبانی از طریق داستان گویی و قصه خوانی است. از این روش می توان به عنوان یک ابزار آموزشی در توسعه مهارت های زبانی، بویژه در یادگیری زبان دوم و برای زبان آموزان هر سنّی استفاده کرد. بررسی ها نشان می دهد در آموزش زبان، داستان گویی از آموزش های سنتی موثرتر است که یکی از دلایل آن جذابیّت داستان و ماهیت سرگرم کنندگی آن برای مخاطبِ زبان آموز است. همچنین از آنجا که زبان و فرهنگ هر ملت با یکدیگر ارتباطی متقابل دارند، آشنایی با فرهنگ یک ملت که در آیینه داستان ها و قصه ها منعکس شده است، می تواند موجب افزایش انگیزه برای فراگیری زبان آن کشور شود و انگیزه زبان آموز را فراتر از آموختن زبان، به سمت آشنایی بیشتر با فرهنگ و ادبیات آن ملت ببرد. هدف این پژوهش بررسی اهمیت و تأثیر این ابزار آموزشی بر چهار مهارت زبانی (شنیداری، گفتاری، خوانداری و نوشتاری) و ارائه تکنیک هایی برای اجرای بهینه آن است که با تمرکز بر آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانانان انجام گرفته است.  کاربست برخی از این تکنیک ها علاوه بر چهار مهارت فوق در آموزش واژه و تلفظ و دستور زبان نیز مؤثر است. برای اطمینان از کارایی این پژوهش به صورت کاربردی آن را بر روی یک کلاس از زبان آموزان دانشگاه علامه طباطبایی آزمایش کردیم و نتایج حاصل از آن را در این پژوهش آوردیم.
۱۰۱۶۴.

تحلیل و بررسی خطبه 223 نهج البلاغه از منظر سبک شناسی لایه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۲ تعداد دانلود : ۷۴۶
امروزه انجام پژوهش های نوین زبان شناسی، سبک شناسی را در تجزیه و تحلیل دقیق تر آثار ادبی یاری می رساند. یکی از رویکردهای زبان شناسانه سبک شناسی، سبک شناسی لایه ای (مدرن) است که با تقسیم متن به لایه های مختلف و تشخیص ویژگی های برجسته یا پربسامد، به واکاوی و بررسی آن می پردازد. مزیّت این رویکرد در آن است که بهره گیری از روش های متنوّع را در هر لایه امکان پذیر می سازد و سهم هر لایه را در برجسته سازی متن، جداگانه مشخص می کند. در این میان از جمله متونی که شایستگی بررسی و تحلیل در لایه های مختلف را داراست نهج البلاغه است که دارای سبک ادبی و کلامی شیوا و بلیغ است و بررسی لایه های سبکی موجود در این کتاب ارزشمند می تواند از مفاهیم والا و نهفته و زیبایی های موجود در آن پرده بردارد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی به بررسی چهارلایه (آوایی، بلاغی، نحوی و واژگانی) در خطبه 223 نهج البلاغه می پردازد. برآیند این پژوهش نشان می دهد؛ موسیقی و آهنگ ناشی از تکرار آواها و سجع موجود در خطبه مذکور در لایه آوایی بر زیبایی محتوایی متن افزوده است. استفاده مناسب از مجاز، استعاره، بسامد بالای کنایه و خروج جملات استفهامی به اغراض دیگری مانند توبیخ و ارشاد در لایه بلاغی، حذف مبتدا و وفور ضمایر متصل در لایه نحوی و گزینش بهترین واژه از میان واژگان مترادف، استفاده مناسب از واژگان متضاد، بسامد بالای واژگان انتزاعی همسو با مضامین خطبه و تکرار واژه نفس در لایه واژگانی، از ویژگی های بارز خطبه مورد بحث به شمار می روند.
۱۰۱۶۵.

معناشناسی معادل های واژگانی جامعه در سوره اعراف و بررسی تفاوت های آن ها (مطالعه موردی: امت، قریه، قوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۶۶
مفهوم جامعه (به معنای گروهی از انسان ها) در قرآن کریم و به ویژه سوره اعراف، با واژگان متفاوتی بیان شده است که ازجمله آن ها می توان به امت، قریه و قوم اشاره کرد؛ این در حالی است که این واژگان متفاوت هرکدام تأکید بر روی جنبه ای خاص از زندگی گروهی از انسان ها دارند؛ از همین روی ضرورت شناسایی دقیق معنا و دلالت این واژگان متفاوت در جهت فهم عمیق تر مضامین قرآنی، آشکار می گردد. این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی معادل های واژگانی مفهوم «جامعه» در سوره اعراف پرداخته است و درصدد است از منظر زبانی و معنایی ابتدا هر یک از این واژگان متفاوت را به طور کامل تعریف کرده و در گام بعدی این موضوع را ریشه یابی و سپس اثبات نماید که در کلمات اجتماعی سوره اعراف با توجه به معنای کلمه و بافت آیه، فقط همان کلمه می تواند در آیه جای گیر شود و چنانچه کلمه خاص جای خود را به مفاهیم متناظر دیگر بدهد معنای آیه دچار نقص و نارسایی می شود. شایان ذکر است که انتخاب سوره اعراف بدان جهت بوده که در این سوره نسبت به دیگر سوره واژگان دربردارنده مفهوم جامعه، بیشتر ذکرشده است.
۱۰۱۶۶.

تحلیل ساختاری و محتوایی سیمای حضرت زهرا (س) در اشعار شاعران شیعی معاصر عربی و فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۷ تعداد دانلود : ۵۲۳
تجلّی سیمای حضرت فاطمه (س) در شعر شاعران شیعی متعهد به اهل بیت (ع) از دیرباز تاکنون، به وی ه در شعر دوره معاصر، به وفور دیده می شود. شاعران شیعی معاصر در ادبیات عربی و فارسی از دریچه شعر، مظلومیت این بزرگ بانوی جهان اسلام را به تصویر کشانده اند و به عنوان حلقه اتصال نبوت و امامت به تشنگان حقیقت معرفی نمودند.تعابیر شاعران بیشتر مشترک است؛ ولی در ادبیات عربی به مضامینی همچون شفاعت، بضعه النبی و جریان فدک بسیار بیشتر از ادب فارسی توجه شده است. در صورتی که در ادب فارسی به امّ الائمه بودن و فضایل و مناقب عالیه حضرت زهرا (س) اهتمام بیشتری شده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به شواهدی از اشعار شاعران شیعی معاصر، به بررسی تحلیل ساختاری و محتوایی سیمای حضرت زهرا (س) در شعر معاصر فارسی و عربی پرداخته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که به طور کلی، جنبه رثایی در هر دو ادبیات عربی و فارسی غالب است و به جنبه حماسی توجهی نشده است.
۱۰۱۶۷.

نقد و بررسی ترجمه شعر عرفانی با رویکرد نظریة لفور (بررسی موردی ترجمه محمد الفراتی از غزلیات حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۰ تعداد دانلود : ۷۵۶
محمد الفراتی (1880 1978م.)، مترجم و شاعر سوری، گزیده ای از غزل های حافظ را به زبان شعر ترجمه کرده است. وی با وجود آشنایی با زبان فارسی، گاهی در فهم، دریافت و انتقال مفاهیم بلند عرفانی خواجة شیراز موفق نبوده است. این جستار سعی دارد بر اساس نظریه لفور به بررسی و ارزیابی دریافت معنایی محمد الفراتی از اصطلاحات، واژگان و تعابیر عرفانی موجود در غزلیات حافظ بپردازد که در پی آن برای مخاطب روشن می گردد که مترجم به زیبایی محتوای معنایی کلام شاعر را به مخاطب منتقل کرده است. با این حال، در بیشتر موارد چرخش، تغییرات و افزایش های اجتناب ناپذیر در بازتولید وی مشاهده می شود که نه تنها خللی به درونمایه کلام شاعر ایجاد نکرده، بلکه بر زیبایی سخن مترجم افزوده است و مخاطب به این مهم دست می یابد که ارائة تعادل ترجمه ای کامل، آن هم به نظم کاری بس مشکل و در مواردی نیز ناشدنی است.
۱۰۱۶۸.

Texte Phénix La textophagie chez Lautréamont(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۹ تعداد دانلود : ۴۶۴
Si le Mal comprend entre autres la signification de la destruction et de la négativité, le texte lautréamontien, un texte omnivore qui s’élabore et croît en se nourrissant de la vie des autres textes, pourrait en incarner l’exemple par excellence. Ce texte hétérogène, en s’appropriant une telle absorbation dévoratrice, avance une conception novatrice du texte et de l’écriture, et exige une nouvelle lecture, qualifiée de périlleuse, dont le présupposé est le discrédit des notions tels la création et l’auteur. Pour expliquer le mécanisme complet de ce texte dont a été assez démontré le côté subversif, la présente étude se réfère aux idées du formalisme russe et de Jauss portant sur l’évolution littéraire. Mais ce mouvement négatif reste incomplet, voire stérile, sans sa contrepartie qui met plutôt l’accent sur l’idée du Bien qui ne pourrait être ni nommée ni pensée sans celle du Mal qui la précède. En exploitant largement la parodie, ce texte textophage et autophage, après avoir extrait l’âme de la littérature majeure, se métamorphose en un résurrecteur et la refonctionnalise. Il crée une écriture impersonnelle et essaie de valoriser, ou du moins d’évaluer esthétiquement la littérature marginale.
۱۰۱۶۹.

L’apport de l’écrivain à la poétique du roman dans «C’est moi qui éteins les lumières» de Zoya ‎Pirzâd(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۵۲۵
Le terme «poétique» est entendu dans cet article sous son acception la plus générale d’«étude des procédés internes de l’œuvre littéraire» (Jouve, 2001: 5). Il est en effet difficile aujourd’hui de donner le compte rendu d’un texte sans s’interroger sur les techniques qu’il met en œuvre et les éléments qui le constituent. La pragmatique a montré comment le sens et la portée d’un discours n’étaient pas séparables de son énonciation, c’est-à-dire des circonstances dans lesquelles il est prononcé. Tout énoncé porte en lui la marque de son auteur (le locuteur), de celui auquel il s’adresse (l’allocutaire) et du contexte dans lequel il est dit (la situation). Cet article vise à étudier la poétique de la créativité d’un roman de Zoyâ Pirzâd, écrivaine iranienne contemporaine, dans son célèbre roman Tcherâgh hâ râ man khâmouch mikonam [C’est moi qui éteins les lumières] (2012), traduit en français par Christophe Balaÿ, la ligne directrice de notre étude s’appuie sur les procédés internes de l’œuvre d’art explicités par Vincent Jouve dans La Poétique du roman (Jouve, 2001: 5). Nous avons l’hypothèse que les facteurs internes de la personnalité de l’écrivain interviennent dans le processus de l’écriture et de sa créativité
۱۰۱۷۰.

نگاهی تطبیقی به جایگاه ادبیات زنان در کشورهای اسلامی: مطالعه موردی "عادت می کنیم" از زویا پیرزاد و"خاطرات یک زن مطلقه" از هیفاء بیطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۳ تعداد دانلود : ۸۰۸
بیش از صد سال از آشنایی زنان جهان اسلام با مدرنیته و جریان های فکری-اجتماعی آن چون فمنیسم می گذرد. در این سال ها دغدغه اصلی زنان این سرزمین ها، احقاق حقوق سلب شده آنان و برابری آنان با مردان بوده است. با این حال بررسی آثار نگاشته شده توسط زنان (در قالب های رمان، شعر و...) نشان می دهد که هنوز فاصله زیادی میان جامعه آرمانی زنان فمنیست با واقعیت های اجتماعی وجود دارد و زنان فمنیست همچنان در حاشیه جامعه نگه داشته شده اند. در مقاله حاضر ابتدا (و با کاربست نظریه جینوکریتیسیزم) جایگاه زنان کشورهای اسلامی در سه مرحله تعریف شده توسط شوالتر مشخص شده، در ادامه از چرایی ناتوانی آنان برای عبور از این آستانه سخن گفته خواهد شد. برای نیل بدین هدف، دو اثر از دو نویسنده پیشرو زنِ جهان اسلامی یعنی رمان عادت می کنیم از زویا پیرزاد و رمان خاطرات یک زن مطلقه از هیفاء بیطار، که از رمان های موفّق ایران و سوریه هستند و هر دو با محویّت موضوع طلاق نوشته شده اند، انتخاب و از منظر نظریه جینوکریتیسیزم بررسی شده است. نتیجه این بررسی حکایت از آن دارد که زنانِ فمنیست جهان اسلام، در مرحله دوم از مراحل سه گانه ای که شوالتر آن را ترسیم کرده است، متوقف شده اند؛ بدین معنی که آنها از تقلید از سنت های مردانه روی برگردانده اند اما هنوز به صورت کامل به مرحله سوم که در آن زنان به جای توجّه به مردان، خویشتن زنانه خویش را مورد توجّه قرار می دهند و با لحن، ادبیات و شیوه روایت خاص خود، به بیان تجربه های خاص خود می پردازند پای ننهاده اند و در آستانه این مرحله برجای مانده اند.
۱۰۱۷۱.

سلطه و عصیان در زبان فروغ فرخزاد (خوانش شعر فروغ بر اساس رویکردهای سه گانه زبان و جنسیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۰ تعداد دانلود : ۸۶۵
آنچه به عنوان تفاوت در زبان میان دو جنس شناخته شده در سه رویکرد کمبود، تسلّط و تفاوت طبقه بندی می شود. امروزه رویکرد چهارمی در حال شکل گیری است که جنسیت در زبان را پدیده ای سیّال می داند و با به کارگیری آن می توان فرضیه های متفاوت تفکیک زبانی را در یک اثر هم زمان بررسید. در این مقاله سعی بر آن بوده با در نظر گرفتن دسته ای از نشانه های کمبود و تسلّط در زبان که از خلال آرای اندیشمندان این حوزه استخراج شده است، زبان شعری فروغ فرخزاد در پنج مجموعه شعرش بررسی و بر اساس بسامد استفاده از ویژگی های هر کدام از این رویکردها، فضای غالب شعر او مشخّص شود. زبان فروغ فرخزاد در چهار اثر او پیوسته در حال تغییر است. شعر او را نمی توان کاملاً منفعل و تحت نفوذ جهان مردانه دانست. از طرفی آثار سیطرة تاریخی قدرت مردانه بر ذهن و زبان او و درنتیجه بر چهرة شعرش نیز انکارناپذیر می نماید. از این رو، با توسّل به رویکرد پویا می توان تغییرات زبان او را مورد مداقه قرار داد. بررسی های صورت گرفته نشان داد دو دفتر آغازین او درصد قابل ملاحظه ای از نشانه های کمبود زبانی را بازتاب می دهد و مجموعه عصیان نقطه عطف چرخش شاعر به سمت زبانی متفاوت و غنی تر است. تولّدی دیگر نشانه هایی از تأثیر شاعر از تسلّط زبان مردانه را بروز می دهد و مجموعه آخر او به سمت نمایش کمتر جنسیت شاعر پیش رفته است.
۱۰۱۷۲.

مقایسه ی صورت و معنا در غرلیات خواجوی کرمانی و جلال الدین عضد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۳ تعداد دانلود : ۷۸۳
غزل یکی از مهمترین قالب های شعر فارسی است که شاعران در سرودن این قالب گاه از یکدیگر تأثیر و تأثر می پذیرند و این مسأله یعنی تأثیرگذاری گذشتگان در آیندگان یا شاعران معاصر از یکدیگر، امری بدیهی و مسلم است. خواجوی کرمانی و جلال الدین عضد یزدی هر دو از شاعران بزرگ قرن هشتم هستد که کمتر به این دو و اشعارشان توجه شده، یکی از دلایل عمده ی این کم توجهی، ظرف زمانی ای است که این دو، در آن پرورش یافته اند. یک قرن قبل از ولادت این دو؛ یعنی قرن هفتم، در همان فضا سعدی شیرازی یکه تاز قلمرو سخن بود و هم زمان با این دو نیز شاعر بزرگی چون خواجه حافظ، گوی سخن را از دیگران ربوده بود و راهی بس ناهموار و کاری بس دشوار بود که کسی در میدان رقابت با چنین شاعران و هنرمندانی سرافراز بیرون آید. ما در این مقاله به بررسی و مقایسه غزلیات دو شاعر از شاعران گروه تلفیق یعنی جلال الدین عضد یزدی با خواجوی کرمانی پرداخته ایم و به این نتیجه رسیده-ایم که اشتراکات و همانندی ها زیادی در حوزه های گوناگون سبک شناسی، مضمون، واژگان، موسیقی و طرز بکار گیری تعبیر در دیوان دو شاعر دیده می شود.
۱۰۱۷۳.

بررسی صور خیال شعر نابینایان با تأکید بر شعر شوریده شیرازی و مهین زورقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۵۸۵
صور خیال شعر شاعران نابینا، از موضوعاتی است که تاکنون مورد توجّه، نقد و بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله، صور خیال این شاعران با توجّه به محرومیتشان از درک زیبایی های بصری، در روشی توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. مبنای این پژوهش دیوان شوریده شیرازی و سه دفتر منتشر شده مهین زورقی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا میتوان برای حواس دیگری غیر از بینایی در بر ساختن صورت های خیالی در شعر فارسی نقشی قائل شد؟ این تحقیق با نگاهی به تأثیر حواس گوناگون بر تصاویر شعری نابینایان و میزان بهره گیری آنها از این حواس، سهم عناصر دیداری و غیر دیداری و لایه های پنهانی شعر یک نابینا و تاثیر نابینایی بر شعرشان را نقد و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد شاعران نابینا در به کارگیری مفاهیم حسی و رنگ ها در صور خیال، تفاوت عمده ای با بینایان ندارند؛ امّا برای جبران فقدان حس بینایی میکوشند از ظرفیتهای حواس دیگر بهره گیرند. از این رو بسامد برخی از عناصر خیالی چون حسآمیزی و کنایه در شعرشان بیشتر است. عدم تنوّع رنگ، برجستگی برخی اعضا چون دست و زبان و ابهام در صورخیال از ویژگیهای بارز صورخیال شعر نابینایان است.
۱۰۱۷۴.

تبارشناسی و شرح اصطلاحات رباعی ای منسوب به ابن سینا در مجالس المومنین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۴۴۸
مجالس المومنین قاضی نورالله شوشتری( ف. 1019)، از مهم ترین کتاب های رجال شیعی است که به دلیل در برداشتن ابیات منتسب به شاعران سده های نخستین، در پژوهش های ادبی نیز اهمیت دارد. بسیاری از پژوهشگران معاصر درباره ی این اشعار، به دیده ی تردید نگریسته اند؛ اما تاکنون پژوهشی در تحلیل تبارشناسانه ی این ابیات صورت نگرفته است. یکی از این اشعار، رباعی ای در ستایش امام علی(ع) و منسوب به ابن سیناست که نخستین بار در این کتاب آمده و به واسطه ی آن به بسیاری از تذکره ها و کتاب های تاریخ ادبیات فارسی راه یافته است. مضمون این رباعی، پیوندی آشکار با اصطلاحات خوشنویسی و برخی مفاهیم عرفانی دارد؛ از همین رو در این مقاله، با استفاده از تحلیل محتوای تاریخی، سعی شده پس از ریشه شناسی گونه ی خوشنویسی منعکس در این رباعی و بررسی سیر شکل گیری نشانه های عرفانی آن، ضمن تعیین محدوده ی زمانی سرایش شعر، دریچه های محتمل راه یافتن این شعر به مجالس المومنین بررسی شود. نتایج نشان می دهد، با توجه به انعکاس خط آینه ای در مضمون رباعی و ابداع و رواج این گونه پس از سده ی نهم و همچنین سازگاری شعر با برخی اندیشه های عرفانی رایج در میان فرقه هایی چون: حروفیه، نوربخشیه، بکتاشیه و ...، این رباعی بیش از چهار سده پس از درگذشت ابن سینا(ف. 428) سروده شده است. همچنین با در نظر گرفتن شاعر بودن قاضی نورالله، آشنایی اش با خوشنویسی و همچنین انتسابش با اهل عرفان، بعید نیست این رباعی را خود او سروده و در تایید باورهای شیعی اش به ابن سینا نسبت داده باشد.
۱۰۱۷۵.

همانندی های دیالکتیکی مولانا و هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷۷ تعداد دانلود : ۹۸۱
برخی به شکلی گذرا به همانندی های دیالکتیکیِ هگل و مولانا پرداختهاند، امّا حاصل کارشان بیشتر ادبی است تا فلسفی؛ زیرا از هگل که به غموض در نوشتههایش حتّی در زبان آلمانی شهره است، آن گونه که باید اطّلاعی نداشتهاند. اوّلین اثری که به این موضوع پرداخته، متعلّق به بیش از هفتاد سال پیش است. از آن جا که اغلب آثار هگل، تاکنون هم در زبان فارسی ترجمه شایستهای ندارد، عذر پیشینیان پذیرفتهاست، امّا امروزه صاحب نظران، شروح راهگشایی بر فلسفه هگل نوشتهاند. با این حال پژوهشهای متأخّر هم نه به آثار هگل توجّه داشتهاند و نه به شروح معتبر. محورِ دیالکتیکِ هگل در این مقاله، کتاب «پدیدارشناسی روح» است، امّا به مناسبت، به آثار دیگر وی نیز مراجعه شده است. دیالکتیک بر سراسرِ فلسفه هگل، سیطره دارد و از میان آثارِ مولانا، در مثنوی به شکلی نظام مند تر دیده می شود. این مقاله برای نخستین بار نشان می دهد، مفاهیمی را که هگل به عنوانِ مثال برای سه گانه های دیالکتیکی(تز، آنتی تز و سنتز) آورده است، ابتدا در مثنوی با همان رویکرد آمده اند. از آن جا که بر اساس فلسفه هگل - چنان که در مقدمه آمده است- مثال آوردن برای سه گانه ها محدودیتی ندارد، یکسانی مثال ها نشانه چیست؟ همچنین این مقاله با یافتنِ تحسینِ هگل از مولانا و معرفی مترجمانی آلمانی که بسیاری از متونِ ادب فارسی و از جمله بخش هایی از آثار مولانا را به فرهنگ آلمان منتقل کرده اند، به این نتیجه می رسد که یقیناً هگل در دیالکتیک خود، متأثّر از مولاناست.
۱۰۱۷۶.

جایگاه تصویر در شعر غنایی (با نگاهی به منظومه های عاشقانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۷۱۲
تصاویر شعری، حاصل پیوند تجربه های عاطفی شاعر با پدیده ها و وقایع پیرامون او است. به بیان دیگر، احساسات و همچنین مفاهیمی که شاعر در صدد انتقال آنها به مخاطب است، ناگزیر در کالبدی از جنس واژگان و عبارات مطرح می شود و شاعر به مثابه یک هنرمند، با ورود عنصر تخیّل، که برجسته ترین ویژگی کلام ادبی شناخته می شود؛ آن را چونان تابلو نقّاشی عرضه می نماید. بدیهی است که این اثر فاخر می تواند با انبوهی از صناعات بلاغی، رنگی از تکلّف و تصنّع بگیرد و یا با عباراتی ساده و عاری از آرایه های ادبی بیان شود. بی شک تصویری که در عینیت بخشیدن به مضامین درونی و حسّی شاعر موفّق تر است، نسبت به تصویری که مانند یک عکس، به محاکات دقیق دنیای اطراف شاعر پرداخته و قادر نیست احساس و گاه مفاهیم انتزاعی شاعر را بیان نماید، هنری تر خواهد بود. بنابراین از یک سو میزان تصرّف خیال انگیز شاعر در زبان و برجسته کردن آن از رهگذر هنجارگریزی و آشنایی زدایی و از سوی دیگر شیوه ی چیدمان کلمات در بیت و میزان نزدیکی مضامین شعری با تجربه ی شاعر، در زیبایی تصویر اهمیّت زیادی دارد. این تصاویر بنابر شرایط گوناگون از قبیل: سبک فردی و تاریخی شاعر، مخاطبان، محتوا و نوع ادبی اثر، دارای ساختار ویژه ای است. در شعر غنایی، مضامین عاشقانه با پوششی از آرایه ها و بر مبنای احساس فردی شاعر مطرح می شود. در این گونه ی ادبی، ساختار تصاویر شعری به طور ویژه ای با تعریف تصویر در زبان ادبی قرابت دارد. این پژوهش کوشیده است ویژگی های تصاویر شعری و جایگاه آنها در شعر غنایی، با نگاهی به پنج منظومه ی عاشقانه تحلیل شود. این آثار عبارت است از: خسرو و شیرین نظامی، شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی، خسرو و شیرین هاتفی، فرهاد و شیرین وحشی بافقی و خسرو و شیرین شهاب ترشیزی.
۱۰۱۷۷.

بررسی نوآوری در اشعار سلمان هراتی در پرتو استعاره ی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۶۲۹
استعاره ی مفهومی مبحثی در زبان شناسی شناختی است که با کمک آن می توان نظام فکری و ساختار ذهنی اهل زبان را به خوبی شناخت و محتوای بینش کلی ملت ها را در بستر تجربه مشخص کرد. کاربرد این نظریه در ادبیات سبک شخصی شاعران و منابع الهام و میزان نوآوری ها و در نهایت جایگاه شعری آنان را نشان می دهد. این مقاله با استفاده از این رهیافت اشعار سلمان هراتی را بررسی کرده و با استخراج انواع استعاره های مفهومی و ترسیم نگاشت های مربوط به آنها به این نتیجه دست یافته است که در اشعار ایشان نوآوری در استفاده از استعاره های قراردادی و خلق استعاره های غیرقراردادی برجستگی خاصی دارد و پیوند بین سه مقوله ی (عناصر طبیعت و ایدئولوژی و حوادث اجتماعی و فرهنگی و سیاسی) موجب خلق استعاره های به هم پیوسته و منسجم شده است. پیوند این سه مقوله، مثل یک نخ نامرئی این استعاره ها را به هم متصل کرده است که حاصل آن، نگاشت های اصلی و بنیادین «هستی طبیعت است»، «زندگی حرکت است» و «زندگی مبارزه است» شده است. این نگاشت های استعاری مثل یک رشته ی مفهومی، تمام اجزای اشعار هراتی را به هم پیوند زده و موجب انسجام درونی اشعار او شده است.   
۱۰۱۷۸.

تحلیل و بررسی تاثیر اندیشه های ایران باستان بر شکل گیری استعاره های درباری در خمسه ی نظامی از منظر شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۵۳۳
اندیشه های ایران باستان از خاستگاه های مهم و اصلی نظام فکری و اندیشه ای نظامی گنجوی است. او به ایران باستان و زبان پهلوی دلبستگی خاصی داشت و برخی داستان هایش نیز در فضای ایران پیش از اسلام رقم می خورد. مطالعه و بررسی آثار وی نشان می دهد که او بسیار تحت تاثیر این نوع اندیشه ها قرار دارد و این اندیشه ها باعث شده است تا استعاره های درباری متنوعی در خمسه ی نظامی شکل بگیرد؛ استعاره هایی که به دلیل انسجامی که در متن خمسه ایجاد کرده، به یکی از شاخصه های سبکی برجسته و قابل توجه در سطح بلاغی خمسه تبدیل شده است. با توجه به همین موضوع و اهمیت نقش استعاره های درباری در خمسه، این پژوهش تلاش دارد با مبنا قرار دادن نظریه ی استعاره ی شناختی، به بررسی نقش اندیشه های ایران باستان در شکل گیری استعاره های درباری بپردازد و از رهگذر تحلیل برخی از استعاره های مهم درباری، تاثیر این نوع اندیشه ها را بر ذهن و روان نظامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد، کاربرد استعاره هایی نظیر محمد شاه است، خورشید شاه است، شاه نور است و خورنق آرمانشهر است در خمسه ی نظامی، حاکی از این است که اندیشه-هایی همچون اندیشه ی ایرانشهری و برخی از مولفه های آن مانند اعتقاد به شاه آرمانی و آرمانشهر و همچنین باورهای مربوط به فره ایزدی و آیین میتراییسم نقش به سزایی در شکل گیری برخی از مهم ترین استعاره های درباری نظامی داشته اند.
۱۰۱۷۹.

نوآوری های یغمای جندقی در هجوسرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۳ تعداد دانلود : ۷۹۶
علی رغم اهمیت هجو در مطالعات روان شناسی، جامعه شناسی و ادبیات، این نوع ادبی هنوز به گونه ای بایسته، مورد توجه واقع نشده است. نگاهی اجمالی به پژوهش های انجام شده درباره ی آن، در مقایسه با سایر گونه های ادب غنایی، به خوبی مبین این مسأله است. موضوع پژوهش حاضر، بررسی نوآوری های یغمای جندقی در هجوسرایی است. معرفی هجو و اهمیت آن، شناساندن شگردها و نوآوری های یغما در هجوسرایی و فراهم آوردن زمینه ی آشنایی بیش تر با یغما، از اهداف پژوهش حاضر محسوب می شود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است؛ داده ها با روش کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری شده و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شده اند. نتیجه نشان می دهد که یغما با به کارگیری ساختار و قالب تعزیه در هجو، استفاده از واژه های عامیانه و به کار بردن افتنان، به نوآوری پرداخته است. یکی دیگر از شگردهای نوآوری او، استفاده از وزن و بحر و لحن روایی شاهنامه در هجو است؛ به گونه ای که می توان آن را نوعی حماسه ی مسخره (بورلسک) نامید که در ادب فارسی مسبوق به سابقه نیست.  
۱۰۱۸۰.

انتساب قطعه ای از کمال الدّین اسماعیل به فرخاری در تذکره الشّعرای دولتشاه سمرقندی (مقاله کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۹ تعداد دانلود : ۴۹۱
یکی از زمینه های پژوهشی درباره ی جُنگ ها و سفینه ها، بررسی انتساب های اشعار در برخی از آنهاست که گاه به اشتباه آمده و سبب شده است تا محقّقان و پژوهشگران حوزه ی تاریخ ادبیات به سفینه ها و بیاض ها با دید احتیاط بنگرند و چندان به انتساب های جُنگ پردازان اعتماد نکنند. هرچند این انتقاد را می توان تا حدودی درباره ی بیشتر سفینه ها صادق دانست و بایسته است با احتیاط به انتساب های اشعار در جُنگ های متأخّر و حتّی کهن نگریست؛ با این حال نمی توان از برخی انتساب ها در این بیاض ها درباره ی اشعار سخنوران گمنام و حتّی مشهور چشم پوشید. زیرا از رهگذر برخی از این انتساب ها، -بدان شرط که با دیگر منابع معتبر سازگار باشند- گاه می توان در پژوهش های شعرشناسی، گوینده ی واقعی شعری را شناخت که در نتیجه سخن تمامی منابع و حتّی تذکره های معتبر در مورد یک انتساب منسوخ خواهد شد. نگارنده در این نوشتار، با استفاده از دو سفینه ی کهن و متأخّر و نیز نسخ دیوان کمال الدّین اسماعیل(568؟–635 ق.)، نشان داده است که قطعه ای در دیوان کمال الدّین، در تذکره ی دولتشاه (تألیف: 892 ق.) به اشتباه به فرخاری، -از شاعران سده ی پنجم هجری- منسوب شده که این اشتباه به تذکره ها و منابع معاصر نیز راه یافته است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان