مثنوی بزرگترین و مشهورترین کتاب منظوم عرفانی از زمان خود مولانا مورد توجه علما و عرفا قرار گرفته است. از دیر زمان شرحهایی به زبانهای مختلف برآن نوشته اند و در اثنای شرح پاره یی از لغات آن را توضیح داده اند. درباره لغات مثنوی هم کتابهایی مستقل از قرن نهم هجری به بعد تدوین شده که از میان آنها به فرهنگ مثنوی از عبداللطیف بن عبدالله کبیر و مظهر الاشکال از محمد شعبان زاده که به ترکی و احتمالاً از سده یازدهم هجری است میتوان اشاره کرد. مفصل ترین فرهنگ مثنوی از شادروان دکتر سید صادق گوهرین است در نه جلد به نام فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی که تاکنون چندبار به طبع رسیده است. باآنکه این کتاب بسیار مفصل و نسبتاً کامل است بازهم گاهی برای کسانی که دنبال معانی دقیق لغات‘ آنچنانکه منظور مولانا بوده است‘ می گردند‘پاسخگو نیست. نگارنده این سطور هنگامی که نثر مثنوی را فراهم میکرد ‘ به لغاتی برخورد که معانی آن در این کتاب و برخی کتب دیگر لغت به دست نیامد. در این نوشته لغاتی که در فرهنگنامه های مثنوی و حتی گاهی در فرهنگهای عام نیامده است با استفاده از شروح و گاهی به استنباط شخصی با مثال توضیح داده شده است . امیدوارم که محققان ارجمند خطاهای آن را اصلاح فرمایند.
اگر چه قاضی بیضاوی رحمه الله تعالی علیه‘أنوار التنزیل و اسرارالتأویل را از اشارات عرفانی کاملاً به یکسو ننهاده است و خطبه آغازین نیز بشاراتی را دربردارد لیک چون تفسیر قاضی اصلاً عرفانی نیست و در آن به شرح عرفانی حروف بسم الله الرحمن الرحیم نپرداخته ‘ لذا چون تفاسیر عرفانی نیز مطمح نظر نگارنده بوده است ‘ در این مقاله از معانی و تعبیرات عرفانی حروف باء و سین و میم بسم الله‘در تفاسیری همانند تفسیر میبدی و محیی الدین بن عربی و فیض کاشانی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین سخن رفته و شرح منظوم آن بهمراه نکته هایی تفسیری‘اثر طبع نگارنده مقاله آمده است .