فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۰۱ تا ۲۱٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی راه های رهایی انسان معاصر از بستگیهای دنیوی در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف عمده این نوشته بررسی مفتاحهایی است که از شعر شاعرِ حکیمِ معاصر، سهراب سپهری برای رهایی «مرغ خوش الحان آن چمن» از تخته بند وابستگیهای حسی استنباط می شود. با این روش که اشعار او با توجه به سنتهای ادبی تحلیل، و با آرای صاحبنظران تطبیق داده شده است. با اینکه برخی ارباب نظر، عرفان سپهری را نابهنگام خوانده و برخی دیگر در وجود رسالت انسانی و تعهد اجتماعی در شعر او تردید کرده اند، بیشتر مخاطبان شعرش او را در ردیف عرفا و حکما جای داده اند. این نوشته حاکی است که در وجود رسالت انسانی و تعهد اجتماعی در شعر او تردید جایز نیست و حکمت و عرفان او مغتنم است. این نوشته از دو قسمت اصلی تشکیل می شود: 1- سپهری بر مسایل روزگار و خلو حیات آدمی از معانی والا وقوف داشته و در انزوای عرفانی خود به آنها پشت نکرده است. 2- او راه هایی را برای رهایی مردم از بستگیهای بی ثمر دنیا پیشنهاد می کند و از سرچشمه های زلال عرفان و حکمت برای آسایش آدمیان خسته از هیاهوها رهاوردهایی به ارمغان می آورد. پس در بحث از رسالت انسانی و تعهد اجتماعی نباید از سپهری غافل بود.
درد دین و دین ورزی عاشقانه از دیدگاه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین به راستی و نیک اندیشی، از خود رها شدن و در جذبه ای معنوی به حقیقت پیوستن است؛ این روایتِ عاشقانه ی دین ورزی نزد عارفان ایرانی است، آنان در دین بر عشق پای فشرده اند و دیگران را نیز بدان سفارش کرده اند.
کشش و جذبه، همواره دستاوردِ فضایی است که از عشق شکل می گیرد؛ بنابراین، دین با این تعبیر، جز با عشق، سامان نمی یابد. سنایی پدر شعر صوفیانه ی فارسی- که با اندیشه ای عارفانه، به پیکره ی شعر فارسی رنگی دیگر پاشید، بارها در شعر خود از درد دین و دینِ استوار به عشق، سخن گفته است و از اهل روزگار خود به خاطر بی دردی و بیگانگی با عشق، نالیده است.
این گلایه مندی منتقدانه گاه وی را بر آن داشته که هموطنان دیندار و مسلمانش را به دین ورزی و مسلمانی، دعوت کند! این جستار با شیوه ی تحلیل متن، در پی راز گشایی از مفهوم دین ورزی عاشقانه نزد سنایی و علت نالیدن و درد دین داشتن اوست؛ به گمانِ سنایی بی عشق، دیو جای دین را می گیرد. از نظر گاهِ سنایی، درد دین، دَردِ عشق آکند فرخنده ای است که پرورده ی بینشی قرآنی است. این بینش، پارادوکسِ به مسلمانی خواندنِ مسلمانان را شکل می دهد.
عوامل مشترک شادمانگی در رباعیات خیام، مولوی و شرفنامه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصری که تراکم جمعیت، رشد صنعت و توسعه ی تکنولوژی، به نحو چشمگیری از تفرج و انبساط بشر کاسته و تنش های عصبی، فشارهای مختلفی را بر او تحمیل نموده و بیش از پیش موجبات افسردگی و فرسودگی او را فراهم کرده است، بررسی و تحلیل مقوله ی شادمانگی و معرفی عوامل افزایش آن از منظر شاعران ایرانی، از موضوعاتی است که می تواند به ترویج و تعمیق شاد زیستی و خوشباشی و شادمانگی روحی بشر کمک کند.
البته ذهن و زبان شاعران ایرانی در دوره های مختلف، واژه ی شادی و مترادفات و عوامل ایجاد آن را رواجی تمام داده است که در این مقاله به اختصار به آن اشارت رفته است اما آنچه به طور خاص مورد تحلیل این مقاله است عوامل مشترک شادمانگی از منظر سه شاعری است که پرداختن به آن به دلیل اختلاف مبنایی در فکر و اندیشه ی آنان، به ظاهر متناسب نمی نماید، چرا که خیام به معنی خاص عارف نیست و مولانا صد درصد عارف است و نظامی با مولوی- هرچند کمتر از خیام- متفاوت است و لیکن از آنجا که هر سه شاعر از معدود بزرگانی اند که ساحت بسیاری از معتقدات عمومی را شکسته و خارج از دسته بندی های های مشربی، با پویایی رای و فکر و نظر و با معرفتی به معنای اعم به مسایل مهم، اساسی و والای انسانی پرداخته اند؛ نگارنده تا حد مقدور فارغ از مُهری که به عنوان حکیم یا عارف بر پیشانی هر یک خورده است به بررسی و تحلیل عواملی که در این سه منظومه ی متلاقی دیده است خواهد پرداخت و به روش تحلیل مقایسه ای عوامل مشترک شادمانگی را در شعر خیام، مولوی و نظامی جستجو خواهد کرد.
روایت شناسی داستان بوم و زاغ در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی یکی از حوزه های مطالعاتی است که به دنبال بررسی نظام حاکم بر روایتها و کشف و دریافت مناسبات و پیوندهای درونیِ اجزای سازنده روایت است. ساختارگرایانی نظیر گرماس، تودوروف، ژنت و برمون در مطالعه روایت بیشتر به کشف الگوها و بن مایههای زنجیرهای داستانها توجه کرده اند. گرماس کار خود را براساس زبان شناسی سوسور و یاکوبسن آغاز کرد و تحت تاثیر تفکر آنها، هسته پدید آمدن قصه ها را در تقابل کنشگرها دانست. او به نقش تقابل های دوگانه در داستان و روایت توجه زیادی داشت و این تقابل ها به گونه زیر در الگوی او دیده می شود: فاعل و هدف/ فرستنده، و یاریگر و رقیب/ گیرنده. قصه ها با توجه به وجود و عدم یکی از شش کنشگر مورد نظر گرماس، قابل دسته بندی اند. یکی دیگر از مباحث روایت شناسی گرماس، توجه به زنجیره های روایی (پیرفت) است که به نظر او در سه قسم قابل بررسی است: اجرایی، پیمانی و انفصالی. در این مقاله به روایت شناسی داستان بوم و زاغِ کلیله و دمنه از منظر گرماس پرداخته شده است.
بررسی ساختار متن در کشف المحجوب هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشف المحجوب هجویری از آثار تعلیمی صوفیه و متعلق به دوره ی نخستین نثر فارسی است. اهمیت این کتاب در این است که اطلاعات فراوانی از تصوف و موضوعات مربوط به آن در اختیار خواننده قرار میدهد. نثر این کتاب در قسمتهای مختلف متفاوت است و با موضوع سخن ارتباط مستقیمی دارد؛ با وجود تنوع موضوعات و گوناگونی نثر در کشفالمحجوب، این کتاب ساختاری منسجم و یکپارچه دارد. در این مقاله به ساختار کلی این کتاب و شیوه ی ویژه ی نویسنده ی آن در تبیین و گسترش اندیشهها و مضامین محوری پرداخته شده است.
بازشناسی اسطوره بویاترنج در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «بویاترنج» تنها یک بار در شاهنامه فردوسی به کار رفته است. این اصطلاح بیانگر داستان اسطوره ای مستقلی است که در شاهنامه نیامده است. با بررسی ادبیات اوستایی، متون پهلوی، روایات فارسی زردشتی و حماسه های شفاهی می توان سه سرچشمه برای این اسطوره در نظر گرفت:
1. اسطوره جمشید و آسن خرد که در آن جمشید، آسن خرد ربوده شده توسط اهریمن و دیوان را از دوزخ/ شکم اهریمن بازمی گرداند. 2. اسطوره جمشید و تهمورث که در آن جمشید برای بازگرداندن تهمورث که توسط اهریمن بلعیده شده، دست در تن دوزخی او فرو می برد و تهمورث را بیرون می کشد، اما دست او پوسیده می شود و بوی بد می گیرد و با گمیز درمان می شود. 3. اسطوره ای در حماسه های شفاهی که در آن دست رستم در اثر فرو بردن در شکم دیو سپید بوی بد می گیرد و او همواره ترنجی طلایی پر از بوی خوش در دست دارد. در این مقاله با توجه به این سه سرچشمه، بنیادهای اسطوره ای بویاترنج بازشناسی و سپس این اسطوره بازسازی شده است.
در جست و جوی استقلال انتخاب متن های ادبی مناسب برای برنامه ی فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر برای این که نشان دهد برنامه ی «فلسفه برای کودکان»، می تواند برای رسیدن به هدف عمدهی خویش یعنی دست یابی به استقلال از داستان های موجود در ادبیات کودک بهره گیرد، به تحلیل محتوایی از نوع تأملی یا فکری چند داستان در این گستره پرداخت. یافته های پژوهش نشان داد، آثار یاد شده به خوبی میتوانند به یاری برنامهی «فلسفه برای کودکان» بشتابند و نیازهای آنان را پاسخ گویند؛ همچنین مشخص شد که همانندی های بسیاری میان دیدگاه های مرتضی خسرونژاد، ماریا نیکولایوا و برونو بتلهایم با یافته های این تحقیق وجود دارد
شمس تبریزی و تاویل های عرفانی او از احادیث نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمس تبریزی برای احادیث نبوی اهمیت بسزایی قایل بوده و همان گونه که خود اشاره می کند، کمترین سخن حضرت محمد(ص) را با تمام کتاب های عالم قابل مقایسه نمی داند. او معتقد است، ورای ظاهر احادیث، معناهای باطنی عمیقی نهفته است که تنها عارفان و واصلان درگاه احدیت قادرند آن را درک کنند. او حتی گاهی قرآن و حدیث را با هم می سنجد و می گوید: قرآن را به این دلیل دوست دارد که از زبان حضرت رسول(ص) جاری شده، نه به این علت که خداوند آن را فرستاده است. او همچنین بر این باور است که در احادیث، اسرار بسیار زیادی وجود دارند که به دلایلی در قرآن مطرح نشده اند. شمس با درک عرفانی عمیقی که نسبت به سخنان حضرت رسول(ص) دارد، معانی عارفانه بدیع و شگرفی را از احادیث استخراج و عرضه می کند؛ معنی هایی که عارفان قبل از او به ندرت متوجه شده اند. در این پژوهش، ابتدا نظریات شمس در باب تاویل و تاویل حدیث را بررسی، سپس شیوه های تاویلی او را به صورتی ساختارمند طبقه بندی کرده ایم.
نگرش آیرونیک شمس تبریزی به گفتمان ها و نهادهای جامعه عصر خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درپی نمایاندن تصویری از جهان ذهن و اندیشه شمس تبریزی است. نویسنده درصدد است تا نخست با تکیه بر تصاویر بلاغی و رتوریک متن مقالات، انسجام فکری موجود در ورای ظاهر آشفته و درهم ریخته مقالات و راز تاثیرکلام شمس را نشان دهد؛ دیگر اینکه عامل فردیت شمس و مقالات را در تاریخ تصوف و به ویژه نثر عرفانی فارسی به تصویر بکشد. ازاین رو، ابتدا صورت های بلاغی پربسامدی چون تمثیل، استعاره، رمز و پارادوکس را به عنوان نقطه اشتراک مقالات با سنت عرفانی پیش از خود مطرح کرده و سرانجام فردیت متن را در زبان و نگرش آیرونیک شمس نشان داده است. به همین سبب، پس از بیان مفهوم آیرونی، انواع و ویژگی های آن و نگاه آیرونیک شمس به گفتمان ها و نهادهای عصر خود را به تفصیل بحث کرده و در پایان به کارکرد آیرونی در مقالات پرداخته است.
جایگاه شعر نزد افلاطون و ارسطو
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مورد توجه و حائز اهمیت در تاریخ نقد ادبی در یونان باستان، موضوع حملات افلاطون به شعر و در مقابل دفاعیات ارسطو از آن است. با اینکه نظریات آنها بر فرضیات مشترک استوار بود و هر دو هنر را صورتی از تقلید می دانستند، اما درباره ارزش شعر و هنر و مفهوم تقلید، هم داستان نبودند. از سوی دیگر برخورداری این دو فیلسوف از دستگاه فلسفی خاص و از نبوغ و عظمتی که قرن های متمادی بر حکمت، فلسفه و نقد ادبی سایه گستر و تاثیرگذار بوده، سبب شده است تا افکار و اندیشه های آنان همچنان جای تامل و بررسی داشته باشد. از این رو در این مقاله مبانی فکری و نظام اندیشگی آنان در این رد و قبول و حمله و دفاع، بررسی و اختلاف آراء آنها تبیین شده و سپس تفاوت دیدگاه این دو درباره شعر مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است.
رویکردی انتقادی به رای باختین در باب حماسه با محوریت شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازان ادبی معاصر، از چشم اندازهایی مختلف ژانرهای ادبی را مورد نقد و بررسی قرار داده اند. دراین میان، میخائیل باختین نظریه پرداز بزرگ روس، جایگاه ویژه ای دارد. وی با تاکید بر اصطلاح کلیدی «منطق مکالمه» درمیان انواع ادبی، تنها نوع ادبی رمان و آن هم رمان های داستایفسکی را واجد ماهیت گفتگویی و چند آوایی می شمرد. بر همین اساس، باختین آثار حماسی و تراژدیک را فاقد خصلت مکالمه ای می داند. در نظر وی، تک آوایی و تک صدایی برچنین آثاری حاکم است و صدای راوی بر فراز صداهای شخصیت های داستان شنیده می شود. ما در این مقاله برآنیم تا با استناد به آراء و اندیشه های باختین، و با محوریت شاهنامه فردوسی این مدعا را مورد نقد و بررسی قرار دهیم و با ذکر پاره ای از داستان ها و مولفه های بنیادین شاهنامه، بر منطق گفت و شنودیِ آن، تصریح و تاکید نماییم.
تجلّی رستاخیز در پنج گنج نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی داستان گنبد سرخ در هفت پیکر نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
استشهادی منحصر به فرد از قرن هشتم هجری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سعدی و خدای آشنای او در بوستان و گلستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضرورت ادبیات تطبیقی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چالش های ادبیات تطبیقی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان تأثیر بسامد بر طول واژه
حوزههای تخصصی:
بسامد در زبان شناسی هم چون دیگر حوزه های علوم مختلف کاربردهایی فراوان دارد و برهمین اساس تعاریفی متنوع برای آن ارائه شده است. آن چه در این پژوهش از مفهوم بسامد برمیآید، تعداد دفعات ظهور یک عنصر زبانی در یک متن است و از همین روی مستلزم انجام کارهای آماری است.
در این مقاله نگارندگان بر آنند تا به بررسی «قانون زیف» یعنی رابطة میان بسامد و طول واژه در متون فارسی بپردازند. به همین جهت دو متن قدیمی و امروزی شامل 1500 واژه، انتخاب شده است و تأثیر بسامد بر طول واژگان قاموسی و نقشی مورد بررسی قرار گرفته است که نتیجه بدست آمده، قانون زیف را در زبان فارسی نیز تأیید میکند.
رمزگشایی قصة دقوقی
حوزههای تخصصی:
قصة دقوقی در مثنوی معنوی از جمله قصه هایی است که حیرت خوانندگان و شارحان آن را برانگیخته است، اما حیرتی که شاعر بارها و بارها به آن اشاره میکند حیرت عارفانه است.
تجربة شاعر و درون مایة داستان بنظر خواننده آشنا نمیآید و رازهایی ناگشوده دارد. فهم و دریافت آن با یافته های حواس ظاهری ممکن نیست و امری ناهمگون و متفاوت با تجربیات روزمره و عادی است. ابهام درونی اغلب حوادث، آن را نیازمند توضیح و تفسیر میکند، به گونه ای که در گشودن قفل رازهای آن به عقل و منطق نمیتوان تکیه کرد. این داستان تجربه ای ازلی است که از راه ناخودآگاهی منتقل شده، کلید کشف ضمیر ناخودآگاه و بررسی رمزها و نمادهای آن است. در این مقاله برآنیم تا با طرح چکیده ای از قصه به حل برخی از پیچیدگیهای آن بپردازیم.