پروین اعتصامی (1258-1320) از جمله شاعرانی است که کلام ساده، رسا، جذاب و دوست داشتنی او تاثیر فوق العاده ای بر مخاطبان خود می گذارد و به نحو شگفت انگیز و دلنشینی در قلب و روح آنان نفوذ می کند.
به نظر می رسد این قبیل تاثیرات عمیق بیشتر به واسطه پیام و محتوای ارزشمندی است که در ورای سخن زیبا و عاطفی این شاعر گرانقدر نهفته است؛ اگرچه توجه به آرایه های ادبی و فنون بلاغت و فصاحت نیز در این تاثیر گذاری کم اهمیت نیست.
در این جستار نگارندگان بر آنند تا با بررسی و تجزیه و تحلیل درونمایه های اخلاقی، اجتماعی، تعلیمی و تربیتی شعر پروین نشان دهند، محتوا و پیام جهت دار شعر او به چه میزان در فرایند جذب مخاطب نقش دارد و نسبت و رابطه این محتوا با عناصر برون ساز شعر همانند زیبایی، تخییل، سبک، نوآوری و ... تا چه حد است.
گونه شناسی موجب شناخت بهتر، کامل تر و دقیق تر هر موضوعی است و یکی از روشهای علمی به شمار می آید. داستانهای فارسی با تمام وسعت، اهمیت و گذشته آن، تاکنون طبقه بندی جامعی نشده است. ایراد اساسی طبقه بندیهای موجود، به رغم تعدد و فراوانی، آمیختگی و دقیق نبودن آنهاست. اغلب طبقه بندیهای انجام شده چون از یک دیدگاه یا اعتبار خاص صورت نگرفته اند، موجب درهم ریختگی و آمیختگی انواع داستانها شده است. این مقاله، صرفاً طبقه بندی، نقد و بررسی، شکل شناسی و گونه شناسی داستانهای سنتی فارسی است. در اینجا پس از تبیین مساله و پیشینه آن، آرای مهم ترین قصه شناسان و قصه پردازان ایرانی را گزارش و نقد و بررسی می کنیم، سپس آرای قصه شناسان غیر ایرانی را بررسی و ارزیابی می کنیم تا وضعیت حال را توصیف و تشریح کرده باشیم. آن گاه بر اساس همین طبقه بندیها و با دادن نظم و سامان مناسب و برخی ملاحظات و توضیحات، طبقه بندی جامعی را به یازده اعتبار ارائه می دهیم. این طبقه بندی نقد، تحلیل و تطبیق را در پژوهشهای داستانی کلاسیک ، سهولت می بخشد. یازده اعتبار پیشنهادی عبارتند از: 1.قالب، 2. ساختار روایت، 3. مضمون و درون مایه، 4. حوادث، 5. هدف، 6. منشا، 7. پایان، 8. سطح ادبی، 9. قهرمانان، 10. نحوه ارائه، 11حجم.
در این مقاله به بررسی تحلیلی شخصیتهای اصلی داستان « دو زاهد » با نگاهی بر آنچه لکان از ساختمان نفسانی آدمی ارائه می دهد ، خواهیم پرداخت . ژک لکان وجود آدمی را به سه ساحت تقسیم می کند : « حیث خیالی » که همان دنیای جذابیتهای ظاهری و فریبندگی و فسون با عملکرد پرده پوشی نسبت به ضمیر ناآگاه ، است ؛ « ساحت رمز و اشارت » ساحت آرزومندی آدمی است که انقسام وجودی آدمی در آن مطرح می شود و « حیث واقع » که گویای آن است که ذات آدمی در ضمیر ناآگاه و در ماورای وجود اوست که لکان به این ماوراء، عنوان « غیر» می دهد . برای تحلیل روانی شخصیتها تکنیکهای زبانی موجود در نثر و نحو جملات ، مفید خواهد بود . زمینه اصلی داستان را سه شخصیت اصلی شکل می دهد که هر یک بر اساس ساحتی از نظریه لکان مورد بررسی قرار می گیرند. هارون الرشید نماینده حضور آدمی در ساحت رمز و اشارت است ؛ یکی از دو زاهد ( ابن عمری ) در حیث خیالی و دیگری ( ابن سماک ) با توجه به نشانه های موجود در متن احتمالاً فردی است که حیث واقع را تجربه کرده است .
هدف پژوهش حاضر، بررسی درونمایة ساقینامه های فارسی از منظر انطباق پذیری آنها با مضامین رباعیات خیام است. به همین جهت 119 ساقینامة موجود در تذکره های میخانه و پیمانه به روش کتابخانه ای و با شیوة تحلیل محتوا بررسی شده و از آنجا که استقرای تام مدّ نظر بوده، نمونه گیری اعمال نشده است. نتیجه بیانگر این مطلب است که اندیشه هایی چون اغتنام فرصت، مرگ اندیشی، حیرت و شکوه از روزگار از موتیف های مشترک رباعیات خیام و ساقینامه هاست، با این تفاوت که در رباعیات خیام رنگ فلسفی به خود گرفته و به صورت موجز بیان شده اند اما در ساقینامه ها گاه رنگ عرفانی یا عاشقانه یافته و میدان وسیع تری برای جولان داشته اند. علاوه بر این، پدید آورندگان این نوع ادبی، اغلب با انتساب نابسامانیهای اجتماعی به روزگار، اعتراض خود را در پوشش می و مستی و اصطلاحات مربوط به آنها، فارغ از هرمحدودیتی اظهار کرده اند.