فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۹۲۱ تا ۱۷٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
منطق مکالمه و ساحت بینامتنى در دیوان حافظ و ولای حیدرآبادی
حوزههای تخصصی:
بررسی توصیف و کارکردهای برجستة آن در رمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز بررسیِ توصیف و روایت در انواع ادبی مورد نظر پژوهشگران بوده و امروز روایت-شناسی خود به دانشی خاص و بایسته تبدیل شده است. هر متن داستانی- هرچند که در آن روایت و توصیف به طور ذاتی به هم آمیخته باشند- از یک سو، نشان دهنده اعمال و رویدادهایی است که روایت را می سازند و از دیگر سو، شامل بازنمایی اشیا و شخصیت هاست که به آن توصیف گفته می شود. در این راستا، مقاله حاضر می کوشد به بررسی توصیف و جایگاه آن در رمان بپردازد. مطالعه روابط توصیف و روایت، ما را متوجه کارکردهای توصیف در رمان می سازد؛ یعنی نقشی که بخش ها و حالت های توصیفی در ترکیب کلی روایتگری بر عهده دارند. بنابراین سعی بر آن است که ابتدا تاریخچه توصیف در رمان، سپس ساختار توصیف و درنهایت مهم ترین کارکردهای آن در رمان از دیدگاه نقد و تحلیل ساختاری بررسی شود.
بررسی و تحلیل عناصر و مؤلفه های اسطوره ای در اشعار قیصر امین پور بر مبنای دیدگاه «لارنس کوپ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی"" شکاف نسلی""به عنوان اصلی واقع گرایانه در ""درازنای شب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانشی «لکانی» از شازده احتجاب گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش برپایه نظریه روانکاوی ژاک لکان، روانکاو پساساختارگرای فرانسوی، رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری تحلیل و بررسی می شود. پس از طرح مباحثی نظری درباره چند اصطلاح رایج در نظریه لکان (حیث واقع، ساحت خیالی، ساحت نمادین، نام پدر و نگاه خیره، در خوانشی نقادانه از شازده احتجاب گلشیری چگونگی کارکرد این مفاهیم سنجیده خواهد شد. نگارندگان این پژوهش کوشیده اند به دو پرسش اساسی پاسخ دهند: رمان شازده احتجاب در کدام ساحت لکانی روایت می شود؟ و علت عمده گسستگی و عدم انسجامِ ساختار «خود» شازده احتجاب و ساختار روایی این رمان چیست؟
گروتسک و ادبیات داستانی بررسی مفهوم گروتسک و کاوش مصداق های آن در داستان های کوتاه شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، یکی از مقولات نظری هنر و ادبیات با نامِ «گروتسک» (grotesque) از جهاتی بررسی می شود. گروتسک به مثابة نوعی نگاه به دنیا، انسان، و رفتارهای آدمیان از دیرباز در میان آثار ادبی ـ هنری دنیا نمونه هایی دارد. در قرن های پیشین توجه بسیار اندکی به این مقوله شده است، اما در قرن اخیر نظریه پردازان نام داری چون میخائیل باختین (M. Bakhtin) به طور گسترده ای به آن پرداخته اند. در این مقاله علاوه بر بررسی نگاه منتقدان به مقولة گروتسک، تعاریف و توضیحات نظری پیرامونِ گروتسک کاویده شده و نیز به دو رویکرد اصلی، که در مورد این مقولة ادبی ـ هنری مطرح است، نگاهی شده است. این دو رویکرد عبارت اند از: 1. رویکردی که بر جنبة طنز و کارناوالی تأکید دارد؛ 2. رویکردی که جنبه های هراس آمیز آن را می بیند. سپس عناصر، اهداف، و کارکردهای گروتسک، به ویژه بر اساس نگاه فیلیپ تامسون (Ph. Thomson)، بررسی شده است. بخش پایانی مقاله بررسی تعدادی از داستان های کوتاه شهریار مندنی پور، نویسندة معاصر، است که خصلت ها یا عناصر گروتسک موجود در داستان های او از چند جنبه بررسی شده است.
بحور و اوزان رایج وکم کاربرد (در سده های هفتم واوایل هشتم)
حوزههای تخصصی:
زیباترین وبزرگ ترین جلوه فرهنگی ما،دردورانِ پرتلاطم تاریخی ایران،آثاربا شکوه ادب فارسی است که تمام جنبه های تاریخی،فرهنگی،اجتماعی،روان شناسی،زیبایی شناسی و... رادرخودمنعکس کرده است.به پاس ارزشمندی این گهرهای پربها باید ظرایف وطرایف ادبی را با دقت بررسی کرد تاغثّ وسمین،ازهم بازشناخته شودزیرا ادب امروز، تداوم منطقی ادب پیشین است و معرفت به انواع ادبی، تاریخ ادبیّات، آرایه شناسی، سبک شناسی، عرفان، تاریخ زبان، دستور، عروض و قافیه، ردیف و... هرکدام به نحوی راهی برای شناختِ بهترآثار ادبی ارائه می کند.کلام موزون ازموضوعات مورد علاقه مردم است که وجود پاره ای ازسروده ها وگفته های آهنگین از روزگاران پیش از اسلام مصداق این مدعاست و محّک زدن کلام مخیل از زمانی آغاز شد که علمی، یا فنی به عنوان عروض و قافیه ابداع گردید در این مقاله، شناخت بحورعروضیِ رایج، کم کاربرد و نامأنوس ِسبک عراقی مد نظر قرار گرفته و نمونه های آماری انواع آن در دیوان شاعران مشهورسده هفتم و اوایل سده هشتم هجری، بخصوص بررسی اوزان نا مأنوس وکم کاربرد در بحرهای مختلف که شاعران هنرمند ما با زیبایی از این گونه اوزان بهره مند شده اند مورد ارزیابی واقع گردیده است .
تحلیل ابعاد معناشناختی رنگها در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است که مولانا جلال الدین بلخی آن را به نظم کشیده است. یکی از عناصری که باعث افزایش زیبایی و جذّابیت اشعار این اثر نفیس گشته؛ استفاده از عنصر رنگ است که آمدن آن در لابلای ابیات مثنوی دارای دلالات معین و اغراض خاصی است. مولانا 2275 بار از رنگها در مثنوی به صورت مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرده است که آن رنگ ها عبارتند از: سیاه، سفید، سبز، قرمز، زرد و مشتقات اینها. پرکاربرد ترین رنگ در اشعار مولوی، رنگ زرد و کم کاربرد ترین آن رنگ سفید است. مولوی مرادش علاوه بر وصف طبیعت رنگها، تعبیر از حالات مختلف انسان و طبیعت پیرامون در موقعیت های مختلف است. و در این راه، گاه از تشبیه، استعاره، کنایه، و یا رمز بهره برده است.
مطالعه تاریخی روابط فرهنگی ایران و ارمنستان از نقطه نظر ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱
73 - 90
حوزههای تخصصی:
ترجمه در روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تأثیری انکارناپذیر دارد. ترجمه یکی از روش های مهم انتقال اطلاعات و دانش در سطح جهان و همچنین ایجاد ارتباط میان ملت های غیر هم زبان است. درباره ایران و ارمنستان نیز این موضوع صادق است. ایران و ارمنستان دو فرهنگ نزدیک به یکدیگر دارند. این دو از دوران باستان ارتباطات بسیار با هم داشته و دارای فرهنگ، پیشینه و همانندی هایی بوده اند. از طرف دیگر، یکی از زمینه های ترجمه که به مطالعه روابط فرهنگی بین دو ملت کمک شایانی می کند، تاریخ ترجمه است. با وجود تمام این ارتباطات و مشترکات، متأسفانه تاکنون به تاریخ ترجمه های انجام شده بین دو زبان فارسی و ارمنی و نقش آن ها در ایجاد رابطه فرهنگی و آشنایی هرچه بیشتر مردمان دو کشور با یکدیگر تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. هدف اصلی از این مطالعه تاریخی، آشنا کردن خواننده با تاریخچه ترجمه در ایران و ارمنستان و آغاز ترجمه های فارسی- ارمنی در دو کشور و همچنین روند ترجمه در دو کشور بعد از انقلاب اسلامی است.
روایتگران شگفتی آفرین، حضور خلاقانه زنان نویسنده در ادبیات معاصر آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۳
91 - 108
حوزههای تخصصی:
فنّ الخطابه فی ضوء الحیاه الاجتماعیه فی العصر الأموی (الخطبه البتراء لزیاد بن أبیه نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۳
43 - 62
حوزههای تخصصی:
المجتمع هو مرجع الحق والباطل ومرجع الجمال والقبح، والأدب فی الحقیقه تعبیر عنه. حسب هذه العباره القصیره یمکن أن یفهم بأنّ الحیاه الأدبیه فی جمیع العصور، والعصر الأموی نموذجاً، تکون متأثره من المجتمع وتصطبغ الفنون الأدبیه بواقع مؤثراته الاجتماعیه. إنّ الحیاه فی بعض المدن الأمویه کانت علی جانب ملحوظ من الإغراق فی معطیات الثراء العریض والغنی الموفور، تجد مسرحها فی محافل الغناء وندوات اللهو والطرب، فتمتّع بکثیر من هبات الحاکمین وفاز بأسباب الرعایه والاستقرار. ولکنها فی بعضها الآخر کالعراق (البصره والکوفه) کانت الفتن دائمه فیها، والقلق مستمرّاً، والحیاه الاجتماعیه غیر محکمه الصلات؛ ففی مجتمع کهذا، نشأت الآفاق الأدبیه المختلفه، وکثر الأدباء الأفذاذ الذین بیّنوا آرائهم من خلال الشعر أو النثر أو الخطابه لأغراض یتطلبها المجتمع.
وکانت الخطابه - بوصفها فنٌّ لمشافهه الجمهور مع أسالیبها العدیده کالإقناع والاستماله - متأثّرهً من مؤثّرات اجتماعیه مختلفه فی نشوءها وتکوینها. أی بما أنّها تکون سلاح المجتمع الإنسانی فی سلمه وحربه، وفی ترقیته والإسراع به نحو المثل الأعلی، لذلک حاول هذا البحث المتواضع المناقشه حول دور الحیاه الاجتماعیه فی العصر الأموی، ومؤثراتها علی الخطابه مستمداً بتحلیل خطبه زیاد "البتراء"، متبعاً المنهج الوصفی والتحلیلی.
أمّا النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسه فهی أنّ الخطابه کانت مولد المجتمع وأثّرت فیها مؤثرات مختلفه کانت مؤثّره فی خطبه زیاد البتراء، بحیث اعتبرناها خطبه اجتماعیهً إصلاحیهً.
قناع النبی أیوب(ع) بین محمود درویش وبدر شاکر السیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۴
11 - 29
حوزههای تخصصی:
قناع النبی أیوب(ع) بین محمود درویش وبدر شاکر السیاب
الملخص تلقی هذه الدراسه نظره علی توظیف الموروث الدینی واستدعاء شخصیه أیوب النبی (القناع) فی شعر الشاعرین المعاصرین، هما؛ محمود درویش وبدر شاکر السیاب، وذلک باستقراء مجموعه من أشعارهما التی استخدما فیها شخصیّه أیوب. ومن الأقنعه الهامه التی استخدمها الشعراء المعاصرین یمکن الإشاره إلی قناع الأنبیاء، وخاصه قناع أیوب الذی جاء ذکره فی القرآن، وتمثّل هذه الشخصیّه الصبر، والحلم. والشعراء المعاصرون استخدموا هذا القناع فی أشعارهم، ومن أهمّ الشعراء الذین استخدموا هذا القناع فی أشعارهم، یمکن الإشاره إلی محمود درویش وبدر شاکر السیاب. فکلٌّ منهما استخدم هذه الشخصیّه للتعبیر عن تجربه ما، وکذلک مع النظر إلی بُعدٍ من أبعاد هذه الشخصیه. یعانی درویش من احتلال وطنه وتشرده وأهله، ویعانی الغربه، فهو استخدم شخصیه أیوب کرمزٍ لاحتمال البلایا والتشرد والغربه. وأمّا السیاب، فهو کان یعانی الألم والمرض، فهو استخدم شخصیَّه أیوب رمزا لاحتمال الآلام والأوجاع وقَبولهما. وتباینت، بالطبع، کیفیّه استخدامهما لهذه الشخصیّه، وکلٌّ منهما، استخدم ملامحَ من هذه الشخصیّه تناسبه وتناسب تجربته وحالاته النفسیه
تفاوت رئالیسم اروپایى با واقع گرایى ایرانى
حوزههای تخصصی:
تحلیل و نقد شبه جمله در مغنی علامه ابن هشام انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«شبه جمله» در نحو عربی بر ظرف و جارومجرور اطلاق می شود. ظرف و جارومجرور از مصداق های ترکیب اند و از دو اسم مانند «عندک» یا یک اسم و یک حرف مانند «فی الدّار» پدید آمده اند؛ جزء حرفی و ظرفی آن ها شایستگی مسند یا مسندالیه شدن را ندارند؛ و نیز هیچ گونه اسناد و نسبتی ندارند؛ تنها یک مشابهت صوری و ظاهری در شکل و پیکر آن دو با جمله و کلام در میان است؛ و وجه شباهت آن دو با جمله در پیوند و پیوست دو کلمه (ترکیب) با یک دیگر است. همین جاست که ویِِژگی های اصطلاح شبه جمله روشن می شود؛ از آن جا که شبه جمله خالی از اسناد است قابلیت های بسیاری ازجمله پیوند با ترکیب های اسنادی تام و ناقص را پذیراست و می تواند در این راستا دارای اسناد شود. بر این اساس گاه در جایگاه مبتدا (رُبَّ رجُلٍ قائمٌ) و گاه در موضع خبر (زیدٌ فی الدّار) و مانند آن قرار می گیرد. از آن جا که شبه جمله استقلال معنایی و مفهومی ندارد، نیازمند کلمه ای است که بدان معنا بخشد؛ از این رو لزوم تعلُّق، متعلِّق، و متعلَّق احساس می شود و هرچه متعلَّق قوی تر باشد معنا از استواری و ثبات و قدرت بیش تری برخوردار می شود. بنابراین، نخستین درجه تعلّق و بهترین و والاترین وجه آن را تعلّق به فعل و شبه فعل دانسته اند. نحویان معتقدند اگر متعلَّق فعل عام مذکور یا خاص مذکور یا محذوف باشد ظرف لغو و اگر از افعال عموم محذوف باشد ظرف مستقر است. هنگامی که ظرف مستقر باشد درواقع معنا و مفهوم از استقرار و استقلال مناسبی برخوردار است و از ذات ترکیب می توان بدان دست یافت ولیکن در ظرف لغو استقلال معنایی وجود ندارد و باید با توجه به متعلَّق و متعلِّق ظرف را دارای معنا و مفهوم کند.
بررسی تطبیقی معانی و جایگاه خیال در مثنوی و آراء افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های فلاسفه و حکما تشریح و تبیین چیستی خیال، جایگاه و کارکرد آن در ارتباط با انسان و هستی شناسی، بوده است. افلاطون اولین فیلسوفی است که برای خیال مرتبه معرفت شناسی قائل شد و با تقسیم جهان به دو عالم معقول و محسوس، مرتبه شناخت خیال را مختص عالم محسوس دانست. مولوی هم در جای جای مثنوی به خیال، اقسام آن، جایگاهش در شناخت و معرفت انسان اعم از امور عینی و ماورائی و تأثیرات متعددی که بر جسم، روان و کمالات روحی فرد می گذارد، پرداخته است؛ بنابراین این جستار درصدد است تا به مقایسه خیال از دیدگاه این دو بپردازد. برای نیل به این هدف ضمن استفاده از روش توصیفی- تطبیقی، نخست، تعاریف خیال از نظر مولوی در مثنوی و نظریات افلاطون بررسی، سپس شباهت ها و تفاوت های دیدگاه های این دو نشان داده شده است. نتیجه این که دیدگاه های آنان از جهت غیر واقعی بودن و سایه بودن جهان و پدیده ها، ارتباط تقلید و خیال، محدود و ناقص بودن ابزار خیال برای درک واقعیت و این که این نحو ادراک متعلّق به عموم مردم است، به هم شبیه و در مواردی مانند قدرت خیال، جایگاه معرفتی خیال، معنی و تأثیر خیال متفاوت است.
زبان و ادبیات فارسی در برنامه درسی ملی (گفت وگو با میترا دانشور)
حوزههای تخصصی:
مناسبات ایلخانان و هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خروج مغول و تهاجم آن ها به سرزمین های دیگر، آخرین تهاجم و مهاجرت اقوام ساکن در آسیای مرکزی است که بر محدوده ی جغرافیایی وسیعی تأثیر گذاشت. مغولان از اقیانوس آرام تا اروپای شرقی و تمام سرزمین چین و ایران تا صحاری شامات را در نور دیدند و در این سرزمین ها حاکمیت یافتند و دولت هایی با ریشه ی مغولی بنیان نهادند. آن چه که در این فتح بزرگ عجیب می نمایاند، عدم فتح هندوستان توسط ایلخانان است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به منابع دست اوّل سعی دارد علت عدم تهاجم ایلخانان به هندوستان را بررسی و تحلیل کند. نگارنده بر این باور است که عدم تمایل هولاکوخان به گشودن جبهه ی جدید در شرق ایران، دلیل اصلی انعقاد پیمان با سلاطین هندوستان بوده که دیگر ایلخانان نیز این پیمان را محترم شمردند. در حالی که اولوس جغتای از انعقاد پیمان عدم تجاوز با ملوک هند اجتناب کردند و همواره این سرزمین را آماج حملات خود قرار دادند. همچنین این مقاله به روند توجه اولوس جغتای به هندوستان و فتح این سرزمین توسط بازماندگان چنگیزخانیان اشاره دارد. در این ارتباط به بررسی ارتباط سلاطین هندوستان با ایلخانان و اولوس جغتای پرداخته و چگونگی تعامل آن ها مورد بحث قرار خواهیم داد.