به اشعار خواجه شیراز گونهگون نگریستهاند. اوزان مطبوع، قوافی دلکش، کلمات متناسب، معانی بلند، اشارات عرفانی و لطایف حکمی آن را دیدهاند و تحسین کردهاند امّا هنوز در این باره سخنهای ناگفته بسیار است و راه برای پویندگان عالم معنی هموار. رندیهای حافظ در بیان اندیشههای باریک و احساس لطیف از جمله مقولههایی است که کمتر به آن پرداختهاند. در این مقاله سعی نویسنده بر آن است تا از آن خرمن خوشهای و از آن مائده، ره توشهای دوستان را به ارمغان آورد
امروز بیشترین بخش آگاهیهای ما از شعر کلاسیک به مسائل فکری و برخی از ظرایف هنری مربوط است که در کتب مربوط به نقد فنی و جمالشناسی شعر مورد تأکید قرارگرفته است. یکی از نکات ظریفی که در ادب فارسی و در شعر عهد صفوی، خصوصاً شعر صائب تبریزی، کمتر به آن پرداخته شده است، بررسی تصاویر و مفاهیم متناقضنما است. مباحث فرا عقلی و عرفانی، بیان عاشقانه، نکته سنجی و خیالپردازی، وصف ذات اقدس الهی، وضع سیاسی و اجتماعی روزگار و فرهنگ عامه، از مهمترین اسباب رواج این شگرد هنری در شعر صائباند. در میان اقسام تصاویر و مفاهیم متناقضنمای شعر او، پارادوکسهای مبتنی بر تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه، بیش از پارادوکسهای معنوی جلوهگر است؛ چرا که میدان هنرنمایی و آشناییزدایی شاعر بیشتر در حوزه لفظ است و متناقضنماها لفظی بهترین وسیله برای تحقق این امر به حساب میآید. این مقاله سعی دارد با بحث درباره عوامل ظهور گسترده این شگرد هنری، به بررسی گونههای متعدد متناقضنما اعم از لفظی و معنوی در شعر صائب بپردازد.
یکی از رایج ترین موضوع ها در ادبیات تمام ملل، سفر است، سفری که می تواند انفسی یا آفاقی باشد. در این پژوهش به سنجش سفر انفسی موجود در کتاب منطق الطیر عطار و سفر آفاقی اولیس در حماسه ادیسه پرداخته شده است و به تحلیل محورهای همسان این دو اثر، مبادرت نموده ایم. محورهای همسانی که در این سنجش، مورد تحلیل قرار گرفته است، عبارتند از: در هر دو اثر، شوق بازگشت به اصل و موطن اصلی، وجود دارد. این اشتیاق، در کتاب منطق الطیر، در قالب راهی شدن مرغان برای...