پژوهش های کهن درباره موسیقی، آن را متعلق به طبیعت و عناصر دانسته اند و این علم را منشعب از اصوات طبیعت بخصوص آوای پرندگان خوش آهنگ فرض کرده اند. با جستجو در روایات کهن اساطیری، همچنین متون ادبی می توان رابطه پرندگان خوش نوا را با موسیقی بررسی کرد، پرندگانی چون قو، قمری و...،پرندگان اسطوره ای چون ققنوس، سیمرغ، سانگ سانگ و... و پرندگانی مقدس، مانند کرشیپ ته.
یکی از متون کهن فارسی، «سندبادنامه» ظهیری سمرقندی است که در سده ششم ه.ق تالیف شده است، اهمیت سندبادنامه در آن است که از متون مهم ادبیات داستانی فارسی به شمار می رود و از این رو در پژوهش های مربوط به ادب داستانی فارسی حایز کمال توجه است. همچنین به سبب تالیف این اثر در سبک فنی، در تحقیقات سبک شناسانه نثر فارسی، جایگاه ویژه ای دارد. سندبادنامه تا امروز دوبار تصحیح انتقادی شده است؛ بار نخست، احمد آتش و بار دیگر محمدباقر کمال الدینی به تصحیح این اثر همت گماشتند. گرچه در چاپ اخیر، پاره ای از اغلاط چاپ نخست تصحیح شده است، اما خود به دور از لغزش نمانده است. هدف این مقاله، بررسی و تصحیح اغلاط غالبا مشترک این دو چاپ است. در تصحیح پاره ای از اغلاط عبارات کتاب، به عبارات کتاب دیگر ظهیری سمرقندی، اغراض السیاسه، و متون هم عصر آن، استناد شده است؛ مثلا در تصحیح «روز نیکوکاران» به «حاصل نیکوکاران» در این عبارت: «او را زنی بود ... روی چون روز نیکوکاران و زلف چون شب گناهکاران» به عبارات کلیله و دمنه، فرائدالسلوک و بیتی از دیوان ابوالفرج رونی استناد شده است. در تصحیح لغزشهای راه یافته به ابیات کتاب، به اصل دیوان های مصحح گویندگان آن ابیات، از جمله دیوان عمادی شهریاری و دیوان ابوالفرج رونی، رجوع شده است. در بخش دیگری از این مقاله، نام سرایندگان پاره ای از ابیات فارسی و عربی کتاب که در حواشی و تعلیقات چاپهای دوگانه مشخص نشده، معلوم گردیده است.
داستان کوتاه کوتاه یا داستانک دردهه های اخیر مورد توجه داستان نویسان فارسی زبان قرار گرفته و در ایران رواج و گسترش یافته است. رواج داستانک نویسی ریشه در گرایش به کیمنه گرایی یا مینی مالیسم در دنیای معاصر دارد که جنبشی در هنر به شمار می رود و بر دو پایه سادگی و ایجاز بنا شده است. نویسندگان این گونه آثار با حذف عناصر غیرضروری، می کوشند اثر ادبی را در کمترین حجم و کوتاهترین شکل عرضه کنند. آنان با استفاده از شگردهایی، از جمله گزینش برشی از لحظه های جذاب زندگی، مقدمه گریزی، استفاده از ارجاعات بین متنی، گزینش کلمه ها، جمله ها و بندهای کوتاه، گنجاندن پایان پرکشش و ... تلاش می کنند داستانهایی ساده و اثرگذار بیافرینند. در این مقاله، ضمن نگاهی به زمینه ها و عوامل گرایش به کمینه گرایی در گذشته و امروز، دیدگاه های منتقدان درباره آن توضیح داده می شود و ویزگی های داستانهای کوتاه کوتاه و شگردهایی که نویسندگان در خلق این گونه آثار به کار می برند، معرفی می شود و برای نمونه، داستانک «شمع ها خاموش نمی شوند» بر اساس مباحث مطرح شده، تجزیه و تحلیل می گردد.
قد تحری الفصحاء والبلغاء قدیما و حدیثا فی إبداء اتجاهاتهم الفکریه و تحلیه رؤسهم المخبوءه فی قالب الشعر لما للشعر من جرس و موسیقی تجعله أبلغ تأثیرا علی الفکر والوجدان و أکثر استجابه للحفظ، و أسرع مخامره للنفس، و أقوی لصوقا بالقلب. و لا ترتبط ظاهره الشعر بالحضاره، بل کانت موجوده عند کل الأمم، فالشعوب البدائیه کان لها شعر أیضا، و لکن العرب بفطرتهم مطبوعون علی الشعر لبداوتهم و ملاءلمه بیئتهم لتربیه الخیال لأن الشعر فن فیه ذوق و فکر و عاطفه و سمو خیال و إمتاع لنفس فکان العرب یبادهون بالشعر و یروونه و یستثیرون به الهمم فی الغزوات والحروب، و یستعینون بفحول الشعراء لما جربوا من وقع الشعر و تأثیره فی شحذ الهمم و إثاره الغیره.
این مطالعه در جهت تحلیل ابعاد شخصیت در آثار سعدی و تطبیق آن با دیدگاه روانشناسی جورج کلی انجام گرفت. ابتدا دیدگاه کلی کاملا بررسی و ارزیابی شده است و سپس با توجه به این دیدگاه، اندیشه سعدی در باره ماهیت انسان مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. آنچه در این مقاله بدان پرداخته شد، بررسی و تحلیل تطبیقی یرخی از اصول تبعی(فرعی) جورج کلی با دیدگاه های شناختی سعدی است. این جستجو به دور از ملاک ارزشگذاری به طور تقریبی به روش مقایسه ای انجام شده است. شیوه پژوهش کتابخانه ای و اسناد پژوهی است. روش تحلیل نیز بیشتر جنبه تطبیقی دارد. ضرورتا بر بسامد نمونه ها نیست اما درطرح و بحث هر سازه به نمونه های چندی اشاره شده است. گذشته از تفاوتهای اندیشگی و شیوه بیان که طبیعی به نظر می رسد یافته های این طرح بیشتر در حوزه های شباهتهای فکری سعدی و کلی است که در بررسی و تحلیل سازه ها به تفصیل آمده است. نتیجه این گونه پژوهشها بازکاوی نو از متن و طرح همسانیهای اندیشگی میان اندیشمندان است که نیز می تواند زمینه ای خوب در هم اندیشی فرهنگها و مکاتب فکری باشد.
بی شک مهمترین عنصر معنایی شعر پروین، روح انتقادی آن است. شعر پروین متاثر از ساختار اجتماعی ایران پیش و پس از مشروطه است. او در حجم وسیعی از اشعار با نگرش سلبی، وضع موجود جامعه خود را در بوتهنقد و داوری قرار داده و در به جلوه درآوردن زیباشناختی و هنرمندانه اندیشه های انتقادی تلاش و کوشش کرده است.
در دیدگاه پروین صرفا هنری موجه و مقبول است که در خدمت کارکرد ارتقابخشیدن به آگاهی فرهنگی و انتقاد سازنده باشد. چنین دیدگاهی دقیقا همگرایی و همسانی نگرش پروین را با آموزه های نظریه پردازان زیباشناسی انتقادی(مکتب فرانکفورت) نشان می دهد.
مولفان این مقاله درنظر دارند ضمن طرح اجمالی دیدگاه نظریه زیبایی شناسی انتقادی، اشعار پروین را در ساحت آموزه های این رویکرد ادبی بررسی و تحلیل کنند.