ادب عربی و فارسی در بسیاری از مضامین، یکدیگر را چنان سخت در آغوش گرفتهاند که جدا کردن آنها از هم، شخصیت بخشیدن به هر کدام، نشاندن هر یک در جایگاه خاص خود و تعیین اصل و فرع را دشوار مینماید. نوشته حاضر به تجزیه و تحلیل مضامینی متعدد در این راستا میپردازد. و با مقایسهای که به عمل میآورد نکتههایی از زیباییها و تازگیهای هنری را در هر دو زبان بدون تعصب و موضعگیری مینمایاند.
بی گمان شاهنامه در آثار ممتازِ ادبیات فارسی، از غنی ترین دست مایه ها برای فیلم نامة اقتباسیست. هر فیلم نامة خوب نیاز به ساختاری استوار دارد که با شناختِ الگوهای برتر حاصل می شود. از استادان نام آورِ فیلم نامة سه پرده ای، سید فیلد نماینده الگوی ساختاریِ داستان محور و کریستوفر وگلر، نمایندة الگوی ساختاریِ سفر قهرمان یا شخصیّت محور است. شاه پور شهبازی نیز به عنوان تنها ایرانی، الگویی منسجم و نوین برای فیلم نامه پیشنهاد داده است. نگارندگان در این مقاله برآنند تا با تطبیق و ارزش یابیِ ساختار داستان رستم و شغاد با این الگوها، آشکار سازند که شاهنامه فردوسی نه تنها شایستة تطبیق با الگوهای برجسته است، بلکه از چنان ظرفیّتِ دراماتیک و سینمایی برخوردار است که خود الگویی برتر می نماید، زیرا معیار نهاییِ توفیق و عالی بودن داستان، لزوماً انطباق با الگوهای پذیرفته نیست و همانا متکی به دوام حضور و تأثیر بر مخاطب است. با این همه، از دلایل اصلیِ ناکامیِ فیلم های اقتباسی ایران، شناخت نادرستِ متن ادبی و بکار نبستنِ هنرمندانة الگوهای کارآمدِ فیلم نامه است.
زبان در اصل، نظامی ذهنی است که به صورت ابزاری-آوایی ظاهر می شود و عمده ترین نقش آن، ارتباط و انتقالِ معانی از یک فرد به دیگری است. افراد با به کارگرفتن قاعده های زبان و تولید رشته های گوناگونی از واژه ها، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. از همین رو، به روشنی پیداست که زبان به میزان زیادی با زندگیِ انسان - یعنی با فعّالیّت های ذهنی و حرکتی او- آمیخته و از آغاز تا پایان زندگی با او همراه است. پژوهش پیش رو، درخصوص کارکرد نام آوا در اشعار سهراب سپهری است و دستاورد علمی این تحقیق، حاکی از این مطلب است که میزان استفاده از نام آوا در زبان شعریِ وی بسیار چشم گیر است و این مق وله، در سروده های او عینیّت داشته و ملموس و محسوس است. از آنجایی که سهراب، نقّاشی است شاعر، این رویکرد درخصوص زبان شعریِ وی، بیش از دیگران صدق می کند؛ لذا نام آوا، از برجسته ترین ابزارهای شعریِ اوست که در دریافتِ متن به خواننده کمک شایانی می کند. بنیان نظری این تحقیق، برپ ایة ن ظ ریّات اتویسپرسن و دیگر زبان شناسانی ست که به آراء شان در این زمینه، در کتاب فرهنگ نام آوایی فارسی به اجمال اشاره رفته است. زبان شناسانی چون اوتویسپرسن، هر لفظی را که میان لفظ و معنای آن رابطه ای طبیعی و ذاتی وجود داشته باشد، نام آوا می نامند.
مجاز یکی از مهم ترین پدیده های زبانی است که شناخت ویژگی های آن می تواند نقش به سزایی در شکل گیری فهم صحیح از سخن متکلم داشته باشد. این پدیده زبانی همواره از جنبه های مختلف ادبی، اصولی و کلامی بررسی شده است. ابن جنی یکی از مشهورترین نحویان و زبان شناسان قرن چهارم است که در این باب دیدگاه بسیار ویژه و متفاوتی دارد. در نگاه ابن جنی، مجاز گستره کاربرد بسیار وسیعی دارد چنان که بیشتر واژگان یک زبان را به خود اختصاص داده و تمییز آن از حقیقت بسیار دشوار می نماید. برداشت خاص او از مجاز افزون بر تأثیراتی که بر ادبیات و علم کلام می گذارد، می تواند بر یکی از مشهورترین نظریه های اصول فقه در مباحث الفاظ یعنی اصل ترجیح حقیقت بر مجاز یا «اصالت حقیقت» نیز تأثیر گذار باشد. در این مقاله برآنیم تا در کنار شرح نظریه ابن جنی، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، تأثیر آن را بر اصالت حقیقت مورد مطالعه قرار دهیم. به نظر می رسد با پذیرش دیدگاه ابن جنی، عمومیت اجرای «اصل حقیقت» آنگونه که اصولیان ادعای آن را دارند، با محدودیت های جدی روبه رو شود و بر خلاف نظر ایشان، می بایست به هنگام شک در اراده متکلم از «اصالت مجاز» بهره برد.
این مقاله حاوی یادداشتهایی ارزنده است از شادروان استاد جلال الدین همایی که باریک بینی هایی را در برخی اشعار لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی بیان می دارد. این یادداشتها که تاکنون در نشریه ای درج نشده است، به لطف و عنایت استاد دکتر شاه حسینی در اختیار پژوهشنامه فرهنگ و ادب قرار گرفته است. نکات مورد اشاره مرحوم همایی شامل دوازده مورد است که برخی را به اختصار...