فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۲۴۱ تا ۱۲٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تحلیل انتقادی گفتمان صوفیانه در گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شده است، با به کارگیری برخی از ابزارهای رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، شخصیت هایِ مطرح جامعة صوفیانة قرن هفتم در گلستان سعدی بازنموده شود. این امر جز با در نظر داشتن زمینه های اجتماعی تاریخی روزگارِ خلق اثر میسّر نمی شود. از این رو، به اجمال رویکردهای جامعه شناختی و تاریخی نیز به یاری این پژوهش آمد تا، با در نظر داشتن ابعاد زبان شناختی، جامعه شناختی، و تاریخی، تفسیری علمی از متن مورد نظر ارائه و چگونگی دیدگاه سعدی به این جامعه مشخص شود. هم چنین، با آشکار کردن زوایای پنهان متن و با ارجاع به جامعة آن روزگار، ایدئولوژی های جاگرفته در بطن آن و سازوکار طبیعی شدگی آن ها روشن شود.
بدین منظور، از نظریه های مایکل هلیدی برای تحلیل متن و از نظریه های نورمن فرکلاف برای تبیین ابعاد اجتماعی و چگونگی پیوند آن با متن استفاده شد. از میان ابزارهای پیشنهادی برای تحلیل متن، فرانقش اندیشگانی، با تمرکز بر فرایندها و نام گذاری ها، انتخاب شد. هم چنین، با تکیه بر آرای فرکلاف، متن مورد نظر در سه سطح توصیف، تفسیر، و تبیین بررسی و، از این ره گذر، پیوند میان متن و جامعه بازنمایی شد.
با تبیین نقش و جای گاه مشارکان این گفتمان، سرانجام، بدین نتیجه دست یافتیم که به ترتیب «شیوخ و پیران» ، «صاحب دل» ، «پارسا»، و «صالح» از درجات ارزشی بسیار والایی برخوردارند و «عابد» و «زاهد» منفی ترین و ضعیف ترین انواع شخصیت ها در گفتمان معنوی گلستان اند. «درویش»، که بیش ترین فرایند بدو اختصاص دارد، فردی است با انواع قابلیت ها و لزوماً فردی منفی یا مثبت نیست.
شخصیت پردازیِ زنان در دو نمایشنامه از علیرضا نادری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی شخصیت پردازی زنان در دو نمایشنامه 31/6/77 و سه پاس از حیات طیّبه نوجوانیِ نجیب و زیبا، نوشته علیرضا نادری، در چارچوب نظریات یونگ می پردازد. در این پژوهش، ابتدا مروری خواهیم داشت بر نظریات یونگ درباره کهن الگوها و، پس از ذکر خلاصه ای از طرح داستانیِ دو نمایشنامه مزبور، به بررسی شخصیت پردازیِ زنان در آن دو نمایشنامه با استفاده از کهن الگوها خواهیم پرداخت. مقایسه شخصیت پردازیِ زنان در دو نمایشنامه مزبور و ذکر مشابهت ها و تفاوت های شخصیتیِ آنان دیگر بخش های این پژوهش را در بر می گیرد.
بدر شاکر السیاب و اسطوره پائیز در میان اسطوره ها (بدر شاکر السیاب وأسطورة تموز بین الأساطیر)
حوزههای تخصصی:
قد استخدم بعض الشعراء المعاصرین الأساطیر عامة، وتموز الأسطورة البابلیة خاصّة فی قصائدهم تعبیراً عن الانتعاش والحیاة بحیث سموا بالشعراء التمّوزیین. وفی صدر هذه القائمة، بدر شاکر السیاب الشاعر العراقی المعاصر الذی استخدم الأساطیرَ رموزاً فی أشعاره بصورة لم یستخدمها شاعر آخر. یشیر بدر بعض الأحیان إلی الرموز مباشرة، وحیناً آخر یرمز إلی بعض خصائصها کمقدمة للولوج إلی صلب الموضوع، ثم یذکر اسمها بصراحة ووضوح. وأمّا الشیء الذی یجب أن لاننساه أبداً فهو أنّ السیاب کان ناشطاً سیاسیاً یحاول لأجل الثورة وکان قلمه سلاحه فکان یختار أساطیر تساعده علی بیان أفکاره وآرائه لمواصلة الکفاح السیاسی. وکانت أسطورة تموز من الأساطیر التی تذکرّه دائماً الثورة وتطور الأوضاع السیاسیة وتوحی إلیه الفناء لطلوع أیام بیضاء.
آیا فرهنگ «تحفةالاحباب» از حافظ اوبهی است؟
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل و بررسی تناسب در سیر تاریخی و روند دگرگونیها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان تاریخی در ادبیات فارسی کنونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش رمان تاریخی نوین فارسی کاملا تازگی دارد. نخستین آزمایش در این نوع ادبی، چنان که پروفسور ادوارد براون در جلد چهارم اثر استادانه خود در ادبیات فارسی (ص 464-466) نشان داده، به قلم شیخ موسی همدانی، مدیر مدرسه نصرت در شهر همدان بوده است. رمان عشق و سلطنت او ظاهرا در سال 1334 قمری نوشته شد و سه سال بعد در همدان به چاپ رسید. آقای چایکین، نویسنده شرحی مختصر درباره ادبیات فارسی نوین، که به زبان روسی در مسکو چاپ و منتشر شده، از رمان شیخ موسی خبر نداشته و، در این نوشته خود، اثر صنعتی زاده به نام دامگستران یا انتقامخواهان مزدک را، که در سال 1921 در بمبئی منتشر شده، نخستین رمان تاریخی معرفی کرده است. نظر برتلس نیز در تحقیق او درباره «رمان تاریخی قرن بیستم فارسی» - که می نویسد این رمان را صنعتی زاده در زمانی که بیش از چهارده سال سن نداشته نوشته اما در سال 1921 در بمبئی سپس در سال 1304 در تهران به چاپ رسانده - همین است.
فسوة الفصیل
حوزههای تخصصی:
حافظ و خود دیگر: بررسی زبان شناختی چندصدایی در تخلص غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی گفتمانی ابیات تخلص در غزل های حافظ پرداخته شده است؛ چنان که با نگاه گفتمان شناختی باختینی به ابیات تخلص حافظ روشن شد که هرچند در همة آن ها حافظ خود را خطاب قرار می دهد و بیت آخر را به عنوان امضای اشعارش به گونه ای نتیجه گیرانه می سراید، اما در این خطاب قرار دادن خود، یک گویندة واحد وجود ندارد؛ به عبارت روشن تر، این «خود» که در واقع طرف مکالمة حافظ است، هر بار موضعی متفاوت و نقطه نظری «دیگر» دارد. در این میان، این خطاب کنندة حافظ گاه با حافظ هم موضع و موافق می شود، او را می ستاید، از او دفاع می کند و گاه در مقابل او می ایستد، او را سرزنش می کند، با او به مخالفت برمی خیزد و حتی علیه او می شورد. با این تعبیر به نظر می رسد که نه فقط این تنها «صدا»ی حافظ نیست که می سراید، بلکه «صدا» های دیگر با نقطه نظر های گوناگون حافظ را «صدا می زنند» و به این ترتیب در لایه ای دیگر از متن با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کنند. آنچه این ابیات را از بیت های دیگر یک غزل متمایز می کند، این است که در ابیات تخلصی، حافظ به وضوح می گوید که «من باید دیگرِ خود شوم، من دیگرِ خود هستم».
در این مقاله کوشش شده ویژگی های گفتمان چندصدایی به صورت انگاره هایی عملیاتی پیشنهاد شود و به این ترتیب سه الگوی ساختاری چند آوایی و و سه الگوی محتوایی چندآوایی ( نقطه نظرهای گوینده و امکانات مفصل تر آن ها) در بیت های تخلصی حافظ به دست داده شود.
کارکردهای روایی گفتگو در حکایت های بوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی حکایات کهن فارسی، گفتگو معمولاً به عنوان عنصری داستانی در کنار دیگر عناصر مورد توجّه قرار می گیرد، در حالی که نقشی ساختاری و روایی نیز برای آن می توان در نظر گرفت. بوستان سعدی از متونی است که بیش از دیگران کارکردهای روایی گفتگو را به نمایش گذاشته است. هدف مقالة حاضر نیز بررسی این کارکردها و تبیین رابطة آن ها با اهداف تعلیمی بوستان است. مهم ترین نقش های روایی گفتگو در بوستان عبارتند از: پیشبرد، بسط و تکمیل خط داستانی، تقویت روابط سببی، برجسته کردن تقابل ها، وارد کردن حکایات درونه ای، کارکرد تفسیری و کارکرد زیباشناختی. بسامد بالای گفتگوهای داستانی بوستان را می توان نتیجة اهداف تعلیمی آن دانست. این اهداف، سعدی را به استفاده از سخن گفتن مستقیم از سوی خود یا شخصیّت ها واداشته است. اهمیّت گفتگو در این زمینة تعلیمی موجب شده تا بار روایی حکایات بیش از کنش ها، توصیفات و روایتگری مستقیم راوی، بر دوش گفتگوها باشد. بنابراین، در بوستان، بسیاری از تغییرات روایی، نتیجه گیری ها، تصریح بر دلایل انجام کنش ها، گسترش خط داستان، تکمیل پیرفت های روایی و... به جای بهره گیری از روایتگری راوی یا کنشگری شخصیّت ها، تنها با استفاده از یک گفتگو ارائه شده اند.
دو قاعده ی فراموش شده در ادب فارسی
حوزههای تخصصی:
ابداع البدایع
حوزههای تخصصی:
اوسنه ها و افسانه های مازندران
حوزههای تخصصی:
انسانی متفاوت، عرفانی متفاوت (درنگی در مکتب ادبی و عرفانی پائولوکوئیلو)
منبع:
سوره ۱۳۸۶ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
با شاعران امروز (زیر نظر شورای شعر)
حوزههای تخصصی:
بررسی واژه ی مغ در اشعار حافظ
حوزههای تخصصی: