بحث خود را در باره آیه 203 سوره بقره که بخشی از مراسم حج را باز گفته و سرانجام به انسان سازی پرداخته، ادامه می دهیم. آیه اینست:و اذکرواالله فی ایام معدودات فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه و من تاخر ملا اثم علیه لمن اتقی واتقوالله و اعلموا انکم الیه تحشرون بقره / 203 یعنی: در روزهای معین خدا را یاد کنید و ذکر خدا بگویید [روزهای 11 و 12 و 13 ذی حجه] در این آیه ، خدای بزرگ دستور داده که ختم مراسم حج باید با ذکر خدا و تقوا همراه باشد، یعنی خدا را در روزهای معینی که دراصطلاح، ایام تشریق نام دارد و واقعا روشنی بخش روح و جان انسان است. و عبارت از روزهای 11 و 12 و 13 ماه ذی حجه است یاد کنید، یعنی به یاد باشید و ذکر او را بر زبان جاری سازید. این ایام در لسان روایات، ایام تشریق نامیده شده است.ایام تشریق هم اسم با مسمایی است؛ زیرا این ایام روشنی بخش جان و روح انسانهاست.و چه بسا انسانهایی که در پرتور مراسم عالی و یاد خدا بودن، روح و روان شان، روشن گردد.بخش پایانی آیه یعنی: «... واتقوا الله ...» در واقع تحریض و تشویقی است به لازم بودن تقوا، یعنی خداوند، در ضمن گفته است:ای انسانی که آمدی و رنج سفر به خود هموار کردی، سعی کن که تقوا را پیشه خود سازی و با روحی پاک در آینده زندگی کنی و از ارتکاب گناه دوری گزینی، خدا خواسته است، بدین وسیله، حج گزاران دارای روحی پاک از آلودگیها بشوند، «اتقوالله» را شعار خود سازند.شاید بتوان گفت که به یاد خدا بودن و ذکر خدا گفتن و سرانجام از تقوا سخن گفتن و جمله «اتقواالله» را به کار بردن از ویژگیهای اسلام است.در بخش میانی آیه یعنی: فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه و من تاخر فلا اثم علیه قران گفته است: آنان که شتاب کنند و ذکر خدا را در دو روز انجام دهند، گناهی بر آنان نیست و آنها که تاخیر کنند [و سه روز انجام دهند] نیز گناهی بر آنها نیست...
با شروع جنگ تحمیلی فضای شعر بسیاری از شاعران تغییر یافت. شعر به سنگرها رفت و جنگ و جبهه و شهادت مضمون اصلی بسیاری از گویندگان شد. در این برهه، روح حماسه و عرفان در هم آمیخت و شعرا با سرودن غزل های حماسی-عرفانی مجاهدت ها و دلاوری های ملت ایران را به تصویر کشیدند. غلام رضا رحمدل از جمله شاعران متعهد گیلانی است که جبهه را به شعر کشاند. وی در سرودن اشعار پایداری مهارت خاصی دارد. در اشعار وی، شهادت و ایثارگری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.این نوشتار به بررسی سروده های شاعر در دو کتاب «از زمزمه تا فریاد» و «ماایستاده ایم» می پردازد. مطالعه این دو کتاب، تسلط شاعر را در کاربرد اوزان و قوالب شعری و نیز نوآوری های وی را در خلق تصاویر زیبا و بدیع از حماسه پایداری ملت ایران به خوبی نشان می دهد. رحمدل در تصویر رشادت ها و از خود گذشتگی های ملت ایران از اسوه های مذهبی و ملی در شعر خویش بهره جسته و مخاطبان خود را به پیروی از اسوه های مقاومت ترغیب نموده است. گزینش واژه های مناسب، ساختن ترکیبات نو و انتخاب وزن و قافیه متناسب با موضوع شعر به شعر رحمدل انسجام و روانی خاصی داده است.
در این مقاله به رابطة مقوله های شناخت و بینش با عین و ذهن در مثنوی پرداخته شده است. انگیزة انتخاب این موضوع تشکیک مولانا در تطابق عین و ذهن است و این خود یکی از اشتراکات او با فیلسوفان است؛ به همین دلیل، در بخشی از مقاله دیدگاه برخی از فیلسوفان درباره توانایی انسان در شناخت حقیقت به اختصار بررسی شده است. از دید مولانا امکان شناخت حقیقت به وسیله چشم حس، غیر ممکن است. او عوامل گوناگونی را بر بینش و شناخت انسان مؤثر می داند؛ عواملی چون تقدیر، نفس و انواع تمایلات درونی، شیطان، تغییر ناشی از زمان، تقلید و...؛ اما از تأثیر ذهنیات بیش از دیگر موارد سخن گفته است. پرداختن به عوامل مخلّ دید در مثنوی لزوماً برای رسیدن به تطابق میان عین و ذهن نیست، بلکه برای رسیدن به بینشی از گونه ای دیگر است؛ بینشی که خود طریقی بکر و فراتر از دریافت عقلی است که تنها معتقدان آن را درک می کنند. در این بینش فرد باید بتواند به مقام آخِر بینی برسد و هستی حقیقی را در ورای جهان نمودها مشاهده کند.
بینامتنیّت مبتنی بر پیوند یک متن با متن های دیگر است. این متن ها می تواند از دو شاخة متفاوت، امّا وابسته به یک فرهنگ باشد، چنان که شاهنامهو متن های تاریخی سلسله ای این گونه است. به این صورت که پیوند و ارتباط بسیاری میان پیش متن شاهنامهو تاریخ نوشته های سلسله ای در طول ادوار متمادی ایجاد شده است. از این رو، مسأله پژوهش این است که ارتباط بینامتنی میان شاهنامهو تاریخ نوشته های سلسله ای از سدة ششم تا میانة سدة هشتم هجری چگونه است؟ بدین منظور از نظریّة ترامتنیّت ژرار ژنت که یک نظریّة کامل در این باره است، بهره می بریم. هدف اصلی در این جستار، دست یابی به انواع هم حضوری ها و روابط بینامتنی متن های تاریخی سلسله ای در بازة زمانی موردِ نظر و شاهنامهاست. روش پژوهش، تطبیقی و مبتنی بر توصیف و تحلیل داده ها است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که تاریخ نویسان سلسله ای مبتنی بر نگرش های تاریخی و شیوة تاریخ نویسی خود، با آگاهی کامل، شاهنامهرا در جهت پاسخ گویی به انتظارات خود و مخاطبان خود برگزیده اند و در این راستا به ترتیب بیش ترین تا کم ترین از چهار گونة بینامتنی نقل قول، تلمیح، سرقت ادبی و ارجاع بهره برده اند.
قربانی آیینی مذهبی است که در میان اقوام و ملل مختلف با اهداف گوناگون رواج دارد. بسیاری از سنت های دینی برای دور ماندن از بلایا و یا رفع آن، کشتن حیوانی را توصیه می کنند. باور بلاگردانی میان قوم بختیاری با هدف انتقال شر و دور ریختن آن در اشکال خونی و غیر خونی است. قوم بختیاری بر اساس آموزه های دین اسلام و در روز عید قربان، بر فراز کوه ها به قربانی حیواناتی همچون گوسفند، بز و گاو می پردازند. شکل دیگر خون ریزی برای دفع شر، چشم زخم و بلا، هنگام جشن عروسی و ... است. از دیگر نمود های بلاگردانی می توان به موارد غیرخونی مانند دَم بند کردن و دعانویسی اشاره کرد. هدف این پژوهش، تحلیل چگونگی برگزاری مراسم، هدف و اشکال باور بلاگردانی با خون ازجمله قربانی و خون ریختن و غیر خونی در قوم بختیاری است. این پژوهش به شکل بنیادی، بر پایة مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. قوم بختیاری عمل آیینی قربانی را برای پیروی از فرمان الهی انجام می دهند؛ اما برخی از اعمال این قوم مانند انجام قربانی در بالای کوه، پرورش و تزیین حیوان و بریدن سر آن در پای درخت، ریختن خون بر زمین (جرعه افشانی)، مالیدن آن بر سروصورت و همچنین بستن مهره ها و بازوبند ها در پارچه تیره رنگ، نمودی اساطیری دارند.