شاهنامه، حماسه بزرگ ادب فارسی، همواره توجّه بسیاری را به خود جلب کرده و درباره آن فراوان نوشته اند. شرح بیت های دشوار یا بیت هایی نیز که بر سر فهم آن اختلاف بوده است، توجّه صاحب نظران را به خود معطوف داشته است. گاهی بیتی ساده بنظر می رسد و ظاهراً بر سر آن اختلاف دیدگاهی دیده نمی شود، امّا با دقّتِ نظر می توان دریافت که از این گونه بیت ها نتیجه ای مطلوب تر و روشن تر می توان استنباط کرد که از جملة آن دو بیت زیر است:
بسیاری از ناقدان ادبی ژاپن میگویند که ادبیّات ژاپن از طنز و لطیفه عاری است. امّا با خواندن نوشتههای ایکّیو نمیتوان این عقیده را یکسره پذیرفت. هیچ بهره از ادبیّات دوره رادو (سالهای 1600ـ1867 م.) خالی از لطیفه و طنز نیست. انواع طنز و فکاهه، مانند سِن ریوُ و کیوءکا، به ادب این دوره غنا و پویایی بخشیده است. از سوی دیگر، سلاحتِ نوشتههای قدیم ژاپن با لطیفه و طنز در ادب باختر زمین تفاوت دارد، امّا چگونگی این تفاوت را آسان نمیتوان بیان کرد. بر روی هم، طنز و طیبت در همه جا مفرّح است، امّا مانند دو سیب که در دو خاک و سرزمین روییده باشد، به تأثیر اقلیم و آب و هوا تفاوت هایی در طعم و رنگ و رایحه دارد. طنز ژاپن بیشتر خندهآور است تا لطیفهآمیز؛ حال آنکه طنز اروپایی مایهای خردورزانه دارد و جایگاهی اندک رفیعتر. با شنیدن آن یک که گویای غرائب طبع انسانی است، قهقهه سر میدهیم؛ و گوش دادن به این یک لبخندی خوش و گرم بر لبانمان مینشاند.
ابوالعلاء معری(363ـ 449 هـ) شاعر، فیلسوف، ادیب و زبان شناس یکیاز نوابغ فکر بشریاست. شخصیت ذو ابعاد او در ده قرن گذشته پیوسته یکیاز موضوعات بحث برانگیز و دل نشین در میان صاحب نظران حوزه هایفوق بوده است، اما درباره شخصیت فلسفیاو اتفاق نظر وجود ندارد. بعضیاو را حکیم و بعضیفیلسوف میدانند. استاد برجسته طه حسین در این مقاله کوشیده است تا از معریبه عنوان یک فیلسوف دفاع کند. او در بحث خود از رشته ایظریف سخن بمیان میآورد که فلسفه و هنر را به هم پیوند میدهد. از این رو فیلسوفان را هنرمند و هنرمندان را فیلسوف دانسته و در نهایت لقب شاعر فیلسوفان و فیلسوف شاعران را به معریارزانیداشته است.
داستان «بانوی حصاری»، یکی از هفت داستان شگفتانگیز و پرماجرای هفتپیکر نظامی است. با توجه به ساختار ویژهای که این داستان دارد، مقالهی حاضر به نقد و تحلیل ساختار و اجزای روایت در آن براساس دیدگاههای گریماس اختصاص یافته است.شیوهی کار به این صورت بوده که ابتدا نظریات گریماس دربارهی ساختار وعناصر واجزای تشکیل دهندهی یک روایت، نقل وبررسی شده وسپس این عناصر و اجزا در داستان بانوی حصاری، شناسایی وتجزیه وتحلیل گردیده است. زنجیرههای روایی در ساختار این روایت شامل زنجیره های پیمانی، اجرایی وانفصالی است.زنجیرهی پیمانی، بیانگر پیمانی است که بین«بانوی حصاری» (فرستنده) با شاهزادهی جوان (شناسنده؛ گیرنده) بسته میشود، زنجیرهی اجرایی شامل آزمونها و مبارزههایی است که قهرمان باید پشت سر بگذارد تا به هدف برسد و زنجیرهی انفصالی، حاکی از سیر رخدادهای داستان از وضعیت نامتعادل به وضعیت متعادل و پایان خوش داستان است. در این روایت ساختارکلی« فقدان قرار داد (بینظمی) وجود قرار داد (نظم)» به کار گرفته شده است؛ یعنی درآغاز داستان، به دلیل عدم وجود قرارداد وضعیت پریشانی به وجود میآید.بعد فرستنده قرارداد و پیمانی وضع میکند؛ که در نتیجهی آن نظمی برقرار و در پایان داستان به خاطر اقدامات قهرمان، آرامش حاکم میشود.
شعر پس از انقلاب اسلامی را به جریان های متفاوتی می توان تقسیم کرد: یکی از این جریان های مهم شعر پیشرو با شخصیت شناخته شده آن رضا براهنی است، شاعری که با انتشار مجموعه شعر خطاب به پروانه ها و تبیین اندیشه های ادبی خود در مقالات مختلف، به یکی از شاعران و نظریه پردازان تأثیرگذار پس از انقلاب تبدیل شد. براهنی در نظریه شعری خود، که با نام ""زبانیت"" شهرت یافته است، به دنبال چندزبانی کردن شعر، تعدد فرم و زبان، پاشیدگی معنا، پاشیدگی روایت، پاشیدگی دستور زبان، صورت گرایی و پاشیدگی توصیف است.
مقاله حاضر به بررسی نوآوری ها و هنجارگریزی های صرفی و نحوی در مجموعه خطاب به پروانه ها می پردازد و نشان می دهد که هنجارگریزی های صرفی شاعر در این مجموعه اغلب با موفقیت همراه بوده است. براهنی با دستکاری در ساخت های صرفی زبان، بی آنکه ساختار صرفی کلمات را متلاشی سازد، موفق به خلق واژگان جدید می شود، اما در بخش نحو، موفقیتی حاصل نمی کند؛ زیرا با متلاشی کردن قواعد حاکم بر جمله ارتباط خواننده را با شعر قطع می کند.
صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم. صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم.
اسداله وجهی از خاندان وجهی است که همچون دیگر خاندان ایرانی، با شکل گرفتن حکومت قطب شاهیان در جنوب هند و رونق گرفتن زمینه های مختلف فرهنگی و حمایت پادشاهان این سلسله از اشخاص برجسته ایرانی و بعضا غیر ایرانی به دربار خود، راهی دکن شدند. او شاعر و نویسنده والامقام اردو و فارسی بود که به غالب دکن شهرت یافت. وجهی، نخستین نثرنگار اردو است که کتاب سب رس او را نخستین اثر منثور ادبی زبان اردو میدانند. کتاب دیگر او، به نام قطب مشتری، هم سبب شد که او را اولین نقاد ادب اردو بنامند. وی در این کتاب، معیارها و اصول نقد شعر و شاعری را بیان کرده است؛ کتابی که هنوز هم اعتبار خود را حفظ کرده است.بررسی محتوای کتاب سبرس-که اولین تمثیل صوفیانه در زبان اردو به شمار می آید-نشان می دهد که نویسنده کتاب کاملا تحت تاثیر دو اثر معروف فتاحی یا سیبک نیشابوری بوده است؛ که نویسنده مقاله حاضر بر آن است این تاثیرپذیری و موارد مشابه را در حد امکان نشان دهد.
"به قول مولانا نامعقول بودن یا ورای طور عقل بودن تعالیم انبیا، اظهار معجزات را لازم کرده است. این معجزات در هر زمانه ای با سطح دریافت مخاطبان دعوت انبیا، انطباق و تناسب داشته است. قرآن کریم معجزه اصلی پیامبر اکرم (ص) محسوب می شود که معاندان و کافران به هماوردی و رقابت با آن فراخوانده شده اند (= تحدی)؛ در حالی که از قبل ناتوانی و شکست قطعی شان پیش بینی و یادآوری شده است. در عین حال به اقتضای احوال خاص، معجزات دیگری نیز از ایشان صادر یا به خاطر ایشان ظهور کرده است که در کتب سیره و حدیث و به تبع آن در متون ادب فارسی انعکاس یافته است.
شاعران و عارفان ایرانی با زبان صریح و روشن در مضمون سازی های شاعرانه به این روایات پرداخته اند. در قالب های قصیده و مثنوی این مضامین پررنگ تر هستند و کمتر در ایجاد و خلق تصاویر به خدمت گرفته شده اند. درباره ذکر معجرات منتسب به حضرت ختمی مرتب باید گفت در این پژوهش صحت و سقم روایات مطمح نظر نبوده است و تنها انعکاس این روایت ها در شعر فارسی بررسی شده است و ذکر اصل روایت ها در شعر فارسی بررسی شده است و ذکر اصل روایت به مثابه تایید قطعی آنها نیست.
"