ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۳۲۱ تا ۴۵٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۵۳۲۱.

تحلیل تأثرات حافظ از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۳۴۹
شعرا و نویسندگان برای توانمندسازی و غنابخشی به مضامین شعری و تبیین دیدگاه های خود، خواه و ناخواه از متون پیشین به شیوه های گوناگون لفظی و معنوی، دانسته و نادانسته بهره می برند که امروز آن را روش بینامتنی می نامند. بینامتنیت یک نظریه نوین در مطالعات نقد ادبی است. براساس نظریه بینامتنیت هیچ اثری مستقل و خودساخته مولف خود نیست بلکه از متون پیشین بهره برده است و هر متنی ازدل متن های پیشین به وجود می آید و معنا در بافتی بینامتنی با ارجاع از متنی به متن دیگر شکل می گیرد به گونه ای که خواننده را در درک عمیق تر و فهم بهتر یک متن کمک می کند. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بینامتنی میان غزلیات حافظ و مولاناست که با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیلی_ توصیفی به بررسی نشانه های بینامتنی موجود در غزلیات دو شاعر پرداخته می شود. مطالعات نشان می دهد که حافظ از جمله شاعرانی است که با استفاده از آثار پیشینیان و تصرف های هنرمندانه توانسته آنها را به نحوی شیرین تر و موجزتر بیان کند. در این زمینه بیشترین بهره را بعد از منابع دینی از منابع عرفانی پیش از خود برده است. یکی از این منابع عرفانی، آثار مولوی به ویژه غزلیات شمس است و یافته های تحقیق بیانگر رابطه بینامتنی شعری این دو شاعر است.
۴۵۳۲۲.

نقد آثار صادق چوبک براساس نظریه ساختارشکنی ژاک دریدا با تکیه بر تنگسیر و سنگ صبور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۶۶۶
نظریه ساختارشکنی یکی از نظریه های ادبی رایج در اواخر دهه 1960 به شمار می رود که نخستین بار توسط ژاک دریدا بنیان نهاده شد. هدف ساختارشکنی، بازسازی و بازیابی معنای متن، واسازی و آشکار ساختن تناقض های حاضر در متن است. دریدا با به چالش کشیدن آرای نظام یافته ای از نشانه ها در قالب تقابل های دوگانه، بازی بی پایان دال ها، واسازی، بحث تعدد تعابیر، چندمعنایی بودن متن و مواردی چون آن، شالوده های عقل گرا و خردمدار را درهم ریخت و عنوان کرد که هرگز نمی توان به معنای نهایی و مدولول غایی در یک متن دست یافت. بازی بی پایان دال ها، واسازی، تقابل های دوگانه، ضمیمه، سر- نوشتار، رد و مواردی از این قبیل، از بنیان های نظریه دریداست. در پژوهش حاضر برآنیم تا دواثرصادق چوبک تحت عنوان تنگسیر و سنگ صبور را واسازی کنیم تا بدین گونه قابلیت های ادبیات فارسی برای آزموده شدن توسط این نظریه نشان داده شود و به رهیافت های دیگری از دو متن براساس نظریه دریدایی دست یابیم.
۴۵۳۲۴.

بررسی رند حافظ از منظر جایگاه لوده در سفر قهرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۴۴۹
کارل گوستاویونگ معتقد است کهن الگوها یا راهنماهای درونی که ریشه در ضمیر ناخودآگاه بشر داشته و محصول تجارب مکرر او در طول تاریخند، برای هدایت انسان به سمت کمال فردی در وجود او نهادینه شده اند. از آنجایی که سفر قهرمان درون مراحل پر فراز و نشیب فرایند تفرد را بررسی می کند، کیفیتِ دگرگونی و تغییر و تحول « رند» راز آلود در غزلیات حافظ نیز از این منظر قابل توجه و بررسی است. از این رو که تغییر کیفیت این مفهوم، در جریان حوادث و فضاهای گوناگون و متنوع و متفاوت هر بیت در هر غزل، که می توان آن را تصویر مرحله ای از زندگی شاعر دانست، ما را به کیفیت حاکم بر دیدگاه او، رهنمون می سازد و جایگاه والا و درخورِ او را به عنوان قهرمان کمال یافته در سفر زندگی تبیین کرده و مسلم می سازد. هدف این مقاله بررسی رند غزلیات حافظ از منظر نقد کهن الگویی با تکیه بر مبانی فکری کارول. اس. پیرسن و هیو. کی. مار، در زمینه کهن الگوی دوازده گانه بیداری قهرمان درون است. نویسنده تلاش می کند به شیوه توصیفی- تحلیلی تجلی کهن الگوی غالب در غزلیات حافظ را نشان دهد.در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر سه سطح لوده با مراتب مختلف رند در ابیات حافظ مطابقت دارند.
۴۵۳۲۵.

نقد و تحلیل برگردان های عربی رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۳۸۷
این پژوهش تلاش دارد برگردان های عربی رباعیات خیام را موردنقد و تحلیل قرار دهد؛ ازاین رو، در آغاز به شرح مختصری از زندگی و جایگاه این شاعر و ریاضی دان ایرانی و دیدگاه های مطرح ازسوی خیام شناسان پرداخته است. سپس اثر سترگ او در برگردان نامداران جهان عرب موردبحث قرار گرفته است. در این بخش ابتدا از تاریخچه رباعی، رباعیات خیام، ترجمه و چگونگی ورود آن به جهان عرب سخن به میان آمده، سپس از عوامل اثرگذار پیش روی مترجمان عرب تحت عناوینی چون ایدئولوژی، سپهرِ گفتمان زبان مبدأ و مقصد، قالب های ترجمه، ترجمه از زبان واسطه و سرانجام سازوکارهای مترجمان با آوردن شواهد متنوع بحث شده است. در موضوع ایدئولوژی از تأثیرگذاری ایدئولوژی مترجم و زبان مقصد و در سپهرِ گفتمان از تحول و دگرگونی متن و توفیق یا عدم توفیق مترجم سخن رفته است. پایبندی به قالب اصلی رباعی و یا عدم پایبندی به آن و نتایج حاصل از آن در روند ترجمه و همچنین بهره گیری از زبان واسطه و تأثیرگذاری مثبت و منفی و احیاناً مخرب آن در ترجمه، مانند دیگر موضوعات از جایگاه ویژه ای در این بحث برخوردار است. در این گفتار علاوه بر موارد طرح شده، سازوکارهای شخصی مترجمان و تأثیرگذاری آنان در تصریح، تلطیف، تغییر و حذف به انتقال معنای دریافتی از زبان مبدأ که معمولاً برخاسته از فهم و درک نادرست و یا زبان واسطه و یا اختلاف فرهنگی است به بحث گذاشته شده است. در پایان یادآور می شود که شیوه به کاررفته در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است؛ بدیهی است که برای تبیین و غنای هر چه بیشتر این پژوهش از نمونه های متفاوت مترجمان سرشناس عرب، بهره گیری و درنهایت یافته های این پژوهش به صورت یک جمع بندی به عنوان نتیجه به خواننده این سطور عرضه شده است.
۴۵۳۲۶.

بازنمایی هویت قومی در رمان نوجوان «دشت متلاطم» تو بلوچ نیستی... اگر هم باشی، از ما نیستی!(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۵۳۲
هدف این پژوهش، یافتن عناصر و ویژگی های بومی رمان دشت متلاطم اثر علی اکبرکرمانی نژاد در ژانر فانتزی/ علمی تخیلی بومی است و جلوه های فرهنگی هویتی اقلیت های قومی در این رمان نوجوان واکاوی شده اند. دشت متلاطم از ابعاد گوناگون بر فرهنگ قوم بلوچ تمرکز دارد و در قالب تلفیقی از گونه های فانتزی و علمی تخیلی، مقتضیات زندگی و فرهنگ بلوچی را به تصویر می کشد. این رمان به دلیل برانگیختن صدایی کمتر شنیده شده در ادبیات نوجوان ایران و درآمیختن زیست بوم منطقه ی کویری با مؤلفه های هویت قومی اهمیتی ویژه دارد. این مؤلفه ها از دل تعامل میان انسان و طبیعت بومی به دست می آیند. یافته ها نشان می دهند که دشت متلاطم در ساختن هویت و انگاره ی قومی مثبت از بلوچ ها در چند محور گام هایی مؤثر برداشته است. سنت های قومی بازتابی گسترده در رمان دارند و نوجوان در عین توجه به سنت ها، با در پیش گرفتن سفری دشوار و سرنوشت ساز، وارد دیالوگ با فرهنگ می شود و ضمن خودیابی در بافت فرهنگ بلوچی، محدودیت های آن را به چالش می کشد و سنت های قومی را به شیوه ای نو احیا می کند. لباس بلوچی، حیوان های کویری که ارتباطی تنگاتنگ با انسان دارند، باورها و رسم های قومی، مسئله هایی همچون قاچاق مواد مخدر و نگاه طبقاتی درون قومی در کنار بهره گیری از ظرفیت های دینی و اسطوره ای زیست جهان بلوچی را برای مخاطب ملموس و شناخت پذیر می کنند. گونه ی سیال و چندگانه ی رمان نیز که میان فانتزی بومی، علمی تخیلی بومی و رئالیسم جادویی در نوسان است، هماهنگ با زیست بوم در خدمت بازتعریف هویت قومی قرار گرفته است.  
۴۵۳۲۷.

دلالت های سیاسی اندیشه عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۷ تعداد دانلود : ۴۰۱
بیشترِ پژوهش های انجام شده درباره عین القضات، عارف نامور و متفکر بزرگ در سنت عرفانی ایران و اسلام، درباره مسائل تاریخیِ مربوط به زندگی وی و یا برخی آراء عرفانی و کلامی او بوده است. این در حالی است که اندیشه عین القضات دربردارنده ظرفیت های سیاسی مهمی است که تاکنون مغفول مانده است. این جستار بر آن است که در چارچوب رهیافت دلالتی - پارادایمی، نحوه مواجهه وی با بحران های زمانه اش و درک و تحلیل وی از آن ها را بررسی کند. پرسش محوری پژوهش این است که شیوه مواجهه عین القضات با وضعیت سیاسی و فکری زمانه اش حاوی چه دلالت های سیاسی است و مهم ترین این دلالت ها و ظرفیت های فکری و سیاسی کدام اند؟ این مطالعه نشان می دهد که عین القضات همدانی متفکری است که در عین سیراب شدن از آبشخور اندیشه عرفانی، تحلیل و تبیین دقیق و هشیارانه ای از وضعیت و بحران های سیاسی زمانه خود داشته و نقدهای جدی و بنیادینی نسبت به این وضعیت عرضه کرده است. مدعای مقاله حاضر این است که مواجهه انتقادی عین القضات با بحران ها و چالش های فکری و سیاسی زمانه اش، متضمن دلالت های سیاسی آشکاری در اندیشه وی است. از این رو عین القضات نه تنها یک عارف عالی مقام در میراث عرفانی است بلکه متفکری روشن بین و صاحب دغدغه و حساس نسبت به عرصه عمومی و حیات سیاسی است.
۴۵۳۲۸.

عنصر شخصیّت در رمان های «رجال فی الشّمس» اثر غسّان کنفانی و «خشم و هیاهو» اثر ویلیام فاکنر (با تکیه بر نظریه فیلیپ هامون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۶۱۰
فیلیپ هامون، نظریه پرداز و نشانه شناس معاصر فرانسوی، از جمله صاحب نظرانی است که از زاویه دید جدیدی به عنصر شخصیّت نگریسته است. نظریه او به دلیل دربرگرفتن آراء نظریه پردازان پیشین، می تواند به شناخت چیستی، مفاهیم و دلالت هایی که در پس شخصیّت ها نهفته است بپردازد. این نظریه یکی از نظریه های جامع و دقیق پیرامون عنصر شخصیّت است. با عنایت به اینکه شخصیّت ها در رمان های «رجال فی الشّمس» اثر غسّان کنفانی و «خشم و هیاهو» اثر ویلیام فاکنر نقش بسیار برجسته ای ایفا می کنند، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی عنصر شخصیّت را در دو رمان مذکور براساس نظریه فیلیپ هامون از حیث؛ انواع شخصیّت، سطوح توصیف شخصیّت، مدلول شخصیّت و دال شخصیّت، مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که کنفانی و فاکنر ضمن استفاده از شخصیّت های تاریخی، اجتماعی، اسطوره ای و مجازی به تمام شخصیّت ها فرصت نقش آفرینی داده اند. علی رغم اینکه روایت در بخش های زیادی از دو رمان بر اساس تکنیک جریان سیّال ذهن است، ولی حضور دو نویسنده در مواردی چون بیان جزئیات، بیان افکار شخصیّت ها، توصیف صحنه ها و... مشهود است. از سوی دیگر، پرسش های مطرح شده در رمان توسط راوی، بیانگر در نظر گرفتن جایگاهی برای خواننده است. این دو نویسنده توانسته اند اسامی، اوصاف و القاب شخصیّت ها را با کارکرد داستانی خود هماهنگ و هم سو سازند و با توصیف ابعاد گوناگون شخصیّت ها خواننده را در مقابل تصویری تمام نما از آنان قرار دهند.
۴۵۳۲۹.

A Study of the Metatheatrical Aspects of Peter Shaffer’s Equus(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۴۱۳
The present article aims to analyze the notion of metatheatricality in Peter Shaffer’s Equus and to investigate the functions of such metatheatrical notions as self-reflexivity and fictionality in the overall structure and theme of the play. The central questions of this survey include: In what ways are typical metatheatrical techniques employed in Peter Shaffer’s Equus, and what are the structural and thematic functions of these elements? The present dramaturgical study first reviews the basic tenets of the concept of metatheatre as a postmodern genre in the theatre and then contextualizes them in the structural fabric of the play, focusing on two important metatheatrical elements, namely, play within a play and breaking the fourth wall. The present research shows that there are inner plays in the narrative structure of Equus, which are aligned with the characteristic features of metatheatricality as delineated by Richard Hornby in Drama, Metadrama, and Perception (1986). These plays within a play, which belong to the so-called “the inset type,” construct two sharply distinguishable structural layers. As metatheatrical plays within a play, they self-reflexively call attention to the fictional nature of the play as well as to the possibilities of narrative diversity. Equus breaks the fourth wall of the realistic drama when its lead character directly addresses the spectators, thereby getting them physically and mentally involved in the action. The spectators, as a result, step into the fictional world of the play and start to interact with the characters as the characters start to interact with them. Judgment and interpretation become reciprocal as both the audience and the performers take part in the process of narration and meaning-creation.  
۴۵۳۳۲.

بررسی انواع صحنه پردازی ها در فیلم مسافران بهرام بیضایی بر اساس استعاره مفهومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۳۶۱
جستار حاضر می کوشد با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تمرکز بر معانی استعاری عناصری از میزانسن چون ترکیب بندی و چیدمان، تصویرسازی و ژست، حرکت، کنش و عناصری چون نورپردازی صحنه یا نقش دکور در طراحی میزانسن صحنه در فیلم «مسافران» بهرام بیضایی بپردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد تجربه تصویری باعث به وجود آمدن طرح واره های «تصوری» در نظام مفهومی انسان می شود؛ به عبارت دیگر، طرح واره های تصویری از تجربه های حسی- ادراکی بشر و از تعامل های او با جهان خارج یا به تعبیری تجربه های جسم یافته او نشئت می گیرند که در فیلم مسافران برای مفهوم سازی «زندگی و مرگ» استفاده شده است. در اثر حاضر، مفهوم سازی های استعاری فیلم مسافران و مجازهای مفهومی مربوطه به صورت مستقیم و غیرمستقیم به درون مایه اصلی اثر یعنی سیاهی و تاریکی به مفهوم سوگ و نور و روشنایی به معنای زندگی برمی گردد. در حقیقت در این فیلم غم به مثابه تاریکی، رابطه عاطفی به مثابه ماده خوراکی، مرگ و جاده به مثابه دوری به صورت تک وجهی بازنمایی شده اند. در تمامی این استعاره های تک وجهی صرفاً از نشانه های تصویری برای بازنمایی استفاده شده است. برخی دیگر از استعاره ها نیز همچون انسان به مثابه گیاه، دل به مثابه شی، سوگ به مثابه مکان یا ظرف، جاده به مثابه انسان، اشیا به مثابه موجودات زنده و برخی مفاهیم انتزاعی به مثابه موجود هستومند بازنمایی شده اند. برای صورت بندی این استعاره ها هم از ترکیب نشانه های شنیداری چون موسیقی، نوشتاری و تصویری استفاده شده است.
۴۵۳۳۳.

مضامین مشترک در اشعار سلمان هراتی و بدرشاکرالسیّاب با تکیه بر«أنشوده المطر»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۶۴۸
ادبیات تطبیقی به مقایسه و موازنه میان آثار ادبی می پردازد و این مقاله کوششی تطبیقی است که برخی از مضامین مشترک را در آثار سلمان هراتی، شاعر پارسی گوی و «أنشوده المطر» بدر شاکر السیاب، شاعر عرب بیان کند. هردو شاعر به وطن خویش عشق ورزیده و آن را چون موجودی زنده به تصویر کشیده اند؛ سلمان هراتی در توصیف وطن، عقل و عشق و معنویت را در هم آمیخته است. این دو شاعر در اشعار خود، از غفلت مردم گلایه می کنند و در عین حال به آن ها نوید فردای بهتر و روشن تر را می دهند. سلمان هراتی، امید به فردا را با مفهوم انتظار در هم می آمیزد و السیاب با بهره گیری از نماد باران، این امید را منعکس می کند. بدر شاکر السیاب و  سلمان هراتی، برای بیان آن چه که از گفتن صریح آن عاجز هستند، از نمادها و رمزهای گوناگونی مانند شب، باران، حیوانات و... کمک می گیرند و این کاربرد در اشعار السیاب از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و وی آن را با اسطوره ها در هم آمیخته است.
۴۵۳۳۴.

نشانه شناسی نمادهای شعر کودک در دهه هشتاد بر اساس مثلث معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۳۷۰
کاربرد «تمثیل» و «نماد» برای درک بهتر مفاهیم به ویژه مفاهیم انتزاعی و عقلانی، یکی از روش هایی است که در ادبیات کودکان و نوجوانان بسیار اهمیت دارد و می توان از دیدگاه های متعددی به بررسی آن پرداخت؛ یکی از این روش ها، نشانه شناسی ساختار یا معنای نمادهاست که می تواند راهگشای مسائل جدیدی در ادبیات باشد؛ به همین منظور، در این مقاله با به کارگیری روش تحقیق آمیخته کمی- کیفی و الگوی معنایی آگدن و ریچاردز (1923) به نشانه شناسی معنای نمادهای ادبیات منظوم کودک و نوجوان در دهه هشتاد پرداخته شده است. نشانه شناسی نمادهای این دوره نشان می دهد، اندیشه ای که سبب تغییر نشانه ها در داستان های این دهه شده است، بیشتر اندیشه های دینی و اخلاقی هستند علاوه براین، بررسی داده ها بر اساس الگوی فوق نشان می دهد که اندیشه به تنهایی نمی تواند به عنوان اصلی ترین عامل تغییر نشانه های مصداق های نمادین مطرح شود بلکه باید مؤلفه های دیگری چون ویژگی های چندگانه یک مصداق و تحول معنایی آن را در طول زمان در آثار مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی، در نظر گرفت.
۴۵۳۳۵.

واکاوی «کهتری و مکانیسم های جبرانِ» شخصیتِ «معصومه» در رمان «سهم من» با تکیه بر روان شناسی آدلری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۳۹۹
«آلفرد آدلر» بنیان گذار روان شناسی فردی و یکی از نخستین منتقدانِ برجسته نظریه پسیکانالیز و آفریننده یک حرکت مکتبی به موازات آن است . آدلر انسان را موجود اجتماعی تعریف می کند از دید آدلر مسائل روان شناسی با ترجمه مسئله ارتباط بین انسان ها قابل حل می باشد. احساس حقارت و عقده حقارت دو اصطلاح مشهور روان شناسی فردی است. آدلر احساس حقارت را نیرویی می داند که به انسان عنایت شده است تا بدین وسیله رو به جوانب مثبت زندگی حرکت کند و رشد و تکامل یابد از سوی دیگر تاکید کرده است که شرایط نامساعد محیطی می تواند این احساس حقارت را به عقده حقارت منتهی کند. آدلر مفهوم جبران کاذب را در قلمرو روان شناسی برجسته ساخته که فرد برای تعادل بخشی روان خود از آن بهره می جوید. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به نقد روانکاوانه رمان «سهم من» پرداخته می شود و نگارنده با توجه به نظریه آدلر برای تبیین سبک زندگی، به علل پیدایی عقده حقارت و مکانیسم های جبران شخصیت اصلی رمان «معصومه» خواهد پرداخت. یافته های پژوهش نشان می دهد محیط از عوامل اصلی به وجود آمدن عقده حقارت، در شخصیت اصلی بوده است که از شرایط محیطی نامساعد خانواده و رفتار دیالکتیک مادر و پدر با فرزندان  نشات گرفته است بر این اساس احساس حقارت در وی شدت گرفته و پیدایش صورت عصبی در معصومه اشکال گوناگون عدم تعادل روانی را به وجود آورده است؛ لذا، برای تعادل بخشی تخیلی روان گسسته خود، جبران کاذب را در پیش گرفته که به بروز مشکلات عدیده در وی منتهی شده است
۴۵۳۳۷.

«وصف مدرنیستی» در آثار ابوتراب خسروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۷۲۵
جایگاه توصیف در داستان های مدرنیستی، متفاوت از داستان های کلاسیک است. در این راستا، تکنیک ها، کارکردها و سوژه های وصف نیز تغییر می یابد. توصیف در داستان های سنتی، منحصر به مفاهیم عینی و قابل مشاهده می باشد. ساختار وصف ها بر اساس عناصر واقعی، شمول گرا و غیرتجریدی بنا می شود. اما در آثار مدرن، وصف ها درونی و معناگرا می شود. به رفتارها و مضمون ها بیشتر از ظواهر توجه می گردد. نویسنده مدرن به معانی ثانوی و معنوی ویژگی های ظاهری اشخاص و اشیاء توجه می کند که برآیندی از تعمق و تحلیل فلسفی او بر سوژه هایش است. پایه وصف ها نیز بر مبنای عناصر جزئی، ذهنی و خیالی شکل می گیرد. در این راستا، تکنیک ها، کارکردها و سوژه های وصف نیز تغییر می یابد. مداقه آثار ابوتراب خسروی از منظر شگردهای توصیفی معرفی شده حائز اهمیت است که این پژوهش به آن پرداخته است. شگردهای توصیف در جستار پیش رو به روش (توصیفی- تحلیلی) بررسی شده است. پرسش اصلی این پژوهش مبتنی بر این مطلب است که آیا با مطالعه تطبیقی داستان های سنتی و مدرن می توان به تفاوت جایگاه وصف در این دو مقوله اشاره نمود؟ نتایج این بررسی نشان می دهد که آثار خسروی توانایی نمود و واکاوی شگردهای جدید توصیفی و انگاره بندی جدیدی از ساختار توصیف، موسوم به «وصف مدرنیستی» را در خود دارد.
۴۵۳۳۸.

گفتمان غیرمستقیم آزاد در رمان لب بر تیغ نوشته حسین سناپور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۴۳۳
این جستار شگرد روایی « گفتمان غیرمستقیم آزاد» را در رمان لب بر تیغ حسین سناپور بررسی می کند. پس از بحثی دربار? ساختار روایت در این رمان، شیوه های چهارگان? بازنمود گفتمان شخصیت ها در روایت های داستانی با ذکر نمونه هایی معرفی می شوند. از آن میان، گفتمان غیرمستقیم آزاد اهمیتی ویژه دارد، زیرا یگانه سبک روایی است که موجب ابهام و تکثر معنای متن می شود. در بخش پایانی مقاله، با تحلیل دو قطعه از رمان لب بر تیغ نقش شگرد گفتمان غیرمستقیم آزاد در روایت این داستان توضیح داده می شود. بحث اصلی این مقاله آن است که کاربرد گفتمان غیرمستقیم آزاد موجب می شود که گفتمان راوی و گفتمان شخصیت کانونی ساز به طور هم زمان در متن حضور داشته باشند، به گونه ای که نتوان یکی را بر دیگری غالب دانست. در نتیجه، گفتمان روایت میان عینیت و ذهنیت نوسان پیدا می کند و چندصدایی می شود، زیرا صدای راوی و صدای شخصیت ها مدام در حال گفت وگو با یکدیگرند.
۴۵۳۳۹.

نقش ایده ادبیات جهانی و تفکر ادبیات تطبیقی در تحقق تعامل فرهنگی ملل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۳۵۰
پذیرش ادبیات بیگانه در ادبیات خودی که در ایده ادبیات جهانی تثبیت و با ادبیات تطبیقی ابعاد گسترده ای یافته است، می تواند نقشی سترگ در تعامل فرهنگی ملت ها ایفا کند. گرچه دو جنگ مخرب جهانی اول و دوم در قرن بیستم و پدیده شوم "ترامپیسم" در قرن بیست و یکم که هر سه در ارتباط مستقیم با ناسیونالیسم افراطی قرار دارند، صفحات تاریکی را در تاریخ بشری رقم زده اند، اما از اهمیت تحقق آرمان "تعامل فرهنگی ملل" در نزد اندیشمندان و ادبای جهان هرگز کاسته نشد. اوج گیری جنبش های ناسیونالیستی در اوایل قرن بیست ویکم که با "ترامپیسیم" به بحرانی عظیم در جامعه بشری مبدل شده است، بار دیگر نقش مهم ایده ادبیات جهانی و ادبیات تطبیقی در جهان امروزی را هویدا ساخته است. جستار ذیل در صدد پاسخ به این سؤال است که چگونه می توان با ابزار ادبیات به تعامل فرهنگی دست یافته و این تعامل را به تمامی حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جهان امروزی بسط داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان