این جستار می کوشد با بررسی و مقایسه نظریه اضطراب تأثیر هارولد بلوم و مفهوم سنّت در نگاه تی. اس. الیوت، و با تمرکز بر خوانش این دو از نمایشنامه هملت، تصویری تطبیقی از رویکرد این دو منتقد به چگونگی آفرینش ادبی به دست دهد. صحنه آفرینش ادبی در نگاه بلوم ستیزه جویی حماسی است میان شعرا، پر از خشم و هیاهو، و در عین حال بزنگاه بدخوانی خلاقانه. بیگاه شدن شعر در واقع وضعیت شاعر مدرن است که گریزی از سنّت ادبی متقدمین ندارد. به رغم نوآوری های نظری بلوم، ایده اصلی او همانندی های زیادی با توصیف الیوت از سنّت و قریحه فردی دارد. در نگاه هر دو، آفرینش ادبی محصول دیالکتیک حضور و غیاب است، با این تفاوت که بلوم وجه ستیزه جویانه و اضطراب آور روابط بین شعرا را برجسته می کند. بیش از هر متن دیگر، خوانش بلوم و الیوت از هملت نمایانگر مخالف خوانی شان است. شاید بتوان گفت که بلوم هم اضطراب تأثیر از الیوت داشته است.
در این پژوهش برآنیم تا برحسب مفهوم جهانیِ پاندورا و جعبه او، نمودها و نمادهای این جعبه را در بافت قصّه های عامیانه مکتوب فارسی بکاویم. روش پژوهش از گونه استقرایی برحسب مطالعه کتابخانه ای به شیوه اسنادی است. اساس این پژوهش مبتنی بر ساختارشناسی اسطوره است که از سه منظر تقابل های دوگانه، اتحاد ژرف ساختی اساطیر و استعاری بودن اسطوره به چرایی همانندی نمودهای شرّ در این قصه ها با مفهوم جهانی جعبه پاندورا می پردازد. در این قصّه ها جا ها و مکان هایی که به نوعی با عنصر یا عناصر شرّ در ارتباط است و منشأ آفت و آفند است، مصداق جعبه پاندورا تصور شده است. این مکان ها از جهت معنایی، زبانی و استعاری و نیز از منظر «پیام» و «رمز» با جعبه پاندورا تفاوتی ندارند، تنها تفاوت آن ها در روش ترکیب و «ظرف» آن هاست و گرنه «مظروف» یکی است. پس از بررسی، پنج مکان در قالب قرارگاه مسکونی شرّ و نماد و نمود جعبه پاندورا تلقی شدند: باغ، چاه و زیرزمین، صندوق، حصار، قلعه یا شارستان و جزیره. در این میان بسامد شارستان و قلعه در این قصّه ها بیش از دیگر مکان هاست و در داراب نامه، بیش از دو قصّه دیگر است. قهرمانان قصّه ها نیروهای خیر هستند تا شرّ و آفند و بدی را یا نابود سازند یا محبوس کنند؛ بنابراین همه آنان استعاره از «امید» هستند، همان «امید»ی که در افسانه پاندورا بدان اشاره شده است. نتیجه کنجکاوی و سلوک (Quest) قهرمان رسیدن به این مکان هایی است که مکمن و معدن آفت و شر هستند.
اسطوره ها که زمانی شالوده تفکر و اخلاق را تشکیل می دادند، کجا رفته اند؟ امروز کجا می توان آن ها را بازجست؟ در پی پاسخ به این پرسش ها صرف نظر از تعاریف کلی و رایج در مورد اسطوره، به بررسی دیدگاه هایی می پردازیم که درباره شکل ها و کارکردهای امروزین اسطوره نظریه پردازی کرده اند. سپس با قد نظریه هایی که شکل نوین اسطوره را در جوامع صنعتی و در مفاهیمی چون قدرت، مد، همسان گرایی و اساطیر رسانه ای جست وجو می کنند، به رویه دیگر اسطوره امروز- که نه وجه قدرتمند و همه گیر و اعتقادی اسطوره که وجه نمادپرداز، رؤیایی و رازآمیز آن است- توجه می کنیم.ذهن انسان، توانایی ازلی اسطوره سازی اش را صرف ادبیات و هنر می کند که اسطوره در فضای آشنایشان نفس می کشد و جان می گیرد. شخصیت ها، زمان ها، مکان ها و رویدادها، اسطوره های جدید می شوند؛ به این معنا که از فردیت انتزاعی خود بیرون می آیند و ابعادی اساطیری می یابند؛ اسطوره هایی ورای زمان و مکان که می توان آن ها را چون نمادهای اسطوره ای برای مسائل انسان امروز درنظر گرفت. از آنجاکه لایه های نامکشوف ادبیات و هنر، آکنده از نمادهایی زاده ناخودآگاه است که ژرفایش گاه برای آفرینندگانشان نیز آشکار نیست، سال ها و قرن ها بعد از خلق نیز می توان آن ها را بازگشود و این یعنی زایش مداوم اسطوره های جدید در ادبیات و هنر.
سامدرنیسم یکی از مکتب های ادبی متأخر و به نوعی آخرین تحول سبکی است که در ادبیات امروز اتفاق افتاده است. این مکتب مقارن برخی تحولات سیاسی و اجتماعی در دهه هفتاد خورشیدی و بیشتر از طریق ترجمه متون نظری به فضای ادبی ایران راه جست و مورد توجه عده ای از شاعران و اهل نظر قرار گرفت، اما این جریان به قدر تازگی خود در میان برخی منتقدان و مخاطبان غریب و نامأنوس نشان می دهد به خصوص این که نمی توان با معیارهای معهود ادبی به آثاری ازاین دست راه یافت. در این مقاله تلاش شده است که دری برای ورود به این بحث گشوده شود و برای درک آنچه در شعر امروز به نام پسامدرنیسم اتفاق افتاده، به دلایل این پیچیدگی ها و غریب نمایی در چهار شاخص زبانی، معنایی، زیباشناختی و فرم پرداخته شود و سپس برای روشن تر شدن بحث و تفهیم بیشتر نمونه هایی از شاعران وابسته به این جریان (بنابرآنچه در مجلات و کتاب های تبار شناسی آمده) درج شود. این پژوهش نشان داده است که برای فهم نمونه های اصیل جریان پسامدرن بعضاً نیاز به تعریف جدیدی در حیطه عناصر شعری خواهد بود چراکه برخی از عناوین مطرح شده سابقه ای در شعر فارسی ندارند.
دینبه عنوانیکیازسرمایه هایاصلیجامعهباعثمی شودکهافرادتحت تأثیرآنبتواننددیدگاه ها،رفتارهاو درنهایتسبکزندگیخودراازدیگرانمتمایزکنند . سبکزندگی،بیانگرانواعالگوهایمصرف،جوانمردی و تحمل پذیری،شیوهتعاملاتوحتیتحولاتفرهنگیپنهاندریک جامعهاست . براساسنظریه هایبسیاریازجامعهشناسانازجمله (وبر)،(زیمل)،(گیدنز)،(بوردیو)و ... امروزهتنهاعاملاقتصادی،مثلآنچهمارکسمی گفت،نمی تواندتعیینکنندهشیوهزندگیافراد باشد.دراینمقالهابتدا با بررسی اشعار آیینی و دینی با هدف استخراج الگوهای سبک زندگی اسلامی در ابعاد اعتقادی و اخلاقی، مبتنی بر بررسی شعرتمثیلی شاعران پارسی و نگرش آنها نسبت به این پدیده،دینبهعنوانیکعاملمؤثربرسبکهایزندگیدانشجویاندر نظر گرفته شده است و ضمن ارائه نمونه های شعر دینی و تمثیلهای شعرا، تا ثیر دین در سبک زندگی دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است.پژوهش حاضر با روش تحقیق کتابخانه ای به بررسی تعامل دو سویه بین «سبک زندگی و اشعار فارسی» پرداخته است. سپس با روش مطالعات توصیفی- همبستگی، داده های جمع آوری شده تحلیل آماری بصورت توصیفی گزارش می گرددکه نشان می دهد میان این دو عنصر رابطه و پیوند گسست ناپذیری وجود دارد. نیزسبکزندگیدانشجویانیکههمدرمعرضمدرنیتهوهمدرجامعهدینیرشد یافته اندموردتوجهبودهاست . یافته هایتحقیقنشانمی دهدکههر چهمیزاندینداریپایین تراست،سبک زندگی،مدرن تروهرچهافراددیندارترهستند،سبکزندگی،سنتیوغیرمدرن تر می شود. همچنین،درمیانپنجمؤلفهاصلیسبکزندگیموردبررسیدراینپژوهش،مدیریتبدنوتوجهبهپدیدهمدو مارکدرمیان دانشجویانبیشازسایرمؤلفه هایسبکزندگیتحتتأثیرمدرنیته قراردارد.
«الهی نامه» از منظومه های عرفانی و اخلاقی عطار است که با دو طرح روایی کلان و خرد و با هدف القای مسائل مهم عرفانی و اخلاقی سروده شده است. بررسی دقیق این کتاب نشان می دهد که به سبب ضعف های آشکار دو عنصر «تعلیق» و «فضاپردازی» در این کتاب، «لحن» مهم ترین عامل برای تأثیرگذاری بر مخاطب است. مهم ترین عامل پیش برنده طرح در حکایت کلان و حکایات خرد، گفت وگو است و لحن این کتاب به صورتی منظم و با کمترین تنوع، متناسب با شخصیت های گفت وگوکننده، تکرار شده است. تقابل اصلی شخصیت در حکایت کلان، میان «پدر» و «پسر» است که در مضمون و لحن کلام دو شخصیت ایجاد شده است. لحن غالب شخصیت پدر، «واعظانه» و لحن غالب شخصیت پسر، مصرانه است. این ساختار لحن به گونه ای کاملاً آشکار در حکایات کوتاه نیز تکرار شده است. لحن واعظانه و جاهلانه، در حکایات کوتاه نیز میان شخصیت-های «دیوانه و عاقل»، «زیردست و زبردست»، «غلام و شاه»، «عارف و عامی» و... تکرار می شود. لحن واعظانه، برآیند لحن های «متعجبانه»، «سرزنشگرانه»، «متعصبانه» و «فیلسوف مآبانه» است. به همین دلیل عناصری مثل «پرسش»، «شرط»، «صفت» و «ندا» بارها در گفت وگو به کار می رود که عناصر اصلی ایجاد لحن های یادشده است. لحن مهم دیگر در الهی نامه، لحن طنزآمیز است که فقط در حکایات کوتاه، این لحن را می بینیم. برای ایجاد این لحن از عناصری مثل دعا، استعاره تهکمیه، پارادوکس، شرط و پرسش استفاده شده است. شخصیت مثبت حکایاتی هم که لحن طنزآمیز دارند، «دیوانه» است که در تقابل با خدا و شخصیت عاقل قرار می گیرد.
تهدف الحرکه النسویه إلى تکریس حقّ المرأه وظهرت کتیار لتحقیق مآربها فی بدایه القرن التاسع عشر. تمکّنت الحرکه النسویه اقتحام عالم الأدب وتکوین نظره مختلفه فی هذا المضمار. حیث تحوّل الأدب النسوی سلاحاً لمحاربه الظلم والتهمیش الذی یفرضه المجتمع الأبویّ والثقافه الذکوریه على المرأه. کولیت خوری ومنیرو روانی بور کاتبتان من سوریا وإیران سعیتا إلى إظهار انتمائهما النسویّ ومواجهه المجتمع الذکوریّ بأعمالهما الأدبیّه. وبما أنّهما عاشتا فی مجتمع شرقی وفی فتره زمنیّه مشترکه فلا بدّ أن یحصل بعض التشابه فی أعمالهما الأدبیّه. والسؤال الذی یطرح نفسه هو ما هی أوجه التشابه ما بین أعمالهما الأدبیّه؟ وما هی افتراقاتهما؟ فی هذا المقال نسعى إلى الإجابه عن هذین السؤالین اعتماداً على المنهج الوصفی- التحلیلی ومن منظور الأدب المقارن. هذا ومن خلال هذه الدراسه تمّ التوصّل إلى النتائج التالیه: إنّ أهم المشترکات فی أعمال هاتین الکاتبتین هی: النظره التشاؤمیه والسوداویه إلى الرجال وعدم الثقه بهم والتمییز بین الرجل والمرأه وسیطره المجتمع على النساء وخضوع النساء لقوانین المجتمع وإجبار المرأه على الزواج والنظره التقلیدیه إلى المرأه. وأما ما یمیزهما فهو أن المرأه فی روایات منیرو روانی بور أقل شأناً ومکانه من المرأه التی تذکرها کولیت فی روایاتها، هذا ومنیرو روانی بور تشیر فی أعمالها إلى تقالید وسنن خرافیه نابعه عن عقلیات ساذجه فی مجتمع تقلیدی کما وتتحدث بصراحه عن الدعاره التی تعانی منها المرأه بسبب مکانتها المتدنیه فی المجتمع بینما کولیت خوری راعت الإنصاف فی شرح تجارب النساء وتحتل المرأه مکانه اجتماعیه مرموقه فی روایاتها لذا تتعرض للإهانه بشکل أقل، کما أنها تستخدم لغه أکثر بساطه فی طرح قضایاها وأسلوبها واقعی بحت ولغتها بسیطه نثریه ویحتل الوصف مکانه هامه فی روایاتها، فی الوقت الذی تتمیز روایتی منیرو روانی بور بلغه أکثر حده ومراره فی وصف الحیاه الیومیه للنساء وتستخدم أسلوب الواقعیه السحریه فی روایاتها وتهتمّ بالوصف الدقیق للتفاصیل.
آتش یکی از عناصر اربعه است که نقش آن در ساخت کیهان و پیدایش گیتی نزد قدما، بسیار مهم است. به همین دلیل فردوسی از این عنصر مقدس و باستانی، در «شاهنامه» بسیار مدد جسته است. هنگامی که سخن از آتش به میان می آید، باید به باورها و ایدئولوژی های باستانی و اساطیری نیز، حتماً توجه داشته باشیم. اگرچه آتش برای ساکنین جنوبی زمین و سرزمین های گرم و داغ مانند عربستان خیلی پدیده زیبا و ارزشمندی نمی باشد و شاید برای برخی از این اقوام به عنوان عذاب و ترسانیدن استفاده شده است اما برای قبایل و مردمان شمالی که روزگاری در یخبندان های طولانی زندگی می کرده اند، نعمتی ارزشمند محسوب می شود. تمامی این موارد باعث می شود که آتش رفته رفته در اندیشه اقوامی که در نیمکره شمالی زندگی می کردند، تقدّس و ارزش قدسی پیدا کند. پس از آن نیز در دوران تاریخی و حتی پس از اسلام نیز، در آثار شاعرانی همچون فردوسی ، به عنوان عنصری مقدس و مورد استفاده در جشن ها و شادی ها، انعکاس پیدا کند.
تمثیل روایی (آلیگوری) داستانی است به نظم یا نثر که دارای دو معنی است: معنی مقدماتی یا سطحی و ثانوی و باطنی که در زیر لایه سطحی قرار دارد. فابل یکی از انواع آلیگوری و عبارت است از حکایتی کوتاه- چه به نظم و چه به نثر- که به قصد انتقال درسی اخلاقی گفته شده باشد. در فابل شخصیت ها اغلب حیوانات اند. اما اشیای بیجان، انسان ها و خدایان نیز ممکن است در آن ظاهر گردند. فابل در تمثیل های عرفانی فارسی برای بیان مفاهیم عرفان نظری و دستورات عرفان عملی نیز به کار رفته است. از جمله جنبه های هنری کار مولوی در غزلیات شمس استفاده از تمثیل های روایی است. در بین این تمثیل های روایی 14 فابل وجود دارد. این فابل ها از لحاظ شیوه پردازش دو نوع است: 1. فابل هایی با کنش و عمل داستانی (6 تا)، 2. فابل هایی در قالب گفتگو یا داستان صحنه ای(8 تا). در هر دو دسته، طرح و عمل داستانی بسیار ساده و ابتدایی است و همه عناصر پیرنگ و روایت (بخصوص زمان و مکان) در آنها وجود ندارد. در همه فابل ها دو شخصیت حضور دارند و تعداد کنش ها بین دو تا هفت است. راوی در اکثر آنها دانای کل و زاویه دید بیرونی است. لحن بیشتر فابل ها طنزآمیز است.4 تا از فابل های مولوی تمثیل اخلاقی- عرفانی و 10 فابل تمثیل اندیشه است. مولوی در دسته اخیر به بیان مفاهیم عرفان نظری، مفهوم قرآنی لطف و مفهوم کلامی کسب پرداخته است
قصه ها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات عامه را شکل می دهند. این بخش از فرهنگ عامه، جلوه گاه باورها، اندیشه ها و شیوه های زندگی مردم هر ملت است. قصه های هر منطقه، به ویژه قصه های شفاهی، بستری مناسب برای واکاوی باورهای اساطیری و توتمی آن قوم است. در این پژوهش یکی از رایج ترین قصه های منطقه ی کوهمره سرخی فارس با عنوان قصه ی «چل گیس» واکاوی شده است. نگارنده نخست به روش میدانی، قصه را به دقت ثبت کرده و سپس به روش توصیفی تحلیلی به بررسی بن مایه های اساطیری آن پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد باورهای اساطیری در همه ی محورهای داستان، گاه آشکارا و گاه نمادین و رمزآلود دیده می شود. نگارنده کوشیده است این بن مایه ها را در بخش های زیر بررسی کند: 1. ایزدبانو آناهیتا: بررسی ویژگی های برجسته ی آناهیتا در این قصه: الف) الهه ی آب؛ ب) افزاینده ی رمه؛ ج) پاک کنندگی زهدان زنان و هم چنین بررسی نمود حیوانی آناهیتا در روایت؛ 2. حمایت حیوان جادویی از قهرمان داستان؛ 3. گیاهان جادویی و حمایت آن ها از قهرمان؛ 4. پیکرگردانی پریان؛ 5. پیکرگردانی انسان به درخت و به عکس؛ 6. نقش درختان در باروری زنان؛ 7. جایگاه پریان در قصه؛ 8. مو به عنوان ابزار باروری؛ 9. تولد شگرف قهرمان قصه؛ 10. قداست اعداد.
الیاده معتقد است یکی از بن مایه های اصلی حماسه ها، سفرهای آیینی پهلوانان است. از سوی دیگر ایران یکی از تأثیرگذارترین جوامع در آیین های شمنی به شمار می رود و نمودهای شمنی در حماسه های ایرانی بسیار دیده می شود. هفت خان اسفندیار یکی از نمونه ّهای پیوند حماسه های ایرانی و آیین های شمنی است که بن مایه های سفرهای آیینی را دربردارد. در این داستان گرگسار نشانه ای از شمن راهنمای نوآموز بوده و داستان های هفت خان نمود رازآموزی و تشرف، ورود پهلوان رازآموخته به انجمن ها و سفر او به جهان زیرین برای بازگرداندن روح خواهران می باشد. در این مقاله کوشش می شود با بررسی تطبیقی داستان های هفت خان با آیین های گذر شمنی، نمودهای آیین های تشرف در این داستان بررسی تا مشخص شود چرا هفت خان اسفندیار مقام تشرف اوست. همچنین در مقاله نشان داده خواهد شد که اسفندیار در خان سوم به تشرف رسیده و داستان های پس از آن نمود سفرِ فرد تشرف یافته به جهان مردگان برای بازگرداندن روح می باشد؛ وظیفه ای در جوامع کهن به عهده شمن ها بوده است.
این پژوهش به بررسی و ریشه شناسی ساختمان فعل در کتیبه ها با روش توصیفی–تحلیلی پرداخته و در آن تلاش شده است تا ساختار فعل و صرف و نحو و جایگاه آن در جمله با استناد به کتیبه ها شناسایی و بررسی شود. برای جمع آوری اطّلاعات، به روش کتابخانه ای و با استفاده از فیش برداری، به صرف و نحو فعل ها پرداخته شده است. برای بررسی بهینه ریشه شناسی و ترجمه صحیح کلمات از سروده های آن دوره یعنی دوره باستان استفاده شده تا نکات اساسی مورد نظر به درستی بیان شود. در این سروده ها فعل ها مشخّص شده و زمان آن مورد بررسی قرار گرفته است. در جمع آوری اطّلاعات که عمده ترین آن، بررسی و ریشه شناسی افعال در کتیبه شاپور یکم کعبه زردشت می باشد، به شباهت ها و تفاوت های افعال و سیر تحوّل آن از دوره باستان به فارسی میانه و پهلوی اشکانی پرداخته می شود. در این مقاله افعال در جملات کتیبه شاپور یکم در کعبه زردشت و صرف و نحو آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. پژوهش نشان می دهد که فعل در فارسی باستان در گذر زمان به فارسی میانه دچار تغییراتی شده است. در تحوّل از ایرانی باستان به فارسی میانه و پهلوی اشکانی، دستگاه های فعلی نقلی، ماضی و آینده و ماده های فعلی آغازی، آرزویی و تشدیدی از میان رفته اند. تنها دستگاه فعلی معروف به مضارع تحوّل یافته و عمومیّت پیدا کرده است.
از جمله جلوه های زیبایی کلام خداوند تصویرگری های آن است که دارای جذابیت، پویایی و خلاقیت فوق-العاده ای است. هدف از تصویرگری در قرآن، تحقق غرض دینی و انتقال پیام قرآنی و تثبیت معانی مورد نظر در ذهن خواننده و شنونده است. یکی از مهم ترین موضوعاتی که قرآن کریم در ابعاد گسترده ای به آن پرداخته مبحث جهاد است که در قالبی بسیار زیبا و هنرمندانه بیان شده است. خداوند متعال از دلالت های زبانی واژه ها برای نشان دادن معانی مورد نظر خود به زیبایی و دقت اعجاز آمیزی یاری گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی تصویرهای ادبی آیات جهاد را مورد واکاوی و تحلیل زیبایی شناختی قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم در بیان مفاهیم آیات جهاد بیشتر از استعاره و کنایه بهره جسته و تصاویری پویا، خیره کننده و در عین حال متنوّع و سرشار از احساسات ارائه نموده است. کلیدواژه ها: قرآن کریم ، آیات جهاد، تصویر ادبی.